به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

تن به جان زنده است و جان از عشق

در بدن روح ما روان از عشق

عشق داند که ذوق عاشق چیست

باز جو ذوق عاشقان از عشق

هر چه در کاینات موجود است

جود عشق است و باشد آن از عشق

عاشقان عشق را به جان جویند

عاقلانند غافلان از عشق

نعمت الله که میر مستان است

می دهد بنده را نشان از عشق

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

عاشقان غرقند در دریای عشق

اوفتاده مست در غوغای عشق

دامن معشوق بگرفته به دست

سر نهاده دائما در پای عشق

عاشق و معشوق و عشق آمد یکی

در سر ما نیست جز سودای عشق

نور چشم عاشقان عشق وی است

عقل کی داریم ما بر جای عشق

ملک عالم را به سلطانی گرفت

حضرت یکتای بی همتای عشق

کار ما از عاشقی بالا شده

این بلا می جو تو از بالای عشق

عشق در جان است و در دل درد او

نعمت الله واله و شیدای عشق

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

پادشاه عاشقانیم و گدای کوی عشق

ای عجب بنگر گدا شد پادشاه کوی عشق

مجلس مستان حضرت روضهٔ رضوان ماست

جنت المأوای ما بستانسرای کوی عشق

عقل سرگردان چه داند ذوق بزم عاشقان

ناسزائی خود کجا باشد سزای کوی عشق

خانقه هرگز ندارم من به جای میکده

خود ندارم هیچ جائی من به جای کوی عشق

مانم چشم و غم دل دوست می داریم دوست

زانکه جان می بخشداین آب و هوای کوی عشق

صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما

باد جاوید این دل ما مبتلای کوی عشق

نعمت الله دم به دم از ما نوائی می برد

تا توانی یافتیم از بینوای کوی عشق

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:45 AM

 

وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطف

یک زمانی از کرم با ما بپردازی به لطف

حال ما گرچه خرابست ، از کرم معمور ساز

خوش بود گر ساز ما را باز بنوازی به لطف

گر چه بر خاک درم انداختی ای نور چشم

چشم آن دارم که از چشمم نیندازی به لطف

آفتاب عالمی و عالمی در سایه ات

لطف فرمائی و کار عالمی سازی به لطف

عشقبازی می کنی با ما ولی پنهان ز ما

این لطیفه گر که با ما عشق می بازی به لطف

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:44 AM

 

عشق او دریا و ما در وی صدف

از صدف گوهر طلب کن ای خلف

گوهر هر کس که باشد خوبتر

باشد او را بر یکی دیگر شرف

کی تواند بود گیلان همچو مصر

یا کجا باشد سقر مثل نجف

کشف و کشاف است ما را در نظر

کی بود چون کشف ما کشف کشف

گرچه دریا آبرو دارد ولی

غیر بادش نیست دریا را به کف

در پی نقش خیال این و آن

حیف باشد گر شود عمرت تلف

نعمت الله مجلسی آراسته

آمده رندان مست از هر طرف

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:44 AM

 

دردمندیم و از دوا فارغ

مستمندیم و از شفا فارغ

مبتلائیم و از بلا ایمن

بینوائیم و از نوا فارغ

در وصالیم و فارغ از هجران

در بقائیم و از فنا فارغ

ما طلبکار او و او با ما

یار جویای ما و ما فارغ

بندگانیم و ایمن از سید

پادشاهیم و از گدا فارغ

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:44 AM

 

این حضور عاشقان است و سماع

صحبت صاحبدلان است و سماع

حضرت مستان خاص الخاص او

مجلس آزادگانست و سماع

یار با ما در سماع معنوی

این معانی را بیان است و سماع

گر دوای درد می جوئی بیا

درد دل درمان جان است و سماع

در حریم کبریای عشق او

های و هوی عاشقان است و سماع

هر که را ذوقی است گو در نه قدم

جان سید در میان است و سماع

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:44 AM

 

دُرد دردش دردخواری بایدش

دردمندی بردباری بایدش

گر بنالد بلبلی عیبش مکن

عاشق است و گلعذاری بایدش

دل به دلبر جان به جانان می دهد

هر که او وصل نگاری بایدش

رند سرمستی که می نوشد مدام

خوش حریفی و کناری بایدش

در چنین میدان که ما گوئی زدیم

پادشاهی شهسواری بایدش

دل بود آئینه او آئینه دار

آینه آئینه داری بایدش

یار یاران ترک اغیاران کند

گرچه سید یار غاری بایدش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:43 AM

نور چشم است و مردم دیده

در نظر دائماً نشانندش

روح محض است از سرش تا پا

یک به یک بوسه واستانندش

نقش غیری خیال اگر بندم

آب چشمم ز دیده رانندش

عاشقانی که سیدم بینند

در تحیر که تا چه خوانندش

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 10:43 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122841
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث