
آن شب که بتان نماز خواندند
ما را به حریم راز خواندند
در كف کف و بر لبانشان کف
از دلبر دلنواز خواندند
دستی به در نیاز بردیم
با غمزه خود به ناز خواندند
مطرب به ره عراق میزد
در گوشه ای از حجاز خواندند
ما شیعه ی آل مصطفی ایم
آئینه ی کربلا نمائیم
ای تشنه شهید سر بریده
دل از سر و پسر بریده
در ظهر عطش مگر چه دیدی
کز جان و جهان نظر بریدی

