یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
نويسنده:حسن عرفان
منبع:مجله ديدار آشنا

اشاره

در شماره گذشته در بحث از قلمرو های گوناگون حیات پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله به صفت شرح صدر پرداختیم و گفتیم که شرح صدر در ظرفیت های متفاوت تجلی می کند . آن نوشته با بحث از « ظرفیت اسرار » پایان گرفت و اینک ادامه سخن :
جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالقائم شوشتری نگاشته اند : برای اولین بار در مشهد مقدس خدمت آیت الله حاج سید محمود مجتهد سیستانی بودم . در مقابل ایشان کتابی بود به نام « دو چوب و یک سنگ » با اشاره به کتاب فرمودند : صاحب این کتاب از عرفای محترم گیلان بوده است و در رحیم آباد رشت می زیسته ، شاگردش مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی بوده و اسم اعظم را نیز می دانسته است .
در همسایگی ایشان بیوه زنی فقیر زندگی می کرده است که قوت غالب او و بچه هایش از شیر گاوش تأمین می شده . روزی آن عارف از منزل بیرون می آید می بیند زن همسایه و بچه هایش به شدت گریه می کنند . می پرسد چه شده ؟ جواب می دهند که : گاو ما مرد و ما هم از شیرش محروم شدیم و حتی فرصت ذبح کردن آن را نیافتیم و از گوشتش هم بی نصیب ماندیم .ایشان آهسته اسم اعظم را تلاوت می کند و با نوک پا به گاو می زند گاو زنده می شود و بچه ها شادمانی می کنند دو یا سه روز بعد از آن ، استادش ، آیت الله سید موسی زرآبادی که ساکن قزوین بوده است نامه ای برای ایشان می فرستد با این پیام : « تو چرا اسم اعظم را در چنین مورد کوچکی به کار بردی ؟ تو تا یک ماه دیگر می میری . وصیتت را بنویس » 1 این حکایت ، نداشتن ظرفیت در پاس داشت اسرار الهی بود .

ظرفیت ستایش

برخی از انسان ها وقتی ستایش می شوند خود را گم کرده و تصویر نادرستی از خویش پیدا می کنند و غرور پیشه می سازند . از این رو گفته اند : « کسی که تو را بستاید گویا تو را کشته است » 2 در فرهنگ اسلامی نیز یکی از منش های ناروا و نکوهیده ، تملق گویی ، چاپلوسی و ستایشگری های نارواست چنین شیوه هایی بت می سازد و دیکتاتور می پردازد و شخصیت های بادکنکی به وجود می آورد . من به یاد دارم سخن یکی از دانشمندان را که می گفت : کسانی در تاریخ به اوج رسیده اند که کم تر ستایش شده اند .

ظرفیت نکوهش

ایجاد جنبش های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی ، مخالفت ها ، ستیزه جویی ها و نارواگویی های فراوانی را در پی دارد .زورمندان و حافظان قدرت و سنت های جاهلانه با هر نو اندیشی می ستیزند ؛ از این رو شب ستیزان و سپیده آوران باید در برابر اتهام ها ، جسارت ها و حسادت ها ظرفیتی به گستره دریا داشته باشند تا بتوانند فانوس هدایت را بر فراز راه بشر برافروزند ، پرچم پیروزی برافرازند و کشتی سعادت را از بام ناهموار موج ها بر ساحل نشانند .داستان شکوه مند پیامبران و امامان را در تاریخ باز بخوانید . موج های شایعه ، سیل های تهمت ، آتشفشان پرخاش را ببینید و از سوی دیگر کوه استقامت و پایداری را تماشا کنید .
حضرت محمد صلی الله علیه وآله را شاعر نامیدند ( سوره طور ، آیه 30 ) ساحر خواندند ( سوره شعرا ، 153 و 185 ) دیوانه گفتند ( ذاریات ، 52 و 53 ) و دروغ گو پنداشتند ( حج ، 42 ) لیکن ظرفیت عظیم آن حضرت برای تحمل این همه ناروا از شگفتی زا ترین ابعاد شخصیت آن حضرت بود .آنان که زندگی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله را کاویده اند و سر بر آستان حضرت ساییده اند و راه آن بزرگ را پیموده اند تحمل خود را در برابر نکوهش ها بالا برده اند و بیهوده گویان را نرنجانده و خویش را نرنجیده اند .
در حکایت های واقعی آورده اند : عالمی نزد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید شیعیان جهان گلایه کرد که برخی به من پرخاش کرده اند و حرمت شخصیت مرا پاس نداشته اند . ایشان انبوه نامه هایی را به او نشان داد که سرشار از ناسزا بود و نویسندگان نامه ها ، آن مرجع را به هزاران تیر سخن هدف قرار داده بودند . زندگی بزرگ مردان تاریخ دین باوری ، پر است از این تحمل ها .یکی از علمای روزگار ما شیخ محمدحسین زاهد بود که بر روحش سلام باد . یک روز کسی یا ناکسی از درون قطار بر ایشان آب دهن انداخت ، دوستانش خواستند به درون قطار رفته و آن شخص را تنبیه کنند ولی آقا فرمودند : داداشی چیزی نبود ببینید با یک دستمال پاک شد . قرآن کریم می گوید : وقتی با لغو و بیهوده ای برخورد می کنند بزرگوارانه در می گذرند . ( فرقان ، 72 )
و گویند : روزی شخصی حکیم و دانشمند بر مردی مسخره و لاابالی گذر کرد . مرد بی ادب بدون دلیل فیلسوف را به باد دشنام گرفت . رهگذران به حکیم گفتند : چرا جوابش را نمی دهی ؟ گفت : از چون اوچه انتظاری جز این توان داشت ؟ ( از کوزه همان برون تراود که در اوست . ) من از کلاغ بد صورت انتظار نغمات دل انگیز بلبلان و پرندگان خوش صورت ندارم ، جواب ابلهان خاموشی است .

ظرفیت بلاها

تار و پود زندگی دنیا را آفت بلا ها ، دردها ، درگیری ها وکاستی ها می سترد . حضرت علی علیه السلام فرمودند : « دنیا خانه ای است که با بلا ها در هم تنیده است . » 3
مرد زندگی و پیروز عرصه ها کسی است که قهرمانانه بازو در بازوی بلا اندازد و با تیشه ستیز ریشه آن را براندازد . آنان که با یک درد از پا می افتند . با یک درگیری خانه نشین می شوند با یک رنج زبونی پیشه می کنند مرد حوزه های پیشرفت و پویایی نیستند .
حضرت محمد صلی الله علیه و آله را سنگ باران کردند زخمهای ژرف بر بدنشان نشاندند ، دندانشان را شکستند و راه های تغذیه و اقتصاد را بر آن حضرت بستند ولی آن حضرت ، دست از دعوت خود برنداشتند . از راه پایداری بیرون نرفتند و از پا نیفتادند . این ظرفیت بلا و رنج است . این دانشگاه شاگردانی می پرورد چونان زینب کبری که هزاران تیر ستم بر جانش نشست و انبوه خنجر ها نای و توانش را شکست و باز در برابر دژخیم چکمه پوش و خون نوش بنی امیه ( ابن زیاد ) گفت : من جز زیبایی ندیدم . 4

پی نوشت ها :

1. غم عشق ، ص 262 و 263
2. غررالحکم ، حدیث 8330
3. نهج البلاغه ، خطبه 226
4. الخصائص الزینبیه ، ص 287 .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
نهضت حقوقي پيامبر(ص)  فصلي جديد در زندگي زنان
نهضت حقوقي پيامبر(ص) فصلي جديد در زندگي زنان
نويسنده:حامد گيلاني
منبع:روزنامه قدس
گذار از زندگي جاهلي و ورود به عصر علم، با بعثت نبي مكرم(ص)، اتفاق افتاد. آنچه به عنوان عصر جاهليت در تاريخ از آن ياد شده، تنها به بخش خاصي از زندگي اعراب و بشر آن روز برنمي گشت، در اين ميان، زنان از محروميتها و كاستيهاي بي اندازه اي در زندگي نسبت به ديگران برخوردار بودند . ظهور اسلام و آغاز تغييرات فرهنگي در جهان آن روز، اولين بارقه اميد را در بهبود وضعيت زندگي زنان رقم زد و زن ديگر تنها براي رفع نيازهاي مرد به شمار نمي آمد. آنچه اسلام براي زن به ارمغان آورد، مقامي الهي و شأني والا بود. هديه اي كه واسطه آن پيامبر خدا(ص) بود ... فريبا علاسوند، محقق، پژوهشگر و كارشناس مسايل زنان و عضو مركز مطالعات و تحقيقات زنان حوزه علميه قم در گفت و گو با قدس، به بررسي تغييرات زندگي زنان پس از ظهور اسلام و توسط پيامبر(ص) پرداخته است كه در آستانه ميلاد ايشان تقديم مي گردد.

با نگاه به برنامه الهي و پيامبري حضرت رسول اكرم(ص) مي توان دريافت كه زنان، جايگاه بخصوصي را در اين برنامه به خود اختصاص داده اند. اگر مايليد، بحثمان را با تبيين اين جايگاه آغاز كنيم ...

از نحوه رفتار و منش پيامبر(ص) قبل از رسالت مي توان نگرش متفاوت ايشان را در مورد زنان نسبت به مردم عصرشان به خوبي دريافت. ازدواج حضرت خديجه(س) با ايشان، نمود اين نگرش است. پيامبر خدا(ص) در آن محيط اجتماعي كه زن بارگي و ظاهر پسندي، نشان دهنده لعبت بودن زن بود، زني را به همسري برگزيد كه داراي خصايص و كمالات معنوي منحصر به فردي بود. خديجه كبري(س)، زني اديب از خانداني پاك و موحد بود، كه منزلش همواره محل تجمع سخنرانان و ادباي آن روزگار بود. دختر كشي كه رسم منحوس آن زمان بود. ابداً در تفكر پيامبر(ص) جايگاهي نداشت. رفتار مهربانانه و احترام آميز او با همسر و دخترانش، اعتنا كردن به خديجه به عنوان همراه زندگي و هميار ايماني اش، واقعاً ستودني است. تاريخ، مراسم عبادت پيامبر(ص) را با علي(ع) و خديجه (س) در كنار كعبه، بارها نقل كرده است. پس از رسالت نيز مي توان گفت كه پيامبر(ص) نهضتي را در دفاع از زنان شروع كردند كه هم صبغه فرهنگي داشت و هم صبغه حقوقي.خداوند متعال در سوره "تكوير" به عنوان يكي از سوره هاي مكي كه مربوط به زمانهاي آغازين بعثت است، مسؤوليت در مقابل دختران و زندگي آنان را گوشزد كرده و مردم را متوجه عواقب خطرناك اخروي دختركشي مي كند.منشور مسلماني رسول خدا(ص) كه آخرين سخنراني عمومي حضرت در مدينه بود نيز حاوي سفارشهاي فراواني در مراعات حقوق زنان است.

راهبردها و اهداف اين نهضت كه در دفاع از حقوق و شخصيت زنان شكل گرفته بود، چگونه تعريف مي شود؟

اصولاً نهضت دفاعي پيامبر(ص) از زنان، نهضتي منسجم بود. يعني در تمام ابعاد لازم صورت گرفت. زنان قبل از هر چيز با فرهنگ رايج آن دوره مشكل داشتند كه به شدت براي آنان تحقيرآميز بود.زنان در اين تحقير به دنيا مي آمدند و بزرگ مي شدند. قرآن از اين واقعيت با مضامين مختلفي پرده برداشته و مي فرمايد: "ورود دختران به فرهنگ جاهلي و دنياي آن روز، دنيايي از خشم و نفرت و روسياهي را براي مردان به بار مي آورد." آنان در اين نفرت و خشم اگر زنده مي ماندند، رشد مي كردند با حداقل حيات، و حداكثر دامنه حضور و مفيد بودن آنان هم براي اجتماع، تسهيل زندگي براي مردان و از بين بردن شهوت آنان بود. طبيعي بود كه تغيير در چنين فرهنگي، بايد در تمام ابعاد آن صورت گيرد. اولين گام، اجراي سنت الهي بود كه تنها واسطه نسل نبي اكرم(ص) را دختري قرار داد كه پاكترين بندگان خدا از دامان او پيدا شدند. مردم پيوسته شاهد تكريم بي حد رسول خدا(ص)، به فاطمه زهرا(س) بودند. فقط كسي مي تواند تأثير اين رفتار را بفهمد كه آن را با رفتار خشونت بار مردان روزگار پيامبر(ص) با زنان و دخترانشان در ترازو قرار داده و مقايسه كند. مردم به اخلاق پيامبر(ص) توجه داشتند و مايل بودند كه از وي پيروي كنند. پيامبر(ص) براي تغيير رفتار اخلاق مردم با زنان، ادبياتي ايجاد كرد كه در آن، زنان و دختران به عنوان نعمت و محبوب معرفي مي شدند كه آزار و كتك زدن آنان، كاري است كه از انسانهاي فرومايه سر مي زند. پيامبر(ص) مرداني را مي ستود كه در انفاق و اقتصاد منزل بر زنان سخت نمي گيرند و براي راحتي و آسايش آنان مانند مجاهدان در راه خدا، تلاش مي كنند. سعي مي كنند خود را در مواردي كه مانعي ندارد، با زنان و خانواده شان هماهنگ كنند و مطابق ميل آنان غذا بخورند.

در بعد حقوقي، چه تغييراتي نسبت به مبحث زنان در عصر پيامبر(ص) ايجاد گرديد؟

اين تغييرات بسيار مهم و چشمگير بود، به گونه اي كه مي توان از آن به عنوان باز كردن و گشودن فصلي جديد در زندگي زنان ياد كرد. اين تغييرات با ارايه يك سري برنامه هاي حقوقي كه تا آن زمان در هيچ كجاي دنيا سابقه نداشت، محقق گرديد. پيامبر(ص) در مرحله اول، با تحولي كه در تعريف انسان شناختي زن ايجاد كرد، بر تفكرات باطل آن زمان خط بطلان كشيد. قرآن، به عنوان بزرگترين معجزه رسول ا...(ص)، زنان را در آفرينش نسبت به مردان، از يك حقيقت و نفس دانست. در چنين شرايطي كه پيامبر(ص) فراهم كرد، طبعاً بايد زنان هم از حقوق انساني برخوردار باشند.

اين برنامه حقوقي چه خصايصي داشت؟ عده اي گمان مي كنند كه در برنامه پيامبر(ص) هم زنان تحت سيطره مردان قرار دارند و تكاليف آنان به مراتب از تكاليف مردان بيشتر است ...

اين برنامه حقوقي البته شاخصهايي دارد كه يك سري معيارهاي كلي بر آن حاكم است. در اين برنامه حقوقي، مزد زن و حقوق او در خانواده، هر دو ملاحظه شده است. شعار قرآن در اين باره اين است: "زنان حقوقي دارند كه با تكاليف آنها مماثل است. " اين مماثلت، طبعاً مثليت و مماثلت حقيقي نيست. چون جنس حقوق با جنس تكاليف مختلف است. بلكه مراد اين است كه در رعايت جانب زنان، كه در تلقي اجتماعي آن روزگار همواره موجوداتي وظيفه مند به شمار مي آمدند؛ حقوقي قرار داده ايم، همان طور كه تكاليفي دارند، حقوق هم دارند؛ يعني نقطه ثقل شعار فوق، حقوق است. اين حرف جديد را خداوند در آيه مزبور تأكيد مي كند. پيامبر(ص) مي كوشيد به زنان در جامعه آن روز تشخص ببخشد و آنان را مؤثر قرار دهد. مثلاً زنان حق داشتند در تعيين سرنوشت خود دخالت داشته باشند، مي توانستند در تعيين مسير تاريخ اسلام و انسان نقش اساسي ايفا كنند براي همين است كه در بيعتها و هجرتها، زنان هم حضور دارند و ديده مي شوند.
پيامبر (ص) زنان را به بيعت فرا مي خواندند. آنان در اين حركتهاي مهم، در حاشيه نبودند. از سوي ديگر، زنان توانمند نيز زمينه فعاليتشان بيشتر بود.زنان حق دارند از مزاياي احكام اجتماعي پيامبر (ص) برخوردار شوند؛ لذا شخص اوست كه مسجد و محل منبر و در ورودي را طوري طراحي مي كند كه زنان بتوانند پس از نمازجمعه و جماعت، زودتر از مسجد خارج شوند و به خانه و فرزندان برسند. يعني رسول ا... (ص) به عنوان حاكم جامعه، زنان را مي بيند و براي رفع تناقض بين فعاليتهاي خانوادگي و اجتماعي زنان (متناسب با فضا و شرايط آن روز) اموري را طراحي و برنامه ريزي مي كند.

به موضوع خوبي اشاره كرديد. مسأله نقش زنان در عرصه اجتماع، يكي از مسايل مهم امروز ماست. طبعاً دو نگرش نسبت به اين مسأله وجود دارد. يك نگرش آن است كه زنان را شتاب آلود به اجتماع فرا مي خواند و نگرش ديگر اينكه بهترين مكان را براي زنان، خانه و بهترين فعاليت را خانه داري مي داند. از نظر شما، كدام يك از اين دو را مي توان به رسول خدا (ص) نسبت داد؟

هيچ كدام! در واقع راه سومي در كار است. به نظر بنده، به هيچ وجه نمي شود بين آنچه در عرف جامعه به عنوان وظايف و مسؤوليتهاي خانگي زنان وجود دارد و فعاليتهاي اجتماعي آنان، جمع كرد. اشتباه نشود. نمي خواهم بگويم كه ما فقط يك انتخاب داريم: يا خانه يا اجتماع! بلكه تفكر موجود را عرض مي كنم كه متأسفانه عرفي درباره وظايف زنان وجود دارد كه به اين غلظت در تفكر ديني ريشه ندارد.همچنانكه انديشه هايي راجع به حضور زن در اجتماع وجود دارد كه از يك الگوي اشباع شده ليبرالي تبعيت مي كند كه آن هم صحيح نبوده و مورد تأييد دين نيست. در خاستگاه آن انديشه كه زن، ديوانه وار وارد اجتماع شود، زناني كه پايبند خانواده اند، دچار مشقت فراوان و مشكلات مضاعف هستند؛ يعني از زنان سنتي هم مشكلاتي به مراتب بيشتر دارند. طبق تعاليم
نبي اكرم (ص)، زنان يك وظيفه مهم و غيرقابل انعطاف دارند كه همسري است. دستورات دين راجع به زناشويي و تمكين زنان، وجهه حقوقي دارد.در كنار آن، قرآن زنان شايسته را به زنان محترم و مطيعي توصيف مي كند كه خود را با "قنوت" و تواضع در قبال همسران، آراسته اند. تواضع و قنوت و فرمانبرداري از حق، براي همه زنان و مردان، يك تكليف انساني است ولي در محدوده خانواده اين يك دستورالعمل است كه براي زنان تشديد شده و صبغه اخلاقي دارد. زنان صرف نظر از وظيفه همسرداري وظيفه ديگري هم دارند كه طبيعت بر دوش آنان نهاده و آن، وظيفه مادري است. مادري نيز نقشي غيرقابل واگذاري است؛ يعني هيچ كس به اندازه مادر يك فرزند، براي آن فرزند نمي تواند مادري كند. مادر به نظر من، واسطه انتقال فرهنگ است كه با روش گفتاري خلاق خود و با تماس مداوم خويش مي تواند قولاً و عملاً درستي ها و هنجارها را به نسل فردا منتقل كند. خانه داري البته جزو وظايف زن نيست، ولي در قاموس دين، زن در وهله اول در خانه داري خود با خداوند طرف است نه همسر. خداوند براي زحمات زن در خانه داري، اجري بي پايان قرار داده است و البته كار منزل قابل واگذاري (در صورت داشتن توان مالي)، قابل ارزيابي اقتصادي و قابل مشاركت است. بنابراين، اگر بشود كار خانگي زنان با روشهاي ديني از جمله مشاركت و همياري اعضاي خانواده سبك شود، بسياري از زنان مي توانند به فعاليتهاي اجتماعي بپردازند.
در روايت دارد كه روزي رسول خدا (ص) وارد خانه فاطمه زهرا (س) شدند و مشاهده فرمودند كه فاطمه (س) مشغول پختن نان است و علي (ع) هم عدس پاك مي كند. حضرت، علي (ع) را ستودند و تشويق كرده و فرمودند: "علي جان! اگر مردي در كار خانه ساعتي به همسرش كمك كند، خداوند ثواب نماز و روزه و حج و تلاوت قرآن را به او عطا مي كند."

با وجود همه اين توضيحات، آيا به صراحت مي توان گفت و پذيرفت كه رسول خدا (ص)، براي فعاليتهاي اجتماعي زنان هم ارزش قايل بودند؟

به طور كلي، در اسلام، توجه به اجتماع و احساس مسؤوليت در مقابل آن، يك ارزش است. اگر فعاليت اجتماعي بر محور انجام وظيفه و به عنوان راهي براي تقرب به خداوند باشد، گاهي براي زنان واجب و گاهي مستحب است. حضور زنان در مقاطع حساس اسلام نظير بيعت، هجرت، شركت در جنگها براي امداد و پرستاري و از آن قبيل بود. حضور آنان براي شركت در عبادات، بخصوص آنجا كه به شوكت و ابهت اسلام مي افزود، همواره در سنت نبي اكرم (ص) و ائمه اهل بيت (ع) ستوده مي شد. به عنوان مثال، اسماء مي گويد: زماني كه عده اي از زنان از رفتار ناصحيح عده اي جوان شكايت كردند كه موقع خروج زنان از منزل براي شركت در نماز جماعت مغرب و يا عشاء مزاحم آنها مي شوند، بر پيامبر(ص) آيه جلباب نازل شد. يعني اين حضور را با تعيين ضابطه اي ، قانونمند و ايمن تر كردند و به زنان نفرمودند كه اصلاً در نماز شركت نكنيد تا صورت مسأله پاك شود. با اين آيه، پيامبر(ص) فرمودند كه شما با برگرفتن حجابي محكمتر و اتخاذ اخلاقي كه عفت آميزتر باشد، مي توانيد از بركات چنان حضوري بهره مند شويد. از سوي ديگر، پيامبر(ص) را مي بينيم كه به مردان گلايه كردند كه زنان شما وسط راهها ايستاده و سخنان بيهوده مي گويند. آنها را از اين خروج منع كنيد. يعني حضوري كه بر تباهي آنان و جامعه مي افزايد، در سنت نبي اكرم(ص) جاي ندارد.در فرهنگ غني اسلام، بانويي كه دانش و آگاهي را رسم خود قرار داده و از اين دانش، محبت به خدا را بهره مي برد، با بالاترين معيار ارزيابي كه در عرف انسانها رايج است، تعبير مي شود.

براي الگوگيري از روش و سيره پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) در خانواده، مايليم اندكي هم از نوع رفتار آن بزرگواران با زنان اهل منزل بشنويم...

به نكته خوبي تصريح كرديد. ما مجموعه اي داريم به نام "سنت".سنت، همان كلمات و افعالي است كه از معصومين (ع) صادر شده است.ما نبايد از افعال معصومين(ع) كه همان سيره عملي آنهاست، غفلت كنيم. پيامبر (ص)، در اجتماع براي زنان احترام قايل بودند، به سؤالهاي آنان جواب مي دادند و برايشان معارف را تبيين مي كردند به تحصيل و سواد همسران خود اعتنا داشتند و از خطاهاي احتمالي آنها در مي گذشتند.ما رابطه معصومانه دو طرفه بين دو همسر را تنها در خانه حضرت امير(ع) مي يابيم. كسي راجع به آن بزرگوار نشنيده كه حرمت همسر و دخترانش را ناديده گرفته باشد. زنان عصر معصومين(ع)، خاطره اي از رفتار آنها كه حاكي از پست انگاري يا تحقير زنان باشد، در ذهن تاريخ ثبت نكرده اند.حال كه سخن از خانواده به ميان آمده، البته تأكيد بر اين مسأله هم خالي از لطف نيست كه در سيره آنان ، زن به عنوان مادر، جايگاهي والا دارد.در سيره آنان و در كنار نكات فوق، زنان نخبه نيز جايگاهي بس والا دارند و دامنه حضور مفيد زنان در عرصه اجتماع، گسترده و مهم است.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
  وظايف سياسي مسلمانان در برابر پيامبر(ص)
وظايف سياسي مسلمانان در برابر پيامبر(ص)
نويسنده:آيةا... سبحاني
منبع:روزنامه قدس
از مسائلي كه قرآن به آن اهميت خاصي داده، وظيفه جامعه اسلامي نسبت به پيامبر(ص) است. پيامبر(ص) را از آن نظر كه وحي الهي را از مقام ربوبي دريافت مي كند، نبي (آگاه از اخبار غيبي) و از آن نظر كه مأمور به ابلاغ پيامي از جانب خدا به مردم است، رسول مي نامند. پيامبر(ص) در اين دو مقام، وظيفه اي جز پيام گيري و پيام رساني ندارد و لذا قرآن درباره او مي فرمايد: «براي رسول وظيفه اي جز ابلاغ نيست و خدا از آنچه كه آشكار مي سازيد و يا پنهان مي داريد، آگاه است».(مائده/99)
اگر قرآن در قلمرو رسالت، براي رسول حق اطاعت قائل مي شود و مي فرمايد: «هيچ رسولي را اعزام نكرديم مگر اين كه به فرمان خدا، از او اطاعت شود»(نساء/64)، مقصود اطاعت طريقي است نه موضوعي؛ يعني به پيامهاي او گوش فرا دهند و به گفته هاي او (مانند انجام نماز و پرداخت زكات) جامه عمل بپوشانند. انجام چنين وظايفي در حقيقت، اطاعت فرمان خداست، نه اطاعت پيامبر(ص)؛ هر چند به صورت ظاهر اطاعت پيامبر(ص) نيز به شمار مي رود و قرآن ماهيت اين نوع اطاعتها را در آيه ديگر به صورت روشن بيان مي كند و مي فرمايد: «هر كس رسول را فرمان برد، خدا را فرمان برده است.»(نساء/80)
بنابراين، در بعضي از موارد كه قرآن براي رسول به عنوان رسالت حق اطاعت قائل شده است، اطاعت حقيقي او نيست، بلكه اطاعت خداست و به گونه اي به او نيز نسبت داده مي شود. از اين جهت، قرآن شخصيت رسول را از «مقام رسالت» چنين ترسيم مي كند:«يادآوري كن تو تذكر دهنده اي، نه مسلط بر آنها» (غاشيه/1-22)
اما در قلمرو اطاعت در حالي كه رسول گرامي يادآور و آموزنده و پيام رساني بيش نيست، گاهي از جانب خدا داراي مقام امامت شده و «مفترض الطاعه» مي گردد كه با توجه به آن، خود شخصاً داراي مقام امر و نهي مي گردد. در اين قلمرو، پيامبر(ص) فقط گزارشگر وحي و پيام رسان الهي نيست، بلكه رئيس دولت اسلامي است كه براي تنظيم امور امت، بايد به نصب و عزل فرماندهان و قاضيان و اعزام سپاه و عقد معاهدات بپردازد. رسول گرامي آنگاه حقيقتاً داراي امر و نهي مي گردد كه از طرف خدا به عنوان زمامدار مسلمانان، قاضي و داور آنان، و مدير كليه شؤون اجتماعي و سياسي و اقتصادي و ديني معرفي گردد. در اين هنگام است كه او علاوه بر اطاعت طريقي، داراي حق اطاعت موضوعي مي گردد كه فرمانبر از دستورات او مايه پاداش و نافرماني موجب كيفر مي گردد.
قرآن روي اطاعت پيامبر(ص) در موارد زيادي تكيه مي كند. مفسران، آيات قرآن در اطاعت از پيامبر را به دو دسته تقسيم مي كند:
الف)گروهي كه بر اطاعت رسول فرمان مي دهند و قرائن گواهي مي دهد كه مقصود از اطاعت او، همان انجام دستورات الهي است كه او تبليغ مي كند، مانند انجام فرايض و دوري از محرمات؛ در اين صورت اطاعت رسول راهي است براي اطاعت خدا و خود رسول در حقيقت، اطاعت و عصياني ندارد.
ب) آياتي كه او را به عنوان «اولي الامر» و فرمانده و قاضي و داور معرفي مي كند و دست او را در تنظيم امور اجتماع باز نهاده و به او حق امر و نهي مي دهد. در چنين مواردي، اطاعت از خود پيامبر(ص) موضوعيت پيدا مي كند و داراي احكام و خصايص مي گردد.
آيات مربوط به بخش نخست به خاطر كثرت، به مجال وسيع تري نياز دارد، مهم آيات مربوط به بخش دوم است كه برخي را يادآور مي شويم:
1- خدا را اطاعت كنيد و رسول و صاحبان فرمان از خود را اطاعت كنيد».(نساء /59)
شكي نيست كه رسول در آيه، خود از افراد «اولي الامر منكم» مي باشد و به خاطر احترام بيشتر از وي، جداگانه از او نام برده شده است. «اولي الامر» زمامداران واقعي جامعه اسلامي هستند كه از جانب خدا به اين مقام نائل شده اند و به خاطر داشتن چنين مقامي، داراي امر و نهي واقعي بوده و براي خود اطاعت و عصياني دارند.
2- «...سوگند به پروردگار تو، مؤمن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلافهاي خود داور قرار دهند آنگاه از داوري تو در دل، احساس ناراحتي نكنند و كاملاً تسليم گردند». (نساء /65)
در اين مورد، رسول خدا به صورت قاضي و داور، تجلي نموده و براي حفظ نظام، داراي مقام امر و نهي خواهد بود و اگر مطاع نباشد و دستورهاي او اجرا نگردد، داوري مختل و هرج مرج بر جامعه حاكم مي گردد.
3- «آنان كه با فرمان پيامبر(ص) مخالفت مي ورزند، از آن بترسند كه فتنه و يا عذاب دردناكي دامنگير آنان گردد». (نور/63)
اين آيه مربوط به مسأله جهاد و حضور در ميدان نبرد است. در اين شرايط، پيامبر(ص) مبلغ احكام نيست، بلكه فرمانده «واجب الطاعه» است كه بايد دستورهاي او مو به مو مورد اجرا قرار گيرد.
4- «مؤمنان واقعي كساني هستند كه به خدا و رسول ايمان دارند و اگر در امر مهمي با او باشند بدون اذن او به جايي نمي روند. آنان كه از تو اذن مي گيرند، كساني هستند كه به خدا و رسول او ايمان آورده اند. در اين صورت هرگاه برخي ازآنان براي كارهاي خود اجازه بگيرند، به آن كس كه بخواهي اذن بده و براي آنان طلب آمرزش كن، خدا بخشاينده و رحيم است». (نور/62)
الزام به اجازه خواستن از پيامبر به هنگام ترك ميدان نبرد و يا به هنگام ترك مجلس كه براي مشورت درباره امر مهمي برگزار شده، نشانه مقام و منصب خطير رسول گرامي(ص) است كه حركات و سكنات افراد بايد زير نظر او صورت پذيرد.
5- «پيامبر(ص) به مؤمنان از خود آنان اولي است». (احزاب/6)
اين نوع اولويت كه در هيچ شريعتي در جهان نظير آن ديده نشده است، از جانب «مالك النفوس» به پيامبر(ص) افاضه شده كه از آن در مصالح جامعه اسلامي بهره بگيرد و افراد به فرمانهاي او گوش فرا دهند و خواست او را بر خواست خود مقدم بدارند.
6- «بر هيچ مرد و زن مؤمن آنگاه كه خدا و پيامبر(ص) او در موردي فرمان دادند هيچ نوع اختياري دركارشان نيست، هر كس كه خدا و رسول او را مخالفت كند، آشكارا گمراه شده است». (احزاب/36)
دادن چنين قدرت و موقعيتي بر پيامبر(ص) نشانه دعوت به حكومت فردي و استبدادي شخص نيست، زيرا اگر پيامبر(ص) خدا يك فرد عادي بود، طبعاً دادن چنين قدرتي به او، جز استبداد و حكومت فرد بر جمع چيز ديگري نبود، در حالي كه او چنين نيست؛ او يك فرد وارسته از هر نوع خودخواهي است كه جز رضاي خدا خواهان چيزي نيست، در رفتار و گفتار خود، به وسيله «روح القدس» تأييد شده و از هر لغزشي مصون مي باشد. در اين صورت امر و فرمان او مظهر فرمان خداست كه از زبان او به مردم ابلاغ مي گردد.
7- «اي افراد با ايمان، بر خدا و رسول او پيشي نگيريد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد خدا شنوا و دانا است». (حجرات /1)
خداوند به خاطر عصمت و مصونيتي كه به پيامبر(ص) اعطا كرده، هر نوع پيشدستي را بر او تحريم مي كند.
8- «بدانيد در ميان شماست پيامبر خدا(ص) اگر در بسياري از امور از شما پيروي كند، شماها به زحمت مي افتيد».(حجرات/7)
دلايل اطاعت پيامبر(ص) بيش از آن است كه در اين جا منعكس گرديد، آنچه مهم است، تعيين حدود اطاعت و قلمرو آن است كه به گونه اي فشرده بيان مي گردد.
پيامبر(ص) علاوه بر مقام تبليغ احكام، رهبر سياسي و مرجع قضايي و فرمانده كل قواست و در اين زمينه ها «نافذ القول» و مطاع مي باشد و ما در هر مورد، نمونه اي را متذكر مي شويم:
الف) اطاعت در قلمرو مسائل سياسي: يكي از مسائل حساس به هنگام جنگ، اخبار جبهه ها و گزارشهاي مربوط به پيروزي و شكست است. تصميم گيري در پخش و عدم پخش اين گونه گزارشها، نياز به تفكر و انديشه، و رعايت مصالح عمومي نياز دارد.
پخش بي موقع خبر پيروزي چه بسا مايه غرور مي گردد، همچنانكه اشاعه خبر شكست موجب تضعيف روحيه ها مي شود، لذا وظيفه مسلمانان جز اين نيست كه اخبار رسيده را در اختيار پيامبر(ص) و صاحبان فرمان از خود بگذارند تا آنان پس از ريشه يابي و تحقيق، ديگر مسلمانان را از حقيقت امر آگاه سازند.
ب) اطاعت در قلمرو مسائل قضايي: اگر پيامبر(ص) يگانه رهبر سياسي است، به حكم آيات ديگر، يگانه مرجع قضايي نيز مي باشد و داوري داوران ديگر به فرمان و نصب او رسميت پيدا مي كند و چنان كه مي فرمايد:«اي افراد با ايمان، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر(ص) خدا و صاحبان فرمان از خود را اطاعت نماييد اگر در چيزي نزاع كرديد آن را به خدا و پيامبر(ص) ارجاع دهيد، اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد، اين براي شما بهتر است و عاقبت و پايان نيكويي دارد».(نساء/59)
اگر اين آيه دستور مي دهد كه مشكلات قضايي را به خدا و رسول او بازگردانيم مقصود از ارجاع به خدا، ارجاع به نماينده اوست. به خاطر همين اصل كه پيامبر(ص) يگانه مرجع قضايي مسلمانان است، خدا گروهي را كه با وجود پيامبر(ص)، به حكام باطل مراجعه مي كردند، سخت نكوهش مي كند و مي فرمايد: «آيا نديدي كساني را كه مدعي ايمان به آنچه بر تو و بر پيشينيان از تو نازل شده است، مي باشند، و مي خواهند مظاهر طغيان (حكام باطل) را به داوري بطلبند و شيطان مي خواهد آنها را شديداً گمراه كند». (نساء/60).
مراجعه به طاغوت، دام شيطاني است كه مي خواهد انسانها را از راه راست (داوري پيامبر(ص) معصوم) به بيراهه ببرد.
اين آيات، پيامبر(ص) را يگانه رهبر سياسي و مرجع قضايي معرفي مي كند و مسلمانان را موظف مي دارد حتماً به او مراجعه كنند و از مراجعه به غير كه همگي مظاهر طاغوت و حكام باطل و خودكامه اند، خودداري نمايند و فرمانهاي او را محترم بشمارند.
ج) اطاعت در قلمرو مسائل نظامي: قرآن پيامبر(ص) را يگانه مرجع نظامي مي داند، به اندازه اي كه جزئي ترين مسائل نظامي بايد با اجازه او صورت پذيرد؛ مانند ترك ميدان جنگ كه بايد به اذن او باشد و اگر اذن او نباشد، بايد حضور خود را در ميدان بر همه چيز مقدم بدارند. چنانكه مي فرمايد: «افراد با ايمان كساني هستند كه به خدا و پيامبر(ص) او ايمان آورده اند آنگاه كه در كاري كه اجتماع در آن لازم است، بدون اجازه او به جايي نمي روند». (نور/62)
اگرپيامبر(ص) در اين آيات، يگانه رهبر و مرجع در امور سياسي و قضايي و نظامي معرفي شده، به خاطر حفظ مصالح جامعه است كه بايد تمام تشكيلات در نقطه اي متمركز شده و مديريتهاي رده هاي گوناگون به مديريت واحد بازگردد و يك فكر و انديشه بر تمام تشكيلات سايه افكند.
به خاطر همين مقام نظامي است كه خدا اجازه نمي دهد (آنگاه كه پيامبر(ص) مردم را به جهاد دعوت مي كند) اهل مدينه و باديه نشينان آنها، از پيامبر(ص) تخلف جويند و براي حفظ جان خود از جان او چشم بپوشند:«هرگز بر اهل مدينه و باديه نشينان اطراف آن روا نيست كه از پيامبر(ص) خدا تخلف جويند و براي حفظ جان خود، از او اعراض نمايند»(توبه/120). اين آيات ايجاب مي كند كه مسلمانان وظيفه دارند در مسائل سياسي، قضايي، نظامي، و... به او مراجعه كنند و از سخنان او تخلف و تخطي ننمايند و در حقيقت قلمرو لزوم اطاعت را روشن مي سازند.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
تمسك به جايگاه بلند رسول ا...(ص)
تمسك به جايگاه بلند رسول ا...(ص)
منبع:روزنامه قدس
اشاره: در پرتو انقلاب اسلامي ايران، موج بيداري اسلام سراسر كشورهاي مسلمان نشين را فرا گرفته و سردمداران غرب را به وحشت انداخته است. شكست ماركسيسم، ناتواني ليبرال دموكراسي در پاسخگويي به نيازهاي انسان امروز، خلا معنويت، خشونت، بحرانهاي اجتماعي و اخلاقي و متزلزل شدن بنيان مدرنيته غربي، عطش نسل امروزي را به معنويت و دين افزون ساخته است.با چنين روندي، آينده از آن دين حق و دين باوران است. طبيعي است، اين روند مرگبار، غرب و صهيونيستهاي حاكم بر آن را به واكنش وادار كند. روزنامه «يولندز پستن» دانماركي به بهانه چهارمين سالروز حادثه 11 سپتامبر، مسابقه اي به نام «برداشت آزاد از دين اسلام و پيامبر(ص)» ترتيب داد و از كاريكاتوريستهاي غربي خواست تا طرحهاي خود را ارسال كنند. دوازده كاريكاتور موهن درباره پيامبر خدا(ص) در اين روزنامه و ساير روزنامه هاي كشورهاي اروپايي از جمله نروژ، سوئد، ايتاليا، اسپانيا و آلمان به چاپ رسيد. آنان در اين حركت تلاش كردند پيامبر والامقام اسلام را تروريست و حامي تروريستها معرفي كنند و كتاب آسماني او را كتابي تروريستي معرفي نمايند.
اما دنياي اسلام در برابر اين اهانت ساكت ننشست، اعتراضهاي مسلمانان و تظاهرات عليه اين اقدام پليد روز به روز در كشورهاي اسلامي اوج گرفت و حتي در كشورهاي اروپايي با واكنش اعتراض آميز مسلمانان و آزادگان اين كشورها مواجه شد.
دشمن در اين توطئه ها به دنبال آن بود كه حرمت رسول خدا(ص) را بشكند، اسلام و مسلمانان را تحقير كند، در دنياي اسلام جنگ فرقه اي و قومي راه بيندازد، از نفوذ روزافزون اسلام و تمدن آن به جهان جلوگيري كند و استقامت قلب جهان اسلام، را در هم بشكند. در چنين شرايطي، رهبر آگاه، موقع شناس و هوشمند انقلاب اسلامي حضرت آيةا... خامنه اي با تدبيري حكيمانه و هدايتگرانه، سال 1385 را سال پيامبر اعظم(ص) نام نهاد و با تبديل تهديد ياد شده از سوي دشمن به فرصت احياي نام پيامبر اعظم(ص)، توطئه و مكر دشمن را خنثي كرد.
آنچه در اين مقاله مي آيد، بررسي زمينه هاي اين نامگذاري در ابعاد داخلي و خارجي، پيامهاي آن و در نهايت نياز بشر امروز به مكتب نبوي و ضرورت الگوپذيري از آن حضرت است.با تشكر از سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج و جمعي از محققان آن سازمان كه در تهيه و تدارك اين مقاله ما را ياري رساندند، به بررسي ابعاد و زمينه هاي اين نامگذاري هدايتگرانه مي پردازيم.

الف- بعد داخلي

1- مصادف شدن اوايل سال 1385 با سالروز رحلت رسول اعظم(ص)

تقارن اوايل سال جديد با سالروز ارتحال نبي اكرم(ص) و ضرورت احياي نام مكتب و سيره آن حضرت، يكي از انگيزه هاي اين نامگذاري بود. رهبر معظم انقلاب در اين باره به ويژه به جفايي كه نسبت به حرمت پيامبر اكرم(ص) صورت گرفت، اشاره مي كنند و اعلام مي دارند كه در اين مقطع زماني، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم(ص) از هميشه زنده تر است.(1)

2- مواجهه استكبار جهاني با فناوري هسته اي ايران: (درس آموزي از پيامبر اعظم(ص) براي ايستادگي در مقابل استكبار جهاني)

سران حاكم بر آمريكا و اروپا به بهانه اين كه ايران ممكن است به بمب اتمي! دست يابد، به طور جدي به مقابله با جمهوري اسلامي ايران برآمده اند؛ در حالي كه ايران نگرانيهاي عميقي در اين باره دارد. جمهوري اسلامي در منطقه اي است كه روسيه، هند، پاكستان و به ويژه اسرائيل غاصب به سلاحهاي اتمي مجهز است. با وجود اين، جمهوري اسلامي بارها اعلام كرده است كه به دنبال سلاح اتمي نيست و بيش از سه سال است كه تأسيسات هسته اي خود را در معرض بازديد لحظه به لحظه آژانس بين المللي انرژي اتمي و اروپاييان قرار داده است و بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي بيش از دو هزار نفر روز تأسيسات هسته اي ايران بازديد كرده اند كه درباره هيچ كشوري سابقه ندارد و مذاكرات بسيار طولاني تري براي متقاعد ساختن كشورهاي اروپايي براي اعتماد سازي انجام داده است.
اما آنان به دليل مخالفت با اسلام ناب محمدي(ص) و جلوگيري از پيشرفت ملت ايران، به انواع و اقسام كارشكنيها روي آورده اند و برخلاف مفاد صريح آژانس بين المللي انرژي هسته اي، قصد دارند ايران را از دستيابي به چرخه سوخت بومي هسته اي محروم سازند.
دنياي استكباري غرب به ويژه آمريكاييان به دليل ناخشنودي از نظام جمهوري اسلامي ايران، از ابتداي پيروزي طرحهاي مختلفي براي سرنگوني نظام اسلامي آزمايش كرده اند و به لطف خداوند، با استقامت و پايداري ملت ايران، تاكنون جز شكست نصيبشان نشده است. تلاش دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي يادآور اقدام كفار و مشركين صدر اسلام در ايجاد جنگ احزاب عليه دولت اسلامي پيامبر اعظم(ص) است. در برخورد با نظام نوپا اما مستحكم پيامبر(ص)، وقتي مشركان و كفار و اهل كتاب مدينه و اطراف به جايي نرسيدند، در جنگ احزاب يا خندق تلاش كردند اجماع مخالفان عليه پيامبر اعظم(ص) را به دست آورند. از سوي ديگر در درون مدينه نيز با به كارگيري عناصر خود، تلاش مي كردند دولت قدسي رسول خدا(ص) را به خيال خود شكست دهند. در آن روزگار منافقان و بيماردلان، تهمت فريب بر رسول خدا(ص) زدند و نفوذيهاي آنان با جنگ رواني دشمن اهل مدينه را ترساندند و اجماع احزاب، فشار و محاصره مدينه از بيرون و كارشكني منافقان و يهوديان از درون، دشمن را به نتيجه نرساند و با وجود شكست كفار و مشركان، هنوز آن پيمان شكنان گمان مي بردند شهر خدا و رسول(ص) در محاصره است.(2)
درست در چنين شرايطي است كه خداوند از اسوه بودن رسول خود ياد مي فرمايد: «لقد كان لكم في رسول ا... اسوة حسنه»(3)
امروز نيز دنياي استكبار غرب همه تلاش خود را براي ايجاد اجماع جهاني عليه ايران و تحميل جنگ احزابي نوين به كار بسته است. منافقان ستون پنجم دشمن، نفوذيها و مريض قلبان داخل را با عنوان حمايت از دموكراسي و آزادي و حقوق بشر حمايت مالي مي كنند و با تصويب ميليونها دلار اعتبار مالي در كنگره آمريكا و دولت آن، با تحريك قوميتها و جنگ مذهبي دروني، درصددند پايگاه ضد انقلاب داخلي را تقويت كنند و البته به لطف الهي تاكنون شكست سنگيني را متحمل شده اند. بر اين اساس، بر درايت و هوشياري رهبر معظم انقلاب اسلامي در نامگذاري امسال بايد آفرين گفت و همان گونه كه فرمودند: درس استقامت و پايداري و پيروي از آن اسوه نيكو را بايد در پيش گرفت. آن حضرت و پيروانش مأمور به استقامت و از نزديكي به دشمن نهي شده بودند (4)؛ زيرا نتيجه تسليم و نزديكي به دشمن، عذاب الهي و خذلان است، اما نتيجه پايداري در برابر دشمن مقرب الهي، امدادهاي غيبي و پيروزي است.

3- ايجاد درگيريهاي مذهبي- قومي از سوي دشمنان:

مدتي است شاهد برخي اقدامهاي تروريستي و تحريك آميز در استانهاي مختلف مرزي ايران از جمله خوزستان، سيستان و بلوچستان و... هستيم. اين اقدامهاي به ظاهر با انگيزه هاي مذهبي (شيعه و سني) و قومي صورت مي گيرد؛ اما ريشه در حمايت آمريكا و غرب از اين درگيريها دارد. دشمن با سوء استفاده از اعتقادات افراطي برخي افراد ساده و يا با كمك بعضي معاندان و وابستگان تلاش مي كند به اختلافهاي مذهبي و فرقه اي بين مسلمانان دامن بزند و شيعه را دشمن سني و سني را دشمن شيعه معرفي مي كند. در حالي كه آنان، دو برادر از خانواده محمدي اند. طبيعي است كه دو برادر در برخي مسائل جزئي و فردي با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند، در شرايطي كه دشمن براي از بين بردن توان مسلمانان به واگرايي بين آنان دامن مي زند، ما بايد به همگرايي امت نبوي بينديشيم و به آن عمل كنيم.
تأكيد بر مباني مشترك اعتقادي بين مسلمانان از جمله توحيد، نبوت، معاد، قرآن، قبله واحد، شخصيت اعظم پيامبر(ص)، اعتقاد به منجي آخرالزمان و مانند آن، ضرورت احياي اسلام در جهان امروز و عزت و قدرت مسلمانان در سطح جهاني و در يك كلام سرنوشت مشترك، ما را بر آن مي دارد تا از توطئه اختلاف افكني و برادركشي در بين مسلمانان جلوگيري كنيم.  پيامبر(ص) عالي ترين محور وحدت بين مسلمانان است و رهبر انقلاب با هوشياري، ضرورت تمسك به راهبرد وحدت و جلوگيري از تفرقه را با توجه به اقدامهاي دشمن به همه مسلمانان اعلام كرده اند.

ب. بعد خارجي

1- جهان اسلام امروز از موقعيت خاصي برخوردار است و با بيش از 55 كشور و با جمعيتي فراتر از 5/1 ميليارد نفر با امكانات و منابع خدادادي فراوان موقعيت ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك از جمله قدرتهاي بزرگ دنياست كه به دليل ضعف در انجام و وحدت و مشكلات اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي و امنيتي، آن گونه كه شايسته است جايگاه خود را در جهان نيافته است.تفرقه و اختلاف و فقدان رهبري واحد دو مشكل اساسي امروز جهان اسلام است. در صورت حل اين مشكل بنيادي، قدرتي هماورد دنياي اسلام در جهان وجود ندارد. استعمار نوين قرن 21 به رهبري آمريكا و اروپا نيز به خوبي اين نكته را دريافته است. لذا تمام تلاش خود را براي عدم شكل گيري رهبري واحد اسلامي در سطح جهان اسلام و وحدت مسلمانان در كشورهاي اسلامي به كار بسته است. آنچه غرب را به وحشت انداخته دو عامل زير است:
اول- قدرت گيري روزافزون طرفداران انقلاب اسلامي ايران در منطقه به ويژه در كشورهايي نظير لبنان، عراق و فلسطين (با پيروزي حماس) كه با ساز و كار دموكراسي روي كار آمدند.
دوم- بيداري اسلامي: دوران كنوني، دوران بيداري اسلامي است و به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي:
«دنياي اسلام بيدار شده و شعار حاكميت اسلام در همه كشورهاي اسلامي، جايگاه نخست را در ميان جوانان، دانشگاهيان و روشنفكران اين كشورها يافته - ايران اسلامي كه پروراننده و به عمل آورنده انديشه مردم سالاري ديني است، روز به روز قوي تر و پيشرفته تر شده، اسلام ناب كه امام خميني(ره) آن را پيراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجر معرفي كرد، در عرصه سياسي بسياري از كشورها امتداد يافته و در شرق و غرب دنياي اسلام، ريشه دوانيده است.(5)
با توجه به واقعيت ياد شده، غرب از بيداري و جنبش رو به گسترش جهان اسلام به رهبري ايران به وحشت افتاده است، به ويژه اين كه الگوي مردمسالاري ديني يا جمهوري اسلامي با ارائه مدلي از حكومت بر اساس فرهنگ اسلامي و اقتضائات روز، آنان را دچار سردرگمي كرده است.
غربيان كه مي خواهند ليبرال دموكراسي را به عنوان الگوي حكومتها در جهان اسلام معرفي و به زعم خود عراق را به ويترين دموكراسي تبديل كنند، مدل موفق جمهوري اسلامي را برنمي تابند، چون الگويي متعلق به دنياي اسلام و غير وارداتي از غرب است. آنان به شيوه هاي مختلف در حوزه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و نظامي در تلاشند از بيداري اسلامي و قدرت جمهوري اسلامي در دنياي اسلام جلوگيري كنند و دموكراسي وابسته به غرب را جايگزين مردمسالاري ديني نمايند.
مسلمانان در پرتو انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) به جاي ليبراليسم، اسلام را برگزيدند. بيداري اسلامي در جهان اسلام، آينده اسلامي را نويد مي دهد؛ آينده مشتركي كه غرب اشغالگر و استكباري در آن جايي ندارد.
قطعاً انتخاب امسال به عنوان سال پيامبر اعظم(ص) كه با استقبال انديشمندان و مسلمانان جهان روبرو شده است، نقشي اساسي در خنثي كردن توطئه مشترك صهيونيستها، كفار، متحجران و تاريك انديشان دارد تا همه مسلمانان در محور آن، ريسمان محكم الهي يعني رسول خدا(ص) گردهم آيند و وحدت و انسجام خود را روزافزون كنند.
اين ابتكار تأثيرات متعددي خواهد داشت:
- اخوت، انسجام و يكپارچگي مسلمانان را در سطح دنياي اسلام تقويت مي كند.
- محبت و علاقه به انقلاب اسلامي ايران را افزايش داده، عمق استراتژيك جمهوري اسلامي را در جهان اسلام توسعه مي دهد.
- لزوم درگيري از آن اسوه حسنه به ويژه اخلاق، تربيت، استقامت، ايمان و جهاد نبوي براي مسلمانان جهان را يادآور مي شود.
- مسلمانان را به بازگشت به اسلام نبوي(ص) و الگوهاي رفتاري پيامبر اعظم(ص) در همه ابعاد اخلاقي، سياسي، فرهنگي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي فرا مي خواند.
- با تقويت خودباوري در بين مسلمانان از انفعال و خودباختگي آنان در برابر دنياي استكباري غرب جلوگيري نموده و روح اميد و نشاط و حركت به جلو و آينده درخشان اسلامي را در مسلمانان زنده مي كند.
2- عرصه بين المللي
درباره شرايط بين المللي تأثيرگذار در نامگذاري امسال به دو زمينه مهم بايد اشاره كرد:
- تلاش جديد دشمنان براي اسلام زدايي و تحريف چهره نوراني اسلام.
- توهين روزنامه دانماركي و ديگر روزنامه هاي غربي به ساحت پيامبر اعظم(ص).
در زمينه اول به تلاش وسيع صهيونيستها و دشمنان براي كنار زدن اسلام از صحنه جوامع غربي توجه مي كنيم. آنان برخلاف شعارهاي آزادي خواهانه و تساهل و تسامح، مظاهر اسلام را برنمي تابند. مثلاً با وجود آن كه طبق مباني دموكراسي غربي، افراد در انتخاب نوع پوشش آزادند، حجاب زنان و دختران مسلمان را تحمل نمي كنند و مسلمانان را به دليل رعايت شعاير اسلامي، از حقوق اوليه همانند تحصيل در مدارس بازمي دارند.
آنان از گرايش وسيع مردم در غرب به اسلام وحشت كرده اند، لذا با تبليغات گسترده سعي دارند چهره نوراني اسلام را تخريب كنند. اين اقدام به ويژه پس از واقعه يازدهم سپتامبر 2001 ميلادي شدت گرفت. آنان با سوءاستفاده از حوادث 11 سپتامبر، مسلمانان را عامل آن معرفي كرده، اسلام را دين خشونت، تعصب كور و ترور تبليغ كردند. بر اين پايه مسلمانان نيز بي منطق، حسود، متحجر، خشن و تروريست معرفي شدند و با اين زمينه سازي، اسلام زدايي را با عنوان مبارزه با تروريسم پي گرفتند. در كنار اسلام زدايي محور ديگر اقدام آنان تحريف اسلام با ارائه اسلام آمريكايي بود. آنان تلاش كردند برخلاف مسلمات اسلام، آن را موافق با سكولاريسم (جدايي دين از سياست)، نظام سرمايه داري، ارتباط نامشروع زن و مرد و مانند آن معرفي كنند. با توجه به اين اقدامها، ضروري مي نمود تا مردم در اروپا و آمريكا به اين حقيقت پي ببرند كه اسلام نه دين استبداد، ترور و عقب ماندگي است و نه دين سكولار و مانند آن و شناخت اين حقيقت جز با رجوع به كانون بعثت اسلام يعني پيامبر اعظم(ص)، ناممكن بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با نامگذاري امسال، همگان را اعم از مسلمانان و غيرمسلمانان به سرچشمه هدايت الهي رهنمون كردند تا اسلام ناب را از منشأ اصلي و سرچشمه فياض آن دريافت كنند و دريابند كه اسلام بنيادي ترين نياز جوامع امروز و رحمت براي همه جهانيان است.
زمينه ديگر نامگذاري امسال به توهين روزنامه دانماركي و ديگر روزنامه هاي غربي به ساحت قدسي رسول خدا(ص)، در سال گذشته برمي گردد.نو محافظه كاران حاكم بر آمريكا و اروپا كه از احياي اسلام و گرايش روزافزون به اسلام به وحشت افتاده اند و منافع نامشروع خود را در ايجاد جنگي جديد عليه اسلام و ايران مي بينند، در قالب انتشار كاريكاتورهاي حضرت محمد(ص)، به تحريك احساسات مذهبي مسلمانان برآمده و درصددند با سربازگيري جديد، به گمان خود جنگ صليبي جديدي بين تمدن غربي و اسلامي به راه اندازند.بي گمان حمله به مسلمانان و كشورهاي اسلامي، نيازمند زمينه سازي افكار عمومي در غرب است. بخشي از اين زمينه سازيها پس از حادثه يازده سپتامبر 2001 ايجاد شد و رسانه هاي غربي با صحنه سازي، تنفر از اسلام را در بين آمريكاييان و اروپاييان پراكندند. اما به دليل هوشياري مسلمانان آن گونه كه بايد، دشمن به هدف خود نرسيد.
شواهد حاكي است، طراحان و ناشران كاريكاتورهاي توهين آميز نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) به دنبال اهداف زير بودند:
- تحريك نژادپرستان اروپايي عليه اسلام و مسلمانان؛
- سربازگيري براي حمايت از جنگ آمريكا و انگليس عليه ايران؛
- بسيج اروپاييان براي جنگ تمدنها عليه جهان اسلام (جنگهاي صليبي جديد)؛
- احيا و تقويت دشمني با اسلام در اروپا و آمريكا.
وحشت سرمايه داران غربي و صهيونيستها از رشد و گسترش اسلام در اروپا و آمريكا كه منافع نامشروع و ظالمانه آنان را به خطر انداخته است، باعث شده تا چهره نوراني اسلام را با عبارات موهني چون تروريسم، استبداد نئوكراتيك و مانند آن تخريب كنند و همه اينها را با عنوان آزادي بيان توجيه نمايند. واقعيت اين است كه اسلام در قلب اروپا و آمريكا در حال گسترش است و عمق استراتژيك اسلام تا آنجا گسترش يافته است. بنابراين، خطر براي دشمنان اسلام جدي است. آنان با انتشار كاريكاتورها در دو سطح، هدفهاي خود را دنبال مي كنند.

سطح داخلي (اروپا و آمريكا)

در اين سطح آنان به جنگ ديني يا تمدني با مسلمانان مي انديشند و در پي جنگ جهاني صليبي عليه مسلمانانند. به ويژه در رابطه با دنياي اسلام، ايران براي آنان از اهميت خاصي برخوردار است؛ زيرا با پيروزي انقلاب اسلامي، اسلام احيا شده است. اسرائيل در خطر جدي قرار گرفته، مسلمانان در سراسر جهان، هويت خود را بازيافته، احساس خودباوري و افتخار مي كنند و حركت رو به جلوي دنياي اسلام، منافع نامشروع سرمايه داران صهيونيست جهاني در جهان اسلام و خاورميانه را به خطر انداخته است.
پيشرفتهاي ايران در فناوريهاي نظامي، تسليحاتي، سلولهاي بنيادي و به ويژه انرژي هسته اي آنان را به وحشت انداخته است. آنان دو سه چشمه را در معرض هجوم ناجوانمردانه خود قرار داده اند:
- اسلام و كانون نوراني هميشه جاويد آن يعني پيامبر اعظم(ص) با انتشار كاريكاتورها.
- نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان حامي و احياگر اسلام در عصر جديد، با حمله به مقدسات شيعي مانند حرم امام هادي(ع) و امام حسن عسكري(ع) و اتهامات نقض حقوق بشر، تروريسم، دستيابي به سلاح هسته اي، نبود آزادي و مانند آن.
عجيب اين است كه اقدامهاي موهن خود را با نام آزادي بيان توجيه مي كنند و عجبا كساني كه اهانت به مقام شامخ رسالت را آزادي بيان مي دانند! حاضر نيستند حتي كوچكترين انتقاد و تحقيقاتي درباره واقعه كاذب هولوكاست و اسرائيل بشنوند. انديشمندان بزرگي چون «روژه گارودي» و ديگران را محاكمه مي كنند، از ايران مي خواهند نه تنها از انرژي هسته اي و فناوري آن، بلكه حتي از تحقيقات هم دست بردارد. بدين سان بربريت قرون وسطي دوباره به اروپا و غرب بازگشته است.

پيامهاي نامگذاري سال 1385 به نام پيامبر اعظم(ص)

بي گمان نامگذاري امسال از سوي رهبر انقلاب اسلامي داراي پيامهاي ارزشمندي به ملت ايران و مسلمانان جهان است و همان گونه كه ايشان فرمودند، اين پيام را بايد با همه وجود و با همه دل دريافت كنيم و به اقتضاي آن پيش برويم و جامعه ما از فرد و مجموعه بايد روز به روز خود را به آنچه پيامبر(ص) براي آن كمر همت بست و آن تلاش و مجاهدت را مبذول كرد، نزديك كند. بر اين اساس چند سرفصل از آن را به عنوان سرمشق كارها بيان مي كنيم.

1- پيام وحدت

مقام معظم رهبري به لقب «اعظم» كه بيشتر در گفتمان برادران اهل سنت به كار مي رود، پيام وحدت بخش دين را به همه مسلمانان در ايران و جهان ابلاغ كرده اند؛ در حالي كه دنياي استكباري غرب در جبهه اي واحد به نبرد عليه اسلام و مسلمانان روي آورده است و با انواع تهاجم فرهنگي، سياسي، امنيتي و نظامي به ويژه پس از يازده سپتامبر 2001، اقدامهاي خود را تشديد كرده است و به ساحت مقدس رسول خدا(ص) جفا نموده و براي جلوگيري از همدلي و همگرايي و اتحاد مسلمانان، تلاش دارد جنگهاي مذهبي و قومي در مناطق مسلمان نشين بپا كند، ضروري است تا با تمسك به جايگاه بلند رسول اعظم(ص)، مسلمانان اتحاد، انسجام و يكپارچگي خود را تحكيم نموده، با بنيان مرصوص به مقابله با دشمن و دفاع از كيان اسلام برخيزند.
رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي براي جلوگيري از توطئه دشمن، با نامگذاري امسال، اين نداي قرآن را به گوش مسلمانان رسانيد كه: «به ريسمان محكم خداوند چنگ زنيد و متفرق نشويد.»(7)

2- اقتدا به پيامبر اعظم(ص)، در حكومت داري

با روي كار آمدن دولت دكتر محمود احمدي نژاد و طرح شعار «دولت اسلامي»، شرايط جديد و فرصت مناسبي براي دستيابي به آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي به وجود آمد. نامگذاري امسال، اين پيام را به دولتمردان جمهوري اسلامي مي دهد كه اگر در پي ايجاد دولت خالص اسلامي هستند، بايد به نبي اكرم(ص) اقتدا كنند، سيره سياسي آن حضرت را در امور داخلي و خارجي و بين المللي سرلوحه كار خود قرار دهند، سيره اخلاقي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي پيامبر(ص) را به عنوان سند چشم انداز نهايي دولت اسلامي بنگرند، هرچه مي توانند بر آن تلاش كنند و مشكلات كشور را در سطوح مختلف حل كنند. نامگذاري هدايت گرانه امسال براي دولت مردمي، يعني سال خيزش و حركت بزرگ و رو به جلو.

3- الگودهي به ملت انقلابي

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 به رهبري امام خميني(ره)، ملت بزرگ ايران با رويكردي حكومتي و نظام مند براي تحقق اسلام ناب محمدي مي كوشد و تاكنون مراحل مختلف حركت به سوي جامعه و تمدن اسلامي را با محوريت پيامبر(ص) و جانشينان آن حضرت با موفقيت پيموده است، چنان كه رهبر معظم انقلاب بر اين نكته تأكيد مي كند:
«در اين مقطع زماني ياد و نام مبارك پيامبر اعظم(ص) از هميشه زنده تر است و اين يكي از تدابير حكمت و الطاف خفيه الهي است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر خود نيازمند است. به هدايت او، به بشارت و انذار او و به پيام و معنويت او و به رحمتي كه او به انسانها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اكرم(ص)، براي امتش و براي همه بشريت درس عالم شدن، قوي شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعي نام مبارك پيامبر اعظم است و در سايه اين نام و اين ياد، ملت ما درسهاي پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درسهاي زندگي و برنامه هاي جاري خود تبديل كند.»(8)
پيامبر خدا(ص) الگو و سرمشق براي همه ملتهاي مسلمان و به ويژه ملت ايران است. به فرموده رهبر معظم انقلاب، بايد پيام نامگذاري امسال را با همه وجود دريافت كنيم و به اقتضاي آن پيش برويم، نه اين كه فقط سال را متبرك كنيم.(9) در پايان، لازم است برخي از سرفصلهايي كه بايد سرمشق كارها قرار گيرد معرفي گردد:
- تكميل مكارم اخلاق: يعني خود را در صفات نيكو تابع پيامبر خدا(ص) كنيم و صفات زشت را كنار بگذاريم.
- ايستادگي و استقامت در مقابل دشمن: يعني در مقابل فريبها و تهديدهاي دشمن و سختي و دشواري راه بايستيم تا به قله پيروزي برسيم.

پي نوشتها:

1- بيانات نوروزي، 1/1/1385
2- احزاب، آيات 12-20
3- احزاب، آيات 21
4- هود، آيه 112-113
5- بيانات در كنفرانس قدس، 25/1/1385
6- بيانات در ديدار عمومي بسيجيان، 6/1/1385
7- آل عمران، آيه 103
8- پيام نوروزي، 1/1/1385
9- بيانات در ديدار عمومي بسيجيان، 6/1/1385

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبر اعظم (ص) و جهاني سازي اسلام
پيامبر اعظم (ص) و جهاني سازي اسلام
نويسنده:حامد گيلاني
منبع:روزنامه قدس
اشاره:
پيامبر اكرم(ص) شخصيتي بسيار ارزنده و جهاني دارد كه در زمان و مكان نمي گنجد و به نسل و نژاد خاصي تعلق ندارد. جهاني بودن شخصيت آن حضرت در ابعاد گوناگوني متجلي است. قرآن كريم نيز كه به عنوان سندي زنده، گوياي عظمت و بزرگي پيامبر رحمت و نور مي باشد، ضمن قصص پيامبران بيان مي كند،رسالت پيامبر اكرم (ص) يك رسالت جهاني است، يعني نوعي قانون به شمار مي آيد كه براي همه جامعه جهاني بشر تجويز شده است و اسلام نيز طرحي كلي، جامع، همه جانبه معتدل و متعادل است كه روح تمام تعليمات موقت و محدود ديگر كتابهاي آسماني را كه شامل مبارزه با انواع انحرافها و بازگشت به تعادل است، در بردارد.پيامبر گرامي خدا (ص) پيام قرآني خود را كه همان وحي الهي است با ويژگي ابديت براي تمام بشريت اعلام كرده است و آيات مزبور بر فراگير و جهانشمول بودن نظام حقوقي اسلامي و اين كه رسالت پيامبر اكرم(ص) جهاني و براي تمام انسانهاست، دلالت دارند.
در سيره و سنت پيامبر(ص) كه در منابع تاريخي نقل شده است نيز نشانه هايي از نگاه جهاني آن حضرت مشهود است كه ارسال نامه از سوي ايشان به سران قدرتهاي بزرگ جهاني و دعوت آنها به اسلام با اين انگيزه مي باشد.افزون بر اين همه، لازمه اعتقاد به خاتميت دين اسلام، جهاني بودن اين دين است؛ زيرا اگر قرار باشد از اين پس هيچ پيامبري مبعوث نشود، دين اسلام بايد قابليت پاسخگويي به نيازهاي همه انسانها را در همه زمانها و همه مكانها داشته باشد؛ يعني بايد دين اسلام هم از نظر زماني و هم از نظر مكاني فراگستر و جهاني باشد تا نياز هميشگي بشر به هدايت آسماني را برآورده سازد.
براي بررسي بهتر اين موضوع و شناخت ابعاد حركت و رسالت جهاني پيامبر اعظم(ص)، گفتگويي را با دكتر محمد بيستوني انجام داده ايم.
دكتر محمد بيستوني داراي مدرك كارشناسي ارشد الهيات و معارف اسلامي و دكتراي جامعه شناسي است كه هم اينك رياست مؤسسه قرآني «تفسير جوان» را بر عهده دارد.
از اين محقق و پژوهشگر، آثار متعددي چون تفسير جوان 27 جلدي (در پنج مجلد)، تفسير بيان 30 جلدي، قرآن شناسي جوان، راز خوشبختي از ديدگاه قرآن، روش انس با قرآن، تفسير گرافيكي قرآن كريم، قرآن شناسي جوان، حقوق زن از ديدگاه قرآن و روايات، توسل و شفاعت از ديدگاه قرآن، معادشناسي از ديدگاه قرآن كريم، سيماي مهدي (عج) در قرآن و روايات، «خبر بزرگ» و بيش از 10 اثر ديگر به رشته تحرير درآمده است.

جهاني بودن دعوت اسلام، مسأله اي است كه در آيات متعددي از قرآن، مورد تأكيد قرار گرفته است. اگر موافقيد، گفتگويمان را با بررسي اجمالي بعضي از اين آيات نوراني، آغاز كنيم.

بررسيهاي تاريخي نشان مي دهند كه پيامبر اعظم(ص) از همان روزهاي نخستين رسالت خود، بر جهان شمولي اسلام تأكيد داشته و اين تأكيد به خصوص با تلاوت آياتي كه از ناحيه خداوند تبارك و تعالي به ايشان مي رسيد، تجلي بيشتري مي يافت. يكي از همين آيات فرخنده، آيه 158 سوره اعراف است كه خداوند، خطاب به رسول ا...(ص) مي فرمايد: «اي پيامبر به مردم بگو كه من فرستاده خدا به سوي همه شما هستم.» بديهي است كه اين آيه و به خصوص وجود واژه «جميعاً» در آن، تأكيدي است بر اين كه بناي هدايت پيامبر(ص)، يك هدايت جهاني است و صرفاً به اقوام ايشان و يا اهالي قريش و حتي به مردم مكه هم محدود نمي شود. در آيه 28 سوره سبا نيز همين مفهوم البته با يك عبارت ديگري مورد تصريح قرار دارد. خداوند در اين آيه با خطاب قرار دادن پيامبر گراميش مي فرمايد: « و ماارسلناك الا كافة للناس؛ يعني اي پيامبر، تو را جز به سوي همه مردم نفرستاديم.» در اين آيه نيز لفظ «كافة» كاملاً بر اين مطلب صراحت دارد كه همه مردم جهان، مورد خطاب و هدف پيامبر اعظم(ص) قرار دارند. از سوي ديگر، آيه 19 سوره مباركه انعام را هم مي توان دليل ديگري بر جهاني بودن دعوت رسول ا...(ص) دانست: «اين قرآن به من وحي شده تا شما و همه كساني را كه تا ابد، قرآن به آنها مي رسد و پيامم را مي شنوند، انذار و هدايت كنم.» اين آيه گواه آن است كه اگر چه ممكن است پيامبر اكرم(ص)، در آغاز رسالت خود نتوانند دين خدا را جهاني كنند، ولي اين مسأله به عنوان يك ايده آل و هدف غايي در رأس برنامه هاي ايشان قرار داشته و مورد تأكيد آن بزرگوار بوده است. در سر داشتن چنين هدف بزرگي ميسر نيست مگر آنكه بتوان از همان ابتدا، ظرفيت جهاني اين مكتب آسماني را مورد پذيرش قرار داد.

بعضي آيات مربوط به جهاني شدن اسلام، در مكه نازل شده اند. يعني در شرايطي كه پيروان اسلام، در اقليت بسيار شديدي قرار داشتند. آيا اين مسأله را نيز از همين زاويه تحليل مي كنيد؟

بله كاملاً. بايد توجه داشت كه پيامبر خدا(ص)، جهاني بودن رسالت خود را نه در اوج قدرت و سيطره اسلام، بلكه از نخستين روزهايي فرمود كه بعثت خود را آغاز كرد. يعني درست در شرايطي كه شايد كمتر كسي احتمال مي داد پيامبر(ص) حتي بر مكه مسلط شود، تا چه رسد به جزيرة العرب يا قسمتهاي مهمي از دنيا. از سوي ديگر، اين آيات پاسخي به ادعاي باطل كساني است كه فكر مي كنند پيامبر(ص)، نخست مدعي رسالت بر مكه بود و هنگامي كه آيينش بالا گرفت، به فكر تسلط بر حجاز افتاد و سپس در فكر كشورهاي ديگر فرو رفت و به سلاطين دنيا نامه نوشت و جهاني بودن دينش را اعلام كرد !پاسخ همه اين شبهات را مي توان در معنا و تفاسير آياتي همچون آيه 7 سوره شورا و يا آيه 92 سوره انعام پيدا كرد؛ يعني آياتي كه هم در مكه نازل شده اند و هم به طور مستقيم بر اين مطلب دلالت دارند كه رسول خدا(ص) از آغاز كار، دعوت جهاني خود را اعلام كرده اند.

آياتي را كه اشاره كرديد، هر دو از عبارت مشترك «لتنذر ام القري و من حولها...» برخوردارند. با توجه بر اينكه واژه «ام القري» معمولاً به مكه معظمه اطلاق مي شود، آيا اين تعبير، با جهاني بودن اسلام تضاد ندارد؟

خير. خطاب اين آيات را نه تنها نمي توان صرفاً انذار مردم مكه و اطراف آن دانست، بلكه دقيقاً مي توان از آنها به عنوان دليلي بر جهاني بودن دعوت قرآن استفاده كرد. روايات اسلامي تصريح مي كند كه همه زمين، نخست زير آب غرق بود و خشكسالي ها به تدريج سر از آب بيرون آوردند. علم امروز نيز اين معني را پذيرفته است. طبق اين روايات نخستين نقطه اي كه از زير آب سر برآورد، كعبه بود و سپس خشكي هاي زمين از كنار آن گسترش يافت كه از آن به عنوان «دحوالارض» (گسترش زمين) ياد شده است. با توجه به اين تاريخچه، روشن مي شود كه «مكه معظمه»، اصل و اساس و آغاز همه آباديهاي روي زمين است و دقيقاًُ از اين روست كه به آن، «ام القري» يعني مادر و اصل همه آباديها گفته اند. بنابراين هر گاه گفته شود «ام القري و من حولها»، پيداست كه تمام مردم روي زمين را شامل مي شود. يعني اگر جهان را يك دايره فرض كنيم، خداوند مي فرمايد، اين قرآن را بر پيامبر(ص) وحي كرديم تا مركز اين دايره يعني مكه و اطراف آن را كه شامل تمام جهان مي شود، انذار كرده و به سوي آيين حق، دعوت نمايد.

موضوع ديگري كه مي تواند در تكميل بحث جهاني سازي اسلام مورد توجه قرار گيرد، تدريجي بودن نزول قرآن و يا به عبارت ديگر، توجه قرآن به نيازهاي تدريجي مردم در طول تاريخ است. چگونه مي توان از اين واقعيت براي اثبات شعاير جهاني اسلام بهره گرفت؟

تدريجي بودن نزول قرآن يا همان فاصله 23 ساله نزول اين كتاب آسماني، از چند زاويه قابل بررسي است. اين اقدام يا متناسب با نيازها و شرايط جامعه و مردم صورت مي گرفت يا به تناسب پيشرفتهاي اسلام بود و يا علاوه بر اين دلايل، خداوند متعال با نگاه به نيازهاي ابدي و هميشگي مردم، نسخه هاي شفابخشي را از قرآن اعطا مي فرمود. همچنان كه در آيه هاي 82 اسراء، 57 يونس و 44 فصلت، بصراحت تصريح شده كه اين كتاب براي شفاي بيماريهاي فردي، اجتماعي، مادي و معنوي شماست. لغت «شفا» در هر يك از اين سه آيه، لغت عام است و به هيچ موضوع مشخصي، تخصيص نيافته است. اين مطلب حاكي از آن است كه دين مبين اسلام، اين ظرفيت را دارد كه همه نيازهاي بشر را در طول قرون و اعصار جوابگو باشد. عام بودن اين لغت، باز دلالت بر اين دارد كه صرفاً نيازهاي روحي و معنوي مردم مورد توجه قرآن قرار ندارد، بلكه اين حقيقت آسماني قادر است نيازهاي مادي مردم را هم پاسخگو باشد. سالهاي آغازين تشكيل حكومت اسلامي توسط پيامبر(ص) گواه اين ادعاست كه اسلام بسياري از نيازهاي روحي، جسمي و مادي افراد را هم پاسخگو بود. براي مثال، در تاريخ آورده اند كه در همان سالها، پزشكي نزد رسول ا... شكايت كرد كه من مدتي در شهر شما هستم و هيچ بيماري به من مراجعه نمي كند. حضرت در پاسخ فرمودند: از آنجايي كه مردم به نسخه هاي ارائه شده از سوي اسلام و قرآن عمل مي كنند، طبيعتاً بسياري از بيماريها به سراغشان نمي آيد. همه اين مسايل نشان مي دهد كه شريعت پوياي اسلام، از جهات گوناگون ظرفيت جهاني شدن را دارد. يعني صرف نظر از هر گونه تعصب و يا ديدگاه خاص ديني، مي توان ادعا كرد كه همه نيازهاي بشر در دين ما مورد توجه قرار گرفته است. آيات نهم تا دوازدهم سوره مباركه نوح، به همين مسأله اشاراتي دارد. اين تأكيدها اگر چه در قرآن يعني در كتاب آسماني مسلمانان مورد اشاره قرار مي گيرد، ولي واضح است كه اين پاسخگويي مربوط به تقاضاي هر كس و در هر كجاي عالم است. دليل اين سخن، اشاره خداوند در آيه 185 سوره بقره است كه قرآن را «هدي للناس» خوانده و يا آيات شريفه متعددي كه مردم را با عبارت «يا ايها الناس» مورد خطاب قرار داده است. همه اين دلايل، گواه آن است كه مخاطبان دين ما، يك گروه خاص نيستند. زيرا واژه «ناس» يك لفظ عام است و همه افراد را در تمام عالم در برمي گيرد.

نگاه خاص خداوند به پيامبر اعظم(ص) و تفاوتهاي ايشان نسبت به ساير انبياي الهي كه بارها مورد تأكيد قرآن قرار گرفته چه دليل و نشاني از جهاني بودن دعوت اين پيامبر دارد؟

واضح است كه خداوند متعال، توجه ويژه و نگاههاي جالبي به شخصيت و منش رسول اكرم(ص) داشته اند. نگاههايي كه در قرآن كريم مي توان به آنها دست يافت، ولي در اين ميان به نظر مي رسد كه اطلاق واژه هايي چون «خاتم المرسلين» يا «خاتم النبيين» به پيامبر اعظم(ص)، مي تواند بهترين پاسخ براي پرسش شما، يعني اثبات جهاني بودن دعوت حضرت قرار گيرد. اين واژه ها در حقيقت گواه آنند كه هر آنچه را كه بشر بدان نيازمند بوده، توسط حضرت ختمي مرتبت(ص) ارائه شده و چيز ديگري باقي نيست كه بشر نيازمند به آن باشد و خداوند متعال از طريق اين پيامبر خاتم(ص)، نازل نكرده باشد. رسالت پيامبر بزرگوار(ص) نسبت به ساير انبياي الهي را در حقيقت مي توان به مانند يك دوره تربيتي و آموزشي كامل دانست. دوره اي كه بخش اول آن توسط يك پيامبر ارائه شده، بخش دوم آن را پيامبر ديگري تكميل كرد و رفت و اين روند آموزشي را خداوند متعال، با بعثت پيامبر اكرم(ص) تكميل نمود. به عبارت ديگر، آنچه بشريت تا ابد به آنها محتاج است، مطالب و موضوعاتي است كه در قرآن كريم و پس از آن در سخنان، سيره و تقرير و قول پيامبر(ص) و معصومين(ع)، وجود دارد. بنابراين، مهمترين ويژگي اي كه پيامبر ما نسبت به ساير انبياي عظام دارد، اين است كه پس از ايشان، نيازي به ارائه كتاب جديد، طرح و يا برنامه جديدي وجود نداشت. بخصوص آن كه در دين اسلام و در همين كتاب آسماني، ظرفيتهايي قرار داده شده كه بشريت مي تواند با استفاده از علم و دانش و پژوهشي كه مي كند، ابعاد مختلف ترقي علمي را طي كرده و نيازهاي خود را در هر عصر و زمان برگيرد. اعجاز صوتي و موسيقي قرآن، اعجاز علمي و حتي اعجاز هنري قرآن، هنوز هم مورد موشكافي قرار نگرفته اند. خوشبختانه هر روز كه مي گذرد، اعجاز و عظمت قرآن، بيشتر از گذشته آشكار مي گردد.

از آيه شريفه «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله...» (33 توبه)، استفاده مي شود كه اسلام بر ديگر اديان غلبه خواهد كرد. سؤالي كه وجود دارد اين است كه آيا اين غلبه، يك غلبه نظامي و سياسي است، غلبه منطق و استدلال است و يا غلبه محتوايي؟

به يك معنا، مي توان گفت كه به تناسب مكان و موقعيت، تمامي اين گزينه ها مي تواند مورد توجه قرار گيرد. يعني اگر اسلام را در موقعيت نظامي و دفاعي قرار دهند، از اين اهرم استفاده خواهد شد. در جايي كه به منطق و استدلال نياز باشد، يعني در جايي كه اين وسيله كارساز است، از آن استفاده مي شود. البته طبيعي است كه شرايط فعلي اسلام، شرايطي نيست كه غلبه دين اسلام، از طريق قدرت نظامي تعريف شود. اسلام ديني است كه در فطرت همه مردم جاي دارد. بنابراين با روشنگري، با استدلال و با غلبه فكري و فرهنگي مي توان حقانيت اين دين را به جهانيان ثابت كرد. پس در ميان گزينه هايي كه مورد اشاره قرار داديد، گزينه سوم يعني غلبه محتوايي، مهمترين موضوعي است كه پيوسته در گسترش اسلام مورد توجه قرار داشته و دارد. زيرا اسلام به لحاظ محتوايي جاذبه هاي فراوان دارد و دل و جان انسان را آرامش مي بخشد و رضايت دروني او را تأمين مي كند. مجموعه عقايد، احكام و اخلاق آن، از هماهنگي و انسجام و جامعيت و جاذبه برخوردار است كه با آمدنش، هر جاذبه ديگري به حاشيه مي رود، به عبارت ديگر، اسلام ديني است كه به نيازهاي فطري و اساسي انسان تكيه دارد. ديني فرامليتي و فرامنطقه اي است. از اين رو دير يا زود تعاليم اسلام و ارزشهاي آن، خواسته يا ناخواسته، اعلام شده يا نشده مورد قبول همه انسانها واقع خواهد شد.

و حرف پاياني؟

علاوه بر همه استدلالهايي كه ارائه شد، خود وجود مقدس رسول ا... (ص)، هم يك رحمت جهاني است. شخصيتي است كه رحمت او بر همه جهانيان، از جهاني بودن دين و دعوتش حكايت دارد. در آيه 107 سوره مباركه انبيا مي خوانيم كه: «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين؛ ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.» اين آيه نشان مي دهد كه عموم مردم دنيا اعم از مؤمن و كافر، همه مرهون رحمت پيامبر(ص) هستند. زيرا او، نشر آييني را برعهده گرفته كه سبب نجات همگان است، حال اگر گروهي از آن استفاده كردند و گروهي نكردند، اين مربوط به خود آنهاست و تأثيري بر عمومي بودن «رحمت» نمي گذارد.
به تعبير ديگر، رحمت بودن وجود پيامبر(ص)، براي همه جهانيان، جنبه مقتضي و فاعليت فاعل دارد و مسلماً فعليت نتيجه، آنچنان به قابليت قابل نيز بستگي دارد. تعبير به «عالمين» (جهانيان) آنچنان مفهوم وسيعي دارد كه تمام انسانها را در تمام اعصار و قرون شامل مي شود و لذا اين آيه را، اشاره اي بر خاتميت پيامبر اسلام(ص) هم مي دانند، زيرا وجود آن حضرت براي همه انسانهاي آينده، تا پايان جهان مايه رحمت و خير و بركت است.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 8:37 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50216 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب