کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون طپیده میدان کربلا گر چشم روزگار به رو زار می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا از آب هم مضایقه کردندکوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا [ سه شنبه 15 آذر 1390 ] [ 11:25 AM ] [ Amir Ali ] نظرات 0
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد [ سه شنبه 15 آذر 1390 ] [ 11:22 AM ] [ Amir Ali ] نظرات 1