بهترین فیض را به من دادند
به سوالم جواب لن دادند
عاشقان وصال تو اول
به مکافات عشق تن دادند
روز تحصیل ساختن کردم
شب که شد درس سوختن دادند
هجر تلخ است, از همین تلخی ست
خواب شیرین به کوهکن دادند
یوسف من! به دست این یعقوب
جاى پیراهنت کفن دادند
عاشقان وقت خمس دل دادن
پنج پنجم به پنج تن دادند
ما که آواره ایم و دربدریم
اشتباها به ما وطن دادند
ما مرتب اگرچه در نزدیم
این کریمان مرتبا دادند
به همه زر ولى به من کشکول
از همه بیشتر به من دادند
کربلاى حسین رفتن را
از سرسفره حسن دادند
**
بچه ها راحتند با عمه
کار را دست شیرزن دادند
چادر پاره را به نیزه زدند
نیزه اى هم به پیرهن دادند
کربلا میبرد مرا؟.... دیدم....
....به سوالم جواب لن دادند
ادامه مطلب
تا آمدم کاری کنم عمرگران رفت
عمر گرانم پای این و پای آن رفت
گفتم که توبه میکنم این ماه اما
توبه نکردم آخر از دستم زمان رفت
پرحرفی من آتشی بر جانم انداخت
اعمال من پای گناهان زبان رفت
دل را به هرکس جزتو دادن روسیاهیست
باید برای تو فقط تا پای جان رفت
دنیا تمام لحظه هایم را گرفت و
سعی و تلاشم در پی یک لقمه نان رفت
فیض سحرها رفت و ما درخواب بودیم
غافل شدیم و روزها از دستمان رفت
باهر گناهم چشم آقا تار ترشد
آه دل پرناله اش تا آسمان رفت
پیر علی اکبر شدم در روضه هایش
عمرم به پای زخمهای این جوان رفت..
یوسف شد و پیراهنش را پاره کردند
لبهای بابا گفتنش را پاره کردند..
ادامه مطلب
بوی جدایی می رسد از گریه هایم
بر درد هجرانت حسین جان مبتلایم
در این دو ماهی که عزادار تو بودم
آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم ؟
با این گناهان بزرگ و بی شمارم
لایق نبودم تا کنی آقا صدایم
امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی
از مجلس روضه نکردی تو جدایم
رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده
آن گریه هایی که بُوَد آب بقایم
یادش به خیر در اوّلین روز مُحرّم
سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم
یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه
حس می نمودم زائر عرش خدایم
یادش به خیر با هر سلام و عرض حاجت
رنگ حسینی می گرفت حال و هوایم
وقتی به تن کردم لباس مشکیم را
گفتم دگر وقف شهید نینوایم
پیراهن احرام حج کربلا را
حالا چگونه از تنم بیرون نمایم ؟
دل کندن از روضه برای من چه سخت است
مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم
هرساله مُزد نوکریم را حسین جان
می گیرم از دست علی موسی الرّضایم
آقا به حقّ مادر پهلو شکسته
امضا نما امشب برات کربلایم
ادامه مطلب
کربلا وادی غم هاست حسین بن علی
قبله ی هر دل شیداست حسین بن علی
گوشه ی چشم شما معجزه را معنا کرد
قطره با لطف تو دریاست حسین بن علی
نوکری کردن ما حکم سیادت دارد
نوکر کوی تو آقاست حسین بن علی
تا خود حشر...به عباس علمدار قسم
پرچم سرخ تو بالاست حسین بن علی
حرم تو نه فقط قبله ی کعبه...بلکه
قبله ی عرش معلاست حسین بن علی
هرشب جمعه کنار بدن بی سر تو
مادرت حضرت زهراست حسین بن علی
روضه خوان ذکر "بُنَیَّ" به لبانش دارد
گریه کن زینب کبراست حسین بن علی
جمعه ای منتقم خون تو بر می گردد
پسرت فاتح دنیاست حسین بن علی
نام تو رمز قیام است،"شهید بی سر"
روضۀ ما دو کلام است، "غریب مادر"
ادامه مطلب
از موج فتنه چشم جهان غیرت یم است
وز تندباد حادثه پشت فلک خم است
صبح امید چون شب تاریک مظلم است
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
"باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"
هر جا نشان محنت و مردم به غم قرین
افکندهاند غلغله تا چرخ هفتمین
گردون فکنده بس گره از درد بر جبین
"باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین"
"بینفخ صور خاسته تا عرش اعظم است"
از لوح سینه رفته چرا نقش آرزو؟
فریادها شکسته ز اندوه در گلو
خورشید برده سر به گریبان غم فرو
"این صبح تیره باز دمید از کجا کزو"
"کار جهان و خلق جهان جمله در هم است"
هر جا به گوش میرسد آوای انقلاب
خلقی به ماتمند و جهانی در اضطراب
جان در تلاطم آمده دل را نمانده تاب
"گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب"
"کآشوب در تمامی ذرات عالم است"
روشن به راه دید چراغ امید نیست
کس را هوای شادی و گفت و شنید نیست
زین ابر تیره اختر شادی پدید نیست
"گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست"
"این رستخیز عام که نامش محرم است"
شوری به سر فتاده که جای مقال نیست
جز غم نصیب مردم شوریده حال نیست
باغ حیات را پس ازین اعتدال نیست
"در بارگاه قدس که جای ملال نیست"
"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
خلق جهان ز سوز نهان نوحه میکنند
از دست داده تاب و توان نوحه میکنند
هر جا ز دیده اشک فشان نوحه میکنند
"جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند"
"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"
شاهی که افتخار بدو کرده عالمین
بابش علی و فاطمه را هست نور عین
از شرم روی او به حجابند نیرین
"خورشید آسمان و زمین نور مشرقین"
"پروردهی کنار رسول خدا حسین "
تقدیم به روح حسینی مرحوم مشفق کاشانی
ادامه مطلب
به احترام چشمهایت با دو پیمانه
سر میزنم هر روز میخانه به میخانه
کافر نخوانیدم مسلمانِ همین دینم
من میروم مسجد ولى از راه بتخانه
نام و نشان من اهمیت ندارد که
نام مرا اصلا بیا بگذار دیوانه
در خانه تو مرده را باید شهیدش گفت
آرى عزیزم فرق دارد خانه با خانه
راهم بیفتد عرش هم راهم نخواهى داد
باید تو گهگاهى بیایى کنج ویرانه
فصل زمستان است و شبهایش هوا سرد است؟!
شبها کجا باید بخوابد مرغ بى لانه
دیدى اگر تا صبح از گریه نیفتادم
فردا بیا جسمِ مرا بگذار بر شانه
خاکسترم کردى و سوزاندى، بیا حالا...
شام غریبانم بریز اشک غریبانه
از روزى تنگم شکایت که ندارم هیچ...
تازه زیادم هست این نان فقیرانه
عاشق شدن آواره گى دارد بدنبالش
عاشق شدن یعنى بفهمى خانه بى خانه
دارند خیلى ها ازین خیرات میگیرند
بیگانه حتى نیست با این خانه بیگانه
من بیشتر پایین پاى شمع میگریم
پایین پاى شمع یعنى: "قبر پروانه"
آقا خودت مى دانى و ما نیز میدانیم
که گریۀ سیرى بدهکاریم ماهانه
***
منبع : سایت روضه
ادامه مطلب
شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم
ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی
از فراق تو شکایت نکنم می میرم
سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است
سجده بر تربت پایت نکنم می میرم
دوریت درد من و نام تو درمان من است
تا خود صبح صدایت نکنم می میرم
به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم
هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم
"وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد
من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم"
جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم... می میرم!
شعرهایم همگی درد فراق است... ببخش
صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم
ادامه مطلب
بر روی دستم غیر خاکستر نیاوردم
شرمنده ام حالا که بال و پر نیاوردم
تو بی محلی کردی و من ریختم در خود
اما صدایش را همیشه در نیاوردم
من به شما یک جان ناقابل بدهکارم
چیزی از این بهتر نبود آخر نیاوردم
از چه مرا در پشت این در معطلم کردی
اصلاً شما گفتید سر من سر نیاوردم؟!
كار خودش را كرد آن یكبار دل دادن
یك بار دل آوردم و دیگر نیاوردم
تكلیف دیوانه بلاتكلیفی اش باشد
من نیز تكلیفی از این بهتر نیاوردم
من هر كه را آوردم اینجا از غلامان شد
یعنی در این خانه بجز نوكر نیاوردم
این خانواده نوكرانش محترم هستند
من بی طهارت نامی از قنبر نیاوردم
كوه گناهی را به كاهی گاه میبخشند
آخر من از كار شما سر در نیاوردم
خیلی دلش میخواست یك شب كربلا باشم
من آرزوی مادرم را بر نیاوردم...
ادامه مطلب
باید همیشه دامن او را بگیریم
وقت گدایی دست را بالا بگیریم
با گریه باغ روضه ها را آب دادیم
تا فصل سرما میوه ی گرما بگیریم
جارو کش اش با روضه خوان فرقی ندارد
کافیست در بیت کریمان جا بگیریم
در این دم و دستگاه ما عاشق شدن را
باید که یاد از زینب کبری بگیریم
اصلا ًنمیدانم دلیل و علتش چیست?!!!
پیش کریمان اینهمه خود را بگیریم
امروز اگر ما اینهمه با احترامیم
او دست و پا زد تا که ما هم پا بگیریم
ارباب ما دارد هوای نوکرش را
نیزه نشین شد منسب آقا بگیریم
این روزها بانوی حیدر رو به قبله است
باید که شبها روضه ی زهرا بگیریم
زهرا شفاعت کرده ما فردا نسوزیم
در پشت در آتش گرفته تا نسوزیم
ادامه مطلب
خوش به حال دل ما گرچه پر از تنهایی ست
هرچه هم هست گرفتار غم لیلایی ست
هرچه از جور زمان زخم به قامت دارد
جای شکرش سر جاش است پر از شیدایی ست
ما گداییم ولی عزتمان لم یزلی ست
که گدایی سر کوی حسین آقایی ست
هرکسی قدر پر کاه به او دل بسته ست
به خداوند قسم حیدری و زهرایی ست
آبروی دوسرا نوکری هیئت اوست
قسمت هر که از او دل بکند، رسوایی ست
ما همه اهل خرابات حسین آبادیم
کربلایی ست هر آن کس که دلش اینجایی ست
هرکه بر سر در قلبش نزند نام حسین
به خدا اهل ولا نیست، که او دنیایی ست
دیدن خواب حرم قسمت هر هفته ی ماست
وه که این خواب عجب خواب و عجب رؤیایی ست
ادامه مطلب
همه ش براى خودت، آبرو به ما ندهید
غذا زیادتر از جنبه گدا ندهید
به درد عشق رسیدن دو سوم قرب است
هزار درد که دادید، پس دوا ندهید
میان درد دواى مرا قرار بده
که زندگى نمی ارزد اگر بلا ندهید
محل گذاشتى و بى محلى ات کردیم
ازین به بعد بیایید رو به ما ندهید
به سینه من محتاج دست رد بزنید
ولى حواله من را به ناکجا ندهید
نداشتن برکت داشت ضایعش کردیم
ازین به بعد به نااهل فقر را ندهید
مرا به دردسر انداخت بى خدا بودن
به عبد غیر خدا را تو را خدا ندهید
براى سوخته فرقى نمیکند اصلا
که آخرش بدهیدش جواب یا ندهید
چو طفل سر به هوا شد، دواش تنبیه است
به منکه سر به هوایم دو شب غذا ندهید
سگ حرم به زبان آمد و مرا فهماند
نمیشود که بمالیم پوزه، جا ندهید
در اختیار کسى نیست گریه، دست شماست
نمیدهند به ما گریه تا شما ندهید
جهنم است بهشتى که آتشم نزند
بجان فاطمه از این بهشتها ندهید
بیاید نامه ما را نخوانده پاره کنید
بیاید نامه ما را به مرتضى ندهید
اگر بناى تو این است عده اى نروند
ازین به بعد به ما نیز کربلا ندهید
ادامه مطلب
دادیم قسم باز به نام تو خدا را
تا اینکه اجابت بنمایند دعا را
عمریست همه سائل الطاف حسینیم
بد نیست که تحویل بگیرند گدا را
صد شکر که قسمت شده هر روز ببوسیم
ما سجده کنان تربت اعلای شما را
ما حاجت خود را فقط از روضه گرفتیم
جز روضه ی ارباب بجوییم کجا را؟
ای کاش مقدّر بشود تا که ببینیم
در یک شب جمعه حرم کرب و بلا را...
ادامه مطلب
غرق احسان حسین و حسنم
بر سر خوان حسین و حسنم
بلبل عشق مرا نام دهید
تا غزلخوان حسین و حسنم
هر نم اشک ، مرا اوج دهد
محو عرفان حسین و حسنم
فارغ از عالم سر گشتگی ام
تا پریشان حسین و حسنم
نان خور سفره ی سبطین شدم
شکر مهمان حسین و حسنم
قِدمت عشق من امروزی نیست
نسل سلمان حسین و حسنم
هر دو غربت زده و مظلومند
دیده گریان حسین و حسنم
بنویسید به روی کفنم
از غلامان حسین و حسنم
ادامه مطلب
دل سائل به نظرهای کریمانه خوش است
بر در دوست نشستن چه فقیرانه خوش است
با گدایی درش منصب شاهانه خوش است
مست ساقی شدن از گوشه ی میخانه خوش است
مستی جان من از جام حسین است حسین
چشم دریاییم از نام حسین است حسین
عالمی دایره و نقطه پرگار حسین
رحمت واسعه حضرت دادار حسین
پسر فاطمه و حیدر کرار حسین
بر عقیله شده او دلبر و دلدار حسین
بی نیاز از همه عالم شده محتاج درش
شده روشن همه عالم به نگاه قمرش
هر که شد خاک نشین در او بالا رفت
قطره ای آمد و از درگه او دریا رفت
بی نشان آمد و زین در چقدر آقا رفت
هر که دیدار حسین رفت ز پایین پا رفت
تا که بر سینه دو دستی ز ارادات آمد
عرض حاجت به زبان نامده حاجت آمد
اوست آنکس که غمش دیده ی تر می خواهد
عطر سیب حرمش فیض سحر می خواهد
نکته اینجاست هر آنکس که نظر می خواهد
(عاشقی کار حسین است جگر می خواهد)
نوکری می طلبد راه حسین بن علی
بی سری می طلبد راه حسین بن علی
**
می چکد خون دل از رشته ی مویت بر نی
میرسد صوت خوش از نای گلویت بر نی
بس که زیبا شده ان روی نکویت بر نی
سنگها بوسه گرفتند ز رویت بر نی
روی نی قاری قرآن پیمبر شده ای
آتشی بر دل غمدیده خواهر شده ای
ادامه مطلب














