تا خریدار تویی نالهی مستانه کنیم
سر بازار غمت، گریه چو دیوانه کنیم
ما که از چشمهی فیّاض، گُهر مینوشیم
کِی تمنّای وصال لب پیمانه کنیم؟
صحبت از جام بلای تو که آید به میان
ننگ بر ما طلب بادهی بیگانه کنیم
ما به جارو زدن خانهی تو محتاجیم
تا ابد فخر بر این خدمت شاهانه کنیم
درد خوشتر، اگر از غیر تو درمان خواهیم
خواهشی هست اگر، بر در این خانه کنیم
مجلس روضهی تو روضهی رضوان دل است
وای بر ما که اگر ترک عزاخانه کنیم
تا شبی هم به خرابات دل ما برسی
گریه ها نذر تو و دختر دردانه کنیم
دامن قبله در آغوش کشیده کعبه
بهتر آن است نمازی سوی ویرانه کنیم
***
منبع : وبلاگ امام رئوف
ادامه مطلب
تـا که نشست بر سر دیـوار پرچـمت
سـایه فکنـد بـر دل عشـــاق مـاتمت
آمد ندا ز عرش که"نوحوا علی الحسین"
مقتـل نـزول کرد در آیـات مریمت
انس و ملک برای شما نوحه گر شدند
حتی خدا نشست به داغ معظمت
آدم ،خلیل ،نوح ،کلیم و مسیح و خضر
یک یک نشسته اند سر سفره غمت
من هم اگرچه غرق گناه و معاصی ام
امـا تو راه دادی ام از بـاب مرحمت
یک سـال آزگـار پی تـو دویـده ام
تـا که رسیده ام به حریم محــرمت
یک سـال آزگـار شب و روز سوختم
با روضه هـای مقتــل ابن مقرّمت
مقتل نوشته دور و بر تو شلوغ شد
کردند زیر پـا و عصــا نا منظـمت
مقتل نوشته بعدِ همه ساربان رسید
انگشت را برید به همــراه خاتمت
از گوشه ای صدای حزینی بلند شد :
مادر فدای زلف پریشان و درهمت
در زیر سمّ اسب تنت را چه کرده اند
با من بگو که پیرهنت را چه کرده اند
ادامه مطلب
ما را به نام هیچکس قنبر نگردان
یعنى غلام خانه دیگر نگردان
معطل کن و چیزى نده, بگذار باشیم
ما را فقیر این در و آن در نگردان
من از غلامان سیاه کربلایم
وقتى به تو رو میزنم رو برنگردان
لطفى که دارد تربت تو زر ندارد
این خاک پایى را که دادى زر نگردان
حر پشیمانیم و با تو حرف داریم
آقا بجان زینب از ما سرنگردان
حیفت نمیاید ز ما گریه نگیرى؟
وضع بد ما را ازین بدتر نگردان
خیلى برایم مادرم زحمت کشیده
آقا مرا شرمنده مادر نگردان
ما آمدیم اینبار پیش تو بمیریم
پس لطف کن ما را به خانه برنگردان
من با فراتت چند سالى هست قهرم
اى تشنه لب با آن لبم را تر نگردان
من قول دادم از تو انگشتر نگیرم
اصلا مرا مشغول انگشتر نگردان
برخیز که دور و بر زینب شلوغ است
در قتگله هم روى از خواهر نگردان
حداقل اى شمر پیش چشم زینب
عریان ما را این ور و آن ور نگردان
***
منبع : سایت روضه
ادامه مطلب
غصه و غم , اشک و ماتم را به من دادى حسین
بهترینهاى دو عالم را به من دادى حسین
یازده ماه است کارم را معطل کرده اند
خوب شد ماه محرم را به من دادى حسین
هر زمان دم میدهم یعنى ز تو دم میزنم
نیستم عیسا ولى دم را به من دادى حسین
خانه زاد کربلایم خانه ات آباد باد
خانه ام آباد شد غم را به من دادى حسین
پیش ختم الانبیا و پیش ختم الاوصیا
همنشینى دو خاتم را به من دادى حسین
من محرم تا محرم فطرس این خانه ام
بال من افتاد, بالم را به من دادى حسین
من حسینیه شدم رخت سیاهم پرچمم
اى به قربانت که پرچم را به من دادى حسین
کار با باران ندارم گریه هایم را نگیر
بهتر از باران زمزم را به من دادى حسین
ریزه خواران محرم سفره دار عالمند
سفره هاى چند حاتم را به من دادى حسین
من کنار سفره هاى روضه ات آدم شدم
توبه مقبول آدم را به من دادى حسین
***
منبع : سایت روضه
ادامه مطلب
چه خوب شد که مرا آشنای خود کردی
رفیق دائمیِ روضه های خود کردی
به آنچه خواسته بودم رسیده ام با تو
چرا که قلب مرا کربلای خود کردی
کبوترانه دلم ،این همیشه عاشق را
اسیر گندم و آب و هوای خود کردی
مرا به بی خبری از جهان شرف دادی
جهان جان مرا تا برای خود کردی
چقدر پشت سرت حرف های خوبی هست
یکی شبیه مرا که گدای خود کردی
چه خوب خلوت گریه پناهگاهم شد
چه ماهرانه مرا مبتلای خود کردی
هوای شاعریم بود و خواب دیدم که
مرا تو محتشم شعر های خود کردی
ادامه مطلب
بس که بود دلربا، زمزمۀ یاحسین
داده به دل ها صفا، زمزمۀ یاحسین
مثل نسیم سحر،عقده گشائی کند
باز دل خسته با، زمزمۀ یاحسین
اوج دهد نام او، به عرش اعلا مرا
برد مرا تا خدا، زمزمۀ یاحسین
چونکه دل عاشقم، تنگ حریمش شود
می بردم کربلا، زمزمۀ یاحسین
حسین نام ورا، صدا زند در جزا
هرکه کند درعزا، زمزمۀ یاحسین
بس که مقدس بود، بین سماواتیان
کرده هیاهو بپا، زمزمۀ یاحسین
هرکه به راه خدا، شهید شد کربلا
داشت به خاک بلا، زمزمۀ یاحسین
ازحرم وقتلگه، تا دم آخر بود
عمۀ سادات را، زمزمۀ یاحسین
غریب مادرحسین، زمزمۀ فاطمه است
نغمۀ اهل ولا، زمزمۀ یاحسین
منتقم خون او، روز ظهورش کند
به اشک وشور و نوا، زمزمۀ یاحسین
کاش که پیک اجل،چونکه «وفائی»رسد
بسته شـود چشـم با، زمزمۀ یاحسین
ادامه مطلب
عشق آینۀ خوش آب و رنگی دارد
بی کرب وبلا اودل تنگی دارد
یک بیت حسین و بیت دیگر عیاس
ایثار رباعی قشنگی دارد
ادامه مطلب
آیات زخمت یک به یک تفسیر دارد
هر زخم چندین روضه در تقدیر دارد
مثل حبیب این روضه ها را دوست دارم
یعنی عزادارت مراد و پیر دارد
بر من ببخشا...اشکهایم بی افاقه است
این چشم ها کوتاهی تقصیر دارد
فهمیده ام از اشک های جاری خویش
این روضه ها بر سنگ هم تاثیر دارد
لات محل هم در محرم سر به راه است
این گریه ها در ذات خود اکسیر دارد
زیر علامت سر برایت خم نموده
مانند حر برگشته سر بر زیر دارد
چکمه به دوش انداخته در بین دسته
می گفت میل توبه و تغییر دارد
از خوب و بد بیمارهایت بی شمارند
آری تب عشق حرم واگیر دارد
ما بندگان کشور اشک تو هستیم
این مملکت را گریه در تسخیر دارد
***
منبع : سایت بی پلاک
ادامه مطلب
بالاترین عبادت ما کار نوکری ست
نوکر شدن زمینه ی فردای بهتری ست
ما سال ها اسیر کمالات دلبریم
او قرن ها مدرس احساس دلبری ست
من عِرق خانوادگی ام روضه های اوست
او شآن خانوادگی اش ذره پروری ست
شغل شریف زندگی ام کفشداری است
این عشق یادگار من از ارث مادری ست
با اشک روضه اش به مقامات میرسند
عشق حسین لازمه ی هر پیمبری ست
گریه کنان او همه از یک قبیله اند
قانون این قبیله حسینی و حیدری ست
با هر کسی که دست اخوت نمیدهیم
عشق حسینِ فاطمه شرط برادری ست
ادامه مطلب
ما بعد از آنکه بر غم تو مبتلا شدیم
بــا راه بنده گـی خـدا آشــنا شدیم
هرکس وسیله داشت برای هدایتش
ما با نســیم روضـهء تو با خــدا شدیم
وقتی که جاه ومال وهوس راهمان گرفت
با رمز یاحسین ز شیطان جدا شدیم
ذکر حسین اشرف اذکار عالم است
گفتیــم و همـدم همهء انبیــا شدیم
مسکین و مستکین و فقیر آمدیم و بعد
با کیمیـای مهر شمــا پر بها شدیم
اشکی چکید و آتش دوزخ فرو نشست
تأثیـر گریـه است اگـر بـا حیــا شدیم
ما را خدا برای غمت برگزیده است
با دست مادرت ز بقیّه سوا شدیم
شبهای جمعه مادرتان روضه خوان ماست
با ناله های دل شکنش هم نوا شدیم
شبهای جمعه هیئت ما مثل کربلاست
با یک سلام ، راهی کرب و بلا شدیم
ادامه مطلب
زیر این شال عزا پیرهنم خوشبو شد
این چه عطری است، تمام بدنم خوشبو شد
مادرم کودکیام، حرف دهانم میکاشت
ناگهان گفت حسین و دهنم خوشبو شد
خوب تا حنجرهام بوی حسینی که گرفت
روضه دم آمده و انجمنم خوشبو شد
هر کجا حس حسین آمده من گُل کردم
شعر نیما و سپید و کهنم خوشبو شد
بیشتر هر چه به زیر علمش سینه زدم
بیشتر بر سر و سینه زدنم خوشبو شد
بعد مرگم همه تابوت مرا بو بکشید
که به یادش دم مردن کفنم خوشبو شد...
ادامه مطلب
بدون بارش باران، کویر میمیرم
بدون گریهی بر تو، فقیر میمیرم
هرآن کسی که غلام تو میشود آقاست
بدون نوکری تو حقیر میمیرم
اگرچه کرب و بلا قسمتم نشد آقا
به حسرت حرمت در مسیر میمیرم
برای زخم زیاد تو عمر من کم بود
دو چشم من نشد از گریه سیر میمیرم
به وقت مردن خود جای أشهدم گویم
"حسین أمیری و نعم الأمیر" میمیرم
قسم به مادر پهلو شکستهات آقا
محبت خودت از من نگیر میمیرم
***
منبع : سایت بی پلاک
ادامه مطلب
سفره هرکس که با عشق تو دمخور میشود
دائما از لطف زهرا مادرت پُر میشود
گوشه چشمت ناصبی را کرد مجنون الحسین
سنگ از خیمه نشینی شما دُر میشود
یک زیارت کردنت صد حج مقبول خداست
جبرییل از رتبه ات غرق تحیُر میشود
وقت نفرین کردنت هم لطف نازل میکنی
گوشه ای از مهربانیهای تو حُر میشود
قطره ی اشکی که در داغ تو از چشمی چکید
پیش کوثر میرود گرم تفاخُر میشود
ما بهشتی را که میگویند اینجا دیده ایم
درمیان روضه ات جنت تصور میشود
معصیت یکروز حسن عاقبت را میبرد
عشق بی تقوا سر انجامش تنفر میشود
آخر هر روضه وقتی گریه کن ها میروند
سهم هرگریه کن از زهرا تشکر میشود
نوکران مخلص تو خانه دار جنت اند
یاحسین سینه زن آجر به آجر میشود
سرنوشت قدرنشناسان هیئت های تو
آخرش شرح نزول "التکاثر"میشود
زود پیرم کرد داغت ، زود مویم شد سفید
روضه خوانی تو منجر به تکسر میشود
بعد اسمت ناخودآگاه اشک میریزم حسین
کاسه چشم من از خون جگر پُر میشود..
خاک عالم برسر دنیا که حقت را نداد
چند قطره آب هم روی لب دریا نداد..
ادامه مطلب
محشور میشویم قیامت چو با حسین
جای سلام جمله بگوئیم "یا حسین"...
تاریخ زنده از جریان محرّم است
سرچشمۀ بقاست، ز خون خدا حسین...
در قلب سنگ زمزمه تاثیر میكند
كرده جماد را، به غمش مبتلا حسین...
حتی درخت مویه كند در عزای او
بیچاره كرده اُستُنِ حنّانه را حسین...
امواج بحر و غرّش رعد و نوای نی
اكسیر عشق و جاذبۀ كهربا، حسین...
لطف سحر، نشاط محبت، صفای دل
بوی بهشت و عطر نسیم صبا، حسین
عالم فدای بانوی مظلومهای كه گفت:
"آیم به خیمهها، چو بگوئید یا حسین"...
خنجر، سنان، سه شعبه و شمشیر و نیزهها
با اذن وی مقاتله كردند با حسین...
هر جا زنید خیمه همانجاست كربلا
واللّهِ نیست، گم شده در كربلا حسین...
مهدی گرفت، دامن مقتل، به روضه گفت:
"گِریم برای داغ تو صبح و مسا، حسین"...
این مملكت برای حسین است و زینبش
ای عالمی به محضر عشقت فدا، حسین ...
این مملكت سفینۀ سالار زینب است
ایران چو كشتی است و در آن ناخدا حسین...
ادامه مطلب














