غزوه ذات الرّقاع
غزوه ذات الرّقاع
![]()
بیش از پنج سال بود که رسول خدا(ص) از مکه معظمه به مدینه هجرت کرده بودند جنگهای مهم بدر و احد و احزاب را باهمه سختی ها و مشکلاتش پشت سر گذاشته بودند در این هنگام خبر آوردند که قبیله های غطفان و بنی محارب و انمار و ثعلبه تدارک جنگ می بینند و خود را آماده می کننده تا به مدینه حمله کنند!
پیامبربزرگ اسلام با لشگری مرکب از هفتصد مرد جنگی بسوی آنان روانه و در ذات الرّقاع فرود آمدند طرفین صف آرائی کرده و آماده جنگ شدند.
دلهره و نگرانی بر دشمن غلبه کرده و بیم و هراس دلهای آنها را پر کرده بود بعضی از مشرکین که شتابزده از مسیر لشگر اسلام فرار کرده بودند زنانشان به اسارتمسلمانها درآمده بود.
لحظات بسیار حساسی بود در این هنگام مسلمانها متوجه شدند که وقت نماز ظهر است و باید این فریضه الهی را انجام دهند لشگر دشمن مقابل آنها در طرف قبله قرار دارد.
پیامبراسلام جلو ایستاد مسلمانان پشت رسول خدا(ص) به تماز ایستادند و نماز ظهر را به جماعت خواندند و کفار از دور آنها را می دیدند و رکوع و سجودشان را مشاهده می کردند.
بعداز نماز کفار متوجه شدند که این عبادت ، آنها بوده ، گفتند ای کاش در حال نمازشان حمله می کردیم و آنها را از بین می بردیم! یکی از آنها گفت نگران نباشید اینها غیر از این نماز یک نماز دیگر که وقتی مشغول آن شدند ما حمله می کنیم در این هنگام جبرئیل امین نازل شد و این آیه مبارکه را آورد :
وَاِذاکُنْتَ فیهِم فَاَقَمت لَهُمُ الصَّواة فَلتَقُم طائِفةٌ مِنْهُم مَعَکَ وَلْیَأخُذُوا اسلِحَتَهُم فَاِذا سَجَدُوا فَلیَکونُو مِن وَرائِکُم الخ سوره نساء آیه 102
کهخلاصه معنی آیه مبارکه اینست که وقت نماز، مسلمانها باید دو فرقه شوند وقتیپیامبر اکرم به نماز ایستاد یک عده از مسلمانها با اسلحه شان بیایند اقتداکنند و رکعت اول را با پیامبر (ص) بخوانند و در رکعت دوّم قصد فرادی کنندو نماز را سلام دهند.
وبرونددر مقابل کفار قرار بگیرند و آن عده دیگر مسلمانها که نماز نخوانده اند بیایند و در رکعت دوّم با پیامبر اکرم(ص) اقتدا کنند و وقتی که رسول خدا خواست سلام دهد اینها بلند شوند و رکعت دوّم نماز را خودشان بخوانند که اینگونه نماز را نماز خوف می نامند و این یک معجزه ای بود از رسول اکرم (ص)که آن حضرت نماز ظهر را با همه اصحاب با جماعت خواند و کفار چون مشاهده کردند تصمیم گرقتند که در نماز عصر حمله کنند این آیه نازل شد و حضرت نماز عصر را به این کیفیت انجام دادند و تمام نقشه های کفّار نقش بر آب شد.
آنهانماز را در اول وقت با جماعت در مقابل دشمن بجا آوردند و بعد از به جنگ پرداختند و دشمن را تارو مار کردند و غنائم بسیاری هم نصیب آنها گردید
(منبع تفسیرمنهج الصادقین ج 3 ص100)
ادامه مطلب
صلوات
صلوات
![]()
بدنبال شهادت به توحید و رسالت ، بر محمّد و آل او صلوات مى فرستیم .
صلوات ، نشانه محبّت ، مؤ دّت و وفادارى به خاندان پیامبر گرامى اسلام است ، که قرآن آنرا اجر رسالت پیامبر دانسته است .(372)
صلوات ، صیقل دهنده روح زنگار گرفته انسان است (373) و نفاق را از بین مى برد.(374) صلوات ، عاملى براى محو گناهان (375)، وسیله اى براى گشایش درهاى آسمان (376)، سبب استفغار و دعاى فرشتگان در حق انسان (377)، وسیله اى براى تقرّب به پیامبر در قیامت و دریافت شفاعت اوست .(378) خوش عاقبت کسى است که آخرین کلامش در دنیا صلوات باشد.(379)
خداوند ابتدا خود بر پیامبر صلوات مى فرستد و سپس به ما دستور صلوات مى دهد: (اِنَّ اللّهُ وَ مَلائکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلىَ النَّبِى یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً)(380)یعنى همانا خداوند و فرشتگان بر محمّد صلوات مى فرستند، اى کسانى که ایمانآورده اید شما نیز بر او صلوات و سلام بفرستید و تسلیم محض او باشید.
از این آیه و روایات ذیل آن نکاتى در مورد صلوات بدست مى آید:
الف : صلوات ، احترام زبانى است ولى مهم تر از آن اطاعت عملى است که جمله ((سَلِّمُوا تَسْلیماً)) به آن اشاره دارد.
ب : صلواتِ خدا و فرشتگان دائمى است : ((یُصَلُّون ))
ج : صلواتِ خداوند کرامت و صلوات فرشتگان رحمت و صلوات مردم دعاست .
د: در روایات آمده : خداوند به حضرت موسى خطاب کرد بر محمّد و آل او صلوات فرست ، زیرا که من و فرشتگانم بر او صلوات مى فرستیم .(381)
ه:رسول خدا فرمود: یاد خدا عبادت است و یاد من نیز عبادت است ، چنانکه یاد جانشین من على بن ابیطالب علیهما السلام نیز عبادت است .(382)
و: در روایات آمده : براى استجابت دعا قبل از دعا صلوات بفرستید.(383)نه تنها گفتن صلوات بهنگام شنیدن نام آن حضرت بلکه نوشتن آن ، بدنبال نام آن حضرت ثواب دارد و پیامبر مى فرمود: کسى که در کتاب خود بر من صلوات بفرستد، تا زمانى که نام من در این کتاب است فرشتگان براى او استغفار مى کنند.(384)
372-سوره شورى ، آیه 23.
373-وسائل ، ج 4، ص 1216.
374-کافى ، ج 2، ص 492.
375-بحار، ج 94، ص 54.
376-وسائل ، ج 4، ص 1220
377-مرآة العقول ، ج 12، ص 109.
378-بحار، ج 94، ص 63.
379-وسائل ، ج 4، ص 1216.
380-سوره احزاب ، آیه 55.
381-تفسیر نورالثقلین ، ج 4، ص 305.
382-بحار، ج 94، ص 69.
383- بحار ج 94 ص 64.
384-بحار، ج 94، ص 71.
ادامه مطلب
تا آخر عمر در حال نماز باشیم
تا آخر عمر در حال نماز باشیم
![]()
وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقینُ [۱]
و پروردگارت را عبادت کن تا یقین (مرگ) فرا رسد.
دستور به پیامبر میدهد که دست از عبادت پروردگارت در تمام عمر برمدار و همواره او را بندگی کن تا یقین فرا رسد « وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقینُ »
معروفو مشهور در میان مفسران این است که منظور از (یقین) در اینجا مرگ است و بهاین جهت مرگ، یقین نامیده شده که یک امر مسلم است، در هر چیز شک کند در مرگ نمیتواند تردید به خود راه دهد.
و یا اینکه به هنگام مرگ پردهها کنار میرود و حقایق در برابر چشم آشکار میشود و حالت یقین برای او پیدا میگردد. در سوره مدثر آیه (۴۶ ـ ۴۷) از قول دوزخیان میخوانیم:
وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ حَتَّى أَتانَا الْیَقینُ (ما همواره روز رستاخیز را تکذیب میکردیم تا اینکه یقین (مرگ ما) فرا رسید).
ازاینجا روشن میشود که آن چه از بعضی از صوفیه نقل شده که آیه فوق را دستاویزی برای ترک عبادت قرار دادهاند و گفتهاند آیه میگوید: عبادت کن تا زمانی که یقین فرا رسد، بنابراین بعد از حصول یقین نیازی به عبادت نیست!گفتار بیاساس و بیپایهای است، چرا که اوّلاً: به شهادت بعضی از آیات قرآن که در بالا اشاره کردیم یقین به معنی مرگ است، که هم برای مؤمنان و همبرای دوزخیان، برای همه خواهد بود.
ثانیاً: مخاطب به این سخن، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، و مقام یقین پیامبر و همه محرز است آیا کسی میتواند ادعا کند که دارای مقام یقین از نظر ایمان نبوده است و ثالثاً: تواریخ متواتر نشان میدهد که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تا آخر ساعات عمرش عبادت را ترک نگفت و علی ـ علیه السّلام ـ در محراب عبادت کشته شد، و همچنین سایر امامان. [۲]
پیام ها: [۳]
۱- مهمتر از عبادت، استمرار آن است. «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»
۲- تداوم بر بندگى حق، سبب پیدا شدن یقین است. وَ اعْبُدْ ... یَأْتِیَکَ الْیَقِین
_____________________________________________________________
[۱] - حجر / ۹۹
[۲] - تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۱۴۳.
[۳] - تفسیر نور(۱۰جلدى)، ج۴، ص: ۴۸۵
ادامه مطلب
جهت قبله هنگام نماز
جهت قبله هنگام نماز
![]()
وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ [۱]

ازهر کجا (و از هر شهر و نقطهای) خارج شدن (به هنگام نماز) روی خود را به جانب مسجد الحرام کن. این فرمان دستور حقی است از طرف پروردگار تو، و خداوند از کردار شما غافل نیست.
ـ در آیه فوق تغییر قبله و لزوم و توجه به کعبه تکرار شده و به عنوان یک فرمان مذکور و یک امر حق از طرف پروردگار معرفی گردیده است و در آیه بعدش برای سومین بار روی این مسأله تکیه شده است.
این تأکیدات پی در پی همگی حاکی از این حقیقت است که مسأله تغییر قبله و نسخ این حکم در میان مسلمانان گران و سنگین و در میان دشمنان لجوج دستاویزی برای سمپاشی بود.
پیامها و نکتهها
۱ـ تغییر قبله موجب کوتاه شدن زبان مخالفان
۲ـ تغییر قبله یک نوع تربیت و تکامل نعمت پروردگار بود.
۳ـ تغییر قبله سبب شد که مسلمانان با انضباط اسلامی آشنا شوند و از تقلید و تعصب دور گردند و هدایت یابند.
۴ـ تغییر قبله همزمان با تشکیل حکومت اسلامی بعد از هجرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود.
۵ـ تغییر قبله و نماز خواندن به سوی مسجد الحرام، زمینه اتمام نعمت خدا بر مؤمنان.
۶ـ تغییر قبله باعث شد که مسلمانان متوجه قدیمیترین خانه توحید شدند و به این ترتیب یک مرحله تکامل و تربیت تحقق یافت.
کعبه، قبله مسلمانان
قبله بودن مسجد الحرام و یا کعبه جلوهای از ربوبیت الهی.
کفایت جهت قبله به هنگام نماز.
نظارت دقیق و همه جانبه خداوند نسبت به اعمال انسان.
تهدید خداوند نسبت به متخلّفین از پیروی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مورد قبله.
تعیین مسجد الحرام و یا کعبه به عنوان قبله، حق و از جانب پروردگار است. [۲]
مسلمانان هر جا که باشند هنگام اقامه نماز باید مسجد الحرام و یا کعبه را قبله قرار دهند.
تغییر قبله از مسجد الاقصی به مسجد الحرام از نقاط عطف تاریخ صدر اسلام است.
تغییر قبله و نماز خواندن به سوی مسجد الحرام زمینه هدایت مؤمنان.
خانهکعبه که در مکه معظمه میباشد قبله است و باید روبروی آن نماز خواند ولی کسی که دور است اگر طوری بایستد که بگویند رو به قبله نماز میخواند کافی است.
کارهای دیگری مانند سر بریدن حیوانات باید رو به قبله انجام گیرد.
مسلمانان باید در عبادت رو به کعبه کنند حتی در کارهایی همچون خواب، خوراک، هنگام وضو گرفتن و..
پیامها: [۳]
۱- مسلمانان باید از هر کارى که بهانه به دست دشمن مىدهد پرهیز کنند. «لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ»
۲- نفى سلطهى دیگران و رسیدن به استقلال، یک ارزش است. «لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ»
۳- تغییر قبله، عامل خنثى سازى ایرادهاى بىجا و بهانهتراشىهاى اهل کتاب و مشرکان و منافقان مىباشد. «لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ»
۴- دشمنان خارجى، بزرگترین خطر براى مسلمانان نیستند، بىتقوایى خطر اصلى است. «فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی»
۵- تعیین قبلهى مخصوص براى مسلمانان، زمینهى اتمام نعمت خدا بر آنهاست. «وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ»
۶- تعیین قبله و نماز خواندن به سوى مسجدالحرام، زمینهى هدایت مؤمنان است. «لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»
۷- هدایت، داراى مراحلى است. با آنکه مخاطب آیه مسلمانان هستند که هدایت شدهاند، پس منظور دستیابى به مراحل بالاترى از آن است. «لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»
____________________________________
[۱] - بقره /۱۴۹
[۲] - تفسیر راهنما، ج ۱، ص ۳۸۵.
[۳] - تفسیر نور(۱۰جلدى)، ج۱، ص:۲۳۱و ۲۳۲
ادامه مطلب
