به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

زهد بگذار و خرقه را بفروش

جام می را بگیر و خوش می نوش

ذوق مستی کسی که دریابد

گرچه عاقل بود شود مدهوش

در خرابات مست می گردم

همچو رندان خوشی سبو بر دوش

ساغر می مدام می نوشم

سرخوشانه چو خم می در جوش

راز هشیار پیش مست مگو

ور بگوئی بگو که آن می پوش

گوهر بحر ماست گفتهٔ ما

خوش بود هر که می کند در گوش

شاهد ماست ساقی سرمست

نعمت الله گرفته در آغوش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:15 PM

 

به گوش و هوش من آمدند ای ساقی دوش

که جام جم بستان و می حلال بنوش

بیا که مجلس عشقست و عاشقان سرمست

مدام همدم جامند و خم می در جوش

گشوده برقع صورت ز روی معنی باز

هزار جان شده حیران و عقلها مدهوش

به عشق ساقی رندان که جان من به فداش

سبوی مجلس رندان خوش کشم بر دوش

به مشت گل نتوان آفتاب را اندود

بگو به عاشق مستی که عشق را می پوش

به گندمی اگر آدم بهشت را بفروخت

تو باز خر به جوی و به نیم جو بفروش

شنو که سید سرمست وعظ می گوید

بگو خطیب مخوان خطبه یک زمان خاموش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:15 PM

 

خم می در جوش و رندان درخروش

گر تو رندی جرعه ای زین می بنوش

دل به ساقی ده که تا یابی حیات

جان فدا کن در هوای می فروش

گوهر در یتیم از ما بجو

تا شوی چون حیدری حلقه به گوش

هر که یک جرعه بنوشد زین شراب

تا قیامت او کجا آید به هوش

گر سخن از عشق می گوئی بگو

ور حدیث از عقل می پرسی خموش

مجلس عشق است سرمستان رند

می کشندم چون سبو رندان به دوش

پیرهن از یوسف مصری بنه

خلعتی از خرقهٔ سید بپوش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:15 PM

 

بحر در جوش است و جانم درخروش

عقل می گوید که راز خود بپوش

عاقلی می خورد و عقل از دست رفت

اوفتاده بی خود و بی عقل و هوش

تا ننوشی می ندانی ذوق می

ذوق می ، می بایدت می را بنوش

خم می در جوش و ساقی در حضور

در سرای ما و ما در جست و جوش

ساقی ما خرقه می شویدبه می

آفرین بر دست او و شستشوش

در خرابات مغان مست و خراب

می کشندم چون سبو رندان به دوش

سید مستان چو می گوید سخن

عاشقانه گوش کن یک دم خموش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:14 PM

 

در میکده مست و رند و قلاش

همصحبت عاشقان او باش

هر نور که دیده یا بد از دل

در پای خیال عشق او باش

ای عقل تو زاهدی و ما رند

عاقل چه کند حریف قلاش

ظاهر جامیم و باطناً می

صورت نقشیم و معنی نقاش

معشوق خودیم و عاشق خود

گفتیم حدیث عشق خود فاش

می نوش ز جام ساقی ما

سرمست چو چشم یار خوش باش

من بندهٔ سیدم که دایم

مست است و حریف و رند و اوباش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:14 PM

 

اگر میلی به ما داری بیا و بندهٔ ما باش

ز جام جان مئی بستان روان و بر سر ما باش

ز سرمستان بزم ما طریق عاقلی کم جو

ز ما مستی و رندی جو که هم مستیم و هم قلاش

خراباتست و عاشق مست وبا معشوق خود همدم

برو ای عقل سرگردان به جای خویشتن می باش

کسی کو نقش می بندد خیال غیر او امروز

به جز نقش خیال او نباشد حاصل فرداش

به دور چشم مست او جهان پرفتنه می بینم

بلا بالا گرفت امروز در عالم از آن بالاش

منه رخ بر رخش ای جان که تو خاری و رویش گل

مکن بیداد با رویش به خار آن روی گل مخراش

به هر نقشی که می بندم خیال نعمةالله است

چه خوش نقشی که می بندد خیالش در نظر نقاش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:14 PM

 

پاک باش و بی وضو یک دم مباش

جز که با پاکان دمی همدم مباش

دنیی دون گر نماند گو ممان

پیرزن گر مرد در ماتم مباش

پند رندان گوش کن گر عارفی

جام می را نوش کن بی جم مباش

اسم اعظم پادشاه عالمست

لحظه ای بی صاحب اعظم مباش

گر کسی در عشق او جان می دهد

جان رها کن کمتر از هر کم مباش

باش دلشاد از وصال دلبرت

در فراقش نیز هم بی غم مباش

یک دمی با نعمت الله هم برآر

لحظه ای با غیر او همدم مباش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:14 PM

 

عشق سرمست است و دارد دور باش

عقل را گوید از این در دور باش

تندرست است آنکه دارد درد عشق

ور بود بی درد گو رنجور باش

عشق او داری ز عالم غم مخور

چون غم او می خوری مسرور باش

رند مستی گر بیابی مست شو

ور به مخموری رسی مخمور باش

ناظر او باش چون اهل نظر

ور نداری این نظر منظور باش

عشق سرداری اگر داری بیا

بر سر دار فنا منصور باش

نعمت الله نور چشم مردم است

چشم داری طالب این نور باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:14 PM

 

زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش

سر بنه بر پاش و خاکپاش باش

زهد بگذار و به میخانه خرام

در خرابات مغان قلاش باش

لذتی از عمر اگر خواهی برو

همنشین زندگی اوباش باش

روز امروزت غنیمت می شمر

دی گذشت آسوده از فرداش باش

گر بیابی سید هر دو سرا

ناظر آن دیدهٔ بیناش باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:13 PM

 

ای دل ار چه شکسته ای خوش باش

با غمش عهد بسته ای خوش باش

دُرد دردش چو صاف درمان نوش

وز جفا گر چه خسته ای خوش باش

خوش نباشد غم جهان خوردن

از جهان گر گستته ای خوش باش

دنیی و آخرت رها کردی

از همه باز رسته ای خوش باش

بود بندی ز عقل بر پایت

از چنین بند جسته ای خوش باش

بزم عشقست و عاشقان سرمست

با حریفان نشسته ای خوش باش

دل سید شکستهٔ عشق است

گر تو چون او شکسته ای خوش باش

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:13 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122775
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث