به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

منم آئینهٔ حقیقت یار

گرچه باشد حقیقت آینه دار

نور چشم من است و در دیده

نیست جز روی خوب او دیدار

خانه خالی و یار در خلوت

لیس فی الدار غیره دیار

در خرابات عشق می گردیم

عاشق و رند و لاابالی وار

نتوان یافت در همه عالم

همچو من دردمند دُردی خوار

فارغ از محتسب گرفته شراب

آمده مست بر سر بازار

همدمم جام و محرمم باده

نعمت الله حریف و ساقی یار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

در ترقی همیشه باش ای یار

در تنزل مباش چون اغیار

جام می عاشقانه خوش می نوش

تا که گردی ز عمر برخوردار

نزد ما موج و بحر هر دو یکیست

غیر ما نیست اندک و بسیار

گر یکی در هزار پیش آید

آن یکی را هزار خوش بشمار

جان جاوید اگر همی جوئی

جان به جانان خویشتن بسپار

سر موئی اگر حجاب بود

از میان آن حجاب را بردار

کار عشق است و کار ما این است

نعمت الله به کار خود بگذار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

مو نمی گنجد میان ما و یار

عشق در جانست و جانان در کنار

رند و قلاشیم ای زاهد برو

لا ابالی ایم ساقی می بیار

عاشق و مستیم و با رندان حریف

عاقل هشیار را با ما چه کار

ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقل

روی گل را چند می خاری به خار

خود چه داند عقل ذوق عاشقی

خود که باشد او و چون او صدهزار

در سرم سودا و جام می به دست

بر یمینم عشق و ساقی بر یسار

درد دل دارم اگر نالم بسوز

ناله ام بشنو ولی معذور دار

در هزار آئینه بنماید یکی

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید دردمند و درد خوار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

 

یار یاران یار باش ای یار

چه کنی دوستی تو با اغیار

نار چون نار را نمی سوزد

نار شو تا تو را نسوزد نار

سر موئی حجاب اگر داری

به سر ما که ازمیان بردار

جان به جانان سپار و خوش می باش

دل رها کن به خدمت دلدار

کار ما عاشقی و میخواری است

غیر از این نیست عاشقان را کار

رند مست از خمار نندیشد

زان که باشد مدام با اغیار

وحده لاشریک له گفتم

کردم اقرار کی کنم انکار

گرچه دل را تو قلب می خوانی

باشد آن نقد مخزن اسرار

گفتهٔ سیدم خوشی می خواند

نعمت الله ز یاد هم مگذار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:13 PM

 

گر ذات کند ظهور ای یار

نه یار بماند و نه اغیار

نه جام بماند و نه باده

نه مست بماند و نه هشیار

چون هستی تو حجاب راه است

لطفی کن و آن حجاب بردار

یک حرف و معانی فراوان

یک نقطه و اعتبار بسیار

جائی که به یک جو است صد جان

چه جای سر است و ریش و دستار

از نقش خیال غیر بگذر

تا چند کنی تو کار بی کار

رندانه در آ به بزم سید

جامی ز شراب او به دست آر

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:13 PM

 

عشق بازی از سر جان درگذر

کفر را بگذار و ایمان در گذر

دنیی و عقبی به این و آن گذار

همچو ما از این و از آن درگذر

زاهدان گر عیب رندان می کنند

درگذر از جرم ایشان درگذر

دُرد دردش نوش کن گر عاشقی

دردمندانه ز درمان درگذر

از دوئی بگذر که تا یابی یکی

بشنو و چون شیر مردان درگذر

در طریق عاشقی مردانه رو

تا بیابی ذوق مستان در گذر

بی تکلف نعمت الله را بجوی

در خیال نقش بندان در گذر

ادامه مطلب
سه شنبه 3 مرداد 1396  - 11:41 AM

 

آمد خیال غیر چو خوابیم در نظر

بنمود کاینات سرابیم در نظر

کردند جلوه صورت و معنی به یکدیگر

چون شاهدان حور نقابیم در نظر

چون رند و لاابالی و سرمست و عاشقیم

عالم نموده جام شرابیم در نظر

چشمم به نور دیدن رویش منور است

شکرت که نیست هیچ حجابیم در نظر

هرگز نخورده ایم می دوستی غیر

گرچه مدام مست و خرابیم در نظر

آن دم که تشنه بودم و آبم نبود بود

بحر محیط قطرهٔ آبیم در نظر

بر لوح دل نوشته ام اسرار سیدم

باشد مدام همچو کتابیم در نظر

ادامه مطلب
سه شنبه 3 مرداد 1396  - 11:40 AM

 

چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر

بلای عشق خوش باشد ولی با مبتلا خوشتر

ز آب چشم ما هر سو روان آبی است گر جوئی

خوشست این چشمهٔ روشن ببین درچشم ما خوشتر

محیط عشق موجی زد همه عالم شده سیراب

از این دریای بی پایان بود این چشمها خوشتر

حدیث جنت و حوران مگو در مجلس رندان

در آ در بزم سرمستان که اینجا حالیا خوشتر

به فرمان خدا ساقی مدامم جام می بخشد

خوشست این بخشش ، اماچون به فرمان خدا خوشتر

حجابت گر سر موئی بود چون بینوا بتراش

که پیش جمله درویشان قلندر بینوا خوشتر

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

حریف نعمت اللهیم ، صحبت بی ریا خوشتر

ادامه مطلب
سه شنبه 3 مرداد 1396  - 11:40 AM

 

دل فدا کرده ایم و جان بر سر

خانمان باخته جهان بر سر

حاجیان گر به پا به مکه روند

خوش رواننند عاشقان بر سر

دامنش را اگر به دست آریم

سر به پایش نهیم و جان بر سر

بس که سودای زلف او پختیم

دیگ سودا رود روان بر سر

خاک پایش که تاج فرق من است

می نهم همچو سروران بر سر

خم می خوش خوشی به جوش آمد

رفت مستانه این زمان بر سر

بت پرست ار ببیند این بت من

سر ببازد روان بتان بر سر

خوش میانی گرفته ام به کنار

تا چه آید از این میان بر سر

نعمت الله جان به جانان داد

دل و دین نیز این و آن بر سر

ادامه مطلب
سه شنبه 3 مرداد 1396  - 11:40 AM

 

گر تو مرد موحدی ای یار

چه کنی دوستی تو با اغیار

جام توحید نوش شادی ما

تا که گردی ز عمر برخوردار

تو به کثرت چنین گرفتاری

دم ز توحید می زنی هشدار

جام گیتی نما به دست آور

نظری کن به مجمع انواز

همه عالم خزانهٔ عشق است

خازنش بین و مخزن اسرار

دُردی درد نوش رندانه

دل بیمار می کنش تیمار

نعمت الله مدام سرمست است

درخرابات همدم خمار

ادامه مطلب
سه شنبه 3 مرداد 1396  - 11:31 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122769
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث