خاطره ی از شهید بروجردی

 

 

بيست و يك بهمن پنجاه و هفت با راديوش بى سيم كلانترى ها را مى گرفت. مى گفت «بريد فلان جا، زور آخرشونه.» امام كه آمد، عبا پوشيد، عمامه گذاشت. اسلحه اش را هم گرفت زير عبا و رفت فرودگاه.

شهید بروجردی

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | عباس رمضانی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 14 فروردین 1395  ] [ 10:33 AM ] [ ]

کلامی از شهيد علي تجلايي

 


 

برادران مسئول! که به طور مستمر در جهت پیشبرد اهداف انقلاب، شبانه‌روزی فعالیت می‌کنید، به عدالت در کارهایتان و تصمیم‌گیری‌هایتان به عنوان یک مرز ایمان داشته باشید. عدالت را فدای مصلحت نکنید.

 شهيد علي تجلايي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 14 فروردین 1395  ] [ 10:30 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید بروجردی



 

يك وانت سه چرخ خريده بود، چهار هزار تومان. صاحب ماشين رويش نوشته بود «پروانه عشق، دنياى آرزو» عقبش هم نوشته بود «شصت تا، خانه; هشتاد تا، بهشت زهرا.» پاكش نكرد. مى گفت «اينجورى كسى شك نمى كنه.» باهاش همه كار مى كرد. اعلاميه ها را مى كرد لاى ابرهاى تو پشتى. پشتى ها را هم با همان پروانه عشق مى فرستاد اين طرف آن طرف. سوار شدنش دردسر بود، داخلش همه چيز پيدا مى شد; تفنگ نارنجك، فشنگ.

شهید بروجردی

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | عباس رمضانی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 14 فروردین 1395  ] [ 10:29 AM ] [ ]

کلامی از شهيد علي آل‌بويه

 


 

قرآن و دعا را بسيار بخوانيد، زيرا كه قرآن صحبت خدا با بنده، و دعا صحبت و راز و نياز بنده با معشوق خود يعني خداست.

شهيد علي آل‌بويه

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 14 فروردین 1395  ] [ 10:27 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید بروجردی



 

رفته بود اصفهان پى ريخته گر. گفته بود «براى ارتش نارنجك ميزنى، براى ما هم بزن.» طرف اول راه نمى داده. اسم امام را كه برده بود، گفته بود «اينجا مأمورهاى ارتش آمد و رفت دارن. اصلا نميشه اين جا كارى كرد. يك نفر رو بفرست يادش بدم. بريد، براى خودتون نارنجك بزنين.» برگشته بود تهران، يكى از كارگرهاى خياطى را فرستاده بود اصفهان. گفته بود «بايد يادش بگيرى. زود!» از آن طرف رفته بود توى يك باغ، نزديك ورامين، كارگاه درست كرده بود. تراش كار و متخصص مواد منفجره اش را هم پيدا كرده بود.

شهید بروجردی

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | عباس رمضانی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 14 فروردین 1395  ] [ 10:25 AM ] [ ]

کلامی از شهید شهيد محمد هادي كاملي

 

 

سعي كنيد كه قانع و شكرگزارباشيد، با كمبود كوچكترين وسيله در ايمانتان سست نشويد، خون مطهري كه شهداي عزيزاسلام در راه خدا داده اند فراموش نكنيد.

 شهيد محمد هادي كاملي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 13 فروردین 1395  ] [ 12:38 PM ] [ ]

خاطره ی از شهید محمد بروجردي

 

 

با موتور گازى مى آمد كميته. سر و كله اش پيدا مى شد، تيكه بود كه بارش مى كردند. ـ آقا بروجردى، پاركينگ ماشين هاى ضد گلوله اون طرفه، برو اونجا پاركش كن. ـ حيفه اين رو سوار ميشين ها. ميدونى يك خط بيفته بهش چى ميشه؟ ـ حاجى بده ببرم روش چادر بكشم آفتاب نخوره، حيفه. موتور را داده بود دست اين آخرى. گفته بود «بارك اللّه، فقط بپاها. ما همين يه وسيله رو داريم».

  شهید محمد بروجردي

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | عباس رمضانی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 13 فروردین 1395  ] [ 12:36 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید عباس کریمی

 

 

 

يكي از معجزات الهي كه منجر به پيروزي عمليات فتح‌المبين شد آخرين شناسايي شب قبل از عمليات بود. من، حسين قجه‌اي و محسن وزوايي براي يافتن بهترين مسير هدايت گردان به پشت جبهه دشمن و تصرف توپخانه آنها به مأموريت رفتيم. پس از اتمام كار شناسايي براي استراحت دور هم نشسته، كمپوتي را باز كرديم و در حاليكه آرام صحبت مي‌كرديم مشغول خوردن شديم و به يكديگر تأكيد مي‌كرديم كه قوطي خالي را با خود ببريم تا نشاني از خود به جا نگذاشته باشيم. با خوشحالي به مقر بازگشتيم و پس از ارائه گزارش كار، ناگهان به خاطر آورديم كه غفلت كرده و قوطي را همانجا گذاشته ايم. ديگر كاري نمي‌توانستيم بكنيم و فقط به خدا توكل كرديم. اوايل شب بعد، چند ساعتي پس از حركت گردان، محسن وزوايي با بيسيم اعلام كرد كه راه را گم كرده است. همه نگران بودند حتي فرمانده‌مان حاج احمد متوسليان به سجده رفته و با گريه به پروردگار التماس مي‌كرد. چند لحظه بعد خبر داده شد كه گردان راهش را پيدا كرده و عمليات با رمز فاطمه الزهرا (س) آغاز شد. بعدها فهميدم فرمانده گردان مسير را از روي همان قوطي جامانده پيدا كرده است. هميشه مي‌گفتم خداوند اينگونه شري را به خير رقم زد.

شهیدعباس کریمی

منبع : خاطراتی از کتاب: دجله در انتظار عباس

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 13 فروردین 1395  ] [ 12:34 PM ] [ ]