شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

 

 

 آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست

 پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست

 

یک خود آزاری زیباست که من تنهایم

 لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست

 

اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست

ور نه تنهایی من که گره اش محکم نیست

 

من از این فاصله ها هیچ ندارم گله ای

هر چه تقدیر نوشتست بیفتد غم نیست

 

لذتی نیست اگر درد نباشد قبلش

لذتی بیشتر از شور پس از ماتم نیست

 

بی سبب درد که هم قافیه با مرد نشد

آدم بی غم و بی درد دگر آدم نیست

 

تو نبین ساکت و ارام نشستم کنجی

حرف نا گفته زیاد است ولی محرم نیست

 

 

سید تقی سیدی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:22 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

به من بتاب که سنگِ سردِ دره ام!

که کوچکم 

که ذره ام 

به من بتاب ...

 

مرا زِ شرم مهر خویش آب کن

مرا به خویش جذب کن!

مرا هم آفتاب کن ...

 

 

حمید مصدق


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:22 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

شبیه آینه ای که به نور وابسته است

دلم به هرم نفس های روشنت بسته است

 

به چپ نویسی ابیات من نگاه مکن

که عشق علت ِاشعار دست و پا بسته است

 

شبیه کشتی درهم شکسته ِعاشق ِتو

به گل نشسته ولی نا امید ننشسته است

 

بیا و شورِغزلهای کهنه ی من باش

بیا که گوش زمان از سکوت تو خسته است

 

فریب خوردم و دل دادم و نفهمیدم

که دست های زیادی به روی هر دست است

 

فریب خوردم و راه آمدم , نفهمیدم

که ماجرای من و تو مسیر بن بست است

 

نه راه رفتن و نه روی بازگشتن داشت

پرنده ای که به تنگ غروب پیوسته است

 

 


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:21 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

من با تو چقدر ساده رفتم بر باد

تو نام مرا چـــــه زود بردی از یاد

 

من حبه ی قند کوچکی بودم که

از دست تو در پیاله ی چای افتاد

 

 

جلیل صفربیگی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:20 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود

 در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

 

 می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

 خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

 

 تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟

 حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

 

 تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم

 از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

 

 باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟

 "تــــــو" دلــت را جــای مــن بــگــذار شــاعــر مــیــشــود

 

 گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم

 از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

 

 

نجمه زارع


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:19 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

کاش می شد که عمر این شب ها ، مثل موهای مشکی ات کوتاه

به خودم وعده می دهم که برو! ته این جاده می رسد تا ماه!

 

بیست سال است یک نفر دارد، در دلم انتظار میکارد

بیست سال است دوستت دارم، از همان عصر دوم دی ماه

 

که خدا آفرید دستم را بسپارد به دست های خودت

بسپارد به دست های کسی ? که ندارد از عاشقی اکراه

 

شاید از ازدحام دلتنگی ست ،هر کجا می روم همانجایی

لب ساحل…کرانه های خلیج…کوچه پس کوچه های کرمانشاه

 

چندروزی ست با خیالاتم ، خواب تاریخ را به هم زده ام

آه چیزی نمانده کشته شوم مخفیانه به دست نادرشاه

 

تب؟ ندارم نه! حال من خوب است . باخودم حرف می زنم؟ شاید!

بهتر از این نمی شود حال شاعری که بریده نیمه ی راه

 

شعر با من بگو مگو دارد ، زندگی بچگانه لج کرده!

نیستی و بهانه گیر شدم … نیستی و بدون یک همراه

 

دوست دارم که با خودم باشم ، دوست دارم به خانه برگردم

چندروزی بدون مردم شهر ، فارغ ازهای و هوی دانشگاه

 

باخودم حرف می زنم، شاید راه کوتاه تر شود قدری

که به آخر نمی رسد این راه… نه! به آخر نمی رسد این راه!

 

 

رویا باقری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:19 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، 

که نامی خوش‌تر از اینت ندانم. 

وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری، 

به غیر از زهر شیرینت نخوانم.

 

 

تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی، 

تو شیرینی، که شور هستی از توست. 

شراب جام خورشیدی، که جان را 

نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.

 

بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر! 

که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!» 

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم 

که او زهر است، اما … نوشداروست!

 

چه غم دارم که این زهر تب‌آلود، 

تنم را در جدایی می‌گدازد 

از آن شادم که در هنگامه‌ی درد، 

غمی شیرین دلم را می‌نوازد.

 

اگر مرگم به نامردی نگیرد: 

مرا مهر تو در دل جاودانی‌ست. 

وگر عمرم به ناکامی سرآید؛

تو را دارم که مرگم زندگانی‌ست.

 

 

فریدون مشیری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:18 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

ای مهربانتر از من

با من

در دستهای تو

آیا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟

کز من دریغ کردی

تنها

تویی

مثل پرنده های بهاری در آفتاب

مثل زلال قطره باران صبحدم

مثل نسیم سرد سحر

مثل سحر آب

آواز مهربانی تو با من

در کوچه باغهای محبت

مثل شکوفه های سپید سیب

ایثار سادگی است

افسوس آیا چه کس تو را

از مهربان شدن با من

مایوس می کند؟

 

 

حمید مصدق


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:17 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

هر روز ، جهان است و فرازی و نشیبی

این نیز نگاهی است به افتادن سیبی

 

در غلغله جمعی و تنها شده ای باز

آن قدر که در پیرهنت نیز غریبی

 

آخر چه امیدی به شب و روز جهان است

باید همه عمر خودت را بفریبی

 

چون قصه آن صخره که از صحبت دریا

جز سیلی امواج نبرده است نصیبی

 

آیینه تاریخ تو را درد شکسته است

اما تو نه تاریخ شناسی نه طبیبی !

 

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:17 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

 

 

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

 

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

 

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد

سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

 

در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم

چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم

 

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند

سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم

 

پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه

شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

 

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند

دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم

 

.

 

.

 

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!

پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟

 

 

امید صباغ نو


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 10:16 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 71 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 >
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:476536

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396