نینوا


كربلا گفتم كران را گوش نيست

ورنه از غم بلبلي خاموش نيست

بلبلان چهچه زماتم ميزنند

روز وشب از كربلا دم مي زنند

هر نظر بر غنچه اي تر ميكنند

يادي از غوغاي اصغر ميكنند

غنچه مي بينم دلم پر مي زند

بوسه بر قنداق اصغر مي زند

گفت بابا! بي برادر مانده اي؟

بي كس و بي يار و ياور مانده اي؟

گر تو تنهايي بگو من كيستم؟

اصغرم اما  نه  اصغر  نيستم




[ شنبه 3 دی 1390  ] [ 4:41 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 0

 

خيز و اسماعيل را آماده كن

سجده ي شكري بر اين سجاده كن

اي پدر حرف مرا در گوش گير

خيز و اين قنداقه درآغوش گير

خيز و با تعجيل ميدانم ببر

بر سر نعش شهيدانم ببر

تشنه ام ! اما نه بر آب فرات

آب مي جويم! ولي آب حيات

آب در دست كمان دشمن است

تير آن نامرد احياي من است

اتش اقيانوس را آواز داد

آخرين ققنوس ر ا پرواز داد

 خون اصغر آسمان را سير كرد

خواب زينب را چه خوش تعبير كرد

زينب آيا سر به محمل مي زند

كاروان را زخمه بر دل ميزند؟




[ شنبه 3 دی 1390  ] [ 4:39 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 75643 نفر
كل مطالب : 74 عدد
تعداد کل نظرات: 10 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 11 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 17 آبان 1392 
امکانات وب