به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

سالها شد که به جان طالب جانان خودم

درد دل می طلبم در پی درمان خودم

جام می بر کف و در کوی مغان می گردم

رند سرمست خود و ساقی مستان خودم

در نظر آینه می آرم و خود می نگرم

عاشق روی خود و واله و حیران خودم

مو به مو با همهٔ خلق مرا پیوند است

بستهٔ سلسلهٔ زلف پریشان خودم

نفسم آب حیاتی به جهان می بخشد

خضر وقت خودم و چشمهٔ حیوان خودم

سید و بنده و محبوب و محب خویشم

هر چه هستم دل و دلدار خود و آن خودم

نعمت اللهم و با ساقی سرمست حریف

بر سر خوان خودم دایم و مهمان خودم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:48 PM

 

در مجمر عشق سوخت عودم

آتش شدم و نماند دودم

از دیدن غیر دیده بستم

تا دیده به روی او گشودم

چون سایه به آفتاب بنمود

شخصی بودم دو می نمودم

چون قطره به بحر عشق پیوست

اکنون چه زیان بود چه سودم

خود دیدم و خود نمودم ای دوست

خود گفتم و باز خود شنودم

آن دم که نبود بود عالم

در خلوت خاص عشق بودم

دیدم دو جهان خیال سید

تا زنگ ز آینه زدودم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:48 PM

 

تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودم

من عاشق قدیمم کی بود تا نبودم

گم گشته بودم از خود در گوشهٔ خرابات

عشقت دلیلم آمد راهی به خود نمودم

از عشق چشم مستت جام شراب خوردم

دستار عقل سرکش عشقت ز سر ربودم

کردم ز اشک ساغر این خرقه شست و شوئی

گر زاهدی و تقوی کاری نمی گشودم

در دیده های خوبان حسن رخ تو دیدم

وز گفتهٔ لطیفان آواز تو شنودم

از دیر و کعبه ما را کاری نمی گشاید

این هر دو آزموده بسیار آزمودم

سید به جز خیالت نقشی دگر ندیده

تا رنگ زنگ هستی از آئینه زدودم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:47 PM

 

همدمی گر طلب کنی یک دم

باش با جام می دمی همدم

گنج و گنجینه خداوندی

طلبش کن ز حضرت آدم

گر کسی جم ندید جامش دید

ما ندیدیم جام را بی جم

دردمندیم و درد او درمان

دل ما ریش و زخم او مرهم

جام می را بگیر و خوش می نوش

که بود ذوق این و آن با هم

مظهر اسم اعظم اوئیم

غیر ما کیست صاحب اعظم

این و آن در جهان فراوانند

نعمت الله یکی است در عالم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:47 PM

 

مقصود توئی ز جمله عالم

ای مظهر عین اسم اعظم

در حسرت جرعه ای ز جامت

جان بر کف دست می نهد جم

ای آخر انبیاء به صورت

معنی تو بر همه مقدم

در خلوت خاص لی مع الله

غیر از تو کسی نبود محرم

عیسی نفس از دم تودارد

زنده ز تو گشت روح آدم

نقشت به خیال می نگارم

ای نور دو چشم اهل عالم

تو جانانی و جان تن تو

چون سید و بنده هر دو با هم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:47 PM

 

منصب مستان ما ترک وجود و عدم

نسبت رندان ما بذل حدوث و قدم

حاصل بحر محیط جرعه ای از جام ماست

خود که برد پیش ما نام می و جام جم

پیر خرابات عشق یار عزیز من است

شیخ مبارک نفس پیر خجسته قدم

خاطر من هر نفس نقش خیالی کشد

بی مددی یا مداد یا ورقی یا قلم

سلطنت عاشقان تخت ولایت گرفت

عقل گزیده کنار عشق کشیده قلم

جام می آمیختند خون دوئی ریختند

دور خوش انگیختند هر دو یگانه به هم

ساقی کوثر اگر جام شرابت دهد

شادی سید بنوش غم مخور از هیچ غم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:47 PM

 

شیخ ما بود در حرم محرم

قطب وقت و یگانهٔ عالم

از دمش زنده می شدی مرده

نفسش همچو عیسی مریم

به صفات قدیم حق موصوف

هفت دریا به نزد او شبنم

شرح اسما به ذوق خوش خوانده

عارف اسم اعظم آن اعظم

بود سلطان اولیای زمان

بود روح القدس ورا همدم

سینه اش بود مخزن اسرار

در دلش بود گنج حق مدغم

نعمت الله مرید حضرت اوست

شیخ عبدالله است او فافهم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:46 PM

 

سه نقطه یک الف همی نگرم

الفی در حروف می شمرم

در همه حرف ها یکی بینم

نقطهٔ اول است در نظرم

هفت هیکل به ذوق می خوانم

آری میراث مانده از پدرم

این کتابخانه را بخواهم شست

وز سر کاینات در گذرم

خبر از حال خود همی دارم

تا نگوئی تو ام که بی خبرم

روز و شب با وجود در دورم

کی شود آخر این چنین سفرم

بندهٔ سیدم که عمرش باد

لاجرم پادشاه بحر و برم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:46 PM

 

در آینهٔ وجود آدم

دیدیم جمال اسم اعظم

معنی محمدی بدیدیم

در صورت نازنین آدم

دیدیم که اوست غیر او نیست

ور هست خیال اوست آن هم

آدم به وجود اوست موجود

عالم به جمال اوست خرم

ما سایهٔ آفتاب عشقیم

تن جام جم است و جان ما جم

مستیم و خراب در خرابات

با جام شراب عشق همدم

دُردی کش کوی می فروشیم

نی غصهٔ بیش و نی غم کم

ای عقل برو به خیر و خوبی

ای عشق بیا و خیر مقدم

رندیم و حریف نعمت الله

می نعمت و ساقی اوست فافهم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:46 PM

 

آفتابیست حضرت آدم

روشن از نور او بود عالم

ما منور از او و او از او

نیک دریاب این سخن فافهم

ساغر ما حباب پر آب است

خوش بود تشنه با چنین همدم

دل و دلبر رفیق هم گردید

جان و جانان روان شده باهم

جام بی جم اگر کسی دیده

ما ندیدیم جام را بی جم

دردمندیم و وصل او درمان

دل ما ریش و لطف او مرهم

در خرابات رند و سرمستیم

بندهٔ او و سید عالم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:46 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122346
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث