این روزها پر از تب مولا کجایی ام
اما هنوز کوفه ای از بی وفایی ام
ای زخمی از دوروئی من! دوست دارمت
در گیرودار تیرگی و روشنایی ام
گم کرده ام مسیر تو را در غبار شهر
اما اسیر توست دل روستایی ام
گفتند کربلای زمینی... نیامدم
حالا که راه بسته شده من هوایی ام
این بار چندم است که تا مرز آمدم
آه از شکسته بالی و بی دست و پایی ام...
پلکم که گرم می شود از خواب می پرم
با سرفه های همسفر شیمیایی ام
آورده ام بضاعت مزجاة قوم را
انگشتر "عزیز"م و تسبیح دایی ام
آورده ام پناه به شش گوشه ی غمت
برگشته ام به اصلیت نینوایی ام
دستت همیشه روی سر ما پیاده هاست
این اربعین به لطف خدا کربلایی ام
::
شعر از سرم پرید... دلم پیش موکب است
این بار چندم است که یخ کرد چایی ام
ادامه مطلب
هستی بدون گوهر مهرت بها نداشت
دیگر چه داشت حضرت حق ، گر تو را نداشت ؟
گلخانه بود اگر همه عالم بدون تو
ویرانه بود بی گل رویت ، صفا نداشت
ایجاد ممکنات به عشق تو بود و بس
بیهوده بود خلقت اگر کربلا نداشت
شیرازه ی کتاب وجود از وجود توست
بی تو حسین ، عالم امکان بقا نداشت
سر خط مشق خلقت حق ، نام پاک توست
بی تو صحیفه ی ازلی ابتدا نداشت
بی بهره از تجلی روح عظیم توست
بی همتی که مجلس ذکرت بپا نداشت
خون خدا و خاک ، عزیز خدا بگو
دشمن مگر ز حضرت زهرا حیا نداشت ؟
چشم زمانه دید زدی دست و پا به خون
جز ذکر العجل نی جانها نوا نداشت
ادامه مطلب
سلام حُسنِ زمین و زمان...سلام حسین
سَرت سلامت و ماهِ رُخت تمام حسین
چقدر دور سَرت آفتاب میگردد
ستاره ها همه محوِ تو صبح و شام... حسین!
تو سروری و عجب نیست پیشِ پای سَرت
*بِایستند درختان به احترام حسین
سَرت به نیزه بلند است در برابرِ من...
چنان بلند که شد رَشکِ خاص و عام حسین
اسارتِ سَر و داغِ فراق و از طرفی
غمِ اهانتِ پسکوچه های شام حسین!
دلم که تنگ تر از دستِ مردمانِ شب است،
شکسته مثل سَرت بین ازدحام، حسین
خدا اگر بپذیرد، قشنگ خواهد شد
هرآنچه بر سَرم آمد در این قیام ،حسین!
**"سَرم خوشست و به بانگِ بلند میگویم":
همیشه درد، حسین است و التیام،حسین
*اشاره به بخشی از شعر سپید استاد گرمارودی
**تضمین از مصرعی از حافظ
ادامه مطلب
غم تا غم یار است، از غم خیر دیدیم
از گریه و از آه و ماتم خیر دیدیم
هر وقت دم دادیم تو بر ما دمیدى
ما بین دم دادن دمادم خیر دیدیم
ما در همین عالم به لطف روضه تو
اندازه خیر دو عالم خیر دیدیم
ماه خدا جاى خودش را دارد اما
ما بیشتر ماه محرم خیر دیدیم
از جاى جاى کربلا که هیچ حتى
از عکس هاى کربلا هم خیر دیدیم
پشت و پناه کشور ما پرچم توست
لحظه به لحظه زیر پرچم خیر دیدیم
خیر کثیرى که خدا فرمود گریه ست
آیا ازین گریان شدن کم خیر دیدیم؟!
ما گریه کن هاى تو با هم گریه کردیم
ما گریه کن هاى تو با هم خیر دیدیم
با یاد یک معصوم وقتى گریه کردیم
از چهارده معصوم دیدم خیر دیدیم
حج پیمبر را به پاى ما نوشتند
ما از رسول الله اعظم خیر دیدیم
گر رفت عاشورا ولیکن اربعین هست
ما از صفر مثل محرم خیر دیدیم
ادامه مطلب
تفسیر آیه های خدا ، شرح ذات توست
زنده هنوز دین خدا ، از حیات توست
تعریف شیعه از عرفه ، مدح کربلاست
جوشن کبیر ، وصف تمام صفات توست
روز شهادت تو خداوند جلوه کرد
این تازه گوشه ای ز جلال ممات توست
بهت پیمبران الهی عجیب نیست
وقتی که کائنات ، شب و روز ، مات توست
راه کمال خلق ، به تو ختم می شود
چشم حسینیان سوی فلک نجات توست
قد قامت الصلات ، قیام تو هست و بس
اسلام ، استوار ز روح صلات توست
این گریه بر مصائب تو اوج مان دهد
فیاض اشک هستی و اینها زکات توست
عالم حریف شور سر ما نمی شود
مستی ما ز تربت و آب فرات توست
در حسرت زیارت شش گوشه ، نوکرت ...
در انتظار برگه ی سبز برات توست
شاعر : رضا رسول زاده
ادامه مطلب
قبله تا طاق دو ابروى تو را کم دارد
چون نمازیست که انگار خدا کم دارد
همه خلق سر سفره تو مهمانند
کرم سفره تو باز گدا کم دارد
سر مارا به دوتا کیسه زر گرم نکن
سائل خانه ات اینبار دعا کم دارد
گریه کنهاى تورا قلب مصفا دادند
هرکجا گریه تو نیست صفا کم دارد
کاروانى پى ات افتاد و پى اش افتادم
دیدم انگار سگ قافله را کم دارد
من پى تربت بین الحرمینم, بفرست
چون مریضى که مریض است و دوا کم دارد
تا رسیدن به کمالات بلا باید دید
هرکسى که نرسیده ست بلا کم دارد
بین حج کرببلا رفتى و یعنى حج هم
نیست مقبول اگر کرببلا کم دارد
خانه ما دو سه ماه است حسینیه شده
این وسط عکس تورا خانه ما کم دارد
عاقل آن است که مسکین اباعبدالله ست
هر کسى نیست در این خانه گدا, کم دارد
گریه کم دارم و فریاد زدن, پس اى داد
مانده حالا جگرم بین دوتا "کم دارد"
***
شاعر : علی اکبر لطیفیان
منبع : سایت روضه
ادامه مطلب
آمده ماه صفر من در محرم مانده ام
در هوای هیات و زنجیر و پرچم مانده ام
در کنار پنجره با این دو چشم خیس و سرد
همزبان با شبنم گلبرگ مریم مانده ام
با تمام شعرهایی که همیشه ناقصند
در همین پیراهن مشکی ماتم مانده ام
تو سزاوار تمام مثنوی ها بوده ای
من که در وصف تو حتی در غزل هم مانده ام!
کربلایت می شود یک روز سهم من شود ؟
من هنوز از عطر سیب توست آدم مانده ام...
شاعر : فاطمه نورعلیزاده
ادامه مطلب
از دهِ آباد ما ویرانه میماند به جا
آخرش از نام ما افسانه میماند به جا
هرکسی فانی نشد در عشق باقی هم نشد
در میان سوختن پروانه میماند به جا
فیض ما از روضه ات از روضه خانه کمتر است
ما نمی مانیم اما خانه میماند به جا
آنقدرها آمدند و آنقدرها میروند
سالهای سال این میخانه میماند به جا
خانه ی قبر من ، این ویرانه را آباد کن
ورنه از این خانه ها ویرانه میماند به جا
بعد مردن خاک ما را وقف این میخانه کن
لااقل از خاک ما پیمانه میماند به جا
نام نه تصویر نه هرآنچه که داریم نه
از من و تو ناله ی مستانه میماند به جا
هرکجا رفتیم صحبت از رسول ترک شد
بیشتر از عاقلان دیوانه میماند به جا
نیستم سرگرم سجاده ، خودم فهمیده ام
آخرش خدمت درِ این خانه میماند به جا
آنکه میماند در این خانه در آخر فاطمه ست
میرود مهمان و صاحبخانه میماند به جا
***
شاعر : علی اکبر لطیفیان
منبع : سایت روضه
ادامه مطلب
در تمام عمر با چشمان تر گفتم حسین
در غمت با گریۀ شام سحر گفتم حسین
دامنی لبریز گل در دامن خود یافتم
تاکه بایاد غمت با چشم ترگفتم حسین
باز شد بر روی من درهای الطاف خدا
چون که با آه غمی صاحب اثر گفتم حسین
لحظه ای غافل نبودم من زیاد و نام تو
در وطن بودم اگر یا در سفر گفتم حسین
من دل گم گشته ام را یافتم در کربلا
هر زمان با ناله و سوز جگر گفتم حسین
همره زوارّ کوی تو به گوشم هر زمان
آمد از کرببلای تو خبر گفتم حسین
هیچ نامی لذتش بالاتر از نام تو نیست
چون «وفائی» در همه عمرم اگر گفتم حسین
شاعر : سید هاشم وفایی
ادامه مطلب
ما را تمام خلق شناسند با حسین
ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین
ناز طبیب و منت مرهم کجا کشی؟
وقتی که هست تربت پاکش دوا حسین
با هر طپش ز سینه ما می رسد به گوش
ای پادشاه تشنه لب کربلا حسین
منت خدای عزّوجل را که لحظه ای
ما را به حال خویش نکرده رها حسین
در روز حشر سینه زنان ناله می کنیم
شور و نشور می کند آنجا به پا حسین
نوکر کنار سفره ارباب دل خوش است
شکر خدا که گشته خریدار ما حسین
آری وصیّت همه ما همین بُوَد
بر روی قبر ما بنویسید یا حسین
شاعر : مجید خضرایی
ادامه مطلب
هدف خلقت ما چیست ؟ حسینی گشتن
همه ی همت ما چیست ؟ حسینی گشتن
خسته از بار معاصی شده ای بسم الله
ترک معصیت ما چیست ؟ حسینی گشتن
پیر فرمود : همه یکدل و یکرو باشیم
مایه ی وحدت ما چیست ؟ حسینی گشتن
عاشقا راه سلامت ز کجا می جویی ؟
ره عافیت ما چیست ؟ حسینی گشتن
ابتذال از همه سو هجمه کند بی اثر است
ضامن عفت ما چیست ؟ حسینی گشتن
آب و نان ، دغدغه ی خاطر این مردم نیست
غصه ی ملت ما چیست ؟ حسینی گشتن
ترسی از غیر خدا در دل این مردم نیست
مانع وحشت ما چیست ؟ حسینی گشتن
در شب اول قبر از چه هراسان باشیم
نور آن ظلمت ما چیست ؟ حسینی گشتن
شاعر : سید محمد میر هاشمی
ادامه مطلب
ما را نسیم پرچم تو زنده می کند
زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند
خشکیده بود چند صباحی قنات اشک
این چشمه را ولی غم تو زنده می کند
آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را
شور تو، روضه و دم تو زنده می کند
ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما:
اسلام را محرم تو زنده می کند
ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم
جان را عطای حاتم تو زنده می کند
آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را
انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند
بالای تل هم آتش این قوم خفته را
آن خواهر مکرم تو زنده می کند
این کشته فتاده به هامون حسین اوست
خود را به اسم اعظم تو زنده می کند
فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی
ما را امید زمزم تو زنده می کند
شاعر : عباس احمدی
ادامه مطلب
هرکسی آمادۀ خدمت به این دربار شد
از همان بدو ورودش محرم اسرار شد
پا به خیمه میگذاری قید دنیا را بزن
باخت آن قلبی که مشغول غم اغیار شد
پیش صاحب خانه فکر خود نمایی را نکن
آنکه با اخلاص شد سنگ صبور یار شد
مجلس یوسف به یمن گریه برپا میشود
اشک چشم مشتری ها رونق بازار شد
تو نبودی لحظه هایم هیچ معنایی نداشت
زندگی ما به یمن روضه ها پربار شد
یک سلام از دور دادم زود حل شد مشکلم
هرزمانیکه برایم زندگی دشوار شد
عالم و آدم همه دور تو میگردند حسین
کربلایت تا قیامت نقطه پرگار شد
بی بضاعت هستم اما تو کمم را میخری
مینویسی نام من را گرچه یک دینار شد
مادر پیرم که شد خانه نشین از درد پا
از غم روضه نرفتن عاقبت بیمار شد
کشتی تو اوسع و اسرع ز کل انبیاست
هرکسی شد واردش از جرگه ابرار شد
پای من آتش گرفت و ناله هایم شد بلند
هر زمان حرف از بیابان و سخن از خار شد
کاش میمردم نمیدیدم که راوی گفته است
زینبت زندانی یک عده از اشرار شد
آفتاب نیزه ها بی خانمان شد خواهرت
رحم کن بر گریه های جانگد از دخترت
ادامه مطلب
می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها
اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها
امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها
انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها
در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها
غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها
گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها
***
منبع : وبلاگ شعر شاعر
ادامه مطلب














