
در رهگذر اميد و بيميم
در حسرت يك تپش نسيميم
اي زمزمه ي نسيم برخيز
ما را به هواي خود بر انگيز
اي رايحه ي تو روح پرور
موج نفس تو نوح پرور
ماييم و هزار رود سركش
دريا دريا خروش و آتش
ما شعله ي پيچ و تاب داريم
از داغ تو التهاب داريم
اين شعله هجوم ناله ي ماست
آبي است كه در پياله ي ماست
روزي كه به ما پياله دادي
تعليم فغان وناله دادي
جامي كه به ما نوالله كردي
ما را به غمت حواله كردي

