به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

از بیغمان جمیله غم را نگاه دار

از چشم شور دردوالم را نگاه دار

شادی به حسن عاقبت غم نمی رسد

بیش از نشاط، عزت غم را نگاه دار

مشکن به حرف سخت دل اولیای حق

پاس کبوتران حرم را نگاه دار

رحمی به روزنامه اعمال خویش کن

از کجروی زبان قلم را نگاه دار

فتح و ظفر به آه سحر گاه بسته است

از تیغ بیش پاس علم را نگاه دار

بی روزی حلال دعا نیست مستجاب

از لقمه حرام شکم را نگاه دار

آه ستم رسیده محال است رد شود

ای سنگدل عنان ستم را نگاه دار

مگذار لب به حرف طمع واکند فقیر

زنهار آبروی کرم را نگاه دار

چون مایه ات وفا به فشاندن نمی کند

باری به حسن خلق خدم را نگاه دار

هنگام صبح نغمه سرایان بوستان

فریاد می کنند که دم را نگاه دار

از قیل و قال تیره مکن وقت اهل حال

صائب به پیش آینه دم را نگاه دار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار

پاس شکوه عشق و محبت نگاه دار

ای عقل نیست جای تو سر منزل جنون

این شیشه راز سنگ ملامت نگاه دار

چون داده ای عنان به کف خلق، دل مده

یاری برای گوشه عزلت نگاه دار

لب تر به وصف آب خضر بیش ازین مکن

شرم حضور تیغ شهادت نگاه دار

رغبت مکن به نعمت الوان روزگار

ای شوخ چشم، شرم قناعت نگاه دار

درعالم مجاز نفس را شمرده زن

دم را برای بحر حقیقت نگاه دار

دندان فرو مبر به لب جام بیش ازین

زخمی برای دست ندامت نگاه دار

ای دل چه گرم آه شر ربار گشته ای ؟

مدی برای صبح قیامت نگاه دار

ما را که چون سپند بر آتش نشانده ای

آخر برای گرمی صحبت نگاه دار

داغی است داغ می که به شستن نمی رود

از آب تلخ، دامن عصمت نگاه دار

نتوان گرفت دامن دولت به دست زور

دست دعا برای حمایت نگاه دار

دربزم عشق رخصت جولان شکوه نیست

صائب عنان توسن جرأت نگاه دار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

در زیر خرقه شیشه می را نگاه دار

این ماه را نهفته در ابر سیاه دار

از ریشه بر میار نهال امید را

ته شیشه ای برای صبوحی نگاه دار

بی شاهد و شراب شب ماه مگذران

چشمی به روی ساقی و چشمی به ماه دار

پیر مغان ز توبه ترا منع اگر کند

زنهار گوش هوش به آن خیر خواه دار

بال وپری است نشو و نما را زمین پاک

پاس نفس برای دم صبحگاه دار

خودبین شود ز آینه بی غبار، نفس

دل را نهفته درته گرد گناه دار

عرض صفای سینه مده پیش غافلان

درپیش زنگی آینه خود سیاه دار

ماهی محیط را بسر از خامشی کشید

صائب به بزم باده زبان را نگاه دار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبار

گرد یتیمی گهرم، چون شوم غبار

چون سرو نیست بی ثمری بار خاطرم

کج می کنم نگه به درختان میوه دار

از مشرب وسیع، درآفاق گشته ام

با مهر، هم پیاله و با صبح، هم خمار

از روی گرم عشق فروزد چراغ من

آتش مرا به رقص درآرد سپندوار

کاه سبک عنان ز ملاقات کهربا

درعهد بی نیازی من می کند کنار

ما چون صدف به کد یمین آب می خوریم

از بحر نیستیم به یک قطره شرمسار

برهر زمین که سایه کند سبز می شود

از کلک من ترست ز بس سرو جویبار

صائب که مرغ خانگیش نسر طایرست

درراه جغد کی فکند دام انتظار؟

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

 

درویش را زخرقه صد پاره نیست عار

محضر به قدر مهر بود صاحب اعتبار

زنگ از جبین آینه صیقل نمی برد

زینسان که می برد لب خامش ز دل غبار

گردید رشته آه ندامت ز زخم من

سوزن شد از جراحتم انگشت زینهار

عیش جهان، نظر به غم بی شمار او

برقی است کز سحاب شود گاهی آشکار

جوهر قبول پرتو منت نمی کند

آتش برآورد ز دل خویشتن چنار

ز افتادگی به پله عزت توان رسید

بوی گل پیاده بود بر صبا سوار

از ریزش آبروی کریمان شود ز باد

آب گهر بود ز چکیدن به یک قرار

دلهای صاف راست نگهبان ملایمت

آیینه را ز موم بود آهنین حصار

دست نوازشی چو به زلف آشنا کنی

غافل مشو ز صائب آشفته روزگار

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر

هزار بوسه ز کنج لب پیاله بگیر

ز نشأه پر طاوسی ار نداری رنگ

به طاق ابروی قوس قزح پیاله بگیر

بهار عمر سبکتر ز برق می گذرد

چو لاله کام دل از باده دو ساله بگیر

بنوش باده گلرنگ و رو به بستان کن

هزار نکته رنگین به برگ لاله بگیر

مزاج ساغر گل نازک است ای بلبل

خدای را پر خود پیش سنگ ژاله بگیر

نصیحتی است ز پیر مغان به یاد مرا

غمی فرو چو بگیرد ترا پیاله بگیر

به عمر خضر چه خمیازه می کشی صائب؟

تو نیز کام دل از باده دو ساله بگیر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

ز داغ عشق مرا چون شودجگر دلگیر؟

که هیچ سوخته ای نیست از شرر دلگیر

ز درد و داغ دل عاشقان به تنگ آید

فقیر اگر شود از جمع سیم و زر دلگیر

حضور تنگدلان در گرفتگی باشد

شود ز باد سحر غنچه بیشتر دلگیر

به اهل دید بهشتی است ترک هستی پوچ

حجاب را نکند موجه خطر دلگیر

به قدر تنگی جا جمع می شود خاطر

ز تنگنای صدف کی شود گهر دلگیر؟

به پای نرم روان منزل است راه دراز

چگونه ریگ روان گردد از سفر دلگیر؟

شودزدست حمایت چراغ روشنتر

مباش از خط شبرنگ ای پسر دلگیر

چگونه خط ز لب یار چشم بردارد؟

که مور حرص نمی گردد از شکر دلگیر

ز قحط سوختگان، دیده ور چرا گردد

ز عمر مختصر خویش چون شرر دلگیر؟

سخن تراش ز زخم زبان نیندیشد

ز ذکر اره نگردد درودگر دلگیر

کشیده دار زبان از سیه دلان صائب

که خون مرده نگردد ز نیشتر دلگیر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

فروغ دولت بیدار از شراب بگیر

می شبانه بکش صبح رابه خواب بگیر

وصال شیر و شکرتازه می کند دل را

پیاله ای دو سه بر روی ماهتاب بگیر

درین دو هفته که مهمان این خراباتی

غذای روح ز دود دل کباب بگیر

به دانه دزدی انجم نظر سیاه مکن

چو ماه نو لب نانی ز آفتاب بگیر

به دست عجز گریبان مده چو بیجگران

غمی فرو چو بگیرد ترا، شراب بگیر

گواهی دل آگاه، خضر مطلبهاست

به هر طرف که روی فال ازین کتاب بگیر

در آب و خاک عمارت حضور خاطرنیست

سراغ عافیت از منزل خراب بگیر

ز حسن شوخ تسلی مشو به دیدن خشک

گلی گه می رود از دست،ازو گلاب بگیر

سبک عنان تواضع نمی شود مغلوب

اگر به جنگ تو آید فلک، رکاب بگیر

شکفته روی تر از زخم باش بادشمن

بغل گشاده سر راه مشک ناب بگیر

ز روی صبح بناگوش پرده یک سو کن

زمین تشنه جگر رابه ماهتاب بگیر

درین دوروز که میدان داروگیر از توست

بکوش صائب و داد دل از شراب بگیر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

دل راز سینه درنظر دلستان برآر

آیینه پیش یوسف از آیینه دان برآر

کار غیور عشق شراکت پذیر نیست

دل رابه نقد ازهمه کار جهان برآر

مگذار رنگ جسم پذیرد روان پاک

این مغز رابه نرمی ازین استخوان برآر

با برق همرکاب بودجلوه بهار

خود را به زخم خار درین گلستان برآر

آزادگی و بی ثمری کن شعار خویش

دامان خود چو سرو ز دست خزان برآر

گلزار خود ز سبزه بیگانه پاک کن

آنگاه درملامت مردم زبان برآر

در شوره زار تخم نکویی ثمر دهد

چون دوستان مراد دل دشمنان برآر

در بند خارزار علایق چه مانده ای؟

دستی به جمع کردن دامان جان برآر

چون پای قطع راه نداری ز کاهلی

خاری به دست از قدم رهروان برآر

شاید دچار دامن اهل دلی شوی

چون آفتاب دست به گرد جهان برآر

صائب حریف سیل حوادث نمی شوی

مردانه رخت خویش ازین خاکدان برآر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 9:27 PM

سخن کز عشق شادابی ندارددردهان بهتر

عقیقی راکه رنگی نیست درزیرزبان بهتر

سفربیش از وطن رسوا کند ناقص بصیرت را

ندارد تیر کج دارالامانی ازکمان بهتر

چه مشکل حل شود از اقبال فیل مست موران را؟

اگر برمدعای ما نگردد آسمانی بهتر

مروت نیست با پرورده خود دشمنی کردن

اگرگل را بدست خود نچیند باغبان بهتر

برومندی بود در خاکساری تازه رویان را

اگر در خاک باشد ریشه نخل جوان بهتر

می لعلی عنانداری کند عمرسبکرورا

ندارد بحر هستی لنگر از رطل گران بهتر

خزان بیوفایی شاخ گل درآستین دارد

به شاخ سروبندد مرغ زیرک آشیان بهتر

بود در زیرلب پیوسته منزل جان عاشق را

نباشد رفتنی راهیچ جا از آستان بهتر

کند استادگی آیینه آب تیره را صائب

خموشی می کند اسرارپنهان را نهان بهتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 5:08 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5015886
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث