به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

در سر پل باده چون سیلاب می باید کشید

می به کشتی در کنار آب می باید کشید

می توان تا چشمی از روی گلستان آب داد

پرده نسیان به روی خواب می باید کشید

کم نه ای از بلبل و قمری درین بستانسرا

ناله ای چند از دل بیتاب می باید کشید

در سیاهی می کند می کار آب زندگی

در دل شبها شراب ناب می باید کشید

صحبت روشن ضمیران زنگ از دل می برد

باده روشن شب مهتاب می باید کشید

ساده کن از فلس خود را، ورنه از هر موجه ای

همچو ماهی وحشت قلاب می باید کشید

خون کنم دل را که تا این مایه تشویش هست

منت دلجویی از احباب می باید کشید

با لب لعل بتان افتاده صائب کار ما

تشنه ما را ز گوهر آب می باید کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

خواری از اغیار بهر یار می باید کشید

ناز خورشید از در و دیوار می باید کشید

از زمین شور، آب تلخ می آید برون

بی دماغان را زخود آزار می باید کشید

نیست بوی آشنا را تاب غربت بیش ازین

از نسیم صبح بوی یار می باید کشید

یا چو مردان گام می باید زدن در راه عشق

یا ز پای رهنوردان خار می باید کشید

روزگاری شد که خون بلبلان افسرده است

ناله گرمی درین گلزار می باید کشید

به زهمواری سلاحی نیست در الزام خصم

با نمد دندان ز کام مار می باید کشید

روی تلخ بحر را گوهر تلافی می کند

تلخی از معشوق شیرین کار می باید کشید

جان ز سنگ و دل ز آهن کن که با نازکدلی

زحمت خار از گل بی خار می باید کشید

هر نگاهی محرم رنگ لطیف عشق نیست

پرده ای از اشک بر رخسار می باید کشید

بوی گل را می کند افزون هجوم برگ گل

پرده کمتر بر رخ اسرار می باید کشید

تا درین باغی، به شکر این که داری برگ و بار

برگ می باید فشاند و بار می باید کشید

هر که را صائب متاع یوسفی دربار هست

از هجوم مشتری آزار می باید کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

مست شد نقاش تا آن چشم جادو را کشید

طاقتش شد طاق تا آن طاق ابرو را کشید

خامه مانی کز او آب طراوت می چکید

موی آتش دیده شدتا آن گل رو را کشید

خامه مو در کفش سر رشته زنار شد

نقش پردازی که زلف کافر او را کشید

دیگر از بار خجالت سرو سر بالا نکرد

تا مصور بر ورق آن قد دلجو را کشید

رشته عمرش به آب زندگی پیوسته شد

خامه مویی که آن لعل سخنگو را کشید

دست و پا گم می کند از شوخی تمثال او

آن که صد ره بی کمند و دام آهو را کشید

حیرتی چون حیرت آیینه گر افتد به دست

می توان صائب شبیه چهره او را کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

پای در دامان تسلیم و رضا باید کشید

اطلس افلاک را در زیر پا باید کشید

نیست جز تسلیم ساحل عالم پرشور را

در محیط بیکران دست از شنا باید کشید

گر نمی آیی برون از خود به استقبال مرگ

گردنی چون شمع در راه صبا باید کشید

پا کشیدن بر تو در راه طلب گر مشکل است

رهروان عشق را خاری ز پا باید کشید

تلخی زهر فنا از زندگانی بیش نیست

با لب خندان به سر این رطل را باید کشید

بهره چشم از بساط زود سیر روزگار

نیست چندانی که ناز توتیا باید کشید

چون میسر نیست سیر بحر بی کشتی ترا

تلخی دریا ز روی ناخدا باید کشید

تا درین بیت الحزن چون پیر کنعان ساکنی

بوی یوسف از گریبان صبا باید کشید

تا مگر چون دانه گندم بر آیی رو سفید

روزگاری سختی نه آسیا باید کشید

حسن عالم را به رنگ خویش برمی آورد

از سر هر خار ناز گل جدا باید کشید

من که چون یوسف قرار بندگی دادم به خویش

از عزیزان منت احسان چرا باید کشید؟

زود پیوندد شب کوته به خورشید بلند

خط چو سر زد دست ازان زلف دو تا باید کشید

هیچ مشکل نیست نگشاید به آه نیمشب

خویش را صائب به زیر این لوا باید کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

شوخی میخانه از محراب می باید کشید

از سراب خشک، ناز آب می باید کشید

صحبت آیینه رویان زنگ از دل می برد

باده روشن شب مهتاب می باید کشید

می کند کار می و مطرب سرود بلبلان

وقت گل دست از شراب ناب می باید کشید

وسعت دریا پریشان می کند زلف حواس

خویش را در حلقه گرداب می باید کشید

تاب آلایش ندارد دامن پاک فنا

از دوعالم دست و دل را آب می باید کشید

آه ازین شورش که ناز دولت بیدار را

از سبک قدران سنگین خواب می باید کشید

دامن سیماب را آیینه نتواند گرفت

دست از اصلاح دل بیتاب می باید کشید

هیچ طاعت همچو احیای زمین مرده نیست

باده را در گوشه محراب می باید کشید

با گلوی تشنه نتوان رفت راه نیستی

از دم تیغ شهادت آب می باید کشید

می کند گوش گران کوته زبان خلق را

سد آهن پیش این سیلاب می باید کشید

در طریق سعی می باید نفس را سوختن

سرمه ای در چشم سنگین خواب می باید کشید

تا چو خورشید درخشان مطلعی رنگین کنی

از شفق صد کاسه خوناب می باید کشید

تا شوی سرحلقه نازک خیالان چون کمر

روزگاری مشق پیچ وتاب می باید کشید

تا نگردیده است خاکت کوزه از شور جنون

انتقام از چرخ چون دولاب می باید کشید

چون بدخشان سنگ خود را لعل کردن سهل نیست

منت خورشید عالمتاب می باید کشید

کشتی دل جز سبکباری ندارد بادبان

دامن رغبت ز خورد و خواب می باید کشید

با دهان خشک در آغوش دریا چون صدف

انتظار گوهر نایاب می باید کشید

سینه گرمی به دست آور، و گرنه نازها

از سمور و قاقم و سنجاب می باید کشید

یا نمی باید کمر بستن درین دریا چو موج

یا گلیم خار وخس از آب می باید کشید

در دل شبها به عذر روسیاهی گاه گاه

قامتی چون شمع در محراب می باید کشید

غوطه زن در بحر حیرت، ورنه از هر موجه ای

همچو ماهی وحشت قلاب می باید کشید

چاره دردسر عقل است صائب درد می

صندلی بر جبهه زین سیلاب می باید کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

 

باده منصور در جام و سبوی من رسید

صاف شد این سیل خونین تا به جوی من رسید

عالمی خوشوقت شد از نافه سودای من

بر جنون زد بر دماغ هر که بوی من رسید

گشت شیرین از صفای سینه من چون صدف

آب تلخ و شور دریا تا به جوی من رسید

عشق نارس بود تا در شیشه افلاک بود

این شراب خام آخر در کدوی من رسید

غیرتم از نارسایی خون خود را می خورد

گرچه از مشرق به مغرب گفتگوی من رسید

آب آهن را زمین تشنه لب آهن رباست

تیغ او خواهد به فریاد گلوی من رسید

آه نومیدی غبار هستیم را برده بود

بر سر بالین من تا چاره جوی من رسید

در تلافی کوه غم از خاطرش برداشتم

دوش هرکس را گرانی از سبوی من رسید

سالکان را شوق من صائب سبکرفتار کرد

هرکسی هرجا رسید از گفتگوی من رسید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید

داد جان این صید بسمل تابه حیرانی رسید

مزد تسلیم است دارد عشق اگر قربانیی

گشت چون تسلیم اسماعیل، قربانی رسید

چون رسد وقت رهایی قفل می گردد کلید

خواب در آخر به داد ماه کنعانی رسید

قامت خم مرکب چوگانی راه فناست

عذر را بر طاق نه، چون اسب چوگانی رسید

در کنار مادر افتاد از گریبان لحد

هر که را اینجا فزون آزار جسمانی رسید

پاک از گرد علایق شو که شبنم زین چمن

در وصال آفتاب از پاکدامانی رسید

خاک صحرای قناعت در مذاقش شد شکر

مور ما تا بر سر خوان سلیمانی رسید

نیست صائب مومیایی جز شکست خویشتن

شیشه دل را شکستی کز تن آسانی رسید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید

خط باطل بر سواد شهر از سودا کشید

صدگل بی خار دارد در قفار هر زخم خار

پای زد بر دولت خود هر که خار از پا کشید

نیست از خونابه نوشان هیچ کس جز من بجا

ساغر یک بزم می باید مرا تنها کشید

می شود در دیده ها شیرین تر از آب گهر

هر که چندی همچو عنبر تلخی دریا کشید

طالع ما کرد یاری، ورنه آهوی حرم

بر امید آن کمند زلف گردنها کشید

می کند در سایه افکندن کنون استادگی

سرو بالایی که از آغوش من بالا کشید

سر بلندان زور غفلت را ز سر وامی کنند

دور اول پنبه را از گوش خود مینا کشید

تنگ ظرفی در خرابات مغان غماز نیست

از لب پیمانه نتوان حرف مجلس واکشید

راستی زنهار چشم از مردم دنیا مدار

از عصا در خانه خود دست نابینا کشید

گوشه ای از وسعت مشرب اگر افتد به دست

در همین جا می توان در صحن جنت واکشید

می پرد از شوق می چشم امیدش همچنان

از خرابات مغان هر چند صائب پا کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید

در سواد اعظم چشم غزالان واکشید

مگذر از دریوزه دلها که از ارباب فقر

آن توانگر شد که هویی بر در دلها کشید

سد راه عجز، ترک شیوه عاجزکشی است

کور شد هرکس عصا از دست نابینا کشید

ابر ما بر آب گوهر می فشاند آستین

پرده تلخی چرا بر روی خود دریا کشید

خاتم از شوق تو اینجا می کند قالب تهی

تا به کی ای لعل خواهی سختی ازخارا کشید؟

(چون نشوید باغبان از باغ دست تربیت؟

آب شد سرو چمن چون سرو او بالا کشید)

سنگ گردیده است از فولاد جوهردارتر

تیشه من بس که ناخن بر رخ خارا کشید

کشتنی ارباب غیرت را بتر از عفو نیست

دشمن از کوتاه بینی انتقام از ما کشید

از سواد خاک، صائب نقد آسایش مجوی

این رقم دست قضا بر شهپر عنقا کشید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید

آستین ناز افشاندی خزان آمد پدید

خاکدان دهر مفلس بود از نقد مراد

دستها بر هم زدی دریا و کان آمد پدید

تا شعوری داشتم می کرد وصل از من کنار

من چو رفتم از میان آن خوش میان آمد پدید

چشمه خورشید در گرد کدورت غوطه زد

تا غبار خط ز روی دلستان آمد پدید

چشم را خواباند، چندین فتنه را بیدار کرد

زلف را افشاند، عمر جاودان آمد پدید

در حریم نیستی بالا وپایینی نبود

من چو گشتم خاک، خاک آستان آمد پدید

کلک گوهربار صائب تا سخن پرداز شد

زنده رود تازه ای در اصفهان آمد پدید

ادامه مطلب
جمعه 28 خرداد 1395  - 6:11 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5099900
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث