یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
رسول اعظم از دیدگاه اروپايیان  و مستشرقین
vنويسنده:غلامرضا گلي زواره

بر نتابیدن فروغ عالم تاب

شش قرن پس از عیسای مسیح ،پیامبری مبعوث شد که پیام آور یکتاپرستی ،اعتقاد به معاد ، نوید عدالت وبهبود روابط انسان ها بر اساس قانون وحی آسمانی بود .این فرستاده ی الهی همان وجود پرفروغی بود که حضرت عیسی به آمدنش بشارت داد .1.
آن خاتم انبیاء، از رسولان پیشین با تکریم نام برد و عظمت آنان را ستود . در قرآن کریم نیز که معجزه وبرهان رسالت او و کتاب هدایت انسان هاست ، گرامی داشت پیامبران مورد تأکید فراوان قرار گرفته است . اما آن چه در کتاب های آسمانی گذشته آمده ، توسط مغرضان ، تحریف شده و آنان مواردی راکه این منابع با صراحت از حضرت محمدصلی الله علیه وآله نام برده اند ، از روی عناد ، رشک ورزی وزبونی خویش ،حذف کرده اند ؛البته بسیاری از دانشمندان منصف مسیحی و یهودی ضمن بیان علومی که اگر انبیا گرفته اند و آن ها را در آثار خود آورده اند ، به نبوت رسول اعظم صلی الله علیه و آله اعتراف داشته و سال قبل از ولادت آن حضرت این موضوع را طرح کرده اند و چنین رویدادی را به نسل های بعد از خویش تذکر داده اند ،قرآن در این باره آورده : « فمنهم من آمَنَ به و مِنهُم من صدَّ عنه و کفی بجهنم سعیرا ؛ پس گروهی از آنان به نبی اکرم ایمان آوردند و برخی از ایشان از او روی برتافتند و [برای آنان ] دوزخ پر شراره بس است .»2

تقابل نفرت انگیز

اروپا،مسیحیت را به عنوان تنها دین راستین می دانست ؛آیینی که در هسته ی مرکزی آن تثلیث مقدس ! جای داشت . مسیحیان بر این باور بودند که عهده دار و مالک حقیقت غایی هستند که خدا به آنان ارزانی داشته است . حضرت محمد صلی الله علیه و آله ربوبیت ادعا شده عیسی علیه السلام را رد کرد و تثلیث را بی اعتبار خواند و حتی خاطر نشان ساخت مسیح به صلیب کشیده نشده است و...
از این رو عده ای از مسیحیان و وابستگان به کلیساها ادعا کردند خاتم پیامبران بدعتی را در آیین مسیح به وجود آورده وتعالیم او با آموزه های مسیح و سیره و روش او در تضاد وتباین است . این برخورد منفی با پیامبر اکرم و دین اسلام در قرون وسطی به شیوه ای خشن ادامه داشت و ویران گرترین تجلی عینی وحشت ونفرت از این آیین، جنگ های پی در پی صلیبی بود که طی آن صدها هزار مسلمان به دست افراطیون مسیحی قتل عام شدند .3

ارزیابی های متناقض

در سال های پایانی قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی ،محققان ومشاهیر اروپایی ارزیابی متفاوتی از شخصیت رسول اکرم ارايه دادند . با از راه رسیدن گوته ونخستین اثر وی ،احیای عزت رسول الله صلی الله علیه وآله به عنوان صاحب نبوغ و جنبه های فوق العاده فکری و معنوی مورد توجه قرار گرفت . در نیمه قرن نوزدهم «کارلایل » در سخنرانی های مشهور خود در لندن تحت عنوان «در باب قهرمانان »با تجلیل و ستایش از خاتم پیامبران و پیام آور اسلام به عنوان شخصیتی شریف ،اصیل و بزرگ منش در تاریخ نگرش های کینه توزانه ی غربی ها را نسبت به محمد و آيین اش نکوهش و محکوم کرد .
در همین دوران ،شرق شناسان اروپایی به سرزمین های اسلامی وارد شد ه و با فرهنگ و تمدن و باورهای مسلمین از نزدیک آشنا شدند ، اما متأسفانه بسیاری از آنان به جای گزارش صادقانه ، به درج نکاتی روی آوردند که از خیال پردازی و تجسم های ذهنی آنان منشأ می گرفت و با واقعیت های فرهنگ وتعلیمات اسلامی و سنت های مردمان این نواحی انطباق نداشت . 4.

استمرار خصومت

در سال های آغازین این قرن ،نوعی کشش به عرفان اسلامی و سنت های شرقی در اروپا پدید آمد که با تأثیر پذیری از چنین جاذبه ای اسلام به عنوان دینی فطری ، حاوی صفا و اخلاص ومعنویت توصیف شد . در آلما ن «این ریلکه » عمیقاً تحت تأثیر تعلیمات محمدی قرار گرفت و از دین اسلام به عنوان آیینی که پیروانش برای رسیدن به خدا به میانجی نیاز ندارند تجلیل کرد. ولی اغلب شرح حال نویسان در نگرش ها و نوع برداشت های خود نسبت به حضرت محمد صلی الله علیه وآله نکاتی تردید آمیز را مطرح کردند و گویی آنان هم می کوشیدند همان باور کهنه ی توام به کینه و نفرت عصر قرون وسطایی را درباره ی بنیان گذار دین اسلام یعنی نبی اکرم احیا کنند 5. و این پندار موهوم ، کلیشه ای وسطحی حتی در دانشنامه ها و فرهنگ های مرجع راه یافت اگر چه همه نویسندگان چنین خط مشی را دنبال نکردند.
در سال های پس از دهه ی 1950 م متخصصان علوم اسلامی در اروپا ومستشرقین و مروّجان آنان به جای پرداختن به دیدگاه های متعصبانه غربی به منابع اسلامی روی آوردند . این نویسندگان پس از ترجمه ی قرآن به زبان مادری خود دراروپا چنین نتیجه گرفتند که برخلاف عقاید و دیدگا ه های موجود ، حضرت محمد صلی الله علیه وآله انسانی فوق العاده ، راستین و شریف بوده است ؛ اگر چه گاهی بخش اعظمی از این فهم و شناخت تأمل بر انگیز به طرز ویرانگری باتصویرگری غیر واقعی و دروغین افرادی مثل سلمان رشدی و کتاب هایی مثل «آیات شیطانی » مختل می شد . آثاری که پیوسته و اکنش بسیار منفی مسلمانان را به دنبال داشت .

روزنه هایی به سوی روشنایی

خوشبختانه بر خلاف این مسیر پر افت وخیز ،شناخت تازه ای که غرب از اسلام به دست آورد ، موجب شد تا برای درک بهترمعیارهای اساسی و اصولی مسلمانان ،برخی از تفکرات دینی و اجتماعی اسلام را از نو مورد بررسی و بازبینی قرار دهد . به همین دلیل سرگذشت نامه های رسول اکرم که مستشرقان و دانشمندان اروپایی در سنوات اخیر نوشته اند به طور یقین واقع بینانه تر از آثار نسل های پیش است و آنان کوشیده اند حق شخصیت آسمانی آخرین پیامبر را به درستی ادا کنند . کتاب «محمد رسول و سیاستمدار» از «بلیومونتگمری وات » از مشهورترین این مطالعات است . «گونتر لولینگ » نیز در کتابی به معرفی پیامبر اعظم پرداخت و آن حضرت را فرستاده ای الهی معرفی کرد که ادامه دهنده ی مسیر رسولان گذشته وآیین های آسمانی قبلی بود.
«ماکسیم رودنسیون » در سرگذشت نامه ای که به حضرت محمد اختصاص داد ، حقایق مهمی را عرضه داشت و «آنداريه » هم کوشید تا نقش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در پیدایش اسلام و دین داری مسلمانان جهان به راستی و مطابق واقعیت نشان دهد 6.
با این توضیحات اجمالی در ذیل به دیدگاه های متفکران غربی در باره ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله می پردازیم :

گوستاولوبون چه گفته است .

گوستاولوبون از جمله خاور پژوهان بلند پایه فرانسوی که در آثارش تعصب های یک جانبه و منفی نسبت به اسلام وآیین محمدی کمتر به چشم می خورد .تعاریف زیبا و ستایش های جالبی از سول خدا صلی الله علیه و آله و علل گسترش این دین الهی دارد .
اینک اجمالی ازدیدگاه هایش در باره ی حضرت محمد صلی الله علیه وآله : محمد از اعقاب خاندانی شریف و برجسته بود . هر چه به چهل سالگی نزدیک می شد بیشتر مجذوب معنویت می گردید . تنها به غاری در کوه حرا می رفت و چندین روز و شب را با روزه ،نماز وتفکر سپری می کرد . یکی از شب های سال 610 میلادی که در آن غار به سر می برد آن حادثه ی عظیم که محور همه ی تاریخ اسلام است برای او رخ داد . از آن پس وحی بارها تکرا ر شد .
پیامبر در مدینه یک حکومت اسلامی تشکیل داد و بخش مهمی از وقت خود را صرف امور اخلاقی ، اجتماعی و مناسبات سیاسی و امور نظامی کرد زیرا کار دین و دنیا را از هم جدا نمی دانست . با آن که پیامبر به تمامی امور رسیدگی می نمود ر از فرط فروتنی محبوب همگان بود .بارها او را می دیدند که پا پوش خود را می دوخت یا لباس خویش را وصله می زد یا از بازار خوراکی می خرید . با محرومان گشاده رو و در برابر گردن کشان با مهابت برخورد می کرد . با وجودسادگی و زهد و قناعت به وضع ظاهر خویش توجه داشت اگر چه تجملات و رفاه زدگی را بر نمی تافت . اگر بزرگی را به میزان اثر مرد بزرگ در مردمان بسنجیم باید بگوییم محمد [صلی الله علیه وآله ] از بزرگ ترین مشاهیر تاریخ است .وی درصدد بود قومی را که در توحش بودند به سوی معنویت سوق دهد که موفق شد و از این لحاظ بر تمام مصلحان دیگر رجحان داشت 7.

در وصف مونتگمری وات

«وات » استاد مطالعات اسلامی و شرق شناسی در دانشگاه ادینبورگ انگلستان بود. حوزه ی اصلی مطالعاتش سیره ی پیامبراکرم ،تفسیر قرآن ،فلسفه وعرفان ،رابطه ی اسلام ومسیحیت و تاریخ جهان اسلام بود. وی در وصف رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد :
شخصیت محمد به گونه ای بود که احترام واعتماد مردم را بر اساس مجاهدت های دینی و خصال خوب هم چون شهامت ، قدرت تصمیم و استحکام در رفتار توأم با سخاوت جلب می کرد . اخلاق و رفتارش چنان پسندیده بو د که محبت و دوستی مردم را به دست می آورد و آنان را به فداکاری بر می انگیخت . درست است که می گویند نارضایتی های اجتماعی وانحطاط امپراطوری های ایران و روم موجب توسعه ی اسلا م گردید اما نشر و گسترش این آیین بدون صفات وفضیلت های رسول اکرم امکان پذیر نبود8.

از نگاه آنه ماری شیمل

آنه ماری شیمل محقق و دانشور آلمانی اگر چه مسلمان نبود اما به تمدنن و معارف اسلامی در تمامی ابعاد آن عشق می ورزید .وی یاد آور شده است :
خوانندگان مغرب زمین که باسنت آمیخته به نفرتی چندین قرنی نسبت به محمد [صلی الله علیه و آله ] پرورش یافته اند شاید انگشت تحیر گزند که مهمترین خصلت پیامبر اکرم ،مهربانی و تواضع اوست ،تمامی مدارک و منابع معتبر از عطوفت و درعین حال وقار محمد سخن گفته اند . جنبه ای دیگر از زندگی پیامبر که امکان دارد با ذائقه غربی ها موافق ننماید ،دین و دولت را در هم آمیختن است و این حالت ، برهان است روشن بر نقش منحصر به فرد محمد ،شاهدی برعظمت مقامش و حقیقت رسالتش ،مگر می شود خداوندی که او را به سوی مردم مبعوث کرد در دلش نیفکند که امتش را به نیکوترین وجه هدایت کند .
گسترش مقاومت ناپذیر اسلام بر شبه جزیزه ی عربستان در دوران زندگی پیامبر و بسط سریع و حیرت آور حکومت اسلامی در نخستین سده پس از رحلت پیامبر جای شکی باقی نگذارد که این دین ظفرمند همان آیین راستین است و آن کسی که آن را تبلیغ می کندپیامبر برحق خداوند است .چه کسی جز این انسان می توانست آخرین و حی جامع را از سوی پرودگار بیاورد .9.

از نظر برتولد اشپرلو

اشپولر در زمینه ی مباحث شرقی از مراکز علمی چندین کشور موفق به اخذ درجه ی دکترا گردید .وی به پانزده زبان آشنایی کامل داشت و از جمله مستشرقان آلمانی است که درباره ی فرهنگ و ملل اسلام در خاورمیانه و سایر قلمروهای جهان است تحقیقات ومطالعاتی انجام داد .وی در دانشگاه برلین ،مونیخ ، گوتینگن و هامبورگ استاد رسمی کرسی اسلام شناسی وتاریخ مناطق شرقی بود .
وی می نویسد:
مشاجرات وتردیدهای ادوار نخستین مسیحیان که سیمای حضرت محمد را بر خلاف حقیقت آن چه بود ،نشان می دادند ،بی چون و چرا باطل است و در این که محمد نسبت به رسالت پیامبری خویش صادق بوده ،هیچ گونه تردیدی وجودندارد.هیچ کس نمی تواند منکر شود که ظهو ر آن حضرت جلوی بسیاری از خلاف ها وافراط کاری ها را که در جوامع آن روز رایج بود گرفت و از همان مراحل نخست سیمایش در جوامع اسلامی مورد تجلیل و تکریم قرار گرفت و عصمت ولغزش ناپذیری او امر مسلمی گردیدوکردار و رفتارش به عنوان نمونه عالی نگریسته می شود10.

دیدگا ه های دیگر دانشمندان

ولتر : دینی که [حضرت ] محمد آورد بی شک از مسیحیت برتر بود .اوقانون گذاری خردمند بود که می خواست بشریت را از بدبختی ،جهل و فساد رهایی بخشد و هرگز قانونی کامل تر ازقوانین قرآن که وی وحی گردید ،ناز ل نشده است 11.
.کارلایل :گر چه به نظر فلسفی تعلیمات [حضرت ] محمد صورت کاملی از تعالیم مسیح بود لیکن اگر به دقت به سرعت تأثیر تعلیمات اسلام به دل ها بنگریم یقین خواهیم کرد که آیین محمد [صلی الله علیه و آله ] بهتر از آیین مسیحیتی بود که ساخته ی اوهام و خیالات و افکار پیروان خود بود زیرا عنصر فروزنده ی تعلیمات مسیح در پس ابرهای دروغ و اوهام پنهان گشته است 12
دکتر گرینه :آیات قرآن را به دقت مطالعه کردم و از این کتاب حقایق زیادی برای من کشف شد و از این رو یقین کردم پیامبر اکرم از روی حقیقت ، پیامبر برحق است زیرا این کتاب را متجاوز از هزار سال قبل برای مردمی آورده که در آن روز ابدا اطلاعی از کشف های علوم جدید در دسترس کسی نبوده است . 13.
دکتر ینواست : در قرآن آیاتی دیده می شود که با گذشت قرن ها ، با آخرین اکتشافات علمی امروز تطبیق می کند این موضوع مرا قانع ساخت و موجب شد که به یگانگی خدا و به نبوت حضرت محمد [صلی الله علیه و آله ] ایمان آورم .اسلامی که او آورد در باره ی زندگی بشر هیچ نکته ای را فروگذار نکرده و یگانه دینی است که با سرشت و طبیعت انسان ها انطباق دارد .14.
جرج برنارد شاو :محمد [صلی الله علیه و آله ]را باید منجی بشریت خواند . من اعتقاد دارم که اگر مردی مثل او حاکمی در عصر جدید می شد برای حل مشکلاتش از صلح و دوستی استفاده می کرد . او عالی ترین مردی بود که روی زمین با گذشته است . او به دین دعوت کرد یک تمدن را پایه گذاری نمود ،ملتی را بنا نهاد و اخلاق را نهادینه کرد 15.
لامارتین شاعر و مورخ : اگر بزرگی هدف ،کم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفت انگیز سه محور سنجش هوش بشری باشد چه کسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ کنونی را با حضر ت محمد دارد .این مرد نه فقط ارتش ها ،قوانین ، فرمانروایی ،مردمان و سلسله ها بلکه میلیون ها نفر یعنی یک سوم از ساکنان کره ی زمین وحتی بیش از آن را به جنبش و حرکت واداشت 16.
پرفسور هورو گرونجی : وحدت ملت های بنا نهاده شده توسط پیامبر اکرم بر اساس اصول اتحاد بین المللی و اخوت بشری بنا گردیده که می تواند الگویی برای ملت های دیگر باشد درحقیقت هیچ ملتی درجهان نمی تواند نظیری برای فهم ایده اتحاد ملل که در اسلام انجام شده نشان دهد 17.
میشل اچ هارت :من محمد [صلی الله علیه و آله ] را برای معرفی در فهرست اشخاص پرنفوذ دنیا که خوانندگان را متعجب می کند برگزدیم اما دریافتم که او تنها کسی بود که در تاریخ در دوبعد دین ودنیا درنهایت موفقیت قرار می گید 18.
کا. اس .راماک ریشنارائو(استاد فلسفه ) :شخصیت محمد به گونه ای است که رسیدن به تمام حقیقت آن بسیار سخت است .نظری اجمالی این ابعاد را روشن می کند :محمد پیامبر ،دلاور ، سیاستمدار ،سخنور ،اصلاح طلب ،پناه دهنده یتیمان ،حامی بردگان ،منجی زنان ،قاضی و روحانی است . اویک قهرمان است 19.

پی نوشت ها

1.سوره ی صف ،1
2.سوره نساء،55
3. نک :استیون رانسیمان ،تاریخ جنگ های صلیبی ،ترجمه :منوچهر کاشف .
4. مینو صمیمی ،محمد در اروپا ،ترجمه :عباس مهر پویا ،ص46-45.
5.همان ،ص 47 .
6. آنه ماری شیمل ،محمد رسول خدا ،ترجمه حسن لاهوتی ،مقدمه مؤلف .
7. نک :ویل دورانت،تاریخ تمدن ،بخش اول از عصر ایمان ،فصل هشتم .
8. مونتگمری وات ،محمد پیامبر وسیاستمدار ، ترجمه :اسماعیل والی زاده ،ص 296-294.
9. آنه ماری شیمل ، محمد رسول خدا ،ترجمه :حسن لاهوتی ،ص 91-90
10. برتولد اشپرلو ،جهان اسلام ،ترجمه :دکتر قمر آریان ،ص 42-41 .
11. جواد حدیدی ،اسلام از نظر ولتر ،ص 103-99
12. نصرت الله نیک بین ،اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب ،ص 36
13. فرهنگ اسلام شناسان خارجی ،ج 1،ص191
14. همان ،ج 1،ص 16
15. نشریه سیاحت غرب ،ش 38،شهریور 1385،ص 5.
16. همان ،ص6
17.همان ،ص9 .
18.همان
the institute of Islamic information 19
منبع: ماهنامه ي ديدار آشنا

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:40 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
سفارشات گهر بار
سفارشات گهر بار


پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) مردم را به علم آموزي و سواد تشويق مي كردند؛ كودكان اصحابش را وادار كردند كه سواد بياموزند؛ مي گفتند: «دانشجويي بر هر مسلمان فرض و واجب است.» (1)
فرمودند : «حكمت را در هر كجا و نزد هر كس ولو مشرك يا منافق يافتيد، از او اقتباس كنيد.» (2)
و همچنين فرمودند : «علم را جستجو كنيد ولو مستلزم آن باشد كه تا چين سفر كنيد.» (3

1- بحارالانوار، ج 1، ص 177
2- بحارالانوار، ج 2، ص 97 و


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:40 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
کتاب:  فروغ  ابدیت( تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم)
کتاب: فروغ ابدیت( تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم)

نويسنده:مرتضي اهوز
منبع:ماهنامه ي ديدار آشنا
مؤلف : آیت الله جعفر سبحانی
سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله سر مشق زندگی پارسایان ،الهام بخش عالمان ،نمونه ای نیکو برای حاکمان وآینه ای برای تصویر ارزش های والای انسانی برای سالکان است . فروغ ابدیت که نوشتاری از استاد جعفر سبحانی است ،کتابی مناسب برای آشنایی جوانان و پیروان مکتب اهل بیت با تاریخ زندگی و سیره ی آن پیامبر اعظم است .
این کتاب با بیانی روشن ومنابعی معتبر ،به توضیح و شرح وقایع و حوادث مهمی از تاریخ زندگانی پیامبر که امور زندگی بیش تری دارد ،پرداخته است
از ویژگی های برجسته این نوشتار ارزشمند ، انطباق کامل آن با مدارک واسناد شیعه است . در این کتاب ،اوضاع و احوال عرب های پیش از اسلام و شبه جزیزه عربستان ،نیاکان پیامبر ،میلاد ،جوانی ، بعثت و حوادث سال اول تا یازدهم هجرت پیامبر ،همراه با تحلیل و توضیح آمده است .
این کتاب را انتشارات بوستان کتاب دفتر تبلیغات اسلامی در 23 نوبت تجدید چاپ کرده است .
عنوان کتاب : الحدیث راهنمای انسانیت سیری دیگر در نهج الفصاحه
این نوشتار از کتاب شریف نهج الفصاحه سرچشمه گرفته و برای سهولت و دسترسی آسان مخاطبان و علاقمندان ،بیش از 3220 حدیث نبوی و کلمات قصار آن بزرگوار به صورت موضوعی گرد آوری شده است . در این کتاب ، احادیث نبوی به ترتیب حروف الفبا فراهم آمده و در 616 موضوع ، تقسیم بندی شده است که خوانندگان گرامی می توانند با مراجعه به هر موضوع از یک یا چند حدیث مربوط به آن موضوع بهره مند گردند.
این کتاب را دفتر نشر فرهنگ اسلامی برای نوبت شانزدهم چاپ و منتشر کرده است .
عنوان کتاب :پیامبر من (چهل قدم با پیامبر )
مؤلف :عادل قطبی
پیام بر من ،روایتی است از سیره ی با شکوه پیامبر ما حضرت محمد مصطفی .
مؤلف در این نوشتار عاشقانه، با الهام از چهل حدیث پیامبر ، سیره عملی آن بزرگوار را با بیانی روان و جذاب به تصویر می کشد ومخاطب را سرمست از شوق وشور می کند .این کتاب برای محمد صلی الله علیه و آله است وسعی کرده خوبی هایش را نقش زند و عاشقانه شرح دهد .گفتنی است از این نویسنده ، کتابی دیگر نیز با نام ( در محضر پیامبر ) منتشر شده است که تا کنون بارها تجدید چاپ شده است .

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:40 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
حکمت مانايى سيره پيامبر اعظم(ص(از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي
حکمت مانايى سيره پيامبر اعظم(ص(از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي
 

پيامبر اکرم(ص) حافظ حدود بودند زيرا حافظ دين واسلام بودند و اسلام به تمام حد ومرز است.آنچه که در حيات پيامبر اکرم (ص) به‌عنوان يک اصل مطلق در تمام امور وکليه مراحل مى‌توان مشاهده کرد اصل حفظ حدود ومرزهاى الهى است
رسول گرامى اسلام (ص) پرهيز داشت که ميان وى و مردم حاجبى وجود داشته باشد وچيزى مانع ارتباط مستقيم آن حضرت ومردم باشد به‌طورى که سخن ايشان را نشنود و دردشان را نکشد و مشکلات را براى وى طرح نکنند


اشاره:

حرکت انقلابى پيامبر (ص) در طول دوران رسالت آن حضرت به برپايى حکومت نبوى منجر شد حکومتى که براى حاکمان ودولتمردان در زندگى فردى واجتماعى وسيره حکومت دارى الگوى بى‌بديلى به وديعه گذاشت. اقامه عدل به‌عنوان اعلى مقصد اوليا و انبياى عظام از ارکان ضميمه حکومت نبوى است که پس از رسول اکرم(ص) به صورت تام وتمام در حکومت علوى وبرمبناى الگوى حکومت نبوى متجلى گشت. از آنجا که اين ويژگى کمتر در سيره رسول اکرم(ص) مورد بررسى قرار گرفته وبه خاطر آميختگى اين مفهوم با تجسم عينى عدالت يعنى اميرالمومنين(ع) بيشتر در سيره ايشان مورد بررسى قرارگرفته است برآن شديم تا عدالت و عدالت ورزى را در اولين الگوى عملى حکومت اسلامى يعنى در حکومت نبوى مورد بررسى قرار دهيم. بررسى شاخص‌هاى اصلى حکومت نبوي، براى مقايسه‌شعارها وعملکردهاى صواب وناصواب تمامى کسانى که در زير ضميمه نظام اسلامى فعاليت مى‌کنند، محک بى‌بديلى است چرا که بنا برگفته رهبر معظم انقلاب نمونه آن را در هيچ دورانى سراغ نداريم لازم به ذکر است اين نوشتار بر مبناى سخنان رهبر معظم انقلاب‌اسلامى نگاشته شده است.
لقد کان لکم فى رسول الله اسوه حسنه لمن کان يرجواالله و اليوم الاخر و ذکر الله کثيرا(احزاب 21)
دوران نبوت نبى مکرم اسلام (ص) به دو قسمت عمده تقسيم مى‌شود سيزده سال آن در مکه به مبارزه با عقايد باطل والحادى سپرى شد و ده سال باقيمانده آن، صرف ساختن جامعه‌اى برمبناى شاخص‌هاى اصلى مدينه فاضله گشت.
دوران 10 ساله حاکميت اسلام در مدينه که فصل دوم دوران بيست و سه ساله پيغمبر (ص) يکى ازدرخشان‌ترين دوره‌هاى حکومت در طول تاريخ بشرى است که دوران شالوده ريزى نظام اسلامى وساختن يک الگو ونمونه از حاکميت اسلام براى همه زمان‌ها و دوران‌هاى تاريخ انسان وهمه مکان‌هاست. البته اين الگو يک الگوى کامل است ومثل آن را ديگر، در هيچ دورانى سراغ نداريم. لکن با نگاه به اين الگوى کامل مى‌شود شاخص‌ها را شناخت . اين شاخص براى افراد شيعه ومسلمان‌ها علامت‌هايى است که بايد به وسيله آنها نسبت به نظام‌ها وانسان‌ها قضاوت کنند.(1)
معرفى پيامبر (ص) به‌عنوان اسوه حسنه در واقع بيانگر بزرگترين تفاوت ميان مکتب انبيا وغير آن است چرا که مکتب انبيا از خصوصيت عملى بودن وتوجه به عينيت داشتن برخوردار است در مکتب انبيا نمونه‌اى براى پيروى عملى ارائه مى‌شود؛ نمونه‌اى که روش‌هاى عملى او در کليه شئون فردي، اجتماعى ، سياسي، فرهنگى و... قابل دستيابى و پيروى عملى وعمل ازجانب پيروان مکتب است . اين موضوع در دين اسلام شاخص‌تر ، جدى‌تر و روشن‌تر مطرح است چرا که اسلام آ‌خرين دين الهى است؛ لذا لازم است امت‌ها،نمونه‌اى تمام عيار وقابل پيروى براى همه زمان‌ها در تمام شرايط داشته باشند. با توجه به اين امر مى‌بينيم که حضرت امير(ع) ،پيامبر(ص) را به‌عنوان نمونه‌اى براى کسى که بخواهد بهترين ومحبوب‌ترين بندگان نزدخداوند باشد وهمچنين يک الگوى کافى معرفى نمايد ولقدکان فى‌رسول‌الله صلى الله عليه و آله وسلم کاف فى‌الاسوه(2) چرا که دين يک امر ذهنى نيست فقط ايمان و اعتقاد قلبى نيست بلکه چنانکه به صراحت از مجموع آ‌يات و روايات بسيارى روشن مى‌شود پيوند ايمان وعمل ، پيوندى اجتناب‌ناپذير است حال بايد به کدام هدايت روى آورد؟ در واقع انسان تعالى طلب چاره‌اى ندارد جز آ‌نکه به بهترين ومحکم‌ترين ملک‌ها دست آويزد وهدايت خويش رادر الگويى کامل جستجو کند ،«واقتدو ابهدى بنسيکم فانه افضل الهدى واسنتوا بسنه فانها بهدى السنن»
تحليل سيره نبى مکرم اسلام (ص) هنگامى که به مقطع هجرت آن حضرت از مکه به مدينه مى‌رسيم اين حادثه را از منظرهاى گوناگون مى‌توان تحليل نمود.
تصميم آن حضرت براى ارائه يک الگوى عملى براى آيندگان هدفى است که رهبر معظم انقلاب آن را عامل اصلى هجرت معرفى کردند.
به هر حال هدف پيغمبر از هجرت به مدينه اين بود که با محيط ظالمانه و طاغوتى ، فاسد وسياسى ،اقتصادى واجتماعى‌‌اى که آن روز در سرتاسر دنيا حاکم بود مبارزه کند ولى هدف فقط مبارزه با کفار مکه نبود مسئله‌، مسئله‌ جهانى بود. پيامبر اکرم (ص)اين هدف را دنبال مى‌کرد که هر جا زمينه مساعد بود بذر انديشه وعقيده را بپاشد با اين اميد که در زمان مساعد اين بذر سبز خواهد شد.
هدف اين بود که پيام آ‌زادى ، بيدارى وخوشبختى انسان به همه دل‌ها برسد اين امر جز با ايجاد يک نظام نمونه والگو امکان‌پذير نبود. لذا پيغمبر (ص) به مدينه ‌آمد تا اين نظام نمونه رابه وجود‌آورد اينکه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند وبعدى‌ها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزديک کنند بسته به همت آنهاست پيغمبر (ص) نمونه را مى‌سازد وبه همه بشريت و تاريخ ارائه مى‌کند.(4)
اما نظام الگويى که قرار است تا ابد نمونه عملى وعينى حکومت‌دارى باشد چه شاخص‌ وويژگى‌هايى دارد؟ مسلما ويژگى‌هاى اين حکومت نيز به ويژگى‌هايى بى‌بديل يا کم‌نظير است که تمامى آ‌نها به صورت تمام ،کمال و يکجا در حکومت ديگرى جمع نشده است. رهبر معظم انقلاب اين شاخص‌ها را در 7دسته طبقه‌بندى‌ مى‌نمايند که مسلما ملاک ارزيابى شعار و عمل هر دولت مدعى اسلاميت اين شاخص‌ها خواهد بود.
شاخص اول ايمان ومعرفت است انگيزه و موتور پيش‌برنده حقيقى درنظام نبوى ايمانى است که از سرچشمه دل و فکر مردم مى‌جوشد و دست ، بازو و پا وجود ‌آنها را در جهت صحيح به حرکت درمى‌آورد .پس شاخص اول عبارت است از دميدن و تقويت روح ايمان ومعنويت و دادن اعتقاد وانديشه درست به افرادى است که پيامبر اين را از مکه شروع کرد ومدينه پرچمش را با قدرت بالا برد. شاخص دوم قسط وعدل است اساس کار بر عدالت و قسط ورساندن هر حقى به حقدار بدون هيچ ملاحظه است که اهم بحث ما نيز در اين زمينه است که در ادامه خواهد آ‌مد .
شاخص دوم علم ومعرفت است. در نظام نبوى پايه هر چيز دانستن ، شناختن ،آگاهى و بيدارى است. کسى را کورکورانه به سمتى حرکت نمى‌دهند مردم را با آ‌گاهى ، معرفت و قدرت تشخيص- به نيروى فعال نه نيروى منفعل - بدل مى‌کنند. درهمين زمينه مناسب است به اين نکته نيز توجه شود که خداوندکريم در قرآن چنين مى‌فرمايد : لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط ( حديد 25)
شاخص چهارم صفا واخوت است درنظام نبوى درگيرى‌هاى برخاسته ازانگيزهاى خرافى شخصى به سود طلبى ومنفعت طلبى مبغوض است و با آ‌ن مبارزه مى‌شود. فضا، فضاى صميميت ، اخوت وبرادرى همدلى است. شاخص پنجم صلاح اخلاقى ورفتارى است . انسان‌ها راتزکيه و ازمفاسد و رذايل اخلاقى پيراسته وپاک مى‌کند انسان با اخلاق وزکى مى‌سازد و - «يزکيهم و يعلمهم الکتاب والحکمه (جمعه 2) و آ‌نها را تزکيه مى‌سازد وبه آنها کتاب و حکمت مى‌آموزد تزکيه يکى از آن پايه‌هاى اصلى است يعنى پيامبر روى يکايک افراد کار تربيتى وانسان‌سازى مى‌کرد.
شاخص ششم به اقتدار و عزت است جامعه و نظام نبوى تو سرى خور وابسته ، دنباله‌رو و دست حاجت به سوى اين و آ‌ن دراز کن نيست عزيز ،مقتدر و تصميم‌گير است صلاح خود را که شناخت براى تامين آن تلاش مى‌کند وکار خود را پيش مى‌برد.
شاخص هفتم کار ،حرکت و پيشرفت دائمى است توقف در نظام نبوى وجود ندارد به‌طور مرتب حرکت‌، کار و پيشرفت است اتفاق نمى‌افتد که يک زمان بگويند :که ديگر تمام شد؛ حال بنشينيم واستراحت کنيم اين وجود ندارد . البته اين کار، کار لذت آور وشادى بخش است کارخستگى‌آور ،کسل‌کننده ،ملول کننده و تعب آورنده‌اى نيست کارى است که به انسان نشاط ، نيرو و شوق مى‌دهد.(5)
پيغمبر (ص) به مجرد اينکه وارد مدينه شد کار را شروع کرد از جمله شگفتى‌هاى زندگى آن حضرت اين است که در طول اين 10 سال يک لحظه را هدر نداد ديده نشده که پيغمبر(ص) از نشاندن نور معنويت ، هدايت ، تعليم وتربيت لحظه‌اى باز ماند بيدارى او خواب او ، مسجد او، خانه‌ او ، ميدان جنگ او، درکوچه و بازار رفتن او ،معاشرت خانوادگى او ، وجود او - هر کجا که بود - درس بود. کسى که همه تاريخ را مسخر فکر خود کرد وروى آن اثر گذاشت به طورى که بسيارى از مفاهيم که قرن‌هاى بعد براى پيشرفت تقدس پيدا کرد مثل مفهوم مساوات ،برادرى ، عدالت و مردمسالارى همه تحت تاثير تعليم او بود.(6) از آنجا که شاخص دوم در اين نوشتار به‌عنوان منظر اصلى بررسى يعنى شاخص قسط وعدل است براى تبيين بيشتر آن در 3 زيرشاخه اصلى با عناوين سيره فردى ، سيره اجتماعى وسيره مديريتى نبى مکرم اسلام (ص) بحث خواهيم کرد و در هر کدام با محوريت 3 اصل مهم و بنيادين مورد بررسى قرار مى‌دهيم .

1- سيره فردى

1-1- اصل ساده زيستي:
رهبرى و مديريت نظام اسلامى در مصرف امکانات مسئوليت سنگينى دارد نوع مصرف او از امکاناتى که دراختيار دارد اولين شاخصه نظام اسلامى است ومحکى روشن دراينکه ببينيم چه ميزان درمسير آرمان‌هاى اسلامى حرکت مى‌کنيم و چقدر با مشکل مواجهيم زيرا مديريت وحتى وابستگان نزديک آن از الگودهى شديدى براى نيروها برخوردارند .(7) منطق عملى پيامبر (ص) چنين بود ساده و بى‌پيرايه ، مردمى ومانند مردم ضعيف وبه دور از تجملات ، اتلاف‌ها و رفت و آمدهاى ظاهرى وتشريفات. سير‌ه‌نويسان درباره ايشان گفته‌اند: کان رسول الله (ص) خفيف الموونه وکثير المعونه (8) در عين اينکه در زندگى کم خرج بودند ولى پرکار بودند و داراى حياتى پربرکت بودند. طبيعى است که ميان خفيف‌الموونه بودن وکثيرالمعونه بودن رابطه‌اى تنگاتنگ بر قرار باشد انسان عافيت طلب وکاخ نشين نمى‌تواند کثيرالموونه باشد.
شاگرد اول کلاس سيره نبوى اميرالمومنين (ع) مى‌فرمايند: خداى تعالى بر پيشوايان حق واجب فرموده که خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندى و تنگدستى او را پريشان ونگران نسازند.
2-1- اصل حفظ حدودالله:
پيامبر اکرم(ص) حافظ حدود بودند زيرا حافظ دين واسلام بودند و اسلام به تمام حد ومرز است.آنچه که در حيات پيامبر اکرم (ص) به‌عنوان يک اصل مطلق در تمام امور وکليه مراحل مى‌توان مشاهده کرد اصل حفظ حدود ومرزهاى الهى است. رعايت اين اصل نه تنها در برخورد با مومنان و مسلمانان لازم است بلکه در برخورد با کافران ومشرکان وحتى دشمنان حربى نيز لازم است موضوع مهم در اين بحث تصلب و سختکوش در حفظ حدود و اجراى آن است خداوند انسان‌هاى مومن را دعوت مى‌کند به تصلب در حفظ واجراى حدود و اينکه در اين وادى جاى تساهل ، تسامح ورفق ومدارا نيست : محمد رسول‌الله والذين معه اشداء على الکفار رحماء بينهم (فتح 29)
در پايان اين اصل جا دارد که اين نصيحت اميرالمومنين را آويزه گوش خود کنيم که : اوحفطتم حدودالله سبحانه لجعل کم من فضله الموعود يعنى اگر حافظ حدود خداى سبحان باشيد او دراعطاى فضل وعده داده شده،‌به شما تعجيل خواهد کرد.(10)


2- سيره اجتماعى

2-1- اصل عدالت اجتماعى
قيام آن حضرت قيام براى برپايى قسط وعدالت بود وچنان قيام کرد که اميرالمومنين شاگر بى‌همتاى کلاس درسش در وصف استاد يگانه‌اش چنين فرموده است: دين حق را به حق آشکار کرد از نادرستى‌ها وباطل‌هايى که سروصدا به راه انداخته بود جلوگيرى کرد و صولت گمراهى‌ها را در هم شکست همانطور که باتمام قدرت سنگينى بار رسالت را تحمل کرد و به فرمان خدا قيام نمود و به سرعت در راه رضا وخشنودى او گام برداشت وحتى يک قدم هم عقب‌گرد نکرد. اراده محکمش ،سست نگشت و در قبول و پذيرش وحى نيرومند بود پيمان رسالت را حافظ ونگهدار بود ‌آن چنان در اجراى فرمان خداوند کوشش کرد که شعله فروزان حق راآشکار و راه براى جاهلان روشن ساخت و دل‌هايى که در فتنه وگناه فرو رفته بودند به واسطه او هدايت شدند. پرچم‌هاى حق را بر افراشت واحکام زنده اسلام را برپا کرد.(11)
در نظر پيشواى عدالت پيشگان ،ملاک سياست، عدل است و رياستى مانند عدل در سياست نيست و عامل بقاى حکومت و سلامت آ‌ن عدالت است زيرا هيچ چيزى چون عدالت موجب عمران و ‌آبادى سرزمين‌ها نمى‌شودکه همين آبادانى و رضايت توده‌ها بهترين عامل بقاى حکومت‌ها و حفاظت آن از آسيب‌ها و آفت‌هاست.
2-2- اصل اهتمام به امور مستضعفان :
پيامبر اکرم (ص) رحمه للعالمين است او رحمت واسعه‌اى است براى همه و رحمت خاصه‌اى است براى مستضعفان صالح به بيان امام امت (رض) اسلام براى همه است اسلام از توده پيدا شده است و براى توده‌ کار مى‌کند اسلام از طبقه بالا پيدا نشده است . پيغمبر اکرم از همين جمعيت پايين بود از بين جمعيت پا شد و قيام کرد . اصحاب او از همين مردم پايين بودند ازاين طبقه سوم بودند آن طبقه بالا مخالفين پيغمبر اکرم بودند پيامبر اکرم از همين توده پيدا شده است و براى همين جمعيت، همين ملت قيام کرده است به نفع همين ملت احکام آمده است.(12)
خاتم پيامبران الهى خود را ازمسکينان ومستضعفان مى‌دانست وهرگز از اين شان وروحيه دور نگشت محبوب‌ترين نام‌ها براى آن حضرت آن بود که وى را مسکين بنامند. وى خود را از آنان و براى آنان مى‌دانست. مستضعفان صالح گرامى‌ترين انسان‌ها نزد رسول خدا(ص) بودند. آن حضرت به محرومان عشق مى‌‌ورزيدند و آنان را بزرگ وعزيز مى‌داشتند و به اميرالمومنين (ع) سفارش مى‌کرد که يا علي! ان الله جعل الفقرامانه عند خلقه(13)
نبى اکرم(ص) نه تنها خود را ملزم به رسيدگى به حال مستضعفين و مساکين مى‌دانست که تمام هم او برهم سطح کردن زندگى خويش با آنها بود و خود را در آنها مى‌دانست پس ازنزول آيه واصبرنفسک مع الذين يدعون ربهم بالغداوه والعشى يريدون وجهه و لا تعد عيناک منهم تريد زينه الحياه الدنيا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه و کاناره قروطا (کهف 28)
که آن حضرت چنين دعا فرمودند: اللهم احينى مسکينا وامتنى مسکينا واحشرنى فى زهره المساکين يعنى پروردگارا مرا مسکين زنده بدار و مسکين بميران ودر روز قيامت مرا در زمره مساکين محشور فرما.
3-2- اصل مقابله با مستکبران
کسانى که طرفدار عدالت هستند درمقابل زورگويان و زياده طلبان و متجاوزان به حقوق انسان‌ها بايد خود را به قدرت مجهز کنند. لذا ما شاهد آنيم که از روزى که نظام اسلامى بوجود ‌آمد- يعنى اسلام مجهز به قدرت يک ملت بزرگ وامکانات يک کشور ودولت بزرگ شد- دشمنان اسلام حرکت اسلام راجدى گرفتند و علاقه‌مندان و طرفداران اسلام هم در اطراف واکناف عالم اميدوار شدند. بسيارى ازپيغمبران در ميدان مبارزه وجهاد مقدس و قتال قدم گذاشتند؛ و کاين من نبى قاتل معه ربيون کثيرا (آل عمران ، 146)
کسانى که خيال مى‌کنند اسلام بايد برود و در گوشه‌اى بنشيند و مردان اسلام ودين فقط زبان نصيحت را به کار گيرند اينها دانسته يا ندانسته همان چيزى را مى‌گويند که مراکز قدرت جهانى آن را مى‌خواهندو آرزو مى‌کنند . مراکز قدرت استکبارى از اينکه رهبران اسلامى در هر گوشه‌اى از دنيا بنشينند وگاهى پيامى ‌بدهند ويک کلمه حرفى بزنند - همچنان که رهبران مسيحى در هر قضيه‌اى پيامى مى‌دهند نصيحتى مى‌کنند و جمله‌اى مى‌گويند - هيچ ترسى ندارند مى‌دانند اين خطرى براى آ‌نها نيست. رسول مکرم اسلام(ص) در سه بعد نبرد کرده است. بعدعقيدتي، بعد سياسى و بعد نظامى در اين سه بعد با سه جريان در جهاد بوده‌اند يعنى با شرک، کفر ونفاق . همه دوران رسالت آن حضرت به مبارزه بااينان گذشته است به‌طورى که بنابر بعضى اقوال، رسول خدا(ص) در دوران رسالت خويش مدتى پس از اذن قتال حدودصدجنگ را براى مقابله با مستکبران تدارک ديدند. يعنى تقريبا به‌طور متوسط در هر ماه يک جنگ تدارک ديده شده است.
منطق قرآن بيانگر آن است که دين حق و آئين يگانه پرستى جز با دفاع ومقابله با مستکبران وجلوگيرى از تاثير عوامل فساد ، باقى وپابرجا نمى‌ماند.
در قرآن کريم در مقام دعوت به جهاد چنين آمده است: يا ايها الذين امنوا استجيبوالله و للرسول ازادعاکم لما يحييکم (انفال 124 )دراينجا جنگ وجهاد چه به‌عنوان دفاع از مسلمانان يااساس اسلام باشد وچه به‌عنوان جهادوجنگ ابتدايى زنده کننده وموجب حيات اجتماع انسانى دانسته است زيرا شرک به خدا موجب هلاکت انسانيت و مرگ فطرت است چه اينکه انسانيت انسان به خداپرستى و اقتضاى فطرتش - يعنى توحيد است و با پشت کردن به آن به انسانيت و فطرت خويش پشت مى‌کند بنابراين مبارزه با شرک و مقابله با مستکبران ودفاع از حق فطرى انسانى به منزله بازگرداندن حيات انسانى وبازگشت دادن روح به قالب اجتماع وزنده کردن آن است با همين نگرش است که همه خيرونيکويى در سايه مبارزه ، جنگ ومقابله با مستکبران به دست مى‌آيد. چنانکه امام صادق (ع) از رسول خدا(ص) نقل فرموده‌اند:الخير کله فى السيف و تحت ظل السيف ولا يقيم الناس الاالسيف و السيوف متعاليه الجنه و النار يعنى همه خيرها در شمشير و در سايه آن است و مردم قيام نمى‌کنند مگر به واسطه شمشير و شمشيرها کليد بهشت وجهنم هستند.


3-سيره مديريتى

1-3- اصل عدم احتجاب
رسول گرامى اسلام (ص) پرهيز داشت که ميان وى و مردم حاجبى وجود داشته باشد وچيزى مانع ارتباط مستقيم آن حضرت ومردم باشد به‌طورى که سخن ايشان را نشنود و دردشان را نکشد و مشکلات را براى وى طرح نکنند .رسول خدا (ص) درعين پيوند و نزديکى با مردم اعمال مديريت مى‌کرد. نقل شده است که مردى در برخورد با پيامبر (ص) دستپاچه شد پس آن حضرت او را مخاطب قرار داد وگفت: راحت باش من که پادشاه نيستم ؛ من فرزند همان زنى هستم که گوشت خشکيده مى‌خورد. آن حضرت با همه افراد جامعه نشست وبرخاست مى‌‌کرد و با فقرا هم‌قدم مى‌شد ودعوت همگان را اجابت مى‌نمود. به عيادت بيماران مى‌رفت و در تشييع مردگان شرکت مى‌جست و بدون محافظ ميان دشمنان مى‌رفت و درعين نزديکى به مردم آ‌نان را به خوبى اداره مى‌کرد. با آنکه زمامدار ايشان بود سخت مورد علاقه و محبت مردم قرار مى‌گرفت در همه سختى‌ها با آنان بود و دوست نداشت امتيازى برايشان داشته باشد .
2-3- اصل جلوگيرى از سوء استفاده‌هاى اطرافيان
پيامبر اکرم (ص) در تمام دوران رسالت خود به هيچ عنوان به کسى از اطرافيان و وابستگانش اجازه نداد به سبب نزديکى با آ‌ن حضرت وخويشاوندى با وى گامى در جهت سوء استفاده بردارند يا ازامتيازى برخوردار شوند از امام صادق (ع) روايت شده است که وقتى آيه زکات نازل شد از آنجا که يکى از مصارف زکات عاملين عليهما - يعنى کارکنانى که براى جمع‌آورى آن کار مى‌کنند - است. عده‌اى از بنى‌هاشم نزد پيامبر (ص) آمدند و از آن حضرت تقاضا کردند که به سبب خويشاوندى جمع‌آورى زکات را به آنان واگذار کند و درنتيجه سهمى از زکات از آن ايشان باشد. رسول‌ خدا(ص) به آنان فرمود: صدقه وزکات بر من و بنى‌هاشم حرام است. حضرت فرمود: من کسى را بر شما ترجيح نمى‌دهم پس بدان چه خدا و رسولش براى شما بدان رضايت داده‌اند راضى باشيد. آنان نيز اظهار رضايت کردند ورفتند(16) رسول خدا(ص) تاکيد داشتند که خويشاوندان دريابند که آن حضرت خيرخواه و دوستدار ايشان است و اينکه به آنان اجازه نمى‌دهد به واسطه خويشاوندى و نزديکى با آ‌ن حضرت از امکانات ويژه‌اى برخوردار شودصلاح ايشان است. ايشان تاکيد داشتند که اطرافيان دريابند که هرکس در گرواعمال خود است وکسى به سبب خويشاوندى با آن حضرت بدون عمل صالح رستگار نخواهد شد.
وقتى که در جنگ بنى‌قريظه مردهاى آنرا گرفتند وخائن‌هايشان را به قتل رساندند وبقيه را اسيرکردند و اموال وثروت بنى‌قريظه راآوردند چند نفر از امهات مومنين - که يکى همان جناب ام‌المومنين زينب بنت حجش است ،يکى ام‌المومنين عايشه است،‌يکى ام‌المومنين حفصه است- به پيامبر (ص) عرض کردند که يا رسول‌الله! اين همه طلا واين همه ثروت از يهود آمد يک مقدار هم به ما بده اما پيامبر اکرم(ص) با اينکه زن‌ها مورد علاقه‌اش بودند و به آنها محبت داشت - ولى حاضر نشد به خواسته آنها عمل کند- بعد که زياد اصرار کردند پيامبر (ص) نسبت به آنها حالت کناره‌گيرى به خود گرفت يک ماه از زنان خودش دورى کرد که ازاو چنان توقعى کردند بعد آيات شريفه سوره احزاب نازل شد : يا نساءالنبى لستن کاحد من النساء (احزاب 32) يا ايها النبى قل لازواجک ان کنتن تردن الحيوه الدنيا وزينتها فتعالين امتعکن واسرحکن سراحا جميلا و ان کنتن تردن الله ورسوله والدار الاخره فان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظيما(احزاب 29،28) پيامبر (ص) فرمود: اگر مى‌خواهيد با من زندگى کنيد ،زندگى زاهدانه است و تخطى از قانون ممکن نيست (23/2/79)


منابع :

1- بيانات رهبر معظم انقلاب‌اسلامى در خطبه‌هاى نمازجمعه تهران 28/2/80
2- نهج‌البلاغه ،خطبه 160
3- همان، خطبه 116
4- ر.ک ماخذ 2
5، 6- همان
7 - اصول مديريت اسلامى والگوهاى آن ، ولى الله فقى‌پور ،ص 123
8- ارشاد انقلاب ،ص 115
9- نهج‌البلاغه ، کلام 209
10- غررالحکم، ج 2، ص 144
11- نهج‌البلاغه ،خطبه 72
12- در جستجوى راه امام از کلام امام ،دفتر اول ،ص 14
13- الکافى ، ج 2، ص 260
14- بحارالانوار ، ج 2،ص 46و17
15- الکافي، ج 5، ص 2
16- الکافى - ج 5، ص


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:40 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
نويسنده:حسن عرفان
منبع:مجله ديدار آشنا

اشاره

در شماره گذشته در بحث از قلمرو های گوناگون حیات پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله به صفت شرح صدر پرداختیم و گفتیم که شرح صدر در ظرفیت های متفاوت تجلی می کند . آن نوشته با بحث از « ظرفیت اسرار » پایان گرفت و اینک ادامه سخن :
جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالقائم شوشتری نگاشته اند : برای اولین بار در مشهد مقدس خدمت آیت الله حاج سید محمود مجتهد سیستانی بودم . در مقابل ایشان کتابی بود به نام « دو چوب و یک سنگ » با اشاره به کتاب فرمودند : صاحب این کتاب از عرفای محترم گیلان بوده است و در رحیم آباد رشت می زیسته ، شاگردش مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی بوده و اسم اعظم را نیز می دانسته است .
در همسایگی ایشان بیوه زنی فقیر زندگی می کرده است که قوت غالب او و بچه هایش از شیر گاوش تأمین می شده . روزی آن عارف از منزل بیرون می آید می بیند زن همسایه و بچه هایش به شدت گریه می کنند . می پرسد چه شده ؟ جواب می دهند که : گاو ما مرد و ما هم از شیرش محروم شدیم و حتی فرصت ذبح کردن آن را نیافتیم و از گوشتش هم بی نصیب ماندیم .ایشان آهسته اسم اعظم را تلاوت می کند و با نوک پا به گاو می زند گاو زنده می شود و بچه ها شادمانی می کنند دو یا سه روز بعد از آن ، استادش ، آیت الله سید موسی زرآبادی که ساکن قزوین بوده است نامه ای برای ایشان می فرستد با این پیام : « تو چرا اسم اعظم را در چنین مورد کوچکی به کار بردی ؟ تو تا یک ماه دیگر می میری . وصیتت را بنویس » 1 این حکایت ، نداشتن ظرفیت در پاس داشت اسرار الهی بود .

ظرفیت ستایش

برخی از انسان ها وقتی ستایش می شوند خود را گم کرده و تصویر نادرستی از خویش پیدا می کنند و غرور پیشه می سازند . از این رو گفته اند : « کسی که تو را بستاید گویا تو را کشته است » 2 در فرهنگ اسلامی نیز یکی از منش های ناروا و نکوهیده ، تملق گویی ، چاپلوسی و ستایشگری های نارواست چنین شیوه هایی بت می سازد و دیکتاتور می پردازد و شخصیت های بادکنکی به وجود می آورد . من به یاد دارم سخن یکی از دانشمندان را که می گفت : کسانی در تاریخ به اوج رسیده اند که کم تر ستایش شده اند .

ظرفیت نکوهش

ایجاد جنبش های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی ، مخالفت ها ، ستیزه جویی ها و نارواگویی های فراوانی را در پی دارد .زورمندان و حافظان قدرت و سنت های جاهلانه با هر نو اندیشی می ستیزند ؛ از این رو شب ستیزان و سپیده آوران باید در برابر اتهام ها ، جسارت ها و حسادت ها ظرفیتی به گستره دریا داشته باشند تا بتوانند فانوس هدایت را بر فراز راه بشر برافروزند ، پرچم پیروزی برافرازند و کشتی سعادت را از بام ناهموار موج ها بر ساحل نشانند .داستان شکوه مند پیامبران و امامان را در تاریخ باز بخوانید . موج های شایعه ، سیل های تهمت ، آتشفشان پرخاش را ببینید و از سوی دیگر کوه استقامت و پایداری را تماشا کنید .
حضرت محمد صلی الله علیه وآله را شاعر نامیدند ( سوره طور ، آیه 30 ) ساحر خواندند ( سوره شعرا ، 153 و 185 ) دیوانه گفتند ( ذاریات ، 52 و 53 ) و دروغ گو پنداشتند ( حج ، 42 ) لیکن ظرفیت عظیم آن حضرت برای تحمل این همه ناروا از شگفتی زا ترین ابعاد شخصیت آن حضرت بود .آنان که زندگی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله را کاویده اند و سر بر آستان حضرت ساییده اند و راه آن بزرگ را پیموده اند تحمل خود را در برابر نکوهش ها بالا برده اند و بیهوده گویان را نرنجانده و خویش را نرنجیده اند .
در حکایت های واقعی آورده اند : عالمی نزد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید شیعیان جهان گلایه کرد که برخی به من پرخاش کرده اند و حرمت شخصیت مرا پاس نداشته اند . ایشان انبوه نامه هایی را به او نشان داد که سرشار از ناسزا بود و نویسندگان نامه ها ، آن مرجع را به هزاران تیر سخن هدف قرار داده بودند . زندگی بزرگ مردان تاریخ دین باوری ، پر است از این تحمل ها .یکی از علمای روزگار ما شیخ محمدحسین زاهد بود که بر روحش سلام باد . یک روز کسی یا ناکسی از درون قطار بر ایشان آب دهن انداخت ، دوستانش خواستند به درون قطار رفته و آن شخص را تنبیه کنند ولی آقا فرمودند : داداشی چیزی نبود ببینید با یک دستمال پاک شد . قرآن کریم می گوید : وقتی با لغو و بیهوده ای برخورد می کنند بزرگوارانه در می گذرند . ( فرقان ، 72 )
و گویند : روزی شخصی حکیم و دانشمند بر مردی مسخره و لاابالی گذر کرد . مرد بی ادب بدون دلیل فیلسوف را به باد دشنام گرفت . رهگذران به حکیم گفتند : چرا جوابش را نمی دهی ؟ گفت : از چون اوچه انتظاری جز این توان داشت ؟ ( از کوزه همان برون تراود که در اوست . ) من از کلاغ بد صورت انتظار نغمات دل انگیز بلبلان و پرندگان خوش صورت ندارم ، جواب ابلهان خاموشی است .

ظرفیت بلاها

تار و پود زندگی دنیا را آفت بلا ها ، دردها ، درگیری ها وکاستی ها می سترد . حضرت علی علیه السلام فرمودند : « دنیا خانه ای است که با بلا ها در هم تنیده است . » 3
مرد زندگی و پیروز عرصه ها کسی است که قهرمانانه بازو در بازوی بلا اندازد و با تیشه ستیز ریشه آن را براندازد . آنان که با یک درد از پا می افتند . با یک درگیری خانه نشین می شوند با یک رنج زبونی پیشه می کنند مرد حوزه های پیشرفت و پویایی نیستند .
حضرت محمد صلی الله علیه و آله را سنگ باران کردند زخمهای ژرف بر بدنشان نشاندند ، دندانشان را شکستند و راه های تغذیه و اقتصاد را بر آن حضرت بستند ولی آن حضرت ، دست از دعوت خود برنداشتند . از راه پایداری بیرون نرفتند و از پا نیفتادند . این ظرفیت بلا و رنج است . این دانشگاه شاگردانی می پرورد چونان زینب کبری که هزاران تیر ستم بر جانش نشست و انبوه خنجر ها نای و توانش را شکست و باز در برابر دژخیم چکمه پوش و خون نوش بنی امیه ( ابن زیاد ) گفت : من جز زیبایی ندیدم . 4

پی نوشت ها :

1. غم عشق ، ص 262 و 263
2. غررالحکم ، حدیث 8330
3. نهج البلاغه ، خطبه 226
4. الخصائص الزینبیه ، ص 287 .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50217 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب