به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

عاشقانه به یاد او سرخوش

ساغر می چو عاشقان درکش

مست او شو چه جای هشیاریست

نوش کن جام بادهٔ بی غش

دل اصحاب عشق و صحبت دوست

جان یاران و مهر آن مهوش

عشق او آتش است و ما چون عود

خوش بود عود خاصه بر آتش

آستین بر جهان جان افشان

دامن از دست ملک دل درکش

از سر هر دو کون خوش برخیز

بنشین یک زمان به عشقش خوش

روز عید است باش قربانش

همچو سید ولی مگو ترکش

آفتابست و ماه خوانندش

همه بینند ولی ندانندش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:43 AM

 

جام عین شراب دریابش

همچو آب و حباب دریابش

همه عالم تن است و او جانست

خوش حبابی پر آب دریابش

آفتابی ز ماه بسته نقاب

ماه بین آفتاب دریابش

دامن بندگی ساقی گیر

شاه عالی جناب دریابش

غیر او گر خیال می بندی

می نماید به خواب دریابش

گر به میخانه فرصتی یابی

نوش می بی حساب پایانش

نعمت الله را اگر یابی

رند و مست و خراب دریایش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:43 AM

 

عشق او در جان روان می دارمش

جان چنین خوشتر چنان می دارمش

مهر او روشن تر است از نور چشم

گرچه از مردم نهان می دارمش

گنج عشقی دارم اندر کنج دل

لیک بی نام و نشان می دارمش

یک عروس بکر دارم در ضمیر

از برای عاشقان می دارمش

دردسر می داد عقل بوالفضول

از بر خود بر کران می دارمش

سید از داد و ستد آزاد شد

فارغ از سود و زیان می دارمش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:42 AM

 

روح اعظم نایب حق خوانمش

لاجرم بر تخت دل بنشانمش

اسم اعظم خوانده ام از لوح دل

خازن گنج الهی دانمش

مهر و مه می خوانمش در روز و شب

گه به صورت گه به معنی خوانمش

عهد با او بسته ام روز ازل

تا ابد پابند آن پیمانمش

نور چشمست او و دیده دمبدم

در خیالش سو به سو گردانمش

عقل مخمور است و من مست خراب

گر درآید این چنین کی مانمش

نعمت الله مخزن اسرار اوست

هرچه می خواهم ازو بستانمش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:42 AM

 

آن یکی از هر یکی می جویمش

دو نمی گویم یکی می گویمش

دیده گر نقش خیال غیر دید

پاکبازانه روان می شویمش

شد معطر عالمی از بوی او

این چنین بوی خوشی می بویمش

یک حقیقت در دو عالم رو نمود

در دو عالم آن یکی می گویمش

سیدم تخم محبت کاشته

از محبت من چنین می رویمش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:38 AM

 

غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش

سلسلهٔ اهل دل حلقهٔ موی غمش

در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر

شادی آن سر که او گردد و کوی غمش

این دل مسکین من خرم و دلشاد شد

تا به مشامم رسید شمهٔ بوی غمش

مست می غم شدم شادی مستان غم

میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش

گفت من و گوی او راحت قلب حزین

جست دل و جوی جان دیدن روی غمش

بی سر و بی پا منم همدم رندان غم

سرخوشم و می روم بر سر کوی غمش

درد غم و درد او آمده درمان ما

سید ما شد به جان بندهٔ خوی غمش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:38 AM

 

بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش

بیاور دُردی دردش به امید دوا درکش

حریف بزم رندان شو چرا مخمور می گردی

ز دست ساقی باقی می جام بقا درکش

سر کوی بلای او مقام مبتلایان است

اگر تو از بلا ترسی عنان از کربلا درکش

ز خاک پاک سرمستی اگر گردی به دست آری

روان در دیدهٔ جانت بسان توتیا درکش

خراباتست و می درجام و او معشوق می خواران

اگر تو عاشق اوئی به عشق او بیا درکش

اگر در بزم جانبازان زمانی فرصتی یابی

اجازت خواه مستانه بیا و خوش مرا درکش

سوی الله را وداعی کن مرید نعمت الله شو

قدم در ملک باقی نه رقم گرد فنا درکش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:38 AM

 

وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش

آسوده جان عشاق از ساز دلنوازش

خواهی که بازیابی رمزی ز راز معشوق

می باش عاشقانه با محرمان رازش

جانی که نو نیاز است جانان به جان گدازد

یا رب که آفرین باد بر جان نو نیازش

ساقی به صاف درمان ما را علاج می کن

باز آ به دُرد دردش خوش خوش دوا بسازش

آن یار نازنینم زارم گذاشت بازم

شکرانه جان ببازم گرآورند بازش

جام جم است عالم پر می ز خم وحدت

نوشم می حقیقت از ساغر مجازش

ذوقیست عاشقان را با جان نعمت الله

ذوق خوشی طلب کن از جان پاکبازش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:38 AM

 

دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرش

در خلوت دل ما نبود مجال غیرش

ما را چو التفاتی بر حال خود نباشد

کی التفات باشد ما را به حال غیرش

نوشیم دُرد دردش شادی روی رندان

ما را چه کار آید آب زلال غیرش

نور جمال جانان دیده به نور او دید

در چشم ما نیاید حسن جمال غیرش

در آینه نظر کن تمثال خویش بنگر

زنهار تا نگوئی آنکه مثال غیرش

نقشیست یا خیالی آن نقش ما نبینیم

در خواب اگر نماند نقش خیال غیرش

از آفتاب حسنش هر ذره ماهروئی

آخر چه نقش بندد شکل هلال غیرش

گر عمر لایزالی خواهی چو ما بیابی

از خویشتن فنا شو هم از زوال غیرش

غیرت نمی گذارد تا غیر او درآید

بی وصل او نخواهد سید وصال غیرش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:38 AM

 

دل به دلبر دادم و جان بر سرش

یافتم صد جان و جانان بر سرش

لطف او بخشید ما را از کرم

جنت جاوید و حوران بر سرش

دست جانان گیر اگر دستت دهد

سر به پای او بنه جان بر سرش

عقل بی درد است و درد سر دهد

دردسر بگذار و درمان بر سرش

کفر زلفش دین ما بر باد داد

می رود اسلام و ایمان بر سرش

می فراوان می دهد ساقی به ما

بعد از آن نقل فراوان بر سرش

در ولایت حکم ما سید نوشت

مهر آل و نام سلطان بر سرش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:38 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122675
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث