خاطره ی از امام موسي صدر
ما عادت داشتيم براي گردش و تفريح به بيرون شهر برويم. در يكي از اين گردشها آقا موسي از من جدا شد و سراغ عدهاي از بچهها رفت و مدتي در كنار آنان نشست و سپس برگشت. با تعجب از اين رفتار ايشان سؤال كردم، چرا كه آن بچهها غريبه بودند و با ما نسبتي نداشتند. ايشان جواب دادند: رفتم نصيحتشان كنم تا مبادا بازيشان به قمار منجر شود.
امام موسي صدر
منبع : كتاب گذارها و خاطرهها، صفحه 49
شادی روح شهدا صلوات
ادامه مطلب
