قیامت، جلوه ای از رحمت الهی

قیامت، جلوه ای از رحمت الهی

42633169750328498413.jpg;
   مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ «4» (خدایی که) مالک روز جزاست. نکته هامالکیّت خداوند، حقیقی است و همراه احاطه و سلطه ی دایمی است؛ ولی مالکیّتبشر، امری اعتباری و قراردادی است و به قیامت منتقل نمی شود. با آنکه خداوند مالک دنیا و آخرت است، ولی مالکیّت او در قیامت جلوه ی دیگری دارد: *در آن روز تمام واسطه ها و اسباب دنیوی قطع می شود: «تَقَطَّعَتْ بِهِمُ اْلأَسْبابُ» ؛ * [1]
تفسیر آیات برگزیده . ج1، ص: 113
نسبت ها و خویشاوندی ها از بین می رود: «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ» ؛ [2] * مال و ثروت و فرزندان، ثمری ندارد: «لایَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» ؛ [3] * بستگان و نزدیکان نیز فایده ای نمی رسانند: «لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ» ؛ [4] * نه زبان، اجازه ی عذرتراشی دارد و نه فکر، فرصت تدبیر. تنها راه چاره، لطف خداوند است که صاحب اختیار آن روز است. لفظ «دین» در قرآن به دو معنا به کار رفته است: الف) کیش و آیین: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلامُ» ؛ [5] ب) حساب و جزا: «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» . مراد از یوم الدّین، روز قیامت است که روز کیفر و پاداش می باشد. «یَسْئَلُونَ أَیّانَ یَوْمُ الدِّینِ» ؛ [6] می پرسند روز قیامت چه وقت است؟ قرآن در مقام معرّفی این روز، چنین می فرماید: «ثُمَّ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ * یَوْمَ لاتَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ اْلأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّهِ» ؛ [7](ای پیامبر) نمی دانی روز جزا چه روزی است؟ روزی که هیچ کس برای کسی کارآیی ندارد و در آن روز حکم و فرمان تنها از آنِ خداست. «مالک یوم الدّین» در کنار «الرّحمن الرّحیم» بیانگر آن است که بشارت و انذار باید در کنار هم باشند. نظیر آیه ی شریف دیگر که می فرماید: «نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ اْلأَلِیمُ» ؛ [8]به بندگانم خبر ده که من بسیار مهربان و آمرزنده ام، ولی عذاب و مجازات مننیز دردناک است. چنان که در آیه ای دیگر نیز چنین می فرماید: «قابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقابِ» ؛ [9] خداوند، پذیرنده ی توبه ی مردمان و عقوبت کننده ی شدید گناهکاران است.
تفسیر آیات برگزیده . ج1، ص: 114
پیام ها 1. قیامت، پرتوی از ربوبیّت الهی است: «ربّ العالمین. . . مالک یوم الدین» ؛ 2. قیامت، جلوه ای از رحمت خداوند است: «الرّحمن الرّحیم. مالک یوم الدین» ؛ 3. قیامت، روز حساب است نه عمل؛ روز برداشت است نه کاشت: «یوم الدین» .
[1] . بقره (2) : 166.
[2] مو. منون 23 101
[3] شعراء 26 88
[4] ممتحنه 60 3
[5] آل عمران 3 19
[6] ذاریات 51 12
[7] انفطار 82 18 91
[8] حجر 15 49 50
[9] غافر 40 3

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 8:26 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

رحمت گسترده الهی

رحمت گسترده الهی

85136437599083808564.jpg;
   ألرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «3» (خدایی که) بخشنده و مهربان است. نکته ها «رحمان» و «رحیم» ، هر دو از ریشه ی «رحمت» هستند، امّا اولی بیانگر رحمتِ عامّ الهی به
تفسیر آیات برگزیده . ج1، ص: 112
همه ی موجودات و دوّمی بیانگر رحمت ویژه ی الهی به انسان است. خداوند، نزول رحمت را بر خود واجب کرده است: «کتب ربّکم علی نفسه الرّحمة» [1]و رحمت او بر همه چیز سایه گسترده است: «رحمتی وسعت کلّ شی ء» . [2] پیامبران و کتاب های آسمانی او مایه رحمت اند: «رحمةً للعالمین» [3]وآفرینش و پرورش او بر اساس رحمت است و اگر عقوبت می کند از روی لطف است. بخشیدن گناهان و پذیرش توبه ی بندگان و پوشیدن عیب های آنان و دادن فرصت برای جبران خطاها، همه مظاهر رحمت اوست. پیام ها 1. ربوبیت الهی و تدبیر امور بندگان، همراه محبّت و بر اساس رحمت است: «ربّ العالمین. الرحمن الرحیم» ؛ 2. همچنان که آموزش نیازمند رحم و مهربانی است: «الرّحمن علّم القرآن» ، [4] تربیت نیز باید بر اساس رحم و مهربانی باشد: «ربّ العالمین. الرّحمن الرّحیم» ؛ 3. رحمانیّت خداوند، دلیل ستایش اوست: «الحمد للّه. . . الرّحمن الرّحیم» .
[1] . انعام (6) : 54.
[2] . اعراف (7) : 156.
[3] . انبیاء (21) : 107.
[4] . الرّحمن (55) : 1 و 2.
 

ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 8:24 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

حد ترخص

حد ترخص

16154746860782941902.jpg;

  بسیاریاز مردم این روزها با خنک تر شدن هوا،  بار سفر بسته و به قصد زیارت و یا گشت و گذار در طبیعت راهی سفر می شوند. و از این فرصت تعطیلات تابستانی بهترین استفاده را می کنند. چنانچه معلوم هست  هر کسی که به قصد مسافرت ، حرکت کند و به حد ترخص برسد، باید نمازش را شکسته بخواند یعنی نمازهای چهاررکعتی خود را دو رکعتی بخواند. ولی نماز صبح و مغرب خود را باید کامل بخواند..

حد ترخص به میزان مسافت و فاصله از شهر(وطن یا جایی که اقامت ده روز داشته) گفته می شود که مسافری که قصد سفر به اندازه مسافت شرعی (یعنی رفت و برگشت 45 کیلومتر) را دارد باید نماز وروزه خود را  بعد از آن شکسته بخواند. یعنی اگر کسی مثلا قصد دارد از یزد به مشهد مسافرت برود ، وقتی از شهر یزد به اندازه ای دور شود که دیوار شهر را نبیند و یا صدای اذان را نشنود ، با اینکه هنوز 22 کیلومتر را طی نکرده هست، ولی باید نماز خود را شکسته بخواند. و از طرف دیگر  اگر  کسی از مسافرت به وطن خود برگشت ، و به اندازه ای رسید که دیوار شهر را می بیند و صدای اذان آن شهر را می شنود، باید نماز را کامل بخواند.
بنابراین حد ترخص با مسافت شرعی فرق می کند ، مسافت شرعی یعنی مقدار مسافتی که اگر کسی  قصد تردد به آن مقدار را داشته باشد ، از نظر شرعی مسافر محسوب می شود. که میزان مسافت آن ،رفت و برگشت حدود 45 کیلومتر می باشد. پس اگر کسی  قصد تردد کمتر از این مسافت را داشته باشد ، حتی اگر از حد ترخص بگذرد ، مسافر محسوب نمی شود و باید نمازش را کامل بخواند.مسافت شرعی همان سفری که رفت و برگشت آن 45 کیلومتر می باشد. ولی از کجا باید نمازمان را شکسته بخوانیم؟ وقتی از حد ترخص رد شدیم یعنی وقتی دیوار شهر را ندیدیم و صدای اذان را نشنیدیم.
بنابراین وقتی شما میخوای سفری رو شروع کنی یعنی به قصد سفر حرکت کردی همین که از حد ترخص رد شدی ، باید نمازت رو شکسته بخونی حتی اگه به 22.5 کیلومتر نرسیدی. 

 پی نوشت ها:
استفتاءات مقام معظم رهبری س 640، رساله آیت الله بهجت م 1068، رساله آیت الله وحید
 

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 8:23 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

اینگونه از فکر گناه رها شویم

 اینگونه از فکر گناه رها شویم

15958421519793616684.jpg;

   آیت الله"جوادی آملی" در کتاب "مفاتیح الخیات" ذیل عنوان "رهایی از فکر گناه" می نویسند:

هرگاه فکر گناه بر کسی هجوم برد، نباید آن را انجام دهد، بلکه با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد.

امام صادق (سلام الله علیه)فرمود:« کسی که به فکر گناه افتاد، انجام ندهد، زیراچه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: بهعزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.»(1)

ذکر خدا راه رهایی از گناه

  کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره برد.

امام صادق(سلام الله علیه) می فرماید: « شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد، جز آن که او را از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانی اش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند.» (2)

ونیز فرمود: « هرگاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر{ و بر خدا توکل کن} که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند سلطه ای ندارد.«(3)

به فرموده امیر مومنان (سلام الله علیه)« مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهی مانند عجب و خودپسندی و خودبسندی {و...} شده و مدح و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد{و از این حالت هابه خدا پناه نبرد} » (4)

نکته:یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راه کار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچزمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد؛ زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیازی است که همواره در صدد رفع حاجت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.(5)

مصداق ذکر:امام صادق (سلام الله علیه)می‌فرماید: ذکر خدا، تنها گفتن «سبحان‌اللهوالحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر» نیست، بلکه ذکر خدا، به این است، ‌هرگاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند ترکش کنی.(6)

همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر مأثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. ذکر مأثور هر چند با زبان یا قلم باشد، عملی صالح است؛ ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود، بلکه ذکر قلبی ـ که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بودن رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد ـ سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلم را عهده دار خواهد بود؛ یعنی در سیرت و روش خود انصاف و مواساتدارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد، پس ذکر آنها ذکر خداست.(7)

امام صادق(سلام الله علیه)می‌فرماید: کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(8)

 نکته:کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می‌کند؛ زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود در صدد وسوسه و نفوذ در حریم دل است که با ذکر مدام می‌توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب‌های او نیز رافعاست؛ زیرا اگر در اثر سستی شخص، شیطان در او نفوذ کرد می‌توان اثر تلخ پدیده آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده، مرهون یاد خدا بودن است. بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود، تا از این برکات فراوان بهره ‌مند شد. (9) اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فراگیرد و دلش نرم و درونش آرام شود و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.

هر که دریاهای اشکش حاصل است...گو بیا کو در خور این منزل است

وانکه او را دیده خون‌بار نیست...گو برو کو را بَرِ ما کار نیست (10)

پی نوشت:

1)الکافی.ج2.ص272

2)مصبح الشریعه. ص79 و بحارالانوار.ج69.ص124

3)سوره نحل.آیه 99 (مصبح الشریعه. ص79ـ80 و بحارالانوار.ج69.ص125

4)نهج البلاغه.نامه 53. بند145

5)ر.ک تسنیم.ج7.ص554

6)الکافی.ج2.ص144

7) ر.ک تسنیم.ج7.ص555

8)الکافی.ج2.ص500

9)ر.ک تسنیم.ج7.ص555

10)منطق الطیر.ص256

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 8:21 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]