
شکوه های داغ چندین ساله اش
شکوه ها از تلخی زخم زبان
تلخ تر از امت نامهربان
ساقی امشب ساغر زهری بده
لطف پنهان در دل قهری بده
عاقبت زخم زبانم می کشد
امت نامهربانم می کشد
غربت من عصر عاشورا بود
در اسيري زينبم تنها بود
مرغ دل يك بام دارد دو هوا
گه مدينه مي رود گه نينوا
اين اسير بند قاف و شين وعين
گاه ميگويد حسن گاهي حسين

