حضرت شعیب بسیار نماز میخواند. به مردم میگفت
حضرت شعیب بسیار نماز میخواند. به مردم میگفت:
نماز بخوانید که نماز، انسان را از کارهای زشت باز میدارد. اما مردم نادانکه رابطه میان نماز و ترک منکرات را نمیتوانستند درک کنند، از روی مسخره به او میگفتند:
صلواتک تامرک ان نترک ما یعبد اباونا (1)
میبینیم که شعیب پیامبر، هم خودش نماز میخواند و هم با نماز، دین خود را تبلیغ میکرد. از طرفی اگر آنها درست میاندیشیدند، این واقعیت را میفهمیدند که نماز حس مسوولیت و تقوا و پرهیزگاری و حقشناسی را در انسان زنده میکند و او را به یاد خدا و به یاد قیامت میاندازد. (2)
1) سوره هود / آیه 87 ای شعیب آیا نمازت تو را دستور میدهد که ما آنچه پدرانمان میپرستیدند، ترک کنیم؟
2) تفسیر نمونه / جلد 9- ص 207.
نام کتاب :بهترین پناهگاه حکایات و داستانهای نماز
نویسنده:گردآوری مطالب:رحیم کارگر محمدیاری
ادامه مطلب
مکافات نماز قضا
مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به شیخ نخودکی در وصیت خود به فرزندش میگوید:
اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد، ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش و هباء منثورا خواهد شد.
فرزندم! بدان که در تمام عمرم تنها یک بار نماز صبحم قضا شد. پسر بچه ای داشتم که شب آن روز فوت شد. سحرگاه در عالم رویا به من گفتند که این مصیبت به علت فوت آن نماز صبح به تو وارد آمد.
اکنون اگر یک شب، نماز شبی از من فوت شود، صبح آن شب، انتظار بلایی را میکشم که به من نازل شود.
سپس حاج شیخ حسنعلی میافزاید:
پسرم! ترا سفارش میکنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آنجا که میتوانی غفلت مکن.
نام کتاب :بهترین پناهگاه حکایات و داستانهای نماز
نویسنده:گردآوری مطالب:رحیم کارگر محمدیاری
ادامه مطلب
حاج شیخ حسنعلی در بالای بام در کنار گنبد مشغول نماز است
از آقای نظام التولیه سرکشیک آستان قدس رضوی نقل است:
شبی از شبهای زمستان که هوا خیلی سرد بود و برف میبارید، آخرهای شب دستور دادم کهتمام درهای حرم را ببندد. خادمی خبر داد که حاج شیخ حسنعلی در بالای بام در کنار گنبد مشغول نماز است و مدتی است که در حال رکوع میباشد و هر چند بار که مراجعه کردم، در همان حال رکوع بود. گفتم با حاج شیخ کاری نداشته باش، فقط کمی آتش هیزم در اتاق پشت بام بگذار که وقتی نمازش تمام شد، گرم شود.
آن شب برف سنگینی در مشهد بارید. هنگام سحر که برای بازکردن درهای حرم آمدیم، به آن خادم گفتم برو ببین حاج شیخ در چه حال است. خادم رفت و پس از چند لحظه برگشت و گفت: حاج شیخ هنوز در حال رکوع است و پشتش ازبرف پوشیده شده.
معلوم شد که ایشان از اول شب تا سحر در حال رکوع بوده است و سرمای شدید را اصلا احساس نکرده بود. (1)
1) داستان راستان / جلد 1- ص 88.
ادامه مطلب
برخیز برای نماز شب!
مرحوم قاضی طباطبایی میگوید:
شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء به علامه نوری گفت: برخی شبها خواب بر من غلبه میکند و نمیتوانم بیدار شوم و نماز شب بخوانم. علامه نوری با عتاب به او گفت: چرا بیدار نمیشوی، چرا؟ حتما برخیز، برخیز!
سالها از این قضیه گذشت و شیخ نوری وفات یافت. پس از ساله، روزی با شیخ محمد حسین نشسته بودیم و خاطرات گذشته را باز گو میکردیم، شیخ محمد حسین گفت از آن گفتگو با علامه نوری به بعد، هر شب پیش از سحر صدای علامه در گوشم میپیچد که برخیز شیخ، برخیز شیخ، برخیز و من را برای نماز شب بیدار میکند. (1)
1) مردان علم در میدان / جلد 2- ص 303
ادامه مطلب
