کلامی از شهيد محمد رضا خازن

 

 

 زندگی کردن در این دنیا و عصر مغشوش و پر فتنه پای مردی می خواهد، هدایت از طرف خدا و صبر و استقامت می خواهد؛ سعی کنید برای خدا خود را خالص گردانید.

شهيد محمد رضا خازن

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 4 فروردین 1395  ] [ 12:43 AM ] [ ]

کلامی از شهيد بيگي

 

 

از مردن نمی ترسم، ترسم از این است که بعد از ما ایمان را سر ببرند!هم باید بمانیم تا آینده شهید شویم و هم باید شهید شویم تا آینده بماند!

شهيد بيگي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 4 فروردین 1395  ] [ 12:42 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید جواد تندگويان

 

 

 

 

از جمله نكات بارز و درخشنده در زندگى مهندس جواد تندگویان این بود كه اهل مقام نبود. مى‏گفت: اگر به من بگویند جارو بكش، جارو مى‏كشم و نگاه نمى‏كنم كه مهندس هستم.

شهید جواد تندگويان

منبع : راوى: پدر شهید بزرگوار جواد تندگویان (وزیر نفت دولت شهید رجایى)، ر. ك: سلام، 28/9/71.

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 2:11 PM ] [ ]

کلامی از شهيد حبيب الله عابدي





آبروی اسلام وابسته به اعمال ماست. هر کدام به عنوان یک فرد مسلمان در برابر خداوند مسئولیتی بس خطیر داریم. اسلام به همین آسانی به دست مانرسیده است، اسلام خون بهای هزاران شهید است که هر کدام الگو و نمونه ای برای جامعه مسلمین بودند و ما وارث چنین اسلامی هستیم.

شهيد حبيب الله عابدي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 2:09 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدي زين الدين

 

 

بالاى تپه اى كه مستقر شده بوديم، آب نبود. بايد چند تا از بچه ها، مى رفتند پايين، آب مى آوردند. دفعه ى اول، وقتى برگشتند، ديديم آقا مهدى هم همراهشان آمده. از فردا، هر روز صبح زود مى آمد. با يك دبه ى بيست ليترى آب.

   شهید مهدي زين الدين

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 2:08 PM ] [ ]

کلامی از شهيد محمد رضا خازن

 

 

 

 

 شهیدان مان چنین پیام می دهند که باید سیاهی شب را با سرخی خون شکافت و معنای حیات را در طلوع فجر چنین نوشت: می سوزیم تا با کفر نسازیم و کشته می شویم تا چراغ توحید را خاموش نکنند.

شهيد محمد رضا خازن

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 2:07 PM ] [ ]

خاطره ی از شهيد آويني

 

 

 

تازه جنگ به پایان رسیده بود حاجی برای مراسم حج به مكه رفت.وقتی بازگشت از اوضاع سفر پرسیدم. با خوشحالی گفت:« با گروه جانبازان رفته بودم، چنان درسی از آنها گرفتم كه ای كاش قبلاً با اینها آشنا شده بودم بارها و بارها گریستم، به خاطر تحول و حماسه‌ای كه در اینها می‌دیدم. به یكی از جانبازانی كه نابینا بود گفتم:«دوست نداشتی یك بار دیگر دنیا را ببینی؟ حداقل انتظار داشتم بگوید:«چرا یك‌بار دیگر می‌خواستم دنیا را ببینم. اما او پاسخ داد:«نه» پرسیدم:«چطور؟» گفت:«در مورد چیزی كه به خدا دادم و معامله كردم نمی‌خواهم فكر بكنم. بدنم می لرزید، فهمیدم كه عجب آدم‌هایی در این دنیا زندگی می‌كنند ما كجا، اینها کجا»  

شهيدسیدمرتضی آويني

منبع : برگرفته از كتاب همسفر خورشید

شادی روح شهدا صلوات

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 2:05 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید عبد الله قلي پور

 

 

 

برادر عبد اللّه قلى‏پور - كه 13 سال بیشتر نداشت - از جمله نوجوانانى بود كه توفیق حضور در جبهه پیدا كرده بود. او همراه كتاب و دفترش در منطقه حاضر شده بود و به بچه‏ها خیلى احترام مى‏گذاشت. بدون آنكه بچه‏ها از او بخواهند، آب براى آنها مى‏آورد، ظرفها را مى‏شست و سنگر را گردگیرى مى‏كرد. با آنكه هر سنگر شهردار داشت و بچه‏ها به نوبت كارها را انجام مى‏دادند، اما عبد اللّه شهردارِ داوطلب بود. عبد اللّه به دعا و نماز اوّل وقت و جماعت هم بسیار مقید بود. او در والفجر ده به آسمانها بال گشود

 شهید عبد الله قلي پور

منبع : راوى: سید مرتضى هاشمى، ر. ك: در امتداد ديروز، ص 62

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 فروردین 1395  ] [ 12:22 PM ] [ ]