به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

جان را به دم خنجر قاتل برسانم

طوفان زده خویش به ساحل برسانم

چندان مرو ای جان که من از گریه شادی

آبی به کف خنجر قاتل برسانم

موجم که به هر آمدن و رفتن ازین بحر

فیضی به لب تشنه ساحل برسانم

صد بار جرس گشتم و پاس ادب عشق

نگذاشت که آواز به محمل برسانم

استادگی من نه پی راحت خویش است

درمانده خضرم که به منزل برسانم

از کشتن من رنگ رخش آب دگر یافت

کو دست که آیینه به قاتل برسانم؟

مفت است اگر از سفر پر خطر عشق

نقش قدم خویش به منزل برسانم

سرچشمه صحرای جنون زهره شیرست

خود را ز پی نو سفر دل برسانم

از اهل دل امروز کسی طالب دل نیست

چون غنچه چرا خون خورم و دل برسانم؟

کو رهبر توفیق، کز این غمکده صائب

خود را به سلامتکده دل برسانم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم

ساقی و می و مطرب و میخانه خویشم

شد خوبی گفتار ز کردار حجابم

درخواب ز شیرینی افسانه خویشم

زان روز که گردیده ام از خانه بدوشان

هر جا که روم معتکف خانه خویشم

هر چند که دادند دو عالم به بهایم

خجلت زده از گوهر یکدانه خویشم

بی داغ تو عضوی به تنم نیست چو طاوس

از بال و پر خویش پریخانه خویشم

دیوار من از خضر کند وحشت سیلاب

ویران شده همت مردانه خویشم

یک ذره دل سختم از اسلام نشد نرم

در کعبه همان ساکن بتخانه خویشم

آن زاهد خشکم که در ایام بهاران

در زیر گل از سبحه صد دانه خویشم

صائب شده ام بس که گرانبار علایق

بیرون نبرد بیخودی از خانه خویشم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟

رنگین نشود پنبه ز خونابه داغم

هر چند که چون ذره ندارم به جگر آب

از چشمه خورشید خورد آب، دماغم

وقت است که بر تن بدرم اطلس افلاک

از جامه فانوس به تنگ است چراغم

در کنج قفس چند دل خویش توان خورد؟

شبنم زده گردید لب گل ز سراغم

غماز نباشد لب زخم جگر من

بیرون نرود بوی گل از رخنه باغم

میخواره ام و تشنه یاران موافق

هر جا گل ابری است بود پنبه داغم

این آن غزل خواجه نظیری است که می گفت

فصلی نگذشته است ز سر سبزی باغم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم

عمی است که من زنده به جان دگرانم

بیداری دولت به سبکروحی من نیست

هر چند که در چشم تو چون خواب گرانم

از داغ جنون دیده من باز نگردید

چون عقل سبکسر کند از دیده ورانم؟

دستی که ز دقت گره از موی گشودی

در زیر زنخ ماند ازین خوش کمرانم

فریاد که از کوتهی دست نگردید

جز لغزش پا قسمت ازین سیمبرانم

هر چند که چون رشته نیایم به نظرها

شیرازه جمعیت روشن گهرانم

غافل نیم از گردش پرگار چو مرکز

هر چند که در دایره بیخبرانم

از بیجگری می تپدم دل ز شکستن

هر چند که در کارگه شیشه گرانم

صائب ثمری نیست به جز تلخی گفتار

قسمت ز دهان و لب شیرین پسرانم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم

آن به که گرفتار گرفتار تو باشم

خورشید درین ره بود از آبله پایان

من کیستم آخر که طلبکار تو باشم؟

غیر از کف افسوس مرا برگ دگر نیست

آخر به چه سرمایه خریدار تو باشم؟

یک فاخته سرو تو این طارم نیلی است

من در چه شمارم که هوادار تو باشم؟

زان پاکتر افتاده ترا دامن عصمت

کز دیده تر شبنم گلزار تو باشم

من کز رخ خورشید نظر را ندهم آب

قانع به نگاه در و دیوار تو باشم

معراج من این بس که چو خار سر دیوار

از دور تماشایی گلزار تو باشم

چون آب دهم چشم خود از چشمه کوثر؟

من کز دل و جان تشنه دیدار تو باشم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

از تلخ زبانان نشود پست خروشم

طفلم، نتوان کرد به دشنام خموشم

نم در دل میخانه خمارم نگذارد

گر جلوه ساقی نشود رهزن هوشم

چیزی نشود بر دل آزاده من بار

جز دست نوازش که گران است به دوشم

بینا ز نظر بازی دریاست حبابم

فانی شوم از بحر اگر چشم بپوشم

ریحان بهشت است مرا خواب پریشان

تا خط بناگوش ترا حلقه بگوشم

آب گهرم بسته یخ از سردی بازار

هر چند که یوسف به زر قلب فروشم

چون سیل مرا هست ز خود سلسله جنبان

موقوف به طوفان نبود جوش و خروشم

این آن غزل حاجی صوفی است که فرمود

آن روی نداری که ز تو چشم بپوشم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

دستی که به جامی نشود رهزن هوشم

چون پایه تابوت گران است به دوشم

دستی که به احسان نکند حلقه بگوشم

چون پایه تابوت گران است به دوشم

فریاد من از سوختگیهاست چو آتش

چون باده ز خامی نبود جوش و خروشم

نتوان چو لب جام کشید از لب من حرف

هر چند ز رنگین سخنی رهزن هوشم

با شعله خورشید چه سازد نفس صبح؟

روشنتر ازانم که توان کرد خموشم

در دل شکند شیشه مرا خنده گلها

آواز تو زان دم که رسیده است به گوشم

بر باده سر جوش نباشد نظر من

کز درد توان گرد برآورد ز هوشم

در عالم ایجاد من آن طفل یتیمم

کز شیر به دشنام کند دایه خموشم

چون کعبه، برازندگیم در نظر خلق

زان است که من جامه پوشیده نپوشم

صائب منم آن نغمه را کز دل پر جوش

موقوف بهاران نبود جوش و خروشم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

آتش به دل از گرمی این مرحله دارم

پا بر سر گنج گهر از آبله دارم

آتش به زر اینجا نفروشند و من خام

گرمی طمع از مردم این قافله دارم

آن راهنوردم که تهی پایی خود را

پیوسته نهان از نظر آبله دارم

از سلسله زلف کسی طرف نبسته است

عمری است که من ربط به این سلسله دارم

مینای فلک ظرف می عشق ندارد

کی طاقت این می من بی حوصله دارم؟

گویند به هم مردم عالم گله خویش

پیش که روم من که زعالم گله دارم؟

صائب به جز از سینه خود چاک زدن نیست

شغلی که درین عالم پر مشغله دارم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

وقت است که داغی به دل دام گذارم

برقی شوم و رو به لب بام گذارم

تا چند درین دایره همچون خط پرگار

سر در پی آغاز ز انجام گذارم؟

سر رشته گمراهی من در کف من نیست

چون خامه به دست دگری گام گذارم

گر چرخ به یک کاسه کند تلخی عالم

بیدردم اگر نم به دل جام گذارم

از من خبر دوری این راه مپرسید

چندان نفسم نیست که پیغام گذارم

شد سرمه ز دشواری این ره نفس برق

صائب چه درین دشت بلا گام گذارم؟

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 2:39 PM

ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم

پندی که داده اند به ما گوش کرده ایم

در آبگینه خانه بینش نشسته ایم

لب را ز حرف بیهده خاموش کرده ایم

گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند

با جبهه گشاده چو گل نوش کرده ایم

دارد چو تاک اگر رگ خامی شراب ما

تقصیر سعی ماست که کم جوش کرده ایم

بر خار خشک اگر نظر ما فتاده است

از یک نگاه، لاله بناگوش کرده ایم

داریم یاد هر که به ما کرده نیکویی

نیکی به هر که کرده فراموش کرده ایم

مگذار دست غیر به گردن رسد ترا

ما صبح را ز آه، سیه پوش کرده ایم

ما را اگر چو خامه ببرند سر، رواست

احباب را به نامه فراموش کرده ایم

صائب حرام باد به ما ذوق گفتگو

گر اینچنین سخن ز کسی گوش کرده ایم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5005717
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث