به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

در شهر اگر ملول نگردیم چون کنیم؟

دامان دشت نیست که مشق جنون کنیم

ما کاسه سرنگون و فلک کاسه سرنگون

در خانمان خرابی هم سعی چون کنیم؟

چون رود نیل کوچه دهد چرخ آبگون

از آه سرد چون ید بیضا برون کنیم

ما مرد قطع کردن این راه نیستیم

خاری به خون خویش مگر لاله گون کنیم

صائب جدال شیوه ما نیست در مصاف

ما خصم را به چرب زبانی زبون کنیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

 

آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم

با آن یگانه دو جهان دل یکی کنیم

انگوروار آب شویم از هوای می

چندین هزار عقده مشکل یکی کنیم

مجنون صفت میانه لیلی و ما ز عشق

نقش دویی نمانده که محمل یکی کنیم

ما را به نور شمع ز فانوس سنگدل

یک پرده مانده است که محفل یکی کنیم

شاید رسد به دست کریمی ز راه عجز

دامان خود به دامن سایل یکی کنیم

دیوانه ای دگر نتواند ز بند جست

گر پیچ و تاب خود به سلاسل یکی کنیم

داریم امید آن که چو مردان درین بساط

با قتل، رقص خویش چو بسمل یکی کنیم

چون با جنون عشق بسنجیم عقل را؟

صائب چگونه ما حق وباطل یکی کنیم؟

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم

در کوه قاف صید پریزاد می کنیم

هر قسم بندگی که برآید ز دست ما

نسبت به سرو و سوسن آزاد می کنیم

از اشتیاق بحر چو سیلاب نوبهار

در کوه و دشت ناله و فریاد می کنیم

در شادمانی دل خصم است فتح ما

با خلق در شکست خود امداد می کنیم

از دشمنان دریغ نداریم آب خویش

زهاد را به میکده ارشاد می کنیم

لذت نمانده است در آینده حیات

از عیشهای رفته دلی شاد می کنیم

محسود عالمیم، اگر چه دهان تلخ

شیرین به خون چو تیشه فرهاد می کنیم

چون سایه هما نظر التفات ما

صائب به هر زمین فتد آباد می کنیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

با شوخ دیدگان هوس آشنا نیم

چون عقده حباب اسیر هوا نیم

دنبال بیقراری دل سر نهاده ام

چون کاروان ریگ پی رهنما نیم

دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش

مانند خضر تشنه آب بقا نیم

دیوانه ام ولیک بغیر از دو زلف یار

دیگر به هیچ سلسله ای آشنا نیم

اصلاح هیچ شمع پریشان نمی کنم

ایمن ز تیغ بازی صبح جزا نیم

دارم چو غنچه دست تصرف در آستین

در بوستان گسسته عنان چون صبا نیم

در آفتابروی قناعت نشسته ام

در جستجوی سایه بال هما نیم

بیطاقتی همان در فریاد می زند

هر چند همچو بوی گل از گل جدا نیم

هر چند آبروی حیاتم به باد رفت

شرمنده غباری ازین آسیا نیم

بیرون ز تنگنای سپهرست سیر من

چون پست فطرتان به زمین آشنا نیم

نقش (امل) ز لوح دل خویش شسته ام

در ششدر تعلق چون بوریا نیم

آب حیات را به خضر باز می دهم

حمال بار منت اهل سخا نیم

با مردم سبک نکنم دست در میان

بی لنگر و سبکسر چون کهربا نیم

صائب حساب زندگی خود نمی کنم

از عمر آن نفس که با یاد خدا نیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم

شمشیر برق بر جگر مور می زنیم

بر روی تخت دار، مربع نشسته ایم

می از شرابخانه منصور می زنیم

تا کی زند ز رخنه دل جوش، آرزو؟

مشت گلی به خانه زنبور می زنیم

هر جا کمان موی شکافی به زه کنیم

مژگان مور در شب دیجور می زنیم

آزرده می کنیم دلش را ز حرف سخت

از جهل، سنگ بر شجر طور می زنیم

اینجا کلیم رخصت پروانگی نیافت

بال و پری عبث به هم از دور می زنیم

این ناله های شعله فشان صائب از جگر

از شوق عندلیب نشابور می زنیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم

در موج خیز خون نفس پاک می زنیم

هر جا که موج حادثه ابرو بلند کرد

ما چون حباب پیرهنی چاک می زنیم

همت به هیچ مرتبه راضی نمی شود

در دام، فال حلقه فتراک می زنیم

در سردسیر خاک که یک روی گرم نیست

جوشی به زور شعله ادراک می زنیم

چون کاروان ریگ به منزل نمی رسیم

چندان که قطره بر ورق خاک می زنیم

ناخن حریف آبله دل نمی شود

بر قلب شیشه خانه افلاک می زنیم

صائب کدام غبن به این می رسد که ما

داریم می به ساغر و تریاک می زنیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

خیزید تا ز عالم صورت سفر کنیم

تا روشن است راه خرابات سر کنیم

هر چند نیست قافله در کار شوق را

هویی کشیم و همسفران را خبر کنیم

تا نقش پای گرمروان پیش راه ما

دارد چراغ، این ره تاریک سر کنیم

چون مور در هوای شکر پر برآوریم

بر هم زنیم بال و ز گردون گذر کنیم

شبرنگ روزگار اگر توسنی کند

رامش به تازیانه آه سحر کنیم

بیرون زنیم خیمه ز دارالغرور مصر

چون بوی پیرهن سوی کنعان سفر کنیم

از دودمان شعله بگیریم همتی

پرواز تا به اوج فنا چون شرر کنیم

هر چند رهروان سخن و راه گفته اند

ما راه طی کنیم و سخن مختصر کنیم

کسوت ز آفتاب بگیریم چون مسیح

از خرقه کبود فلک سر بدر کنیم

باد مراد زود نفس گیر می شود

دامن گره به دامن موج خطر کنیم

یا همچو موج بر لب ساحل شویم محو

یا چون حباب سر ز دل بحر بر کنیم

تا می توان به عالم معنی سفر نمود

صائب چرا به عالم صورت سفر کنیم؟

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

ما زهر را به جبهه بگشاده چون کشیم؟

خمیازه را به چاشنی باده چون کشیم؟

از کوه قاف بال پریزاد عاجزست

بار جهان به خاطر آزاده چون کشیم؟

در فکر آسمان و زمینیم روز و شب

با این غبار ودود، نفس ساده چون کشیم؟

ما خون ز دست یار به صد ناز خورده ایم

از دست دیگران قدح باده چون کشیم؟

دریا و موج تشنه آمیزش همند

از عشق دامن دل آزاده چون کشیم؟

طوفان به بادبان ننهفته است هیچ کس

بر روی شید، پرده سجاده چون کشیم؟

ما ره به خط بی قلم یار برده ایم

منت ز حرفهای قلم زاده چون کشیم؟

فرمان قتل نیست چو پروانه مراد

ما ناز نوخطان ز رخ ساده چون کشیم؟

صائب بهشت جای خس و خار خشک نیست

زهاد را به انجمن باده چون کشیم؟

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

ما درد را به ذوق می ناب می کشیم

از آه سرد منت مهتاب می کشیم

از حیف و میل پله میزان ما تهی است

از سنگ، ناز گوهر سیراب می کشیم

پاکی است شرط صحبت پاکیزه گوهران

پیش از پیاله دست و دهن آب می کشیم!

بر خاک تشنه جرعه فشانی عبادت است

ما باده را به گوشه محراب می کشیم

از آب زندگی نکشد هیچ تشنه لب

نازی که ما ز خنجر سیراب می کشیم

داریم با کجی طمع راستی ز خلق

گوهر برون ز بحر به قلاب می کشیم

نتوان به خار و خس ره سیلاب را گرفت

دست ازعنان این دل بیتاب می کشیم

ترسانده است دولت بیدار چشم ما

از بخت خفته ناز شکر خواب می کشیم

از رفتن حیات که بودیم دلگران

امروز ناز آمدن آب می کشیم

ما خواب را به دیده خود تلخ کرده ایم

شیر و شکر ز ساغر مهتاب می کشیم

صائب به زور گریه بی اختیار، ما

در گوش بحر حلقه گرداب می کشیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

 

ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم

این زهر را زیاده ز اندازه می کشیم

محتاج اشک ما نبود آب و رنگ حسن

از سادگی به چهره گل غازه می کشیم

آشفتگی است لازم جمعیت حواس

بیجا ز چرخ منت شیرازه می کشیم

افسرده است مستی ما چون خمار ما

ما جام را به تلخی خمیازه می کشیم

از گل هزار حلقه رنگین درین چمن

در گوش عندلیب ز آوازه می کشیم

می سوزد از شفق نفس خونچکان ما

تا همچو صبح یک نفس تازه می کشیم

بیشی کمی است شوق چو افتاد بی شمار

دریا کشیم و باده به اندازه می کشیم

چون بلبل دراز نفس منت بهار

صائب درین چمن پی آوازه می کشیم

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 1:21 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5006715
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث