نینوا

 


محرم ماه الفت با جنون است

چراغ كوچه هايش بوي خون است

محرم حرمت خون است و حنجر

تلاطم ميكند حنجر به حنجر

غم زهرا مرا سوز درون داد

دم حيدر به من شور جنون داد

حسين آمد به زخم دل نمك ريخت

مرا با شور عاشورا در آميخت

مرا سوداي زينب در به در كرد

نصيبم جرعه اي خون جگر كرد

ز فرط تشنگي بي تاب گشتم




[ جمعه 2 دی 1390  ] [ 2:00 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 0

 

عطش ديدم ز خجلت آب گشتم

چه ها گويم زمشك تير خورده

ز دست ساقي شمشير خورده

به خاك افتاد مشك از دست ساقي

دو عالم پر شد از بوي عقاقي

مشامم پر شد از داغ شهيدان

كه مي گردم بيابان در بيابان

اگرچه تا كنون كاري نكردم

دعا كن تا ز ميدان بر نگردم

بگيرم دامن دشت ودمن را

سراغ عندليبان چمن را

بپرسم از لب تيغ زليخا

نشان يوسف بي پيرهن را

صبا در خاك و خون آيا نديدي

شهيد بي سر و دفن و كفن را




[ جمعه 2 دی 1390  ] [ 1:57 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 75644 نفر
كل مطالب : 74 عدد
تعداد کل نظرات: 10 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 11 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 17 آبان 1392 
امکانات وب