به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ای لب تو چشمهٔ آب زلال

مجلس تو مجمع اهل کمال

نقش خیال تو نگارم به چشم

خوشتر ازین نقش که بسته خیال

دیده بر او بد به مژه خاک راه

بر درت ار باز بیابد مجال

آینه از ساده دلی نقش بست

صورت بی مثل شما را مثال

طاق دو ابروی تو محراب جان

نسبت او کی کنمش با هلال

مهر جمیل ار بودم دور نیست

مست خدا نیست محب جمال

نور الهی است که پیدا شده

سید عالم یزل و لایزال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:02 PM

 

خواجه مخمور باز ماند به مال

رند سرمست و جام مالامال

خواجه درویش شد چو مال نماند

عرض و مالش برفت و ماند وبال

گرچه مالش نماند او باقیست

گو برو از برای مال و منال

حالیا خوش به ذوق می گردد

حال ما با محول الاحوال

نقش غیری خیال اگر بندی

نزد ما باشد آن خیال محال

جام گیتی نما چو می نگرم

می نماید جمال او به کمال

ساقیم سید است و من سرمست

باده درجام همچو آب زلال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:02 PM

 

امشب شب قدر است و بر احباب مبارک

بر خدمت آن شیخ و بر آن شاب مبارک

یا رب که مبارک بود این عید به یاران

فرصت شمر این دولت و دریاب مبارک

خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده

در حالت بیداری و در خواب مبارک

عقدی است در این عید که گویند جهانی

بر بندگی خواجه و حُجاب مبارک

این وصلت جاوید که جاوید بماناد

بر ما و خلیل الله و اصحاب مبارک

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:02 PM

 

ای دهنت وهم میانت خیال

کار دل از هر دو خیال محال

لب به لبم نه که به جان تشنه ام

ای لب تو چشمهٔ آب زلال

مصحف روی تو چو یوسف بدید

خواند ز بر آیت حسن و جمال

آینه با روی تو یک رو شده

نور تو بنموده در او این مثال

پرتو روی تو چو بر مه فتاد

چون خم ابروی تو مه شد هلال

در همه احوال ببین روشن است

از نظرت دیدهٔ اهل کمال

سید ما بود پس از قرن چند

باز شنیدست که شد مست حال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:01 PM

 

جان کیست بندهٔ حرم کبریای دل

یا روح چیست خادم خلوتسرای دل

در چارسوی عشق که بیرون دو سراست

صد جان روان دهند به یکدم بهای دل

از جان به سوز سینه که یابی وصال جان

در جان بساز چشم که بینی لقای دل

آن مهر ماه روی که جانست نام او

چون ذره ایست گشته روان در هوای دل

سلطان چرخ چارم از آن گشت آفتاب

کامد به زیر سایهٔ فر همای دل

دل کشتی خداست به دریای معرفت

لطف خدا سزد که بود ناخدای دل

سید رموز دل چه نهان می کنی بگو

جان عرش اعظم است و بر او هست وای دل

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 11:50 AM

 

دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دل

دل خلوت خداست و ما ساکنان دل

یار است در میان و منم در کنار جان

یار است در کنار و منم در میان دل

هر کس معانی دل و جان کی بیان کند

از جان ما شنو به حقیقت بیان دل

از اهل دل نشان دلم جو که در جهان

جزاهل دل کسی نشناسد نشان دل

عقلست در ولایت تن کارساز جان

عشقست در ممالک جان پاسبان دل

ای جان بیا و بادهٔ صافی ما بنوش

از دست ساقئی که بود خاص از آن دل

سید چو بلبلی است که در بوستان عشق

می سازد این نوای خوش از بوستان عشق

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 11:50 AM

 

خواجه مخمور باز ماند به مال

رند سرمست و جام مالامال

خواجه درویش شد چو مال نماند

عرض و مالش برفت و ماند وبال

گرچه مالش نماند او باقیست

گو برو از برای مال و منال

حالیا خوش به ذوق می گردد

حال ما با محول الاحوال

نقش غیری خیال اگر بندی

نزد ما باشد آن خیال محال

جام گیتی نما چو می نگرم

می نماید جمال او به کمال

ساقیم سید است و من سرمست

باده درجام همچو آب زلال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 11:50 AM

 

ای لب تو چشمهٔ آب زلال

مجلس تو مجمع اهل کمال

نقش خیال تو نگارم به چشم

خوشتر ازین نقش که بسته خیال

دیده بر او بد به مژه خاک راه

بر درت ار باز بیابد مجال

آینه از ساده دلی نقش بست

صورت بی مثل شما را مثال

طاق دو ابروی تو محراب جان

نسبت او کی کنمش با هلال

مهر جمیل ار بودم دور نیست

مست خدا نیست محب جمال

نور الهی است که پیدا شده

سید عالم یزل و لایزال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 11:50 AM

 

نقش نقاش است نقش این خیال

غیر این نقش خیال او محال

در همه آئینه ای روشن نمود

آن جمال بی مثال پر کمال

عشق جانان است جان عاشقان

این چنین جانی کجا یابد زوال

آفتابی مه لقا پیدا شده

گاه بدری می نماید گه هلال

عشق سرمست است در کوی مغان

عقل مخمور است و مانده بی مجال

چون یکی اندر یکی باشد یکی

آن یکی گه هجر باشد گه وصال

نعمت الله در محیط عشق او

خوش حیاتی باشد از آب زلال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 11:50 AM

 

آفتابی می پرستم لایزال

مهر من هرگز نمی گیرد زوال

دیده در آئینهٔ گیتی نما

دیده تمثال جمال بی مثال

گرچه ذره می نماید آفتاب

ماه نور او نماید بر کمال

یک نفس با ما درین دریا درآ

نو شکن گر تشنه ای آب زلال

می نماید حسن او هر آینه

او جمیل و دوست می دارد جمال

چشم مستش چشم بندی می کند

می برد از چشم ما خواب و خیال

رند سرمستیم و با سید حریف

عاشق و معشوق دائم در وصال

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 11:50 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122773
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث