شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

 

 

نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم

کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم

 

تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟

همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم

 

تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی

و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم

 

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم

 به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم

 

زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟

چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟

 

نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند

که این من، این من آرام، در مردن به جز اینم

 

 

محمدعلی بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:36 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

شکستنی‌تر از آنم که سنگ برداری

و یا به خاطره‌ای دیرسال بسپاری

 

تویی که می‌روی از پیش من ، نمی‌دانم

چه‌قدر از من و حال دلم خبر داری ؟

 

من و دل و غزلم سال‌هاست زندانیم

در این اتاقک مرطوب چاردیواری

 

گره زدند مرا مثل عنکبوتی پیر

به تار حوصله‌ی روزهای تکراری

 

مرا بگیر و تماشا کن و سپس بشکن

همیشه آینه پیدا نمی‌کنی .. آری ..

 

 

مجتبی صادقی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:35 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را

می جویمت چنان که لب تشنه آب را

 

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

 

بی تابم آن چنان که درختان برای باد

یا کودکان خفته به گهواره تاب را

 

بایسته ای چنان که تپیدن برای دل

یاآن چنان که بال پریدن عقاب را

 

حتی اگر نباشی، می آفرینمت

چونان که التهاب بیابان سراب را

 

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

 

 

قیصر امین پور


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:34 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

میان کوچه ها رفتی، به هر بیگانه شک کردم

به رفت و آمد مشکوک صاحب خانه شک کردم

 

چرا پس دیر کرده ؟ هان ؟ چرا آخر نمی آید ؟

تو رفتی تا که برگردی ، چه بی صبرانه شک کردم

 

درون باغ وقتی که به آن پروانه خندیدی

نمی دانم چه شد حتی به ان پروانه شک کردم

 

تو در آغوش من بودی ، صدایی ناگهان آمد

به رخت اویز و دیوار و چراغ خانه شک کردم

 

هم اینکه رو بروی آینه رفتی و برگشتی

به سنجاق و تل و موگیر و عطر و شانه شک کردم

 

تو هر جایی که خندیدی به هرکس یا که هر چیزی

من مجنون زنجیری ، من دیوانه شک کردم

 

 

سید تقی سیدی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:33 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

با خنده کاشتی به دل خلق ، "کاش ها"

با عشوه ریختی نمکی بر خراش ها  

 

هرجا که چشم های تو افتاد فتنه اش

آن بخش شهر پر شده از اغتشاشها

 

گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش!

معشوقه بودن است و «بریز و بپاش» ها

 

ایزد که گفته بت نپرستید پس چرا؟

دنیا پر است این همه از خوش تراش ها؟!

 

از بس به ماه چشم تو پر میکشم؟ شبی

آخر پلنگ می شوم از این تلاشها!

 

 

حسین زحمتکش


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:33 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

اینجــا به دل سپردن من گیر داده اند

مشتی اجل به بردن من گیر داده اند

 

اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب

اما بـــه آب خوردن من گیـــــر داده اند

 

مانند شمع در غم تو آب می شوم

مردم به فرم مردن من گیر داده اند

 

چشم انتظار دست تو اصلا نمی شوم

وقتـــی به شال گردن من گیر داده اند

 

در شهر،حس و حال برادر کشی پُر است

گرگان بـــه جامـــه ی تن من گیـر داده اند

 

دامن زدم به خون که بدست آورم تو را

این دست ها به دامن من گیـر داده اند

 

گر پا دهد برای تو سر نیز می دهم

اینجا به دل سپردن من گیر داده اند

 

 

فرامرز عرب عامری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:32 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

نو شدن را خط بزن در من که پاییزم هنوز

با من از شادی نگو از غصه لبریزم هنوز

 

در بهاری اینچنین طعم زمستان میدهم

برف حرفم را تماشا کن که می ریزم هنوز

 

با نسیمی هم نباید رقص کرد و شاد بود

در دروغ گنگ تقوا غرق پرهیزم هنوز

 

چند سالی می شود خورشیدمان را برده اند

نور مهرت را مهیا کن که شبخیزم هنوز

 

با سجودی بی تفاوت؛با قنوتی بی اثر

بین انسانهای دنیا سد تمییزم هنوز

 

مرگ بر دشمن؟!که طرح زندگی کردن کشید

من؟!برای زنده ماندن طرح میریزم هنوز

 

با من از افسانه های خون و دل حالا بگو

من خودم چاقوی عشقت می برم تیزم هنوز...

 

 

بهنام صداقت حور


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:31 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

هر کس جهانش مملو از آشوب باشد

باید که حالش با کسی هم خوب باشد

 

با یک نفر باشد که حالش را بفهمد

پر طاقت و پر صبر چون ایوب باشد

 

پیش نگاهش آدمی بسیار خوب و …

وارسته و بسیار هم محبوب باشد

 

دنیا برای زندگی جای قشنگیست

وقتی که جنس زندگی مرغوب باشد

 

قطعا که آدم های دنیا در تلاشند

تا سهم هر کس از جهان مطلوب باشد

 

دیده به بوی پیرهن پر نور گردد

در عشق هر کس هم قد یعقوب باشد

 

 

سجاد صادقی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:30 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

کمی با من مدارا کن 

که خود را با تو بشناسم 

من گم را تو پیدا کن 

تو را از شب جدا کردم 

تو را از قصه اوردم 

نمیشد با تو بد باشم 

نمیشد از تو برگردم 

 

 

کمی با من مدارا کن 

صبوری کن تحمل کن 

من گم را تو پیدا کن 

 

 

نه از برگم نه از جنگل 

نه از باران نه از شبنم 

نه ان تعمیدی رودم 

نه ان مریم ترین میرم 

منم همسقف دیروزی

که عطر خانگی دارم 

که دستان تو را باید 

به شام سفره بسپارم 

اگر سختم اگر دشوار

اگر سیل مصیبت بار

اگر تلخم اگر بیمار

منم از عشق تو بسیار

من از هم خون و هم گریه 

که بغض اش را به دریا داد 

که از اوج پریدن ها 

بر این ویرانه افتاد 

 

 

کمی با من مدارا کن 

صبوری کن تحمل کن 

من گم را تو پیدا کن 

 

 

شهیار قنبری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:29 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

کسی به پای تو افتاد و زار زار گریست

شبیه مادر دلتنگ داغدار گریست

 

دلت خزان شد و بر دوش بادها رفتی

و ابر دیده ی من تا خود بهار گریست

 

همان شبی که تو رفتی مسافری دیگر

میان کوپه ی دلگیر یک قطار گریست …

 

شکست بغضش و با اسب های بیتابی

درون دشت خیال تو بی مهار گریست

 

درست مثل همان پیر مرد صیادم

که دلشکسته شد و بعد هر شکار گریست

 

نفس نفس پی تو مثل طفل بی مادر …

به هر قدم که تو برداشتی غبار گریست

 

همینکه درد تو را با ترانه ها گفتم

صدای ناله بر آمد چهارتار گریست…

 

بیا تویی که حساب و کتاب می فهمی …

شمارکن که چه شبهای بیشمار گریست

 

تو دیر کردی و دیوانه کم تحمل بود

به یاد خاطره های تو پای دار گریست …

 

 

سید رضا هاشمی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 مهر 1396 7:28 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 71 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 >
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:479261

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396