
آفتاب از روي زين افتاده است
مشك آبش بر زمين افتاده است
كيست اين ساقي كه بي دست آمده است
كز سبوي تيغ سر مست آمده است
كيست اين ساقي كه در خون پا نهاد
تيرها را ديد پيشاني گشاد
|
نینوا |
مشك آبش بر زمين افتاده است كيست اين ساقي كه بي دست آمده است كز سبوي تيغ سر مست آمده است كيست اين ساقي كه در خون پا نهاد تيرها را ديد پيشاني گشاد |
|