مانع نماز رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ
دراحادیث آمده است ابو جهل، از اطرافیان خود سؤال کرد آیا محمّد در میان شمانیز (برای سجده) صورت به خاک میگذارد؟ گفتند: آری. گفت: سوگند به آنچه مابه آن سوگند یاد میکنیم، اگر او را در چنین حالی ببینم با پای خود گردن او را له میکنم. به او گفتند: ببین او در آنجا مشغول نماز خواندن است.
ـابو جهل حرکت کرد تا گردن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را زیر پای خودبفشارد ولی هنگامی که نزدیک آمد عقب نشینی کرده و با دستش گویی چیزی را ازخود دور کرد. به او گفتند: این چه وضعی است در تو میبینیم؟ گفت: ناگهان میان خودم و او خندقی از آتش دیدم و منظره وحشتناک و همچنین بال و پرهایی مشاهده کردم.
در اینجا پیغمبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قسم به کسی که جانم در دست او است اگر به من نزدیک شده بود فرشتگان خدا بدناو را قطعه قطعه میکردند و عضو عضو او را میربودند.
اینجا بود که آیه فوق نازل شد.
ـدر آیه آمده اگر این شخص طغیانگر که رهروان راه حق را از نماز و هدایت و تقوی باز میدارد اگر تکذیب حق کند و از آن روی گرداند چه سرنوشت دردناکی خواهد داشت. [۵]
در تفسیر المیزان آمده:
ـمرا خبر ده از کسی که نهی میکرد بندهای را که نماز میخواند و خدا را عبادت میکرد، و با این حال شخص نمازگزار را از نماز نهی میکند و یا این که میداند خدا میبیند آیا جز عذاب استحقاقی جز این دارد. [۶]
ـ از سیاق برمیآید نمازگزار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بوده نه مردم. [۷]
[۵] - تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۶۶.
[۶] - تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص ۷۵۳.
[۷] - تفسیر المیزان. ج ۲۰، ص ۷۶۰؛ مجمع البیان، ج ۲۰، ص ۷۶۰.
ادامه مطلب
ذکر یک مصداقش نماز است
علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
یاد خدا بودن باعث سرور و شادی هر پرهیزگار و لذت بردن هر شخص درستکاری است.[10]
درحدیث میخوانیم که از وصایایی که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـعلیه السّلام ـ فرمود این بود: ای علی سه کار است که این امت طاقت آن را ندارند (و از همه کس ساخته نیست) مواسات با برادران دینی در مال 2ـ و حق مردم را از خویشتن دادن،3ـ و یاد خدا در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست بلکه یاد خدا آن است که هنگامی که انسان در برابر حرامی قرار میگیرد از خدا بترسد و آن را ترک گوید.
در حدیث دیگری میخوانیم علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
ذکردو گونه است یاد خدا کردن به هنگام مصیبت (و شکیبائی و استقامت ورزیدن) و از آن برتر آن است که خدا را در برابر محرمات یاد کند و میان او و حرام سدیایجاد نماید.[11]
[10] - غرر الحکم، ص 405.
[11] - تفسیر نمونه ج 10، ص 216.
ادامه مطلب
ذکر خدا چیست و چگونه است
ذکر گاهی به معنی یادآوری چیزی به زبان یا به قلب است، ذکر دو گونه است. ذکر قلبی و ذکر زبانی
وهر یک از آنها دو گونه است یا پس از فراموشی است و یا بدون فراموشی و به هر حال منظور در آیه فوق از ذکر خدا که مایه آرامش دلها است تنها این نیست که نام او را بر زبان آورد و مکرّر تسبیح و تهلیل و تکبیر گوید بلکه منظور آن است که با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حرکت و فعالیت در وجود او به سوی جهاد و تلاش ونیکیها گردد و میان او و گناه، سد مستحکمی ایجاد کند این است حقیقت ذکر که آن همه آثار و برکات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است.[4]
آنچنان که نوش دارو مایه راحتی و آرامش مار گزیده است همان طور که مار گزیده به نوش دارو و رکون و اعتماد نموده خود را به آن میرساند و پس از بهکار بردن آن احساس نشاط، سلامتی و عافیت میکند، نفس نیز از یاد خدا این احساس را مینماید.
پس هر قلبی به طوری که جمع محلّی به الف و لام (القلوب) افاده میکند با ذکر خدا اطمینان مییابد و قلق و اضطرابش تسکین پیدا میکند آری این معنا حکمی است عمومی که هیچ قلبی از آن مستثنا نیست مگر اینکه کار قلب به جائی برسد که در اثر از دست دادن بصیرت و رشدش دیگر نتوان آن را قلب نامید البته چنین قلبی از ذکر خدا گریزان و از نعمت و طمأنینه و سکون محروم خواهد بود.
همچنان که فرمود: فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ، دیدگان کور نمیشود و لکن دلها که در سینههاست کور میگردد.[5]
و نیز فرمود: ِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِه، قلب دارند و لکن با آن نمیفهمند.[6]
و نیز فرمود: نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ، خدا را فراموش کردند خدا هم ایشان را فراموش کرد.[7]
دلها جز به یاد خدا به غیر دیگری اطمینان نمییابد.
[4] - نمونه، ج 10، ص 215.
[5] - حج / 46.
[6] - اعراف /179.
[7] - توبه / 67.
ادامه مطلب
تأثیر یاد خدا بودن
هر وقت که دل آدمی به یاد خدا بیفتد اولین اثری که از خود نشان میدهد ایناست که ملتفت مقصودها و تقصیرها و گناهان خود گشته، آن چنان متأثر شود کهعکس العملش در جوارح لرزه اندام باشد دومین اثرش این است که متوجه پروردگارش میشود که هدف نهائی فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سکونت یافته و به یاد او دلش آرامش مییابد.[1]
[1] - المیزان، ج 11، ص 543، 545.
ادامه مطلب
