به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ای دل ار عاشقی بیا خوش باش

رو چو ما صادقی بیا خوش باش

خوش بلائیست عشق بالایش

جان فدا کن درین بلا خوش باش

همه کس خوش بود به ساز و سزا

تو بساز و به ناسزا خوش باش

از غم دی و غصهٔ فردا

بگذر امروز و حالیا خوش باش

جان به باد هوا سپار ای دل

به هوایش در آن هوا خوش باش

خوش عزیز است عمر و می گذرد

مگذارش مرو بیا خوش باش

خوش بود گفتهٔ خوش سید

خوش بخوان راست در نوا خوش باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:13 PM

 

گر فسرده نیستی گر ما نه باش

عاقلی ور عاشقی دیوانه باش

آشنائی گر کنی با عاشقان

عاشقانه از خود بیگانه باش

عشق بحر بیکران است ای پسر

گر به دریا می روی مردانه باش

زاهد مغرور و کُنج صومعه

تو مقیم گوشهٔ میخانه باش

عشق دریا صورت تو چون صدف

معنیش چون طالب دردانه باش

شمع عشقش صورتی در ما فکند

ذوق اگر داری بیا پروانه باش

تن رها کن جان به جانانه می سپار

نعمت الله را بجو جانانه باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:13 PM

 

سیدی خواهی پناه و بنده باش

بنده شو در بندگی پاینده باش

گر به تیغ عشق او کشته شوی

حی قیومی برو دل زنده باش

در هوای گلستان عشق او

همچو غنچه با لب پر خنده باش

جان فدا کن گر قبولت اوفتد

تا قیامت زین کرم شرمنده باش

خیز از این سایه بنشین آفتاب

هم به نور روی او تابنده باش

سروری ملک بقا گر بایدت

در خرابات فنا افکنده باش

کام جان از سید ما می طلب

یک زمان همصحبت این بنده باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:12 PM

 

دُرد دردش بنوش خوش می باش

کسوت او بپوش خوش می باش

به خرابات رو خوشی بنشین

همدم میفروش خوش می باش

ساقی ار می دهد تو را جامی

بستان و بنوش خوش می باش

همچو خم شراب مستانه

گرم شو خوش بجوش خوش می باش

همه میخانه گر دهد ساقی

عاشقانه بنوش و خوش می باش

نوش کن جام می که نوشت باد

تا نیائی به هوش و خوش می باش

سخن از ذوق نعمت الله گو

ور نگوئی خموش و خوش می باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:12 PM

 

دل به دلبر گذار و خوش می باش

جان به جانان سپار و خوش می باش

نقش رویش که نور چشم من است

بنظر می نگار و خوش می باش

باش با جام می دمی همدم

نفسی خوش بر آر و خوش می باش

هر چه داری همه امانت اوست

جمله با او سپار و خوش می باش

چو همه اوست غیر او خود نیست

همه را دوست دار و خوش می باش

تنگهٔ زر یکی و تنگه بسی

تنگ ها زر شمار و خوش می باش

یار جانی نعمت الله شو

باش با یار ، یار و خوش می باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:12 PM

 

جان به جانان سپار و خوش می باش

دل به دلبر گذار و خوش می باش

آن یکی در هزار خوش می بین

یک به یک می شمار و خوش می باش

گرچه با عاشقی و سرمستی

فارغی از خمار و خوش می باش

در خرابات عشق رندانه

با می خوشگوار خوش می باش

بنظر می نگار نقش و نگار

با خیال نگار خوش می باش

عاشقانه در آ به مجلس ما

دمی با ما برآر خوش می باش

جام می نوش شادی سید

از کسی غم مدار خوش می باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:12 PM

 

شراب شوق را پیمانه می باش

حریف خلوت جانانه می باش

اگر تو مست مجنونی ندیدی

ببین لیلی و خود دیوانه می باش

در دل می زن اما در شب و روز

مقیم گوشهٔ آن خانه می باش

به صورت ساحلی معنی چو دریا

ورای این و آن دردانه می باش

دلت گنجنیهٔ گنجی است دائم

بیا در کنج این ویرانه می باش

فدای عشق کن جان گرامی

دل و دلدار و هم جانانه می باش

درآمد از در دل نعمت الله

چو شمعی تو برو پروانه می باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:12 PM

 

جام می را به نوش و خوش می‌باش

نوش و نوش و خموش و خوش می‌باش

همچو خم شرابخانه به ذوق

خود به خود خوش بجوش و خوش می‌باش

خلعتی نو اگر به تو نرسد

باش با کهنه پوش و خوش می‌باش

چه کنی هوش مست باش مدام

بگذر از عقل و هوش و خوش می‌باش

عاشقانه سبوی می می‌کش

همچو رندان به دوش و خوش می‌باش

بزم عشق است و عاشقان سر‌مست

خوش بیا می بنوش و خوش می‌باش

در ره عاشقی چو سید ما

عاشقانه بکوش و خوش می‌باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:11 PM

 

گرم و سردی چشیده ام که مپرس

هم به مردی رسیده ام که مپرس

این چنین جام می که می نوشی

دُرد دردی چشیده ام که مپرس

این چنین مست و لاابالی وار

از جهانی رسیده ام که مپرس

سختی گفتم از زبان حبیب

هم به گوشی شنیده ام که مپرس

گل این گلستان سلطانی

هم به دستی بچیده ام که مپرس

گوهری را فروختم به بهاء

جوهری را خریده ام که مپرس

در همه روی روشن سید

آفتابی بدیده ام که مپرس

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:11 PM

رنج عشقی کشیده ام که مپرس

دُرد دردی چشیده ام که مپرس

در طریقی که نیست پایانش

بر و بحری بریده ام که مپرس

دیده ام صورتی که دیده ندید

معنئی را شنیده ام که مپرس

گفته ام نکته ای تو را که مگو

خط به حرفی کشیده ام که مپرس

بلبل مست گلشن عشقم

ز آشیانی پریده ام که مپرس

عاشق و رند و لاابالی وار

ازجهانی رسیده ام که مپرس

بندهٔ وا فروختم به بها

سیدی را خریده ایم که مپرس

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:11 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122674
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث