به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

فارغیم از وجود و هم ز عدم

بی خبر از حدوث و هم ز قدم

در خرابات مست می گردیم

رند و ساقی رسیده ایم به هم

ای که گوئی شراب می نوشی

خوش سؤالی جواب هست نعم

از وجود ای عزیز ما بگذر

شادمان باش در عدم به نعم

خوش بود همدمی چو جام شراب

گر چه باشد دمی چنان همدم

عشق آمد طرب به ما بخشید

خیر ما بود در چنین مقدم

در دو عالم یکی بود سید

وحده لاشریک له فافهم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:08 PM

 

باز رستیم از وجود و از عدم

گر نباشد این و آن ما را چه غم

جام می داریم و می نوشیم می

کی بود ما را هوای جام جم

مجلس عشقست و ما مست شراب

جان جانان شاد بنشسته به هم

همدم ما ساقی پر می مدام

خوش بود با همدم خود دم به دم

لطف او ما را نوازش می کند

باشد او در جمله عالم محتشم

هر چه موجود است در دار وجود

جمله موجودند از نور قدم

نعمت الله نقد گنج عشق اوست

هر که نقد او بود او را چه کم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:08 PM

 

مائیم ز نار عشق آدم

مائیم ز نور مهر خاتم

ما در دم عشق همچو نائیم

او در دم ما چو روح در دم

دردیست مرا ورای درمان

زخمی است مرا به جای مرهم

مائیم به وصل دوست دلشاد

مائیم ز هجر یار در غم

گه شبنم گلستان عشقیم

گاهی شده جمع و آمده یم

در ملک قدم قدم نه از عشق

تا گویندت که خیر مقدم

از لوح ضمیر نعمت الله

برخوان تو رموز اسم اعظم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:07 PM

 

چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم

فراغت خوش بود جانا اگر چه باشد آن یک دم

اگر همدم همی خواهی چو ما با جام همدم شو

و گر محرم همی جوئی مجو جز خویش را محرم

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

بیا و نوش کن جامی که خوش وقتی شوی در دم

خیال نقش روی او و نور دیدهٔ ما بین

که سرمستانه در خلوت نشسته هر دو خوش با هم

دوای دردمندان است و درد عشق او

خبر از ما کسی دارد که نوشد می ز جام جم

شراب شوق می نوشم سخن از عشق می گویم

رایة الله فی عینی و عینی عینه فافهم

برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری

حریف نعمت اللهم فراغت دارم از عالم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:07 PM

 

گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم

مائیم و همین کار و دگر کار نداریم

بر دیده نگاریم شب و روز خیالش

خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم

در دامن او دست زدیم از سر مستی

گر سر برود دامن وصلش نگذاریم

عمری است که در کوی خرابات مقیمیم

این یک دو نفس نیز در اینجا به سر‌ آریم

روشن شده از نور خدا دیدهٔ سید

جز نور وی ای یار کجا در نظر آریم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:07 PM

 

دل به دلبر جان به جانان داده‌ایم

بندهٔ او وز همه آزاده‌ایم

از سر هر دو جهان برخاستیم

بر در میخانه مست افتاده‌ایم

عاشقانه در خرابات مغان

رو به درگاه یکی بنهاده‌ایم

بر طریق عاشقان ما رهرویم

لاجرم چون رهروان بر جاده‌ایم

در خرابات مغان مست خراب

خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم

زاهدی ما همه بر باد رفت

همدم جام و محب باده‌ایم

نعمت‌اللهیم و ز آل رسول

گوهر پاکیم و نه بیجاده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:07 PM

 

خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم

باده‌نوشان را صلایی داده‌ایم

جام می بر دست و رندانه مدام

سر به پای خم می بنهاده‌ایم

در خرابات مغان مست و خراب

بر در میخانه‌ای افتاده‌ایم

خرقهٔ خود را به می شستیم پاک

فارغ از تسبیح وز سجاده‌‌ایم

در هوای عاشق باده‌پرست

دایماً بنشسته یا استاده‌ایم

بندهٔ سید شدیم از جان و دل

از همه ملک جهان آزاده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:06 PM

 

در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم

توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده‌ایم

در خیال آن که بنماید خیال او به خواب

نقش بستیم آن خیال و خوش به خواب افتاده‌ایم

در به دست زلف او دادیم و در پا می‌کشد

لاجرم چون زلف او در پیچ و تاب افتاده‌ایم

آب چشم ما به هر سو رو نهاده می‌رود

ما چنین تشنه ولی در غرق آب افتاده‌ایم

آفتاب لطف او بنواخت ما را از کرم

روشن است احوال ما بر آفتاب آفتاده‌ایم

سید رندیم و با ساقی حریفی می‌کنیم

بر در میخانه مست و بی‌حجاب افتاده‌ایم

بر سر کوی محبت ما و چون ما صد هزار

جان به جانان داده‌ایم و بی‌حساب افتاده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:06 PM

 

نیم شب خوش آفتابی دیده‌ایم

آفتابی مه نقابی دیده‌ایم

صورت و معنی عالم یافتیم

خوش سر آب و سرابی دیده‌ایم

ما ز دریائیم و دریا عین ما

لاجرم چشم پر آبی دیده‌ایم

خوش خیالی نقش می‌بندیم باز

گوئیا نقشی به خوابی دیده‌ایم

عالمی را باده می بخشیم ما

در چنین خیری ثوابی دیده‌ایم

در خرابات مغان افتاده مست

شاهد مست خرابی دیده‌ایم

نعمت‌اللّه نور چشم عاشقان

ساقی عالیجنابی دیده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:06 PM

 

علم صید است و قید کن محکم

یاد می‌گیر و می‌نویسش هم

نفسش جان به عالمی بخشد

هر که با جام می بود همدم

گر جهانی به غم گرفتارند

دل شادان ما بود بی‌غم

اسم اعظم مرا چو خرم کرد

نخورم غم ز صاحب اعظم

عقل خود را بزرگ می‌دارد

نزد من کمتر است از هر کم

مقدم ما مبارک است به فال

ذوق‌ها می‌رسد در این مقدم

نعمت‌اللّه به عالمی می‌داد

بندگان سرخوشند و سید هم

ادامه مطلب
پنج شنبه 5 مرداد 1396  - 12:06 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122769
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث