تکبیر در نمازهاى دیگر
تکبیر در نمازهاى دیگر
![]()
در نمازهاى عید فطر و قربان ، نه فقط در نماز که قبل و بعد نماز، شعارها همه تکبیر است .
در نماز آیات پنج رکوع داریم وبراى هر رکوع تکبیرى وارد شده است .
در نماز میّت نیز اصولاً 5 تکبیر رکن نماز است .
در نماز چگونه تکبیر بگوییم ؟
اسلام براى هر کار آدابى را بیان کرده است . در گفتن اللّه اکبر نیز آدابى باید مراعات شود، از جمله :
1- هنگام گفتن تکبیر در نماز، دو دست را تا مقابل گوش ها بالا بیاوریم ، بطورى که وقتى دستها مقابل گوش رسید تکبیر تمام شده باشد.
امام رضا علیه السلام فرمود: حرکت دستها در موقع تکبیر در توجه و ابتهال به خدا و حضور قلب مؤ ثر است . [1]
2- انگشتان دست موقع تکبیر بهم چسبیده باشد و بالا رود.
3- کف دستها رو به قبله باشد.
روایات بلندکردن دست هنگام تکبیر را زینت نماز معرّفى کرده اند. [2]
پی نوشتها
[1] - وسائل ، ج 4، ص 727.
[2] - بحار، ج 84، ص 351.
ادامه مطلب
معناى تکبیر
معناى تکبیر
![]()
اللّه اکبر، یعنى خدا برتر از همه موجوداتِ حسّى ، ذهنى ، مُلکى و ملکوتى است .
اللّه اکبر، یعنى خدا برتر از آنست که کسى بتواند او را توصیف کند.
اى برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هرچه گفته ایم و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم
امام صادق علیه السلام مى فرماید: چون تکبیر مى گویى باید همه چیز نزد تو کوچک شود جز او. [1]اینکه انسان با زبان تکبیر بگوید اما دل به دیگرى بسته باشد دروغگو و حیله گر است و بخاطر همین امر خداوند شیرینى ذکر خدا را از او مى گیرد.
[1] - سرّالصلوة ، ص 78.
ادامه مطلب
تکبیر در فرهنگ اسلامى
تکبیر در فرهنگ اسلامى
![]()
نه فقط در نماز، بلکه در بسیارى از موارد و مواضع ، گفتن اللّه اکبروارد شده است و لذا مسلمانان در صدر اسلام ، هم در تلخى ها و هم در شادى ها تکبیر مى گفته اند که ما به گوشه اى از آن اشاره مى کنیم :
1-در جنگ خندق ، مسلمین هنگام کندن خندق به سنگ محکمى برخورد کردند که کلنگ شکست اما سنگ نشکست . پیامبر آمد و با ضربه اى سنگ را شکست . مسلمانان یک صدا تکبیر گفتند و در همانجا پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من سقوط کاخهاى روم و ایران را در برق و جرقه سنگ ها دیدم . [4]
2-على علیه السلام در جنگ صفین ، هر کس را که مى کشت با صداى بلند تکبیر مى گفت و مسلمین با شمردن تکبیرها فهمیدند که حضرت چه تعداد را به هلاکت رسانده است . [5]
3-شبى که فاطمه زهرا علیها السلام را به خانه على ابن ابیطالب علیهما السلاممى بردند هفتادهزار فرشته ، تکبیرگویان به زمین نازل شدند. [6]
4- پیامبر گرامى ما بر جنازه فاطمه بنت اسد، 40 تکبیر [7] و بر جنازه عموى خود حضرت حمزه ، 70 تکبیر خواندند. [8]
5 - مستحب است در مراسم حج هر سنگ ریزه اى که به جایگاه شیطان پرتاب مى شود یک تکبیر گفته شود. [9]
6- در تسبیحات حضرت زهرا که ثوابش معادل هزار رکعت نماز مستحبى است ، 34 مرتبه تکبیر آمده است .[10]
7- هنگامى که پیامبراکرم متولد شد اولین کلمه اى که بر زبان آورد کلمه مبارکه اللّه اکبر بود. [11]
8- روزى که مکّه بدست مسلمانان فتح شد، پیامبر وارد مسجدالحرام شد و به حجرالاسود اشاره کرد و تکبیر گفت و مسلمانان با صداى بلند چنان تکبیر گفتندکه لرزه بر اندام مشرکین افتاد.[12]
9- در روایات مى خوانیم : هرگاه چیزى موجب تعجب شما شد تکبیر بگویید. [13]
10-در جنگ اُحُد، قهرمانى از کفار مبارز مى طلبید. حضرت على علیه السلام جلو رفت و چنان ضربه اى بر او وارد کرد که پیامبر و مسلمانان با صداى بلند تکبیر گفتند. [14]
11- پیامبراکرم به حضرت على مى فرمود: هرگاه به هلال ماه یا آینه نظر کردى و یا مشکلى به تو رو آورد 3 مرتبه تکبیر بگو.[15]
12- زید فرزند امام سجاد علیه السلام که علیه حکومت بنى امیّه قیام کرد، شعارش اللّه اکبر بود. [16]
13-در جنگ بدر، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در انتظار هلاکتِ یکى از سران دشمن به نام نوفل بود، همین که خبر دادند حضرت على او را از میان برداشت پیامبر تکبیر گفت .[17]
14-هنگامى که حضرت على به خواستگارى حضرت زهرا آمد، پیامبر فرمود: صبرکن تا موضوع را با دخترم فاطمه در میان بگذارم . اما حضرت زهرا سکوت کرد و چیزى نگفت . پیامبر فرمود: ((اللّه اکبر سکوتها اقرارها)). [18]
15- در جنگ با خوارج ، وقتى فرمانده آنها به هلاکت رسید، حضرت على تکبیر گفت و سجده کرد و همه مردم تکبیر گفتند.[19]
16- گروهى از یهود مسلمان شدند و به پیامبر گفتند: پیامبران قبلى جانشین داشته اند وصىّ شما کیست ؟
در اینجا آیه ولایت نازل شد که رهبر شما خدا و رسول او و مؤ منانى هستند که در حال رکوع زکات مى دهند.[20]پیامبر فرمودند: به مسجد برویم . وقتى وارد شدند فقیرى را دیدند که خوشحالاست و حضرت على در حال رکوع انگشتر خود را به او داده است . در این هنگام پیامبر تکبیر گفتند. [21]
17-گفتن تکبیر به هنگام ورود به حرم امامان معصوم سفارش شده است . چنانکه قبلاز خواندن زیارت جامعه ، 100 تکبیر در سه مرحله مى خوانیم که به قول مرحوممجلسى شاید دلیل این همه تکبیر آن باشد که جملاتِ زیارت جامعه شما را دچارغلوّ در مورد امامان نکند. [22]
18- حضرت على علیه السلام در قضاوت هاى خود وقتى مجرم را شناسایى مى کرد تکبیر مى گفت .[23]
19-میثم تمار که به جرم طرفدارى از حضرت على علیه السلام بدستور ابن زیاد به دار آویخته شد و با نیزه به او حمله کردند، در لحظه شهادت تکبیر مى گفت و از دهانش خون مى آمد. [24]
20- در شب معراج ، پیامبر از هر آسمانى که مى گذشت تکبیر مى گفت .[25]
21-جبرئیل نزد پیامبر بود که حضرت على وارد شد جبرئیل گفت : اى محمّد! به خدائى که ترا به پیامبرى مبعوث کرد، اهل آسمان ها از اهل زمین این على را بهتر و بیشتر مى شناسند، هرگاه او در جنگ ها تکبیر مى گوید ما فرشتگان نیز با او همصدا مى شویم .[26]
22- در جنگ خیبر وقتى مسلمانان وارد قلعه شدند، چنان تکبیر مى گفتند که یهودیان پا به فرار گذاشتند. [27]
پی نوشتها
[4] - بحار، ج 20، ص 190.
[5] - بحار، ج 32، ص 60.
[6] - بحار، ج 43، ص 104.
[7] - بحار، ج 35، ص 70.
[8] - بحار، ج 20، ص 63.
[9] - بحار، ج 11، ص 168.
[10] - بحار، ج 15، ص 248.
[11] - بحار، ج 15، ص 273.
[12] - تفسیر نمونه ، ج 27، ص 407.
[13] - بحار، ج 92، ص 127.
[14] - بحار، ج 20، ص 126.
[15] - بحار، ج 92، ص 145.
[16] - کتاب زیدبن على ، ص 186.
[17] - بحار، ج 19، ص 281.
[18] - بحار، ج 43، ص 93.
[19] - بحار، ج 41، ص 341.
[20] - سوره مائده ، آیه 55.
[21] - بحار، ج 35، ص 183.
[22] - بحار، ج 16، ص 99.
[23] - بحار، ج 40، ص 260.
[24] - بحار، ج 42، ص 125.
[25] - بحار ج 86 ص 207.
[26] - بحار، ج 39، ص 98.
[27] - پیامبرى و حکومت ، ص 146.
منبع : کتاب تفسیر نماز استاد محسن قرائتى
ادامه مطلب
پرستش و نیایش
کارهای ما اگر برای رضای خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند کسب و کار، علم آموزی، ازدواج و یا خدمت به مردم، در جهت رفع نیازهای خود یا جامعه باشد. عبادت، هدف آفرینش ماست.
قرآن می فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» . [1]
آنچه یک امر را در زمره ی عبادات قرار می دهد، انگیزه ی الهی در انجام آن است و به تعبیر قرآن رنگ خدایی داشتن است: «صِبغَةَ اللّهِ و مَن أَحسَنُ مِنَ اللّهِ صِبغَةً» . [2]
برخیکارها بر اساس عادت است و برخی بر پایه ی فطرت؛ آنچه عادت است می تواند باارزش باشد، مثل عادت به ورزش و می تواند بی ارزش باشد، مانند عادت به سیگار. اما اگر امری فطری شد، یعنی بر اساس فطرت و سرشتِ پاکی که خداوند درنهاد هر بشری قرار داده انجام شد، همواره با ارزش است.
امتیازفطرت بر عادت آن است که زمان و مکان، جنس و نژاد، و سنّ و سال در آن تأثیری ندارد و هر انسانی از آن جهت که انسان است آن را داراست؛ مانند علاقه به فرزند که اختصاص به نسل و عصر خاصّی ندارد و هر انسانی فرزندش را دوست می دارد. اما اموری چون شکل و فرم لباس یا نوع غذا، از باب عادت است ودر زمان ها و مکان های مختلف، تفاوت می کند. در بعضی مناطق، چیزی مرسوم است که در جاهای دیگر رسم نیست.
عبادتو پرستش، یکی از امور فطری است و بنابراین قدیمی ترین، زیباترین و محکم ترین آثار معماریِ بشر، مربوط به معبدها، مسجدها، بتکده ها و آتشکده هاست.
هزینههای سنگینی که در ساختمان کلیساها، کنیسه ها، معابد هندوها و مساجد صرف میشود، همه جلوه هایی از روح پرستش در وجود آدمی است. پرستش، ریشه ی عمیق فطری دارد؛ گرچه انسان خود از آن غافل باشد. به قول مولوی:
همچو میل کودکان با مادران
سِرّ میل خود نداند در لبان
عبادت،وسیله ی دریافت الطاف الهی است. حضرت موسی علیه السلام برای دریافت تورات،چهل شبانه روز در کوه طور به عبادت و مناجات پرداخت و پیامبر گرامی اسلام پیش از دریافت وحی، مدّت های طولانی در غار حرا به عبادت مشغول بود.
در روایات آمده است: «مَنْ اَخْلَصَ الْعِبادَة لِلّهِ اَرْبَعیِِنَ صَباحاً ظَهَرتْ یَنابیِِعُ الْحِکْمةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلی لِسانِهِ؛ هر کس چهل شبانه روز تمام کارهایش رنگ عبادت و خلوص داشته باشد، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد. » [3]
قرآناز کسانی که خدا را به خاطر خود می خوانند و فقط در مشکلات به سراغ او می روند و در غیر آن خدا را فراموش می کنند، انتقاد کرده است و می فرماید: «فَاِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصیِِنَ لَهُ الدّیِِن فَلمّا نَجّاهُمْ اِلَی الْبرِّ اِذا هُمْ یُشْرِکوُن» ؛ [4]هرگاه بر کشتی سوار شوند و در آستانه ی غرق شدن قرار گیرند، با اخلاص خدا را می خوانند، اما همین که به خشکی پا گذارند و نجات یابند برای خدا شریک قائل می شوند.
امیرمؤمنان علیه السلام در مناجات چنین می گوید: «اِلهی ما عَبَدْتُک خَوْفاً مِنْ نارِک وَ لا طَمَعاً فی ِِ جَنَّتِک بَلْ وَجَدْتُک اَهْلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبْدتُک؛خداوندا، عبادتِ من نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت توست، بلکه برای آن است که تو را شایسته ی پرستش یافتم پس تو را عبادت کردم. » [5]
خداونددر آفرینشِ انسان، تمام ویتامین هایی را که نوزاد به آن نیاز دارد در شیر مادر جمع کرده و آن را غذایی کامل قرار داده است. در میان دستورات الهی نیز، نماز کامل ترین فرمان است که خداوند تمام ارزش ها را به گونه ای در آنقرار داده است.
یاد خدا، یک ارزش و وسیله ی آرامش دل هاست و نماز یاد خداست. یاد قیامت یک ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز یادآور «یَوْم الدِّینِ» است. در خطّ پاکان و صالحان بودن یک ارزش است و ما در نماز از خدا می خواهیم در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» قرار بگیریم.
انزجار و برائت از ستم پیشگان و گمراهان یک ارزش است که با گفتن «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَاالضّالِّینَ»آن را اعلام می داریم. عدالت در رأس همه ی ارزش هاست و شرط امام جماعت نماز است. پیروی از امام جماعت در نماز، یک اصلِ با ارزش اجتماعی است که بهجای تک روی، تابع رهبری جامعه باشیم. ایستادن رو به قبله یادآور ارزش های بسیاری است؛ مکّه، شکنجه گاه بلال، قربانگاه اسماعیل، زادگاه علی، پایگاه قیام مهدی، آزمایشگاه ابراهیم و عبادتگاه تمام انبیا و اولیاست.
درنماز هرچه هست حرکت است: در رکوع و سجود و قیام، و رفتن به مسجد و مصلّی؛ پس ساکن و ساکت نباش، بلکه همواره در تلاش و حرکت باش، البتّه در جهت خداوند و به سوی او.
درنماز روح و جان انسان غبارروبی می شود. نماز، غبار غرور و تکبر را می ریزد، چون هر شبانه روز دهها بار بلندترین نقطه ی بدن را به خاک می مالد و سجده بر خاک بهتر از سجده بر سنگ است که تذلّل، در به خاک مالیدن است.
با بدن و لباس پاک، بر زمینِ پاک سجده کن که جز از این راه نمی توان به سرچشمه ی پاکی رسید.
نماز،از هنگام تولد تا لحظه ی مرگ همراه ماست؛ نوزاد که به دنیا می آید در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گویند که سفارش به نماز است: «حیّ علی الصلوة» . به هنگام مرگ نیز با خواندن نماز میّت او را به خاک سپارند و دفنکنند. پس در طول زندگی باید همواره در حال بندگی او بود: «واعبُد رَبّک حتّی یَأتِیکَ الیَقِین» [6]
نمازپیوند انسان با طبیعت است. برای شناخت وقت نماز باید هر صبح و ظهر و شام به خورشید نظر کنی. برای به دست آوردن قبله به ستارگان توجه کنی، و برای انجام نمازهای مستحب در آغاز هر ماه، به حرکات ماه دقت کنی. برای انجام غسلو وضو به آب، و برای سجده و تیمم به خاک رو آوری. این ارتباط میان نماز باخورشید و ماه و ستاره و آب و خاک
تفسیر آیات برگزیده . ج1، ص: 94
به دست کدام طرّاح حکیم برنامه ریزی شده است؟ !
اگر زینت و نظافت یک ارزش است، اسلام سفارش می کند که: «خُذُوا زیِِنَتَکُم عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد» ؛ [7] به هنگام شرکت در مساجد، خود را زینت کنید و زینت های خود را برگیرید. با لباس پاکیزه و معطّر وارد مسجد شوید.
پی نوشتها
[1] . ذاریات (51) : 56.
[2] . بقره (2) : 138.
[3] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 326.
[4] . عنکبوت (29) : 65.
[5] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 70، ص 186.
[6] . حجر (15) : 99.
[7] . اعراف (7) : 31.
منبع درس های از قرآن
ادامه مطلب
