به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

در حقیقت زر یکی صورت بسی

یک بود معنی به صورت صدهزار

تشنهٔ آب حیات ما بنوش

ساغر و می را به یکدیگر بدار

چشم عالم روشن است از نور او

خوش خیالت نقش بسته بر نگار

هر چه باشد هست با من در میان

تا میان او گرفتم در کنار

عشق می بیند یکی و عقل دو

عاشقان مستند و عاقل در خمار

نعمت الله در همه عالم یکی است

گاه پنهان است و گاهی آشکار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 1:25 PM

 

آفتابی رو نموده بی غبار

گنج پنهان بود گشته آشکار

آینه بی حد نماینده یکی

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

رند سرمستیم در کوی مغان

با خمار این و آن ما را چه کار

راه یاران گرامی هست نیست

جاودان می رو در این ره مردوار

ذوق اگر داری در آ در میکده

عشق می بازی دمی با ما بر آر

صورت و معنی است با ما در میان

نعمت الله است با ما در کنار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:24 PM

 

صبحدم شد آفتابی آشکار

عالمی در رقص آمد ذره وار

غیر او نقش خیالی بیش نیست

عقل گو نقش خیالی می نگار

گر کناری گیری از خود در میان

یار خود بینی گرفته در کنار

عشق بازی کار بیکاران بود

عاقلش با کار بی کاران چه کار

آب رو می نوش از جام حباب

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

صدهزار آئینه پیش خود بنه

معنیش یک بین به صورت صد هزار

نعمت الله ما و سید آفتاب

شمس با ماه است و ماهش پرده دار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:24 PM

ساقیا جام خوشگوار بیار

آبروئی به روی ما باز آر

عاشقان مست و عاقلان مخمور

رند میخانه زاهد بازار

دل ما خلوتی است خوش حالی

لیس فی الدار غیره دیار

بحر و موج و حباب و جو آبند

چار نام و یکی بود ناچار

یک شرابست و جام رنگارنگ

یک وجود و کمال او بسیار

نوش کن جام و می به شادی ما

تا که گردی ز عمر برخوردار

نه شرابی که این و آن گویند

آن چنان می که باشدش خمار

جور او راحت دل و جان است

حاش لله کجا بود آزار

هر که انکار نعمت الله کرد

به خدا نیستش مگر اقرار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:24 PM

 

عاشق و مست و رندم و جانباز

در میخانه را گشادم باز

الصلا ای حریف میخواران

قدمی نه بیا و خود در باز

شاهد غیب و ساقی عشقیم

مطربا ساز عشق ما بنواز

برو ای عقل حیله را بگذار

تو و زهد و نماز و ما و نیاز

در خرابات رند او باشیم

دعوت ما چه می کنی بنماز

محرم راز خلوت جانیم

یک زمان خانه را به ما پرداز

سید ما به عشق بندهٔ ماست

اوست محمود و نعمةالله ایاز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

مرغ جانم می کند پرواز باز

تا به برج خود رسد شهباز باز

جان بده گر وصل جانان بایدت

عاشقانه سر به پاش انداز باز

بگذر از نقش خیال غیر او

خلوت دل با خدا پرداز باز

در خرابات مغان مست و خراب

عزم رندی کرده ام آغاز باز

گر دمی با جام می همدم شوی

ذوق یابی یک دم از دمساز باز

عشقبازی کار بازی کی بود

عشق بازی ، خویش را در باز باز

شعر سید عاشقانه خوش بخوان

ساز سرمستان ما بنواز باز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

در میخانه را گشادم باز

داد رندان تمام دادم باز

با حریفان نشسته ام سرمست

بزم شاهانه ای نهادم باز

در خرابات مست و رندانه

فارغ البال اوفتادم باز

غم عشقش که شادی جانست

شاد بادا که کرد شادم باز

دفتر کاینات می خواندم

شد به عشقش همه ز یادم باز

من چو شاگرد می پرستانم

در همه کار اوستادم باز

بندهٔ سید خراباتم

بر همه عاشقان زیادم باز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

من سودازده با عشق درافتادم باز

دل به دست سر زلف صنمی دادم باز

آستان در او قبلهٔ حاجات من است

روی خود بر در آن میکده بنهادم باز

کار رندان جهان بسته نماند دیگر

چون من مست در میکده بگشادم باز

می خورم جام غم انجام به شادی ساقی

غم ندارم ز کس و عاشق و دلشادم باز

هست بنیاد من از عاشقی و میخواری

رفته ام بر سر آن قصه و بنیادم باز

نکنم عیب اگر توبه شکستم دیگر

یافتم آب حیاتی و در افتادم باز

بندهٔ بندگی سید سرمستانم

از چنین بندگئی بندهٔ آزادم باز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

رند مستیم و عشق شورانگیز

عقل مخور گو ز ما پرهیز

ساقیا خم می بیار آن دم

خم می بر سر حریفان ریز

بر در می فروش خوش بنشین

از سر کاینات هم برخیز

جاودان گر حیات می‌جوئی

جان و جانان به همدگر آمیز

گر حلیمی تو بردباری کن

آب دیده به خاک ایشان ریز

بر سر خاک عاشقان چو رسی

قصر شیرین بساز و هم شبدیز

همچو فرهاد میل خسرو کن

گو مترس از صلابت پرویز

عشق شیرین گرش بود فرهاد

عشق سرمست و خنجر سر تیز

عقل مخمور و إرهٔ عمری

به ازین نیست هیچ دست آویز

دامن سیدم به دست آور

به ازین نیست هیچ دست‌ آویز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

می رود عمر ما دریغا عمر

مگذارش چنین خدا را عمر

عمر برباد می دهی حیف است

باز ناید گذشته جانا عمر

یک دو روزی غنیمتش می دان

که نماند مدام با ما عمر

عمر امروز در پی فردا

صرف کردی دریغ فردا عمر

هر چه شد فوت از تو در عالم

عوضش بازیابی الا عمر

غیر ساقی و جام می هیچ است

نکند صرف هیچ دانا عمر

لذت عمر نعمت الله جو

تا بیابی تو ذوق او با عمر

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122777
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث