یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
معجزات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
معجزات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
منبع:مجله پرسمان
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در طول رسالت 23 ساله خویش معجزاتی داشت كدامیك از معجزات ایشان به طور مستقیم در قرآن كریم اشاره شده است؟ !
علاوه بر قرآن مجید كه اعجاز جاودانه آن آشكار و بدیهی است، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) معجزات فراوانی دارد; كه برخی از آن‌ها در آیات قرآن و كتاب‌های سیره نویسان ثبت‌شده است . شماری از این معجزات عبارت است از:

1 . اسراء

«اسراء» همان حركت‌شبانگاهی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی است . (14) (15) این سفر در «یك شب‌» ، در بیداری و با همین پیكر مادی تحقق یافت نه در شب‌ها و روزهای طولانی یا در عالم خواب و با روح به تنهایی . آیات قرآنی و شواهد تاریخی بر وقوع این سفر دلالت آشكار دارند . قرآن كریم می‌فرماید: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد ا لحرام الی المسجد الاقصی الذی باركنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر; (16) منزه است آن [خدایی] كه بنده‌اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی كه پیرامونش را بركت داده‌ایم، سیر داد تا از نشان‌های خود به او بنمایانیم كه او همان شنوای بینا است .»
این رویداد به وسیله شیعه و اهل سنت نقل شده است و كتابهای روایی و تاریخی، فراوان به آن پرداخته‌اند . البته جابه جایی در فضا و پیمودن مسافت‌های طولانی در زمان كوتاه، در زندگانی دیگر پیامبران نیز سابقه داشته است; چنان كه درباره حضرت سلیمان (علیه السلام) می‌خوانیم: «ولسلیمان الریح غدوها شهر و رواحها شهرو و . . . ; (17) و باد را برای سلیمان [رام كردیم] صبحگاهان مسیر یك ماه را می‌پیمود و عصر گاهان مسیر یك ماه را .»
افزون بر این، شواهد عینی و تجربی بسیار وجود دارد كه برخی از اولیای الاهی مسافت‌های طولانی را در زمانی كوتاه پیموده‌اند و به اصطلاح «طی الارض‌» داشتند . البته آنچه گفته شد، تنها درباره «اسراء» و حركت‌شبانگاهی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی است كه خود مقدمه «معراج‌» به شمار می‌آید . «معراج‌» از معجزات ویژه‌ای است كه اسرار و لطایف عمیق‌تر دارد واز نشانه‌های برتری پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و شرافت وی بر تمام جهانیان است .

2 . شق القمر

از دیگر معجزات برجسته پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) كه قرآن مجید از آن خبر داده، «شق القمر» است . چنان كه می‌خوانیم: «اقتربت الساعة و انشق القمر; (18) قیامت‌بسیار نزدیك شد و ماه شكافت .»
انشقاق قمر، در پاسخ مشركانی صورت گرفت كه درخواست چنین كاری داشتند، تا به ارتباط پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با علم و قدرت بی پایان خداوند پی برند . (19)
ناگفته نماند، از آنجا كه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) واپسین پیامبر است، دوران پس از وی «آخر الزمان‌» خوانده می‌شود و بعثت او نشانه نزدیك شدن قیامت است; زیرا، در مقایسه با عمر جهان هستی، زمان پس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اندك می‌نماید . بهترین دلیل بر وقوع این حادثه در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آیه بعد همین سوره است كه از سرسختی و تداوم انكار مشركان، با وجود رؤیت این معجزه شگفت آور، پرده بر می‌دارد: «و ان یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر (20) ; و هرگاه نشانه‌ای ببینند، روی بگردانند و گویند سحری همیشگی است .»
البته چنین انشقاق‌هایی در زندگانی پیامبران گذشته نیز سابقه داشته و به صورت ضعیف‌تر جلوه گر شده است; چنان كه درباره حضرت موسی (علیه السلام) می‌خوانیم: «فاضرب لهم طریقا فی البحر یبسا; (21) و راهی خشك برای آنان باز كن .» در بخشی دیگر از داستان حضرت موسی (علیه السلام) می‌خوانیم: ضربه عصای موسایی سنگ را شكافت و دوازده چشمه آب جوشید: «و قطعناهم اثنتی عشرة اسباطا امما و اوحینا الی موسی اذا ستسقاه قومه زن اضرب بعصاك الحجر فانبحست منه اثنتا عشرة عینا قد علیم كل اناس مشربهم . . . ; (22) و آنان را به دوازده عشیره كه هر یك امتی بودند، تقسیم كردیم و به موسی - وقتی قومش از او آب خواستند - وحی كردیم با عصایت‌بر آن تخته سنگ بزن . پس از آن دوازده چشمه جوشید و هر گروهی آبخوری خود را شناخت .»

3 . گفت و شنود درختان

در نهج البلاغه آمده است: روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای ایجاد انگیزه گرایش به اسلام در یكی از افراد قریش، در برابر دیدگان او درختی رامخاطب قرار داد . درخت از جای خود حركت كرد و نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایستاد و سپس به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جای اولیه خود در واقعه‌ای دیگر، درختی به رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) گواهی داد . (24) این دو معجزه نیز مورد اتفاق علمای شیعه و اهل سنت است و در كتاب‌های متعدد آن‌ها به چشم می‌خورد . البته گفت و گو و فرمانبری جمادات، گیاهان و حیوانات در زندگانی پیامبران گذشته نیز سابقه داشته است . چنان كه «هدهد» و دیگر حیوانات از حضرت سلیمان فرمانبری داشتند . (25) چهار پرنده كوبیده شده نیز به فراخوان حضرت ابراهیم (علیه السلام) پاسخ مثبت دادند و پرواز كنان به سوی او شتافتند: «قال فخذ اربعة من الطیر فصرهن الیك ثم اجعل علی كل جبل منهن جزءا ثم ادعهن یاتینك سعیا; (26) [خداوند] فرمود: [ای ابراهیم] پس چهار پرنده برگیرد و آن‌ها را پیش خود ریزریزگردان، سپس بر هر كوهی پاره‌ای از آن‌ها قرار بده; آنگاه به سوی تو می‌آیند .»
آنچه گفته شد، نمونه‌هایی از توانمندی انسان‌های كامل است كه در پرتو بندگی خدا و اتصال به قدرت بی انتهای پروردگار، در برابر دیدگاه مردمان جلوه‌گر شده است .
ناگفته نماند، كتاب‌های تفسیری، روایی و تاریخی، بیش از سه هزار مورد از معجزات و كرامات رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را ثبت كرده‌اند . از پیامدهای زیبای گفت و گو در این زمینه، رسیدن به روشن بینی و توسعه فضای فكری، شكسته شدن حصارهای مادی و راهیابی به دریای بی كران نورانیت معنوی است .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:43 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پول با بركت
پول با بركت

نويسنده:استاد مطهري
منبع:داستان راستان-سایت اندیشه قم
علي بن ابيطالب(علیه السلام) ، از طرف پيغمبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مامور شد به بازار برود و پيراهني براي پيغمبر بخرد. رفت و پيراهني به دوازده درهم خريد و آورد. رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسيد:اين را به چه مبلغ خريدي ؟. به دوازده درهم .
اين را چندان دوست ندارم ، پيراهني ارزانتر از اين مي خواهم ، آيا فروشنده حاضر است پس بگيرد؟. نمي دانم يا رسول اللّه !.
برو ببين حاضر مي شود پس بگيرد؟. علي پيراهن را با خود برداشت و به بازار برگشت . بفروشنده فرمود:پيغمبر خدا، پيراهني ارزانتر از اين مي خواهد، آيا حاضري پول ما را بدهي و اين پيراهن را پس بگيري ؟. فروشنده قبول كرد و علي پول را گرفت و نزد پيغمبر آورد. آنگاه رسول اكرم و علي با هم به طرف بازار راه افتادند؛ در بين راه چشم پيغمبر به كنيزكي افتاد كه گريه مي كرد. پيغمبر نزديك رفت و از كنيزك پرسيد:چرا گريه مي كني ؟. اهل خانه به من چهار درهم دادند و مرا براي خريد به بازار فرستادند؛ نمي دانم چطور شد پولها گم شد. اكنون جراءت نمي كنم به خانه برگردم . رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چهار درهم از آن دوازده درهم را به كنيزك داد و فرمود:هرچه مي خواستي بخري بخر و به خانه برگرد. و خودش به طرف بازار رفت و جامه اي به چهار درهم خريد و پوشيد. در مراجعت برهنه اي را ديد، جامه را از تن كند و به او داد. دو مرتبه به بازار رفت و جامه اي ديگر به چهار درهم خريد و پوشيد و به طرف خانه راه افتاد. در بين راه باز همان كنيزك را ديد كه حيران و نگران و اندوهناك نشسته است ، فرمود:چرا به خانه نرفتي ؟. يا رسول اللّه ! خيلي دير شده مي ترسم مرا بزنند كه چرا اين قدر دير كردي . بيا با هم برويم ، خانه تان را به من نشان بده ، من وساطت مي كنم كه مزاحم تو نشوند. رسول اكرم به اتفاق كنيزك راه افتاد همين كه به پشت در خانه رسيدند كنيزك گفت :همين خانه است رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از پشت در با آواز بلند گفت :اي اهل خانه سلام عليكم . جوابي شنيده نشد. بار دوم سلام كرد، جوابي نيامد. سومين بار سلام كرد، جواب دادند:اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ وَرَحْمَةُاللّهِ وَبَركاتُهُ. چرا اول جواب نداديد؟ آيا آواز ما را نمي شنيديد؟. چرا همان اول شنيديم و تشخيص داديم كه شماييد.
پس علت تأخير چه بود؟. يا رسول اللّه ! خوشمان مي آمد سلام شما را مكرر بشنويم ، سلام شما براي خانه ما فيض و بركت و سلامت است . اين كنيزك شما دير كرده ، من اينجا آمدم از شما خواهش كنم او را مؤ اخذه نكنيد. يا رسول اللّه ! به خاطر مقدم گرامي شما، اين كنيز از همين ساعت آزاد است . پيامبر گفت : خدا را شكر! چه دوازده درهم پربركتي بود، دو برهنه را پوشانيد و يك برده را آزاد كرد.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:43 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
لزوم اطاعت كامل از پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
لزوم اطاعت كامل از پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)

نويسنده:حجت الاسلام رجب بيت اللهي
منبع:روزنامه کیهان–شماره 18983
قرآن كريم پيامبر اسلام را بدون خطا و مصون از گناه معرفي فرموده است و به تصريح خداوند متعال در سورأ نجم هرگز پيامبر اسلام منحرف نشده و از روي هواي نفس سخن نگفته است و آنچه بيان فرموده جز وحي چيز ديگري نبوده است.
بنابراين مؤمناني كه مي خواهند به همأ مراتب ايمان برسند و از كفر و شرك و نفاق در امان باشند بايد در برابر دستورات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) كه همان فرمانهاي الهي است مطيع و فرمانبردار باشند و در هيچ يك از موارد، مخالف دستور پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل نكنند. نويسنده مقاله كوشيده است به ابعاد ايمان به پيامبر اسلام اشاراتي داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
لزوم هدايت تشريعي
خداوند انسان را آفريد و او را گرامي داشت(1) و نيازهاي او را به لطف خويش عطا نمود تا مسير كمال و عبوديت را بپيمايد و به سعادت دنيوي و اخروي نايل گردد. از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است و از سوي ديگر شناخت كافي نسبت به جهان پيرامون خود نداشته و مصالح اجتماعي خويش را به طور صحيح نمي شناسد و همچنين عدالت جويي و عدالت خواهي او فطري است، به كسي نياز دارد كه او را در اين امور راهنمايي كند. درست به همين دليل است كه خداوند پيامبران را به سوي انسانها فرستاده است.
پيامبران آمده اند تا مردم را ارشاد نموده و نسبت به وظايف انساني و الهي خويش آگاه سازند و همچنين آنان را در مسير تزكيه و تعليم و تربيت ياري نموده، جامعه را به سوي گسترش عدالت كه از اهداف مهم بعثت انبيا مي باشد، سوق دهند و بدين ترتيب انسانها را به آنچه مطلوب خداوند است نايل گردانند. چنانكه قرآن كريم در آيه 52 سوره حديد مي فرمايد: «پيامبران خود را با دلايل و بينات فرستاديم تا در ميان مردم عدالت را برپا كنند.»
ماهيت ايمان
انسانها بايد از نيروي ايمان برخوردار باشند تا هم در امور دنيوي و استقرار عدالت در جهان مادي موفق شوند و هم در امور اخروي به سعادت ابدي نايل گردند. ايمان از ريشه «أمن» به معناي ضد خوف مي باشد و در لغت به معني تصديق و مخالف تكذيب است(2).
اما در اصطلاح چنانچه از آيات متعدد قرآن استفاده مي شود، ايمان نور است و به معناي اذعان و تصديق چيزي و التزام به لوازم آن است. مثلا ايمان به خدا در واژه هاي قرآن، به معناي تصديق يگانگي او و پيغمبرانش و تصديق به روز جزا و بازگشت به سوي او و تصديق هر حكمي است كه فرستادگان او آورده اند.(3)
البته بين مفهوم لغوي و اصطلاحي ايمان ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. چنانچه گفته شده، ايمان از ريشه «امن» گرفته شده است و مؤمن به واسطه ايمان آوردن از عذاب الهي ايمن شده است.(4)
همچنين انسان مؤمن با ايمان آوردن، اعتقادات خودش را از شك و ترديد امنيت مي بخشد كه همانا ترديد، آفت اعتقاد است. به تعبير ديگر، ايمان، انسان را در اعتقادش استوار مي سازد.(5)
لزوم ايمان به پيامبران الهي
لازمه ايمان به خدا، ايمان و تصديق پيامبران او و همچنين تصديق كتابهاي پيامبران مي باشد كه البته لازمه اين ايمان، اطاعت از دستورات آنها و بلكه عين اطاعت از آنهاست.(6)
چنانچه قرآن در سوره مؤمنون هم ايمان اعتقادي و علمي و هم ايمان عملي و نيروي اطاعت و انقياد در روان را مدنظر قرار داده است و دو ركن ايمان در مؤمنان را، اعتقاد به اصول توحيد و نبوت و معاد و صفات خداي تعالي و ديگري، التزام عملي و جوارحي و قيام به اداي وظايف و پيروي از برنامه مكتب عالي قرآني مي داند.(7)
قرآن مي فرمايد: «پيامبر به آنچه از سوي پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است (و او به تمام سخنان خود كاملا مؤمن مي باشد) و همه مؤمنان (نيز) به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش ايمان آورده اند (و مي گويند:) ما بين هيچ يك از پيامبران او تفاوت نمي گذاريم (و به همه ايمان داريم) و (مؤمنان) گفتند: ما شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا (انتظار) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (ما) به سوي توست.» (8)
در واقع كسي كه به خداوند ايمان داشته باشد، به پيامبراني كه از سوي او براي هدايت بشر فرستاده شده اند ايمان آورده، چنانكه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به گواهي قرآن به آن ايمان داشته است.
اما نكته اينجاست كه حضرت ختمي مرتبت(صلی الله علیه و آله و سلم)، افضل(9) پيامبران الهي است كه ايمان به آن حضرت، طبق نص آيات قرآن واجب است. (01) «امنوا بالله و رسوله واكتب الذي نزل علي رسوله» (11)
و نيز آيات زيادي از كتاب خدا دستور به ايمان به پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) داده اند. از جمله آيه 18 سوره آل عمران فرموده: «به خاطر بياوريد هنگامي كه خداوند از پيامبران و پيروان آنها پيمان مؤكد گرفت: به او ايمان بياوريد و او را ياري كنيد.»
در نتيجه اين آيه بر لزوم ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از سوي جهانيان از آدم تا خاتم دلالت دارد. حضرت علي(ع) دراين باره مي فرمايد: «خدا پيامبري را از آدم و بعد از او نفرستاد، مگر آن كه ميثاق را در امر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) اخذ فرمود.« (21)
بنابراين آيات و روايات به ايمان نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از ايمان به پيامبران الهي صراحت دارد و بر آن تاكيد مي نمايد.
اما مسئله ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از جنبه هاي متفاوتي قابل بحث مي باشد، ولي آنچه اساسي به نظر مي رسد، بررسي مسئله ايمان به آن حضرت در موارد عصمت، اخذ وحي و حقانيت رسالت آن بزرگوار و همچنين ايمان به وعده هاي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي باشد.
ابعاد ايمان به پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)
الف) ايمان به عصمت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
عصمت يعني مصونيت از گناه و اشتباه؛ يعني پيامبران نه تحت تأثير هواهاي نفساني قرار مي گيرند و مرتكب گناه مي شوند و نه در كار خود دچار خطا و اشتباه مي شوند. عصمت يك حالت راسخ در نفس معصوم و يا يك ملكه نفساني است كه آثار ويژه اي دارد كه هرگز از آن جدا نمي شود. (31) معصوم در پرتو حالت كاملي از تقوا و پاكدامني كه در نفس و روان او راسخ و پابرجا مي باشد، به پايه اي مي رسد كه پيوسته عصيان و خلافكاري را از محيط زندگي طرد كرده و ساحت خود را از گناه و لغزش پاك نگه مي دارد. (41)
عصمت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و پيراستگي او از خطا و اشتباه در اخذ وحي از مقام ربوبي و يا در ابلاغ رسالتي كه برعهده گرفته است به طور صريح در آيات قرآن مطرح شده است.
خداوند در سوره اعلي مي فرمايد: «ما بزودي (قرآن) را برتو مي خوانيم و هرگز فراموش نخواهي كرد.»
همچنين در سوره نجم درباره پيامبرش مي فرمايد: «او از روي ميل نفساني سخن نمي گويد».
همچنين در آيات بعدي همين سوره مي فرمايد: «قلب (پاك او) در آنچه ديد، هرگز دروغ نگفت. آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) ديده مجادله مي كنيد و... چشم او هرگز منحرف نشد و طغيان نكرد (آنچه ديد واقعيت بود).»(51)
گواه ديگر درباره مصونيت پيامبر از خطا و لغزش، آيه تطهير مي باشد. آنجا كه مي فرمايد: «خداوند مي خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.»(61)
اين آيه از بارزترين دلايل عصمت اهل بيت(ع) بوده و طبق آن، مطلق پليدي و آلودگي معنوي اعم از صغيره و كبيره از اهل بيت(ع) نفي شده است. چنانكه ابوسعيد خدري مي گويد: «رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره اين آيه مباركه فرمود: اين آيه درباره من و علي و فاطمه و حسن و حسين فرود آمده است.»(71)
بنابراين با دقت در آيات متعددي از قرآن كريم و روايات ائمه(ع) مي توان دريافت كه بر عصمت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تأكيد و تصريح شده است و آن حضرت اول معصوم آن چهارده نور الهي است و اين موضوعي است كه همه مؤمنان واقعي به رسو الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بدون ترديد آن را پذيرفته اند و هيچ گاه به خود شك و ترديد راه نمي دهند.
نكته قابل توجه در بحث عصمت اين است كه يكي از اهداف اساسي پيامبران الهي، هدايت و تربيت مردم بوده است و تحقق اين هدف در گرو شرايطي است كه مهمترين آن، ايمان افراد به صدق گفتار مربي است و بدون تحقق چنين شرطي، سخن و برنامه مربي نيز تحقق نمي يابد. هرگاه عمل مربي با گفتار او مطابق باشد، طبعا اعتماد شنونده را جلب مي كند و گرايش مردم به آن مكتب را سبب مي شود و همچنين در صورت تناقض عمل مربي با گفتار او، در عامه باعث ايجاد تنفر مي شود و گرايشي هم صورت نمي گيرد.(81)
و سرانجام اين كه آيات متعددي از قرآن كه دستور اطاعت بي قيد و شرط از همه دعوتهاي پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را صادر كرده، نشان از گواه قرآن بر عصمت اين شخصيت اعظم دارد. بنابراين كسي كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را به عنوان يك فرستاده معصوم از سوي خداوند متعال بداند و اين مسئله را باور داشته باشد، در طول حيات خود و در تمام عرصه هاي زندگي به سخنان و سيره و سنت آن حضرت توجه مي كند و آن بزرگوار را به عنوان اسوه خود تلقي كرده، گام در جاي پاي ايشان مي نهد و هرگز از فرمايشات او نافرماني نمي كند.
ب: ايمان به نزول وحي بر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
«وحي» در لغت به معاني اشارت، كتابت، نوشته، رساله، سخن پوشيده، اعلام در خفا، شتاب و هرچه از كلام يا نوشته يا پيغام يا اشاره كه به ديگري به دور از توجه ديگران القا و تفهيم شود مي باشد(91) و در اصطلاح قرآن به معاني اشاره پنهاني، هدايت غريزي و الهام آمده است كه شاخصه نبوت است و در قرآن بيش از هفتاد بار تكرار شده است.
البته وحي رسالي طبق آيات 15و 25 سوره شوري، سه گونه است؛ يكي القاي مستقيم و بلاواسطه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مي باشد، ديگري رسيدن صداي وحي به گوش پيامبر است كه جز او كسي نشنود و در نهايت، وحي وسيله فرشته است و جبرئيل پيام الهي را به روان پيامبر فرود مي آورد. كه هر سه نوع وحي بر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است.(02)
آياتي كه بر نزول وحي بر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ناظر مي باشد، عمدتاً مواردي است كه آن حضرت را به انجام كاري دستور داده و يا از انجام كاري نهي مي كند كه ازآن جمله، زماني است كه خداوند به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور مي دهد دعوت خود را در مرحله اي سري و در مرحله ديگر ميان خويشاوندان آن حضرت و سرانجام به صورت دعوت همگاني انجام دهد.(12)
آياتي كه با استفاده از آنها نزول وحي بر پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت مي شود، بسيارند؛ از جمله آيه 05 انعام كه مي فرمايد:«من جز از وحي الهي پيروي نمي كنم...» و نيز در سوره تكوير مي فرمايد:«محققاً قرآن گفتار فرستاده بزرگوار (فرشته وحي) است...». (22)
اين آيات به صراحت به موضوع نزول وحي بر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) اشاره دارند.
همچنين در سوره نجم آمده :« آنچه مي گويد چيزي جز وحي كه بر او نازل شده، نيست... در حالي كه در افق اعلي قرار داشت(يعني جبرئيل بين آسمان و زمين بود)... در اينجا خداوند آنچه را وحي كردني بود به بنده اش وحي نمود...».(32)
با اين همه صراحت، بعضي غرض ورزان و خاورشناسان، نزول وحي بر پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را زير سوال برده و آن را يك الهام قلبي يا نوعي شعور و يا استعدادي در وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان نابغه بشري تلقي مي كنند! در حالي كه مسئله نزول وحي با همه اين موارد متفاوت است. اگر نظر آن دسته را توجه كنيد كه معتقدند نوعي القائات قلبي است كه اين در مورد «محدث» يعني كساني كه با آنها سخن گفته مي شود مطابقت مي كند؛ در حالي كه محدثان پيغمبر نبوده اند؛ مثل علي(ع) كه خيلي از معارف غيبي را از ناحيه الهي مي گيرد، اما پيامبر نيست و يا مادر مسيح و مادر موسي كه با فرشتگان صحبت مي كردند، اما پيامبر نبوده اند. و اين نوع القائات و مكنونات قلبي يا نوعي استعداد كه در درجه اي شكوفا شود و با عالم ديگر ارتباط برقرار كند در مورد پيامبر صادق نيست؛ بلكه هر بشري مي تواند اين زمينه را در وجودش فراهم كند و چنان در مسير هدايت پيش برود كه با عالم بالا ارتباط برقرار كند؛ چنانكه بسياري از عالمان و دانشمندان مكاشفه ها داشته و دارند، اما نمي توان آنان را پيامبر خواند.
وحي به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اختصاص دارد و اگر انسان باور داشته باشد كه هرچه پيامبر آورده حاصل وحي الهي بوده و مورد تاييد و رضايت الهي است، در عمل همواره مي كوشد از دستاوردهاي وحي تبعيت كند و پيرو واقعي آن بزرگوار باشد.
ج) ايمان به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
بسياري از آيات قرآن بر حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دلالت دارد. آيه 92 سوره فتح به اين مساله صراحت دارد:«محمد فرستاده خداست» (42)؛ يعني خدا در قرآن شهادت مي دهد كه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاده و رسول خداست. همچنين خداوند در آيه 6 سوره صف مي فرمايد:«و چون عيسي بن مريم گفت: اي بني اسرائيل! به درستي كه من رسول خدايم... و مژده دهنده ام به پيامبري كه بعد از من مي آيد و نام او احمد است...».
د رآيه 911 بقره نيز مي فرمايد:«اي پيامبر! ما تو را به حق فرستاديم كه مردم را مژده دهي به بهشت و بترساني آنها را از عذاب جهنم...».
قيد «به حق» در اين آيه براي توجه دادن به حقانيت و درستي رسالت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مطابق با واقع و موافق با حكمت بودن آن است؛ يعني پيامبري تو ثابت و محقق است و هيچ بطلاني در آن راه ندارد.(52)
بدون ترديد، كسي كه حقانيت رسالت پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) را باور داشته باشد، به خود اجازه نمي دهد غيرمتعهدانه عمل كند، زيرا آنگونه كه خدا فرموده است، خدا و پيامبرش همواره بر اعمال انسان ناظرند(62)، اين احساس همواره با او خواهد بود و سرچشمه عمل به باور انسان برمي گردد و عمل از باور برمي خيزد.
د) ايمان به وعده هاي پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
همه پيامبران الهي علاوه بر دعوت به توحيد و يكتاپرستي، امتها را به بهشت بشارت و از دوزخ بيم داده اند چنانكه در سوره يس مي خوانيم: «مي گويند: اي واي بر ما! چه كسي ما را از خوابگاهمان برانگيخت. آري اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان (او) راست گفتند.»(72)
همچنين در سوره احزاب مي فرمايد: «هنگامي كه مؤمنان لشكر احزاب را ديدند، گفتند: اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده بود و خدا و رسولش راست گفته اند و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنها نيفزود.» در آيه اي ديگر آمده: «پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده دادي به ما عطا كن و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان؛ زيرا تو هيچ گاه از وعده خود، تخلف نمي كني.»(82)
با دقت در اين آيات، به دست مي آيد كه وعده هاي پيامبران دوگونه بوده؛ دسته اي در مورد امور دنيوي مثل خبر پيروزي يا شكست گروه مؤمنان در غزوات و... بوده و دسته ديگر در امور اخروي مثل بشارت به بهشت و ترساندن از جهنم و شمردن نعمتهاي اخروي براي اعمال به وسيله پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مي باشد كه به شهادت خود قرآن، وعده هاي پيامبران بويژه پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) تحقق يافتني و حتمي است و شكي در آن نيست و بدون ترديد، همين وعده هاست كه درستكاران را در ادامه كارهايشان، اميدوارانه به پيش مي برد و از كجرويها و زشتكاريها بازداشته، خوف از جهنم و عذابهاي اخروي را همواره با خود دارند و به اين كه روزي پس از مرگ به حسابرسي و جزاي اعمال خويش دست خواهند يافت و زندگي سعادتمندي را براي خويش رقم خواهند زد، اميدوارند.
بنابراين هرچه انسان در اعتقاد و ايمان به عصمت و حقانيت رسالت و نيز صدق وعده هاي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) راسخ تر باشد، از همت و پشتكار بالايي برخوردار خواهد شد و موفقيتهاي زيادي در زندگاني دنيوي و اخروي براي خويش مهيا مي سازد.

پي نوشت ها:

1- اسراء. 07
2- «كتاب العين»، ج8، ص883؛ لسان العرب، ج31، ص 12
3- «ترجمه تفسير الميزان»، علامه سيد محمدحسين طباطبايي، ج51، ص04
4- «تفسير تبيان»، ابوجعفر محمدبن الحسن بن علي الطوسي، ج1، ص45
5- «تفسير الميزان»، ج1، ص34.
6- «تفسير نمونه»، ناصر مكارم شيرازي، ج22، ص802 و 902
7- «تفسير انوار درخشان در تفسير قرآن»، سيد محمدحسين الهمداني، ج11، ص332
8- بقره. 582
9- «بدايه المعارف الالهيه»، محسن خرازي، ج1، ص228
01- همان، ص 626 و 726
11- نساء. 613
21- «تفسير مجمع البيان»، شيخ ابوعلي الفضل بن حسن الطبرسي، ج4، ص3.14
31- «منشور جاويد»، جعفر سبحاني، ج5، ص21 (به نقل از: «تفسير الميزان»، ج2، ص214)
41- همان
51- نجم. 7-11
61- احزاب. 33
71- «منشور جاويد»، ج5، ص6 و 7
81- همان، ج5، ص 73-04
91- «علوم قرآني»، محمدهادي معرفت، ص02
02- همان، ص02- 62
12- «منشور جاويد»، ج6، ص 211-811
22- تكوير. 91
32- نجم. 3-01
42- «تفسير اثني عشري»، ج21، ص017؛ و آيات ديگر نظير 414 آل عمران و 815 اعراف ناظر بر اين موضوع اند.
52- تفسير «اطيب البيان في تفسير القرآن»، سيد عبدالحسين طيب، ج2، ص017
62- توبه. 510
72- يس. 25
82- آل عمران. 419

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:43 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
شاخص حسن عاقبت
شاخص حسن عاقبت

منبع:ابواب الجنان
روزي رسول خدا(ص) در بازار مدينه مي گذشت، غلام سياهي را ديد كه او را مي فروختند و او مي گفت: هر كه مرا بخرد، شرطش اين است كه نبايد مرا از خواندن نماز واجب در پشت سر پيامبر(ص) منع كند.
مردي او را با اين شرط خريد، و رسول خدا(ص) در وقت نماز، منتظر آن غلام مي شد، كه مي آمد و به حضرتش اقتدا مي نمود.
بعد از چند روز آن غلام را نديد، از حالش پرسيد. عرض كردند: او مريض است. پيامبر به عيادتش رفتند. بعد از سه روز ديگر احوالش را پرسيدند! عرض كردند: او امروز وفات نموده است.
پيامبراعظم(ص) برخاست و نزد جنازه او آمد، خود متولي غسل و كفن و دفن او گرديد. مهاجر و انصار از لطف بي شمار پيامبر به جنازه غلام سياه تعجب كردند. خداوند اين آيه را نازل كرد: همانا گرامي ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.» (حجرات- 13)(1)

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:43 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
کتاب پیامبر من (چهل قدم  با پیامبر )
کتاب پیامبر من (چهل قدم با پیامبر )

نويسنده:مرتضي اهوز
منبع:ماهنامه ي ديدار آشنا
مؤلف :عادل قطبی
پیا مبر من ،روایتی است از سیره ی با شکوه پیامبر ما حضرت محمد مصطفی .
مؤلف در این نوشتار عاشقانه، با الهام از چهل حدیث پیامبر ، سیره عملی آن بزرگوار را با بیانی روان و جذاب به تصویر می کشد ومخاطب را سرمست از شوق وشور می کند .این کتاب برای محمد صلی الله علیه و آله است وسعی کرده خوبی هایش را نقش زند و عاشقانه شرح دهد .گفتنی است از این نویسنده ، کتابی دیگر نیز با نام ( در محضر پیامبر ) منتشر شده است که تا کنون بارها تجدید چاپ شده است .

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:43 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50219 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب