نینوا

 

تا قلم لب بر مركب ميزند

بوسه بر جا پاي زينب ميزند

مي گذارد سر به صحراي جنون

مي نگارد نقشي از درياي خون

مي كشد آه از نهادي سوخته

وز ضمير خيمه اي افروخته

كربلا مي مرد اگر زينب نبود

شيعه مي پژمرد اگر زينب نبود

بي بي دستم به دامان بلندت

نگاهي كن به صيددر كمندت

بكش دست نوازش بر سر ما

بزن مرهم به زخم باور ما

تنت را در دل شب غسل دادم

 تو را با اشك زينب غسل دادم

كدام شب از آن شب تيره تر بود

كه زهرا حائل ديوار و در بود




[ چهارشنبه 23 آذر 1390  ] [ 4:47 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 75683 نفر
كل مطالب : 74 عدد
تعداد کل نظرات: 10 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 11 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 17 آبان 1392 
امکانات وب