خبرگزاری آریا- عملیات اجرایی احداث راه روستایی ارمیان شهرستان شاهرود آغاز شد .
به گزارش آریا به نقل ازروابط عمومی اداره کل راه و ترابری استان سمنان ،قربانپور با بیان این مطلب افزود : این پروژه راه روستایی به طول 2/7 کیلومتر و عرض 5/5 متر شامل عملیات خاکبرداری و خاکریزی ، زیراساس و یک لایه آسفالت سطحی است که در مدت زمان یک سال احداث خواهد شد.
مدیرکل راه و ترابری استان سمنان اجرای 21 دستگاه آبرو و پل در این محور را از جمله مشخصات فنی ـ اجرایی بیان نمود.
وی در خاتمه اعتبار اجرای این راه روستایی را شش میلیارد و پانصد میلیون ریال عنوان کرد.
به گزارش ایرنا، رحیم اسلامی افزود : دراین مدت یک میلیون بشکه مایعات گازی در پالایشگاه فجر جم استحصال شد که از طریق پایانه صادراتی این شرکت در بندرسیراف صادر شده است.
وی با اشاره به میزان پروپان تولیدی شرکت پالایش گاز فجرجم درفروردین ماه سال جاری تصریح کرد : در این مدت 914 تن پروپان در این شرکت تولید شده است.
مدیر عامل شرکت پالایش گازفجرجم دربخش دیگری از اظهارات خود با تاکید بر کار عملیات تعمیرات اساسی در این شرکت گفت : تعمیرات اساسی دراین پالایشگاه در21 فروردین ماه سال جاری آغاز شده و انتظار می رود با تلاش جهادگونه مجموعه نیروهای انسانی این شرکت وکمک خداوند این عملیات مهم با موفقیت به پایان برسد.
وی افزود: اکنون تعمیرات اساسی روی یکی از واحدهای شیرین سازی به اتمام رسیده و به زودی کار تعمیرات اساسی یک واحد دیگر نیز به پایان خواهد رسید.
اسلامی یادآور شد : این پالایشگاه هشت واحد شیرین سازی دارد و انتظار می رود با یاری خداوند عملیات تعمیرات اساسی همه این واحدها تا پایان شهریورماه سال جاری به پایان برسد.
شرکت پالایش گاز فجر جم به عنوان بزرگترین پالایشگاه گازی کشور، با تامین حدود 25 تا 30درصد گاز مصرفی کشور نقش مهمی در سبد انرژی کشور دارد.
به گزارش خبرنگار اقتصادی فارس، دوشنبه هفته گذشته بود که دولت در اقدامی ناگهانی و شوک آور وزارتخانه های صنایع را در بازرگانی، نفت را در نیرو، رفاه را در کار و راه را در مسکن ادغام کرد تا حاشیه های جدیدی بر فضای اقتصاد، سیاست و اجتماع کشور حاکم شود.
این اقدام دولت در حالی از نگاه نمایندگان مجلس غیرقانونی اعلام شد که به دلیل نامعلوم بودن آینده این تصمیم جدید و اجرا یا عدم اجرای آن، نمی توان از قطعی شدن یا نشدن ادغام این وزارتخانه ها سخن گفت و مطابق معمول چنین جریان هایی باید منتظر روزهای آینده و مواضع دولت و مجلس و دیگر نهادهای تصمیم گیر بود تا تکلیف این قضیه روشن و نهایی شود.
در این میان بورس اوراق بهادار هم که به تازگی حاشیه های ناشی از مسائل سیاسی داخلی را با افت قیمت ها و شاخص ها از سر گذرانده، در برابر موضوع ادغام این وزارتخانه ها (که برخی مانند وزارت صنایع ، نفت و رفاه بطور مستقیم و غیر مستقیم با بازار سرمایه کشور مرتبط اند) چندان واکنش مشخص و روشنی طی روزهای سه شنبه و چهارشنبه گذشته از خودشان نداد اما به باور برخی صاحب نظران در صورت نهایی شدن ادغام وزارتخانه های صنایع در بازرگانی، نفت در نیرو و رفاه در کار، طی آینده میان و بلند مدت باید شاهد برخی تحولات منفی مربوط به حوزه های تولید و سرمایه گذاری بود،چرا که درکنار اهمیت آینده سودآوری شرکت های تولیدی حاضر در بورس ، در صورت تغییر رویکرد زیرمجموعه های تامین اجتماعی از سرمایه گذاری به دیگر حوزه ها مانند کارگری، احتمال کاهش جریان نقدینگی بازار سهام به دلیل نقش اساسی شرکت های وابسته به سازمان تامین اجتماعی مانند شستا در مبادلات مالی و پولی وجود خواهد داشت.
از طرف دیگر وزارت نفت هم در شرایطی هنوز به تعهدات خود در اجرای اصل 44 و واگذاری پالایشگاه ها و پتروشیمی ها به درستی عمل نکرده و وزارت نیرو هم در صدد جهش واگذاری ها طی سال جدید است که با ادغام این وزارتخانه ها و 6 وزارتخانه دیگر موضوع اجرای اصل 44 هم با هاله آی از ابهام روبرو خواهد شد.
به هر حال در شرایطی هنوز چالش جدید پیش روی دولت و مجلس ادامه دارد که مواضع کارشناسان بازار سرمایه در رابطه با درستی یا نادرستی ادغام 8 وزارتخانه در گفت وگو با فارس اعلام شد.
*ادغام ها تاثیری بر اجرای اصل 44 و بورس ندارد
حسین خزلی خرازی دبیرکل سابق کانون کارگزاران بورس در برابر این سئوال که در صورت ادغام این وزارتخانه ها، تکلیف اصل 44 چه خواهد شد، پاسخ داد: خوشبختانه قوانین مادر چون سیاست های اجرایی اصل 44، بودجه و برنامه پنجم وجود دارند که صرف نظر از ساختار وزارتخانه ها تکلیف خصوصی سازی بنگاه ها و عرضه ها را مشخص کرده اند، بنابراین به طور اصولی، ترکیب و ادغام وزارتخانه ها نباید تاثیری در سیاست های کلی و قوانین مادر بگذارد.
وی در واکنش به دیگر پرسش مبنی بر اینکه با این ادغام آیا بورس هم تحت تاثیر قرار خواهد گرفت یا خیر؟ خاطرنشان کرد: نمی توان نظر چندانی داد اما اگر ادغام و تغییر ساختارها باعث چالاک شدن وزارتخانه ها شده و تصمیم گیری های هماهنگ تر و بهتر باشد قطعا با اثرات مثبتی بر بورس همراه خواهند شد.
به اعتقاد این کارشناس به دلیل توجه اکثر فعالان بازار سهام به مجامع و اطلاعات جدید شرکت ها، موضوع ادغام وزارتخانه ها چندان برای سرمایه گذاران اهمیت نداشته و این موضوع به دلیل عدم تاثیر مستقیم در سودآوری شرکت ها و مهمتر از آن نهایی نشدن ادغام بار روانی به همراه ندارد. از سوی دیگر در شرایط کنونی واکنش روانی بازار سهام به اخبار و مسائل سیاسی بیشتر از مواردی مانند ادغام وزارتخانه ها و حتی بودجه است.
خزلی خرازی در رابطه با آینده بازار سهام هم خاطرنشان کرد: اگر عوامل داخلی و بین المللی منفی در روزها و هفته های آتی رخ ندهد، بازار سهام حداقل تا شهریور ماه همچنان پرگردش و پر رونق خواهد بود چرا که بسیاری از شرکت های بزرگ و مطرح با عملکرد مناسب سال گذشته، تقسیم سودهای در خور توجهی خواهند اشت،پیش بینی های سال 90 شرکت ها هم بیشتر شده است. بنابراین بازار هم از شرایط مناسبی بر رشد برخوردار بوده و جای نگرانی وجود ندارد.
*ادغام وزارتخانه ها به نفع بازار سرمایه است
بهرام غیایی کارشناس بین المللی بازار سرمایه هم خاطرنشان کرد: هرچند کوچک کردن دولت ، کاهش هزینه های عمومی و تقویت بخش خصوصی به نفع آحاد جامعه است اما عدم توجه به فعالیت های تخصصی هر مجموعه و وزارتخانه می تواند به گرفتارهای بیشتر و هرج و مرج منتهی شود.
وی ادامه داد: بنابراین به نظرم دولت بهتر بود به جای ادغام 8 وزارتخانه اقدام به تمرکز زدایی و انتقال فعالیت ها و مسئولیت ها به مراکز استانی می کرد تا با کوچک کردن خدمات و حذف بوروکراسی، بخش خصوصی کشور تقویت شود.با این اوصاف ادغام وزارتخانه ها نه تنها مشکلی را برطرف نخواهد کرد بلکه در مواردی ممکن است موجب افزایش نرخ بیکاری هم شود.
به گفته وی درحالی وجود بوروکراسی در همه جای دنیا مانع از توسعه اقتصاد و تحقق اهداف بوده و دولت ها هم هیچ گاه تاجر خوبی نبوده اند که به جای ادغام وزارتخانه ها می توان با تمرکز زدایی شرایطی را به وجود آورد که ضمن چابک سازی دولت زمینه رشد بهره وری و اشتغال هم فراهم شود.
این کارشناس ارشد بازارهای سرمایه در برابر این سوال که با این اوصاف آیا بازار سهام کشور می تواند تحت تاثیر ادغام 8 وزارتخانها خصوصاً وزارتخانه های صنایع با بازرگانی و نفت با نیرو و رفاه و کار قرار گیرد یا خیر؟ پاسخ داد: واقعیت این است که بازار سرمایه کشور طی چند سال اخیر به جایی رسیده که به مسائلی این چنینی و حتی بزرگتر هم چندان توجهی نداشته و نظری ندارد،اما اگر با کوچکتر شدن وزارتخانه ها دست دولت هم در امور سهام و سرمایه گذاری هم کمتر شود مسلماً بازار سرمایه ایران از آن استقبال خواهد کرد. بنابراین هر خبر و اتفاقی که با کمتر شدن دخالت دولت در بازار سرمایه همراه باشد به نفع بازار و فعالان و در اصل اقتصاد کشور خواهد بود.
غیایی تاکید کرد: یکی از دلایل رشد سال گذشته و چند وقت اخیر متغیرهای بازار سهام و قیمت ها ناشی از عدم عرضه کافی سهام شرکت ها از سوی دولت و متولیان آن است که منجر به افزایش متقاضیان و در نتیجه رشد قیمت ها و محدود بودن گزینه ها به چند شرکت شده است.
به گفته وی از دیگر دلایل جهش متغیرهای بازار سهام ایران پایین بودن قیمت ذاتی خدمات شرکت های تولیدی و بانکی، ارزان بودن سهام شرکت ها ، عدم توسعه و رشد همه جانبه بازار سرمایه و نبود فرهنگ سرمایه گذاری و توجه عمومی به بازار سهام است.
وی در جمع بندی اظهارات خود خاطرنشان کرد: با این اوصاف در حالی ادغام وزارتخانه ها در مجموع به نفع بازار سرمایه خواهد بود که اگر از هزینه های بالاسری کاسته شود و دولت به جای دخالت در امور سرمایه گذاری و بازار سرمایه نظارت داشته باشد و فعالیت ها به بخش خصوصی واگذار شود، مسلماً بازار سرمایه از آن استقبال خواهد کرد.
* ادغام ها با سال جهاد اقتصادی مغایر است
علیرضا عسگری مارانی مدیرعامل سرمایه گذاری ملی ایران با انتقاد از نحوه ادغام وزارتخانه ها اظهار داشت: طبق دروس تشکیلات با تعریف روش و ساختارهای جدید، ساختار قدیم بلافاصله از بین نرفته بلکه تا مدتی در کنار ساختار جدید حرکت خواهد کرد .از طرفی دیگر درحالی ابتدا باید تجربه های جهانی چنین تصمیماتی عنوان شود که مشخص نیست با ادغام این 8 وزارتخانه از هزینه های عمومی دولت کاسته خواهد شد و آیا مردم تحمل چنین جریانی را دارند یا خیر؟
وی در رابطه با ادغام وزارتخانه ها تصریح کرد: ادغام وزارتخانه هایی مانند صنایع و بازرگانی شاید در نگاه اول اتفاق مثبتی باشد اما نکته اساسی این است که کدام از یک وزارتخانه ها محور خواهند بود؟ اگر وزارت بازرگانی محور باشد اتفاقی بسیار بد خواهد بود چرا که این وزارتخانه به دلیل ماهیت و فعالیتی که در تنظیم بازار دارد با جلوگیری از صادرات و افزایش واردات بی رویه مانع از توسعه تولید داخلی خواهد شد.
وی ادامه داد: این درحالی است که شاید در کمتر کشوری وزارت بازرگانی وجود داشته باشد و در هیچ جای دنیا نیست که وزارت صنایع که قاعدتاً محور تولید و اشتغال است، در وزارت بازرگانی ادغام شود.مهمتر از همه در سالی که سال جهاد اقتصادی نامیده شده ادغام این وزارتخانه ها مغایر با اهداف توسعه ایی بوده و مانع از توسعه اقتصاد کشور خواهد شد.
عسگری مارانی ادامه داد: علاوه بر این در حالی وزیر بازرگانی همین دوشنبه گذشته از عدم افزایش قیمت ها سخن گفته که با توجه به افزایش نرخ حامل های انرژی، ثابت ماندن قیمت ها برای تولیدات و شرکت ها به مثابه سم خواهد بود.
وی پیشنهاد کرد به مانند دیگر کشورها وزارت بازرگانی در خدمت سیاست خارجی بوده و یا به عنوان شعبه کوچکی از وزارت صنایع باشد، زیرا تجربه سال های گذشته و مواردی مانند انحلال سازمان مدیریت نشان داده در مقاطعی که وزارتخانه یا نهادی منحل و یا تازه تاسیس شود ، حداقل یکسال موجب سردرگمی دستگاه های مرتبط شده است.
این کارشناس ارشد بازار سرمایه در رابطه با ادغام وزارتخانه نفت در نیرو هم تاکید کرد: در کشوری مانند ایران که نفت و گاز آن به عنوان دارایی های با اهمیت تلقی می شوند، شرکت ملی نفت هم قبل از وزارت نفت وجود داشت، بنابراین با در نظر این نکته حوزه نفت باید تحت نظارت مجلس باشد نه وزارت نیرو.
عسگری مارانی با بیان اینکه نوع فعالیت و ساختار این دو وزارتخانه با یکدیگر همخوانی ندارند تاکید کرد: از طرف دیگر درحالی وزارت نفت مسیر زیادی برای اجرایی اصل 44 و واگذاری زیر مجموعه های خود دارد که وزارت نیرو هم در سال جاری باید اقدام به واگذاری زیر مجموعه های خود کند اما با ادغام این دو وزارتخانه سرنوشت اجرای اصل 44 در این دو وزارتخانه نامعلوم خواهد ماند.
وی درباره ادغام وزارتخانه رفاه در کار هم توضیح داد: از زمان تاسیس وزارت رفاه تاکنون معلوم نشده این وزارتخانه چه کاره است، چرا که در همه کشورها سازمان های تامین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی یا خصوصی اند یا با نظارت آحاد و مردم روبه رو هستند اما در ایران وزارت رفاه همه کاره این نهادها است.
عسگری مارانی افزود: از سوی دیگر ماهیت وزارت کار به گونه ایی است که به جز یکی دو زیر مجموعه و ایفای وظیفه ایجاد اشتغال، فعالیت خاص دیگری ندارد، اما وزارت رفاه با برخورداری از جمعیت میلیونی بیمه شدگان، کارهای زیادی برای انجام دادن دارد.
وی در خاتمه گفت: با این همه بهتر است ضمن جلوگیری از این ادغام ها، ساختار و وظایف و اهداف روشنی برای هر یک از وزارتخانه ها تعریف شود و با راه کارهایی مانند کاهش هزینه ها، نظارت بر دستگاه ها، افزایش بهره وری، جواب گویی دستگاه ها و خصوصی سازی واقعی، زمینه تحقق اهداف اقتصادی کشور فراهم شود.
هدف مشترکی که دو جریان "فتنه" و "انحرافی" به دنبال آن بودهاند و البته هریک منافع خاص خود را در آن دنبال میکنند، "جدایی افکنی و ایجاد فاصله میان رئیسجمهور و اصولگرایان" است.
راسخون : هدف مشترکی که دو جریان "فتنه" و "انحرافی" به دنبال آن بودهاند و البته هریک منافع خاص خود را در آن دنبال میکنند، "جدایی افکنی و ایجاد فاصله میان رئیسجمهور و اصولگرایان" است.
به گزارش راسخون به نقل از نسیم، بازی مشترکی که جریان انحرافی و فتنهگران طی روزهای گذشته و به دنبال اقدام تأمل برانگیز رییس جمهوری در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات، از خود به نمایش گذاشتند، حسگرهای بسیاری از تحلیلگران را، برای فهم دقیقتر چنین سناریویی، به حرکت درآورد.






سکوت جریان نفوذی دولت در مقابل جریان فتنه پس از انتخابات 88، هرچند علامت سوالهای بسیاری را در اذهان ایجاد کرد؛ و گرچه پس از تدوام این سکوت در پی اتفاقات 25 بهمن 89، بسیاری را به اتخاذ موضع واداشت؛ اما نتوانست همچون امروز زنگ خطر این همسویی را به صدا درآورد.
فهم پدیدههای سیاسی و تحلیل این قبیل رویدادها البته هیچگاه نباید با مطلقانگاری همراه باشد، چرا که حلقههای مفقود فراوانی همیشه در میان است که نباید تأثیر آنها را در واقعنگاری قضایا نادیده گرفت. اما به هر روی، مشاهدات و یافتههای موجود در این عرصه هم حاوی نکات فراوان و البته قابل توجهی هستند که هر یک گویای شعبهی تازه از یک ماجرا خواهند بود.
زمین مشترک بازی جریان انحرافی و فتنه در ماجرای اخیر و دروازهی واحدی که هر دوی آنها هدف شلیک توپهایشان قرار دادند نمونههایی از همین یافتههاست که گویای ابعاد تازه ای از رویکردی است که جریان انحرافی در پیش گرفته است.
هدف مشترکی که هر دو جریان به دنبال آن بودهاند و البته هریک منافع خاص خود را در آن دنبال میکنند، «جدایی افکنی و ایجاد فاصله میان رییسجمهور و اصولگرایان» است.
اثبات این مدعا و بیان و شواهد چنین مقولهای مجال موسعی میطلبد که این نوشته فاقد آن است؛ هرچند با اندکی تامل میتوان تا حد قابل توجهی این رویداد را تصدیق کرد اما به هر روی، مسئلهی اصلی در این میان رویکردی است که جریان انحرافی مدتهاست در پیش گرفته و امروز بعد تازهای از آن آشکار شده است.
جریان نفوذی دولت که درست یا غلط با محوریت رییس دفتر رییس جمهور شناخته میشود، مدتی است که خویش را در قامت یکی از کنشگران فضای سیاسی ایران تعریف کرده و در تلاش است تا هرچه بیشتر بر اعتبار و اثربخشی خود بیافزاید.
با این همه، تازهواردی این جریان به جمع بازیگران عرصهی سیاست، تا مدتها آنها را از قرار گرفتن در کانون توجهات دور نگه میداشت هرچند که تلاشهای فراونی هم از سوی آنها برای جلب توجه دیگران صورت گرفت. اقدامات تأملبرانگیز فراوان جریان انحرافی که برای رهایی از گمنامی دنبال میشد، البته روز به روز رنگ تازهای به خود میگرفت و در مقابل نحوهی مواجه با آن نیز، اندکی دقت و ظرافت میطلبید؛ چرا که این جریان خویش را به رییسجمهور برخاسته از جریان اصولگرا منسوب میکرد و در مقابل اقداماتی مغایر با برخی ارزشهای انقلاب، انجام میداد.
با این مقدمه به نظر میرسد ضرورت شناخت دقیق چنین جریانی که رگههایی از عدم شفافیت هم در آن مشاهده میشود به خوبی نمایان شده است. این ضرورت البته آن زمان دو چندان خواهد شد که به همسویی جریان انحرافی با فتنهگران در جریان اخیر توجه شده و البته جملهی کلیدی «هوشنگ امیر احمدی» را در مصاحبه با روزنامهی «گاردین» فراموش نکنیم که گفته بود: «مشایی آلترنانتیو جنبش اصلاحات است» و ابراز امیدواری کرده بود که «مشایی رییس جمهور آینده ایران خواهد شد.»
در همین راستا، این نوشته بنا دارد تا به نحوهی گذرا اندکی از ابعاد ماهوی جریان انحراف را بررسی کرده و برخی محورهای مورد تاکید این جریان را که به نحوی درکنش سیاسی آنها نمود یافته، به شکل دستهبندی شده ارایه نماید.
جریان انحراف و اولویتهای سال 90
به خوبی میتوان دریافت که یکی از اولویتهای اصلی جریان نفوذی دولت، کسب هرچه بیشتر کرسیهای مجلس در سال جاری است. این هدف اما، برای محقق شدن در پازل ترسیم شده این جریان نیازمند ملزوماتی است، که تامل در آنها تهدیدهای فراوانی برای آیندهی کشور به نمایش میگذارد.
جلسات مختلف فعالین اصولگرایان با رییسجمهور و بینتیجه ماندن هر یک از آنها، شاید بتواند سرنخ پیگیری این ماجرا باشد. چرا که آنچه از مجموع این نشستها به دست آمده نشان میدهد، جریان انحرافی قصد بازی تیمی را ندارد و با تکروی و جدایی از اصولگرایان به دنبال اجرای برنامههای خویش است.
از جمله تاکتیکهای معروف این جریان البته اختلافافکنی و ایجاد شکاف است که همین رویکرد را در رابطه با معتقدین به گفتمان انقلاب نیز دنبال کردهاند. ایجاد انشقاق در صف اصولگرایان اما با روشهای مختلفی از سوی جریان انحراف پیگیری میشود. یارگیری به طرق مختلف از گوشهای از بدنهی اصولگرایان، طرح مباحث اختلافانگیز در میان بخش دیگری از این جریان و حتی اتهامزنی به گروهی از منتقدین دلسوز دولت از جمله این اقدامات است.
نقطهی خطرناک این سناریو، تلاشهایی است که در راستای وادار ساختن احمدینژاد برای عبور از گفتمان اصولگرایی صورت میگیرد. این هدف با القای یک فضای دو قطبی دنبال میشود که از سویی با برافروختن هرچه بیشتر آتش دشمنی با هاشمی، هر آنکه را انتقادی به دولت داشته باشد در تیم مقابل قرار داده و از سوی دیگر با تدارک اقداماتی همچون بستنشینی اخیر احمدینژاد، موجبات اعتراض معتمدین به گفتمان انقلاب را فراهم میکند. این برنامه اما زمانی تکمیل میشود که با القای توهم توطئه، رییسجمهور و البته افکار عمومی را هم به این مساله مشغول میسازند که جریانی در دورن نظام با تمام قوا به دنبال کودتا وبراندازی دولت است.
جریان انحرافی البته از اتهام زنی به افراد سرسختتر هم دریغ نمیکند و با دنبال کردن تحولاتی همچون مفاسد اقتصادی سعی در خارج کردن گروهی دیگر از رقبا از بازی دارد.
اختلافافکنی میان قوا هم البته دستور کار دیگر این جریان است که به طرز عجیبی به آن دامن زده میشود. عدم رعایت بدیهیات قانون که این روزها صدای مجلس را در آورده شاید بهترین مثال برای این جریان باشد. با توجه به این فضا و همچنین هدف یاد شده در راستای انتخابات مجلس، به نظر میرسد میبایست ویژگیهای رفتاری جریان انحراف با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.
ویژگیهای جریان انحرافی
1- ایجاد شخصیتی کاریزماتیک: چهرهی اصلی این جریان سعی میکند، با مواضع ساختارشکن خود و البته با چهرهای متفاوت شناخته شود دیگر اشخاص فعال حول وی نیز عمدتا در جهت تقویت این باور حرکت میکنند که فرد یاد شده دارای ویژگیها و شاخصههای ممتازی است. به عبارت دیگر این جریان به دنبال تولید یک پدیدهی شخصیتی کاریزماتیک است. این پدیده شخصیتی، لزوما هم نباید به عنوان یک کاراکتر مثبت شناخته شود. مهم تمایز وی با دیگران است. این تمایز میتواند مثبت یا منفی باشد؛ «بدنامی بهتر از گمنامی است». مروری بر اظهار نظر برخی از این افراد مانند «عباس امیری فر» دبیر کل جامعهی وعاظ ولایی، «علی اکبر جوان فکر» مدیر عامل ایرانا، «حمید افراشته» دبیر شورای مشاوران جوان ریاستجمهوری به خوبی رویکرد غلوآمیز آنان را در بزرگنمایی شخصیت مهرهای این جریان به نمایش میگذارد.
2- قاعده گریزی: ویژگی دیگر این جریان شکستن قواعد مرسوم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و ... است. قاعده گریزه یا ساختارشکنی در دو حوزهی گفتمان و عملکرد سیاسی به خوبی در ابعاد ماهوی این جریان قابل مشاهده است. شخصیت محوری این جریان، در قریب به اتفاق مواضعش سعی میکند به نوعی از خط قرمزهای اعتقادی، فرهنگی و عرفی عبور کند و موضعی متفاوت اتخاذ نماید.
در حوزهی عملکرد سیاسی نیز، این بیقاعدگی به وضوح نمایان است. به گونهای که میکوشند ساختار صفبندیهای سیاسی را در هم نوردیده و از میان تمام اقشار و طیفهای سیاسی، مذهبی و قومی و فرهنگی و هنری با هر تفکر و گرایشی، جذب نیرو کنند. بر این مبنا، گرچه خویش را منتسب به رییسجمهور اصولگرا میدانند، اما طبق شواهد، ارتباطات پنهان گستردهای با جریان تکنوکرات و جریان اصلاحات برقرار ساختهاند.
3- حرکت حقلهای و سطحبندی شده: بدین معنی که حلقههای مختلفی را برای برقراری ارتباط و پیگیری برنامههای خود دارند. این حلقهها سطح بندی شده و هر سطحی وظیفهای خاص ر ا برعهده دارد. به عنوان مثال حلقهی دانشجویی، راه انداختن جنبش وبلاگی و حمایت در فضای مجازی را مدیریت میکند. حلقهی مدیران دولتی، تقویت و نفوذ عناصر و عوامل موردنظر در بدنهی دولت را دنبال میکنند. همچنین در میان لایههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و ... فعال شده و نیرو جذب میکنند.
4- بهرهگیری از رویکرد ایدئولوژیک: با توجه به اهمیت نگرشهای فلسفی در عرصهی تئوریپردازی و عمل سیاسی، این جریان میکوشد با بهرهگیری از این شیوه، ضمن ایجاد سردرگمی و ابهام، جذابیتهای ذهنی ایجاد نماید. ادبیات رحیم مشایی مشهون از کاربرد واژگان و ادبیات فلسفی است. از طرف دیگر رویکرد ایدئولوژیک با تعریف خاص آن، در ادبیات این جریان تداوم دارد. این در حالی است که متخصصان حوزهی علوم انسانی بر این باورند که ادبیات التقاطی ارایه شده از سوی جریان انحراف، خالی از هرگونه ارزش علمی و بار ایدئولوژیک بوده و کاملا تبلیغاتی است. نگاه جدید به بحث مهدویت و توام با آن طرح مکتب ایرانی از اسلام با این رویه، قابل توجیه است.
5- حادثه سازی، مسئله آفرینی، بحران سازی: شاید بارزترین ویژگی این جریان، مسئلهسازی آنان برای کشور باشد. این ویژگی هرچه به جلو حرکت میکنیم با شدت بیشتر بروز مینماید. آنان برای حیات خود و دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده نیازمند مسئلهسازی و بحران هستند. به عبارت دیگر جریان انحرافی را باید، جریانی «بحران زایی» دانست که حیاتش را فقط در تنشآفرینی تعریف کرده و از همین روست که رسانه برای آنها از اهمیت فوق العادهای برخوردار است.
6- اعتقاد به امتیازگیری، به ویژه به مدد اهرم رسانهای – سیاسی: با گذشت زمان و افزایش میزان آگاهی و شناخت جریانهای مذهبی و مردمی از ماهیت این طیف، آنان تلاش میکنند با به راه انداختن امواج تبلیغاتی از نظام امتیاز بگیرند و هزینههای آن را بر رییسجمهور تحمیل کنند. از ابزاهای آنان برای این امتیازگیری ترویج تئوری توطئه است. تا القا کنند، جریانی دنبال ضربه به دولت بوده و راه جبران این توطئهها، تامین خواستهها و مطالبات آنان در عرصهی مدیریت سیاسی کشور است.
الگوهای عمل سیاسی جریان انحرافی
فارغ از ویژگیهای یاد شده، آنچه که از اهمیت خاصی برخوردار است، راهبردهای عملیاتی این جریان در راستای نیل به اهدافشان است که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
1- تضعیف پارامترهای وحدت بخش اصولگرایان: آنگونه که عنوان شد یکی از استراتژیهای جریان انحرافی، ایجاد انشقاق در صف اصولگرایان است. در همین راستا این جریان برخی از معیارهای وحدت آفرین دربین اصولگرایان را مورد هجمه قرار داده تا با این اقدام بتواند در نبود زمینهی رقابت جدی با جریانهای دیگر، فضای دو قطبی مورد نیاز را بین اصولگرایان ایجاد نماید.
2- جدایی از روحانیت: رویکرد افراد شاخص این مجموعه در تبیین و تفسیر مباحث دینی، این شائبه را تقویت مینماید که آنان به نوعی استقلال فکری را در مقابل دستگاه روحانیت و حوزههای علمیه ترویج مینمایند. بیتوجهی مکرر به توصیهها و انتقادات مراجع و روحانیت و اخیرا موضعگیرهایی علنی علیه علمای شاخص، بیش از گذشته نشان میدهد که آنان تز «حرکت منهای روحانیت» را با جدیت دنبال میکنند.
3- تضعیف و به چالش کشاندن ساختارهای موثر در جامعه: تضعیف ماهرانه هیأتهای مذهبی، حوزههای علمیه، جامعهی مداحها به شیوههای گوناگون از دستآوردهای حرکت خزندهی این جریان است. ایجاد اختلاف بین این قشرها و موضعگیری علیه آنان با هدف کاهش سطح اثرگذاری آنان در تحولات سیاسی صورت میگیرد.
4- تکیه بر ادبیات اومانیستی و انسانگرایی لیبرال با التقاط مفاهیم دینی و الحادی
5- شبکهسازی: شبکهسازی به منظور رشد سریع و شتابان با تشکیل شورای راهبردی در دستور است. چرا که لیدرهای این جریان تصور میکنند تا زمان آغاز رقابتهای جدی آینده فرصت چندانی نیست تا به شیوههای معمول به عرضهی افکار و اندیشههای خود بپردازند. به ویژه اینکه به سست بودن پایگاه خود در میان افکار عمومی آگاهی دارند. این شبکهسازی با محوریت فضای مجازی و رسانهای و تکیه بر برخی صنوف و قشرها و عمدتاً با استفاده از تطمیع مالی پیگیری میشود.
6- استفاده از ارزشها و باورهای دینی: در کنار سو استفاده از باور مردم به مهدویت و فرهنگ انتظار، این طیف، ولایتمداری و اعتقاد مردم به ولایت فقیه را نیز در جهت اهداف گروهی در نظر میگیرند و بدین وسیله به دنبال کاهش فشارها و انحراف افکار عمومی از ماهیت خود هستند.
حسين سازور، سيب سرخي، هلالي، بهمني و طاهري همراه با عزاداران حضرت زهرا(س) با تاكيد بر آمادگي خود براي مقابله با فتنه جديد، نسبت به تكاپوي جريان انحرافي به سركردگان آن، هشدار دادند.
راسخون : حسين سازور، سيب سرخي، هلالي، بهمني و طاهري همراه با عزاداران حضرت زهرا(س) با تاكيد بر آمادگي خود براي مقابله با فتنه جديد، نسبت به تكاپوي جريان انحرافي به سركردگان آن، هشدار دادند.
به گزارش راسخون به نقل از فارس، مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در ميدان منيريه عليرغم تمامي تلاشهاي رسانهها و جريان ضد انقلاب و جريان انحرافي با هوشياري عزاداران و ذاكرين اهل بيت به محفلي عليه جريان نفوذي تبديل شد.
در ابتداي اين مراسم كه بعد از نماز جماعت به امامت آيتالله صديقي برگزار شد، خطيب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به فضاسازي رسانههاي ضد انقلاب گفت كه عزاداران حضرت زهرا(س) تابع رهبر معظم انقلاب هستند و اينكه بيبيسي روسياه فكر ميكند در منيريه ضد ولايتيها جمع شدهاند اشتباه است چرا كه همه عزاداران حضرت زهرا آمدهاند كه بگويند اجازه نخواهند داد ديگر علي تنها بماند.
روحالله بهمني مداح اهل بيت نيز با تاكيد بر تبعيت عزاداران حضرت زهرا از ولي فقيه گفت: هر جا كه پرچم عزاداري حضرت زهرا نصب شده باشد، آنجا محفل ولايتمداران است و هيچ پرچمي نيست كه براي ولايتمداران نباشد.
بهمني با بيان اينكه حزباللهيها اجازه نفوذ انحرافيها را در بين عزاداران نخواهند داد، گفت كه خداوند سايه اساتيدي چون حاج منصور ارضي را بر سر ذاكران اهل بيت حفظ كند.
وي همچنين گفت كه عزاداران اهل بيت ميدانند كه خاري در چشم دشمنان اسلام هستند و به اين موضوع افتخار ميكنند.
رضا هلالي كه تريبون را با سر دادن شعر "مرو مادر، مرو مادر " به دست گرفته بود، اين شعر مشهور را خواند: " آقاي من، دنياي من، اللهم اجعل محياي محياي من. من براي تو گريه ميكنم، تو براي من آقاي من، ميگم عاشقم، اما خودم بهتر ميدونم كه نالايقم، كدوم عاشقي، من كه براي تو هميشه آينه ي دقم، كجا عاشقم.......، سامون بده، ليلاي من يك خبري به مجنون بده، امون بده؛ من كه مردم كربلاتو نشون بده، سامون بده؛ درد بده، دوا بده، هرچي دارم ازم، بگير، به من يه كربلا بده "
هلالي هم مثل ديگر مداحان به هنگام همخواني جوانان با اين شعر معروف تأكيد كرد كه حزبالهيها تنها تابع ولي فقيه هستند.
حسين سيبسرخي مداح اهل بيت با بيان اينكه تمامي ذاكران اهل بيت تابع نظر حضرت آقا هستند، گفت: كساني كه فكر ميكنند ميتوانند جلوي ولايت فقيه بايستند بدانند كه اگر اين تصور را داشته باشند مملكت را از آنها پس ميگيريم.
سيبسرخي نيز با قرائت اين شعر قديمي كه "ما با ولايت زندهايم تا زندهايم رزمندهايم " از عزداران خواست كه دعا كنند هيچگاه هيچكس به سرنوشت "طلحه و زبير " گرفتار نشود.
سيب سرخي از فتنه جديد سخن گفت و با اشاره به دشمني و فتنهانگيزي آمريكا و اسرائيل، افزود: حزباللهيها در برابر هر فتنهاي ايستادهاند چه فتنه قديم وچه فتنه جديد. برخيها تصور نكنند كه ميتوانند براي حزباللهيها نقشه بكشند. خداوند چشم تمام كساني كه نميخواهند عزت رهبر انقلاب را ببينند كور كند حتي اگر خود من چنين باشم؛ اين سخنان سيب سرخي موجب شد تا هزاران عزاردار با سردادن شعار " مرگ بر ضد ولايت فقيه " "ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند " با رهبر معظم انقلاب تجديد بيعت كنند.
حاج مرتضي طاهري نيز بر ولايت و تبعيت از ولايت فقيه تاكيد كرد و در ادامه حاج حسين سازور با بيان اينكه هر كجا پرچمي براي عزاداري نصب شده باشد آنجا براي حزباللهيهاي در خط ولايت است، گفت كه حزباللهيها با شخص كار ندارند و تنها برايشان مسير و جهت انقلاب و ولي فقيه مهم است.
سازور با بيان اينكه حزباللهيها تنها از كساني حمايت ميكنند كه تابع ولي فقيه باشند، گفت: اگر كسي در مسير و جهت حضرت آقا حركت نكند ما در مقابل او ميايستيم. هر كسي كه ميخواهد باشد ما با كسي تعارف نداريم.
وي مستند ظهور نزديك است را خيانت در حق امام زمان و نايب بر حقش دانست و تاكيد كه مراسم امروز هيچ قطعنامه و بيانيهاي نداشته است.
راسخون : « م ط» یکی از مدعیان دروغین که دارای انحرافات فراوان بود بازداشت شد.
از جمله موارد انحرافی نامبرده که در کلاسهای به اصطلاح عرفان حلقه ارائه می نمود توان به موراد ذیل اشاره نمود:
۱- رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین
۲-تعبیر دین به خرافه
۳- کلاسهای خلاف شرع و عرف (کلاسهای مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)
۴-کسب درآمدهای غیرقانونی (به عنوان مثال نامبرده برای برگزاری شش دوره کوتاهمدت از هر نفر سیصد هزار تومان دریافت میکرده است)
۵- تبلیغ پلورالیسم دینی
۶- وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند این در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها میتوانند به روحالقدس متصل شوند.
۷- طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جنگیر در ارتباط بوده است)
۸- بازی با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقهای
۹- بیبندوباری و فحشای معنوی
۱۰-درمانگری با استفاده از روشهای شیطانی
۱۱- توهین به مقام الوهیت
راسخون : کیهان در گزارشی به برخی از تخلفات حلقه حامیان رئیس جمهور پرداخت.
در بخشی از این گزارش آمده است.
*فعالیت گسترده و مشکوک چهار گروه «فرقه های رمالی، عرفانی، رسانه ای و رانتخوار» در حاشیه جریان انحرافی متصل به مسئولین ارشد دولت باعث ایجاد گمانه ها و اظهارنظرهایی شده است.
*این سه جریان که به موازات هم نقش زیادی در حذف نیروهای انقلابی، درگیری بین قوا و رواج عقاید انحرافی و شبه ناک داشته توانسته است با رانت دولتی برخی از مناصب حکومتی را به نفع خود مصادره کند.
*چندی پیش نیروهای اطلاعاتی نسبت به مراودات یک جریان خاص انحرافی در دولت با برخی از رمالان و جن گیرها مطلع می شوند و یکی از این افراد به نام «عباس.غ» را دستگیر می نمایند. وی ضمن اعتراف ارتباط با برخی از مسئولین دولتی که مسئولیت جریان انحرافی را برعهده دارند به برخی از فعالیتهای خود برای این جریان پرده برمی دارد.در همین حال این جریان انحرافی با فشار به مسئولین این نهاد امنیتی و معرفی او به عنوان کسانی که مانع از فعالیت دولت در عرصه های مختلف می شود! و از رئیس جمهور می خواهند که شخصا مساله را پیگیری و خواهان آزادی عباس.غ شوند.اما این نهاد امنیتی بدون توجه به فشارها و بدگویی های سیاسی عملیات شناسایی اعضای شبکه جریان انحرافی و مرتبطین با آنها را آغاز کرده است و کلیه فعالیتهای آشکار و پنهان این جریان را تحت رصد قرار می دهد.
*نگاهی به برخی اظهارات چهره های جریان انحرافی نشانگر غوطه ور بودن آنها در یک فرقه خاص است. در این زمینه یکی از چهره های برجسته این جریان در برخی از مناسبات سیاسی از توان شیطانی و غیرشرعی این افراد استفاده کرده و برنامه ها، تصمیمات و راهبردهای اساسی خود را براساس توصیه های غیرشرعی آنان تنظیم می کردند.
* همچنین گروهی که تحت عناوین دروغین عرفان و نزدیکی به امام زمان(عج) تحت حمایت جریان انحرافی بودند شناسایی و دستگیر شدند. یکی از سرکردگان این جریان انحرافی «علی. ی» است که دارای ارتباطات پنهان فامیلی، قومی و رانت جویانه با برخی از مسئولین جریان انحرافی است، این فرد که به عنوان ایدئولوگ این فرقه فعال بوده انتصاب اخیر یکی از افراد در پست های دولتی را زمینه ساز تشکیل دولت انتظار ارزیابی کرده است.
* این جریان انحرافی همچنین از یک پشتوانه رسانه ای قدرتمند که به شخص اول این جریان متصل بوده است بهره مند است.این جریان رسانه ای با عضوگیری و شناسایی نیروهای توانمند در عرصه اطلاع رسانی اقدام به ارسال اخبار و اطلاعات با تکنیک های متعدد رسانه ای کرده اند.تیم رسانه ای آقای «میم» به گونه ای است که حتی فعالیت سایت های مختلف علیه «میم» را نیز مغتنم شمرده و به نفع وی ارزیابی می نمایند و معتقد هستند که این مسائل منجر به افزایش محبوبیت وی می شود و انجام این اقدامات تخریبی و یا پخش مطالبی مبنی بر شرکت وی در مجالس و جلسات غیرمتعارف باعث ایجاد محبوبیت وی نزد گروهها و اقشار مختلف اجتماع خواهد گردید.
* چهارمین گروهی که درجریان انحراف فعالیت می کند؛ رانتخواری یا فعالیت های اقتصادی غیر قانونی است، فعالیتهای مفسدانه این گروه اگرچه از مدتها قبل در دستور کار قوه قضائیه بوده است اما فشارها و اعلام نفوذها مانع از اعمال مجازات و یا رسانه ای شدن آن شده است.علاوه بر موارد فوق سایت «الف» وابسته به احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی به افشای «رانتخواری بزرگ در شرکت خصوصی متصل به حلقه قدرت- ثروت» پرداخت و نوشت: شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا با سرمایه 20 میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، ظرف مدت کوتاهی توانسته 6 شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکت های مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که در بدو تولد، سرمایه آن از 200 میلیارد به 600 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است.
*اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیرعامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. جهانگیری همان کسی است که در سال 87 پس از ماجرای مشهور حمل قرآن با موسیقی و دف، تحت فشار علما و اقشار متدین ناچار به استعفا شد.جهانگیری پس از استعفا از معاونت سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی، شرکت خصوصی سمگا را تأسیس کرد و با حمایت ویژه دولت، همکاری مالی حداقل 10 بانک، مؤسسه مالی و شرکت سرمایه گذاری را جلب کرده است. این شرکت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری» فعالیت کند، اما بعداً به نام «شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری- سمگا» تغییر نام داد.اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی (رئیس و معاون وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) و مهدی جهانگیری (معاون مستعفی مشایی) در مراسم آغاز پذیره نویسی شرکت خصوصی سمگا، 19 اردیبهشت 1388 شرکت کرده و سهامدار آن می شوند. همان روز 50 درصد و طی 4 روز بعد، 100 درصد سهام عرضه شده شرکت سمگا توسط بانکها، مؤسسات سرمایه گذاری و فردا مطلع، خریداری شد و پذیره نویسی سمگا قبل از موعد پیش بینی شده به پایان رسید.
روزنامه آمريكايي واشنگتن پست در مقالهاي درباره مشايي و تحركات او براي رابطه با آمريكا نوشت: منابع اعلام كردهاند كه مشايي چندين سيگنال ارسال كرده است كه وي ميخواهد با نمايندگان آمريكايي ديدار كند.
راسخون : روزنامه آمريكايي واشنگتن پست در مقالهاي درباره مشايي و تحركات او براي رابطه با آمريكا نوشت: منابع اعلام كردهاند كه مشايي چندين سيگنال ارسال كرده است كه وي ميخواهد با نمايندگان آمريكايي ديدار كند.
به گزارش راسخون به نقل از فارس، روزنامه آمريكايي واشنگتن پست در مقالهاي به قلم "ديويد ايگناتيوس " درباره مشايي و تحركات او براي رابطه با آمريكا نوشت: منابع اعلام كردهاند كه مشايي چندين سيگنال ارسال كرده است كه حاكي از اين امر است كه وي ميخواهد با نمايندگان آمريكايي ديدار كند.
اين روزنامه با بيان اينكه "اسفنديار رحيم مشايي " گزينه بعدي در انتخابات رياستجمهوري ايران است نوشت: در ماههاي اخير، گفته ميشود كه مشايي يكسري ارتباطاتي را با هدف بازكردن گفتوگوها با آمريكا آغاز كرده است.
اين روزنامه ادامه داد: گرچه اوباما هرگز از پيشنهاد گفتوگو با ايران كنار نكشيده است اما براي آمريكا بسيار خطرناك است كه با يك حزب و فرقه خاص در ايران وارد تعامل شود.
واشنگتن پست در ادامه ميافزايد: مقامات آمريكايي ميگويند كه تاكنون نشستي صورت نگرفته است و احتمالا اين بدان دليل است كه واشنگتن دقيقا نميداند كه مشايي نماينده چه كسي است و دستور كار وي براي گفتوگو با آمريكا چه ميتواند باشد.
اين روزنامه آمريكايي ادامه ميدهد: يكي از مقامات ارشد دولت ايران ميگويد: تاريخ روابط ايران و آمريكا مالامال از تماسهايي است كه به شكست منتهي شده است و در تمامي آن تماسها آمريكا با يك حزب خاص يا يك واسطه كه قدرت انتقال پيام كافي نداشته است وارد گفتوگو شده بود.
مشايي بعنوان يكي از اپراتورهاي باهوشي است كه به تشكيلات روحانيت بدبين است كه البته اين بدبيني دو جانبه است.
.: Weblog Themes By Pichak :.



