کلامی از شهيد جواد قاسم پور
جوانان انقلابي را با قلبي باز بپذيريد تا اختلاف سليقهاي را كه ميتوان با محبّت تمام كرد، به اختلاف و جدايي نيانجامد كه موجب شادي دشمن گردد.
شهيد جواد قاسم پور
شادی روح شهدا صلوات
ادامه مطلب
جوانان انقلابي را با قلبي باز بپذيريد تا اختلاف سليقهاي را كه ميتوان با محبّت تمام كرد، به اختلاف و جدايي نيانجامد كه موجب شادي دشمن گردد.
شهيد جواد قاسم پور
شادی روح شهدا صلوات
براى همه كارش برنامه داشت; خيلى هم منظم و سختگير. غذا خيلى كم مى خورد. مطالعه خيلى مى كرد. خيلى وقت ها مى شد روزه مى گرفت. معمولا همان روزهايى هم كه روزه بود مى رفت كوه. به ياد ندارم روزى بوده باشد كه دو نفرمان دو تا غذا از سلف دانشگاه گرفته باشيم. هميشه يك غذا مى گرفتيم، دو نفرى مى خورديم. خيلى از وقت ها مى شد نان خالى مى خورديم. شده بود سرتاسر زمستان، آن هم توى تبريز، يك ليتر نفت هم توى خانه مان نباشد. كف خانه مان هم كه نم داشت، براى اين كه اذيتمان نكند. چندلا چندلا پتو و فرش و پوستين مى انداختيم زمين.
شهید مهدی باکری
منبع : کتاب باکری انتشارات روایت فتح
شادی روح شهدا صلوات
يك سفارش دارم به دوستان و همكلاسيهايم، و اينكه همه كارهايتان فقط براي رضاي خدا باشد. در همه حال، چه راه رفتن، چه درس خواندن، چه صحبت كردن به ياد خدا باشيد.
شهيد مهدي مهديزاده
شادی روح شهدا صلوات
ياران شتاب کنيد...گويند قافله اي در راه است که گنهکاران را در آن راهي نيست، آري گنهکاران را راهي نيست ،اما پشيمانان را مي پذيرند.
شهيد سید مرتضی آوینی
شادی روح شهدا صلوات
حجه الاسلام قرائتي مي فرمودند: در اجلاس نماز ... يك روز آقاى ابوترابى كه ده سال اسير بود، گفت: من مىخواهم چند دقيقه صحبت كنم. قدم به چشم! بفرما. گفت: آقايانى كه در اجلاس نماز جمع شدهايد ما نماز خوانديم نه شما! گفتيم: خوب! گفت: صدام دستور داد رهبران اين اسيران را بگيريد با شكنجه همه را امشب اعدام كنيد. منتها با شكنجه نه با گلوله! آمدند يك چند نفر را درآوردند، هر كدام را يك شكلى، دو نفر را چنان نگه داشتند، مشت به اين طرف و آنطرف چشم او زدند، كه چشمهايش روى موزاييكها افتاد. يعنى مثل كلهپاچهاى كه چنين مىكنى، مخش تكان مىخورد. خود ايشان را ميخ گذاشتند شروع به كوبيدن كردند. هر كدام را با يك شكنجهى ويژهاى منتها شكنجهاى كه بداند اين قطعاً مىميرد. گفتند: دستور صدام عملى شد، رفتند. ما همه افتاديم. بُنه عمرى داشتيم، بُنه جونى، تك تك نفس مىكشيديم منتظر مرگ بوديم. سپيده زد فكر كرديم سپيدهى صبح است. بلند شديم ديديم حال نداريم. همان در خون خودمان خوابيده نماز خوانديم. بعد ديديم نه اين صبح صادق نبوده، صبح كاذب بوده، بعد كه سپيده زد فهميديم اين صبح است. دو مرتبه نماز خوانديم. گفت: آنروزى كه چشمهاى ما از كاسه درآمد و ميخ در سر ما كوبيدند ما دو بار نماز صبح خوانديم. ما نماز مىخوانيم.
حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي
منبع : منبع:حجه الاسلام قرائتي در برنامه درسهايى از قرآن [15/ 12/ 87]
شادی روح شهدا صلوات
برادرانم اگر در سالهاي بعد ، 10 سال 20 سال و30 سال و الي آخر وصيت نامه را ميخوانيد اين پند مرا به گوش جان داشته باشيد که: ... اتحادتان و وحدتتان را حفظ نماييد، به ريسمان الهي محکم چنگ زنيد، ميدانم که در آينده فرصت طلبان ومقام پرستان آن چنان شور و بلوا برپا مينمايند که گرد و خاکش هم اکنون به چشم دل ديده ميشود.
شهيد محمود رحيمي
شادی روح شهدا صلوات
اي مراکز آموزشي! به داد فرداي جامعه اسلامي برسيد
شهيد محمود رحيمي
شادی روح شهدا صلوات
سر كلاس درس نظامى مى گفت «اگر مى خواهى به يك ارتش حمله كنى، بايد سه برابر تانك داشته باشى.» صدايم كرد و گفت «عزيز، برو يه رگبار ببند اون جا و بيا.» رفتم، ديدم يك دريا تانك خوابيده. صدا مى كردم، مى بستندم به گلوله. رگبار بستم و آمدم. مى گفت «عزيز رگبار كه مى بندى، طرف عصبى مى شه و كسى كه عصبى بشه، نمى تونه بجنگه.»
شهید مصطفی چمران
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | رهي رسولي فر
شادی روح شهدا صلوات
هيچگاه حرفهايي را كه ميشنويد بدون تحقيق قبول نكنيد، تا شايعه در مقصودش -كه از بين بردن اسلام و لوث كردن سران انقلاب است - ناكام بماند.
شهيد عباس اكبري
شادی روح شهدا صلوات
یکی از افسرهای بعثی حاجآقا را بیرحمانه شکنجه کرد. تمام بدنش زخمی و کبود شد. کمی بعد، فرمانده اردوگاه رسید. به حاجآقا خیلی احترام گذاشت. همان افسر هم همراهش بود. پرسید «چرا به این حال و روز افتادی؟» حاجآقا به افسر که رنگ و رویش پریده بود، نگاهی کرد و گفت «چیز مهمی نیست. پام سر خورد، افتادم زمین.» بعد از آن ماجرا، افسر گه گاه که به دیدن حاج آقا میآمد، شیرینی و سیگار میآورد میداد به حاجی که بین بچهها تقسیم کند.
حجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي
منبع : منبع خاطرات: کتاب "حجت الاسلام
شادی روح شهدا صلوات