ظل ید مطلق است این دست
خود دست که را دهد چنین دست
ظل ید مطلق است این دست
خود دست که را دهد چنین دست
ظاهر و باطن صدف می خوان
سرّ درّ یتیم را می دان
ظاهرم در کوبنان و باطنم و در کوه صاف
صوفیان صاف را صد مرحبا باید زدن
ظاهر و باطن ار کنی کامل
هر دو میراث باشدت حاصل
صورت حق معنی هر دو جهان
آن رسول اللّه امام انس و جان
طریق عرف سید گفت با تو
تو دانی بعد از این والله اعلم
صوت داود است و ما خوش نغمهای داریم از آن
مرغ روح ما کند تسبیح با ما جاودان
شیر مردی باید از خود رستهای
وز دو عالم رخت خود بر بستهای
شهری که در او شحنه ستمکش باشد
بنگر که در آن شهر چه چربش باشد
شرک را قلب کن که شکر آن است
شکر می گو که جای شکران است