نان گندم نزد آدم خوش بود
گر چه جو نزد خران خوشتر است
نان گندم نزد آدم خوش بود
گر چه جو نزد خران خوشتر است
نبی بیت اللّه و باش علی دان
اگر بر در نیابی در نیابی
نام نیک است یادگار بشر
نام نیکت به خیر به که به شر
می دار به دست خود ترازو
تا ره نزند کسی تو را زو
موج و بحر و حباب ای دانا
گر طلب میکنی بجو از ما
می به رندان ده به زاهد می مده
شیشه پیش پای نابینا منه
من سوختهام بقیهای گر یابی
در آتشم انداز که سوزم به تمام
ملکوتست عالم ارواح
نیز غیب مضاف می خوانند
مقصود من تویی چه کنم نعمت بهشت
عمری است تا دلم به هوایت هوا بهشت
معانی خوشی جانا بیان کن
توجه میکنی باری چنان کن