شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

 

 

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش

حرفی بزن! هنگامه ی آوازهایم باش

 

 آنجا تو، اینجا هر چه از من دور و بیگانه است

ای دور نزدیک! ای همین جا! آشنایم باش

 

 یک سو خدا، یک سو پُر از اهریمن و طوفان

وقتی خدایی نیست با من، ناخدایم باش

 

 دنبال خود می گردم و گم می شوم در خویش

در جاده های سمت پیدا پا به پایم باش

 

 تا با جنون و عشق درگیرم صدایم کن!

تا بشکنم در خویش، فریاد رهایم باش

 

 من آنکه می خواهی برایت می شوم اما

تو آنکه می خواهی خودت باشی برایم باش

 

 

ناصر فیض


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:52 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..

عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!چقدر!

 

هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو ،

از ابتدای ساده این ماجرا چقدر-

 

من راشکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت

من را چرا شکست،چرا ساخت یا چقدر!

 

هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی

عادت نبود،حسی از آن ابتدا چقدر-

 

مانند پیچکی که بپیچد به روح من-

ریشه دواند و سبز شد و ماند تا....چقدر-

 

 تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند

اینجا فرشته ها که بدانی خدا چقدر-

 

خوبست با تو،با همه بی وفاییت

قلبم گرفته است،نپرس از کجا،چقدر!

 

قلبم گرفته است سرم گیج می رود

هرگز نخواستم که بدانی تو را چقدر...

 

 

نغمه مستشار نظامی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:51 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر 

با همه گرمیم... با دل های تنها بیشتر 

 

درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم 

قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر 

 

بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار 

زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر

 

هر شبِ عمرم به یادت اشک می ریزم ولی 

بعدِ حافظ خوانیِ شب های یلدا بیشتر 

 

رفته ای ... اما گذشتِ عمر تاثیری نداشت 

من که دلتنگ توام امروز ... فردا بیشتر

 

زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تر

بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر 

 

هیچ کس از عشق سو غاتی به جز دوری ندید 

هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر 

 

بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم" 

خون انگشتم بر آجر حک کنم : ما بیشتر... 

 

 

حامد عسکری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:51 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد

این موج عاشق کار با ساحل ندارد

 

باید ببندم کوله بار رفتنم را

مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد

 

 

من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد

عمری که پایت سوختم قابل ندارد

 

من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی:

از برف اگر آدم بسازی دل ندارد

 

باشد ولم کن باخودم تنها بمانم

دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد

 

شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد

موجی که عاشق می‌شود ساحل ندارد

 

 

مهدی فرجی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:50 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

دختر ِ چادر سفید ِ سینی ِ چایی به دست !

ای که هرگز در خیالم هم نمی آیی به دست!

 

معذرت میخاهم از اینکه به خابت آمدم

خسته ام از بی تو بودن، درد ِ تنهایی بد است

 

می نشستی روبرویم کاش، دلتنگ ِ توام

می روی با ناز و هی با عشوه می آیی بد است

 

من غریبه نیستم کافی ست یک فنجان ِ چای

بیش از این من را اگر شرمنده بنمایی بد است

 

می کشم حالا که قلیان ِ بلور آورده ای

گرچه دکتر گفته تنباکوی ِ نعنایی بد است

 

از حسودان ترس دارم با شکوفه دادنت

ای هلوی ِ چار فصل ِ من! شکوفایی بد است

 

آی دریا چشم ِ جنگل پلک ِ ابرو ابر و مه!

رحم کن بالا بلا! این قدر زیبایی بد است

 

اینهمه بر شانه موهای ِ شرابی را نریز

باد هم آشفته این اندازه گیرایی بد است

 

شور ِ شیرین! حق بده فرهاد ِ بی تابت شوم

با وجود ِ اینهمه خسرو، شکیبایی بد است

 

با خود آوردم غزل، قابل ندارد مال ِ تو

پس زدن آنهم برای ِ قلب ِ اهدایی بد است

 

چون که سهم ِ عشق ِ ما دنیای ِ بیداری نشد

قرنها هم بعد ِ خابت پلک بگشایی بد است

 

 

شهراد میدرى


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:49 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود 

كارِ من سودازده ، دیوانه گری بود 

 

پرواز به مرغان چمن خوش كه درین دام 

فریاد من از حسرت بی بال و پری بود

 

گر اینهمه وارسته و آزاد نبودم 

چون سرو ، چرا بهره ی من بی ثمری بود

 

روزیكه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش 

دیدم كه خبرها همه از بی خبری بود

 

بی تابش مهر رُخت ای ماه دل افروز 

یاقوت صفت ، قسمت ما خون جگری بود 

 

دردا ، كه پرستاری بیمار غم عشق 

شبها همه در عهده ی آه سحری بود

 

 

فرخی یزدی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:48 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

از قافله جا ماندم تا هم قَدَمت باشم

تا در طبق تقسیم راضی به کَمَت باشم

 

آفت که به جانم زد کِشتم همه گندم شد

سهم کم من از سیب نان شب مَردم شد

 

 

علیرضا آذر


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:47 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

زندگی یک چمدان است که می آوریش

بار و بندیل سبک می کنی و می بریش 

 

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم

دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

 

 گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم

به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم 

 

گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که من

مقرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم 

 

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است 

 

قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش

هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش

 

 

علیرضا آذر


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:36 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

در سرزمین من زنی از جنس آه نیست

این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست

 

این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق

دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست

 

راندند مردم از دل پر کینه، عشق را

گفتند: جای مست در این خانقاه نیست

 

دنیا بدون عشق، چه دنیای مضحکی‌ست

شطرنج، مسخره‌ست زمانی که شاه نیست

 

زن یک پرنده است که در عصر احتمال

گاهی میان پنجره‌ها هست و گاه نیست

 

افسرده می‌شوی اگر ای دوست، حس کنی

جز میله های سرد قفس تکیه‌گاه نیست

 

در عشق آن که یکسره دل باخت، بُرده است

در این قمار، صحبتی از اشتباه نیست

 

فردا که گسترند، ترازوی داد را،

آن‌جا که کوه بیشتر از پر کاه نیست،

 

سوادبه روسپید و سیاووش روسفید

در رستخیز عشق، کسی روسیاه نیست

 

 

علیرضا بدیع


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:23 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی ست

هوای ناحیه‌ ی ما همیشه بارانی ست

 

دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه

همیشه برزخ دل تنگه ی پریشانی ست

 

مهار عقده ی آتشفشان خاموشم

گدازه‌ های دلم دردهای پنهانی ست

 

صفات بغض مرا فرصت بروز دهید

درون سینه ی من انفجار زندانی ست

 

تو فیض یک اقیانوس آب آرامی

سخاوتی، که دلم خواهشی بیابانی ست

 

 

قیصر امین پور


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 18 مهر 1396 10:22 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 71 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 >
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:479257

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396