به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم

جز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟

گذری کن، که مگر با تو دمی بنشینیم

نظری کن که خوشی از سر و جان برخیزیم

مشت خاکیم به خون جگر آغشته همه

از چنین خاک درین راه چه گرد انگیزیم؟

هم بسوزیم ز تاب رخ تو ناگاهی

همچو پروانه ز شمع ارچه بسی پرهیزیم

بیم آن است که در خون جگر غرق شویم

بسکه بر خاک درت خون جگر می‌ریزیم

تا دل گمشده را بر سر کویت یابیم

همه شب تا به سحر خاک درت می‌بیزیم

نیک و بد زان توایم، با دگریمان مگذار

با تو آمیخته‌ایم، با دگری نامیزیم

راه ده باز، که نزد تو پناه آوردیم

بو که از دست عراقی نفسی بگریزیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

گر ز شمعت چراغی افروزیم

خرمن خویش را بدان سوزیم

در غمت دود آن به عرش رسد

آتشی، کز درون برافروزیم

آفتاب جمال بر ما تاب

زانکه ما بی‌رخت سیه روزیم

تا ببینیم روی خوبت را

از دو عالم دو دیده بردوزیم

مایهٔ جان و دل براندازیم

به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟

همچو طفلان به مکتب حسنت

ابجد عشق را بیاموزیم

در غم عشق اگر رود سر ما

ای عراقی، برو، که بهروزیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

من که هر لحظه زار می‌گریم

از غم روزگار می‌گریم

دلبری بود در کنار مرا

کرد از من کنار، می‌گریم

از غم غمگسار می‌نالم

وز فراق نگار می‌گریم

دوش با شمع گفتم از سر سوز

که: من از عشق یار می‌گریم

ماتم بخت خویش می‌دارم

زان چنین سوکوار می‌گریم

با چنین خنده گریهٔ تو ز چیست؟

کز تو بس دل فگار می‌گریم

داشتم، گفت: دلبری شیرین

زو شدم دور، زار می‌گریم

چون عراقی حدیث او بشنید

زارتر من ز پار می‌گریم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

ما، کانده تو نیاز داریم

دست از تو چگونه باز داریم؟

شادان به غم تو چون نباشیم؟

کز سوز غم تو ساز داریم

با سوز تو از چه رو نسازیم؟

چون لطف تو چاره ساز داریم

تیمار تو گر چه جان بکاهد

از جانش، چو جان، نیاز داریم

سر بر قدمت نهیم روزی

چون همت سرفراز داریم

جانبازی ما عجب نباشد

چون ما دل عشقباز داریم

گر جان برود، چه باک ما را؟

جانا، چو تو دلنواز داریم

دریاب، کز آتش فراقت

اندیشهٔ جان‌گداز داریم

بنما، که در انتظار رویت

پیوسته دو چشم باز داریم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

گر چه ز جهان جوی نداریم

هم سر به جهان فرو نیاریم

زان جا که حساب همت ماست

عالم همه حبه‌ای شماریم

خود با دو جهان چکار ما را؟

ما شیفتهٔ یکی نگاریم

کی صید جهان شویم؟ چون ما

در بند کمند زلف یاریم

در دل همه مهر او نویسیم

بر جان همه عشق او نگاریم

این خود همه هست، بر در او

از خاک بتر هزار باریم

ما خود خجلیم از رخ یار

با آنکه ز عشق زار زاریم

از کردهٔ خود سیاه‌روییم

وز گفتهٔ خویش شرمساریم

رویش به کدام چشم بینیم؟

وصلش به چه روی چشم داریم؟

ما در خور او نه‌ایم، لیکن

با این همه هم امیدواریم

ای دوست، گناه ما همین است

کز دیده و جانت دوست داریم

باری، به نظاره‌ای برون آی

بنگر که: چگونه جان سپاریم

بر بوی نظارهٔ جمالت

دیری است که ما در انتظاریم

یک ره بنگر سوی عراقی

بنگر که: چگونه جان سپاریم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

ما دگرباره توبه بشکستیم

وز غم نام و ننگ وارستیم

خرقهٔ صوفیانه بدریدیم

کمر عاشقانه بر بستیم

در خرابات با می و معشوق

نفسی عاشقانه بنشستیم

از می لعل یار سرمستیم

وز دو چشمش خمار بشکستیم

شاید ار شور در جهان فگنیم

کر می لعل یار سر مستیم

چون بدیدیم آفتاب رخش

از طرب، ذره‌وار، بر جستیم

چنگ در دامن شعاع زدیم

تا بدان آفتاب پیوستیم

ذره بودیم، آفتاب شدیم

از عراقی چو مهر بگسستیم

این همه هست، خود نمی‌دانیم

کین زمان نیستیم یا هستیم؟

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

افسوس! که باز از در تو دور بماندیم

هیهات! که از وصل تو مهجور بماندیم

گشتیم دگر باره به کام دل دشمن

کز روی تو، ای دوست، چنین دور بماندیم

ماتم زدگانیم، بیا، زار بگرییم

بر بخت بد خویش، که از سور بماندیم

خورشید رخت بر سر ما سایه نیفکند

بی روز رخت در شب دیجور بماندیم

از بوی خوشت زندگیی یافته بودیم

واکنون همه بی‌بوی تو رنجور بماندیم

روشن نشد این خانهٔ تاریک دل ما

از شمع رخت، تا همه بی‌نور بماندیم

ناخورده یکی جرعه ز جام می وصلت

بنگر، چو عراقی، همه مخمور بماندیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم

لاجرم در بوتهٔ هجران تو بگداختیم

ما که از سوز دل و درد جدایی سوختیم

سوز دل را مرهم از مژگان دیده ساختیم

بسکه ما خون جگر خوردیم از دست غمت

جان ما خون گشت و دل در موج خون انداختیم

در سماع دردمندان حاضر آ، یارا، دمی

بشنو این سازی که ما از خون دل بنواختیم

عمری اندر جست‌و جویت دست و پایی می‌زدیم

عمر ما، افسوس، بگذشت و تو را نشناختیم

زان چنین ماندیم اندر ششدر هجرت، که ما

بر بساط راستی نزد وفا کژ باختیم

چون عراقی با غمت دیدیم خوش، ما همچو او

از طرب فارغ شدیم و با غمت پرداختیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

من آن قلاش و رند بی‌نوایم

که در رندی مغان را پیشوایم

گدای درد نوش می پرستم

حریف پاکباز کم دغایم

ز بند زهد و قرابی برستم

نه مرد زرق و سالوس و ریایم

ردا و طیلسان یکسو نهادم

همه زنار شد بند قبایم

مگر خاکم ز میخانه سرشتند

که هر دم سوی میخانه گرایم؟

کجایی، ساقیا، جامی به من ده

که یک دم با حریفان خوش برآیم

مرا برهان زخود، کز جان به جانم

درین وحشت سرا تا چند پایم؟

زمانی شادمان و خوش نبودم

از آنم کاندرین وحشت سرایم

مرا از درگه پاکان براندند

به صد خواری، که رند ناسزایم

برون کردندم از کعبه به خواری

درون بتکده کردند جایم

درین ره خواستم زد دست و پایی

بریدند، ای دریغا، دست و پایم

بماندم در بیابان تحیر

نه ره پیدا کنون، نه رهنمایم

امید از هر که هست اکنون بریدم

فتاده بر در لطف خدایم

از آن است این همه بیداد بر من

که پیوسته ز یار خود جدایم

ز بیداد زمانه وارهم من

عراقی گر کند از کف رهایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم

جام طرب کشیده‌ام، زآن به شتاب می‌روم

ساغری از می لبش دوش سؤال کرده‌ام

وقت سحر به کوی او بهر جواب می‌روم

از می ناب جزع او گرچه خراب گشته‌ام

تا دهد از کرشمه‌ام باز شراب، می‌روم

بر سر خوان درد او درد بسی کشیده‌ام

تا کشم از دو لعل او بادهٔ ناب می‌روم

جذبهٔ حسن دلکشش می‌کشدم به سوی خود

از پی آن کشش دگر، همچو ذباب می‌روم

برقع تن ز شوق او پیش رخش گشادمی

لیک ز شرم روی او بسته نقاب می‌روم

در سر باده می‌کنم هستی خویش هر زمان

خاک رهم، رواست گر بر سر آب می‌روم

شحنهٔ عشق هر شبی بر کندم ز خواب خوش

در هوس خیال او باز به خواب می‌روم

شاید اگر هوای او می‌کشدم، که در رهش

بر سر آب چشم خود همچو حباب می‌روم

بیخود اگر ز صومعه بر در میکده روم

گر تو خطا گمان بری راه صواب می‌روم

نیست مرا ز خود خبر، بیش ازین که: در جهان

مست و خراب آمدم، مست و خراب می‌روم

ادامه مطلب
پنج شنبه 12 مرداد 1396  - 5:45 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5109940
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث