
هفتاد دو ماه و ظهر عاشورا
شق القمر امام را ديدم
هفتاد دو و پشت آسمان خم شد
وقتی کمر امام را ديدم
هفتاد و دو زبح و يک خليل الله
در عزم خليل حق خلل هرگز
در سير و سلوک فی سبيل الله
تعظيم به هيبت هبل هرگز
در هلهله ی بتان هر جايی
اينگونه که ديد خود شکستن را
افروخت شراره ی ستم سوزی
آموخت ره زخويش رستن را
بنگر حرکات نور اعظم را

