خدا را براى خدا بخوانیم
خدا را براى خدا بخوانیم
![]()
مىگویند: سلطان محمود غزنوى براى آزمایش درباریانش که چقدر به او وفادارند، کاروانى به راه انداخت و صندوق جواهرى را بر شترى نهاد اما در آنرا قفل نکرد. در مسیر راه به درّه اى رسیدند او شتر را رَم داد، صندوق برگشت و جواهرات به درّه سرازیر شد. سلطان گفت : هر کس هر جواهرى به دستش رسید از آنِ او باشد، اطرافیان شاه را رها کردند و به سراغ جمع کردنِ درّ و گوهر رفتند.
دراین میان دید که اَیاز جواهرات را رها کرده و به دنبال سلطان آمده است . از او پرسید تو چرا به سراغ جواهرات نرفتى ؟ ایاز در جواب گفت :
منم در قفاى تو مى تاختم
زخدمت به نعمت نپرداختم
آنگاه مولوى از این ماجرا نتیجه گیرى کرده و مى گوید:
گر از دوست چشمت به احسان اوست
تو در بند خویشى نه در بند دوست
خلاف طریقت بود کاولیاء
تمنا کنند از خدا جز خدا
قرآناز کسانى که خدا را بخاطر خود مى خوانند و فقط در مشکلات به سراغ او مى روند و در غیر آن خدا را فراموش و یا حتى انکار مى کنند، به شدت انتقاد کرده است :
(فَاِذا رَکِبوُا فِى الْفُلْک دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین فَلمّا نَجّاهُمْ اِلىَ الْبرِّاِذاهُمْ یُشْرِکوُن ) [12]
هرگاهبر کشتى سوار و در آستانه غرق شدن قرار گیرند، با اخلاص خدا را مى خوانند،اما همین که به خشکى پا گذاشتند و نجات یافتند مشرک مى شوند.
به هرحال ، کار براى خود، نفس پرستى است .
کار براى مردم ، بت پرستى است .
کار براى خدا و خلق ، دوگانه پرستى است .
و کارِ خود و خلق را براى خدا کردن ، خداپرستى است .
در مناجات مى خوانیم : ((اِلهى ما عَبَدْتُک خَوْفاً مِنْ نارِک وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِک بَلْ وَجَدْتُک اَهْلاً لِلْعِبادَة فَعَبْدتُک )) [13]خداوندا! عبادتِ من نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت توست ، بلکه بخاطر آنست که تو را شایسته عبادت و بندگى یافتم پس تو را عبادت کردم .
آرى، این تجّارند که به طمع سود کار مى کنند و این بردگانند که از روى ترس کار مى کنند، آزادگان و اَحرار بخاطر شکر نعمتهاى الهى او را عبادت مى کنند. چنانکه در کلمات معصومین آمده است :
((اِنَّقَوماً عَبَدوُا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْک عِبادَةُ التُّجارِ وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدوُا اللّهَ رَهْبَةًفَتِلْک عِبادَةُ الْعَبیدِ و اِنَّ قَوماً عَبَدوُاللّهَ شُکْراً فَتِلْک عِبادَةُ الاَْحْرارِ)) [14]
به قول حافظ:
در ضمیر ما نمى گنجد بغیر از دوست کس
هردو عالم را به دشمن دِه که ما را دوست بس
درعشق مادى انسان معشوق را براى خود مى خواهد، اما در عشق معنوى ، انسان خودرا براى معشوق . على علیه السلام در دعاى کمیل مى گوید: ((وَاجْعَلْ قَلْبى بِحُبِّک مُتَیَّماً)) خداوندا! قلبم را از محبّت خود لبریز کن .
[12] - سوره عنکبوت ، آیه 65.
[13] - بحار، ج 70، ص 186.
[14] - بحار، ج 41، ص 14.
منبع : کتاب تفسیر نماز استاد محسن قرائتى
ادامه مطلب
کیفیّت یا کمّیت
کیفیّت یا کمّیت
![]()
اسلام به چگونگى کار و هدف و انگیزه آن توجه بسیار کرده است . قرآن از عملِ بهتر ستایش مى کند نه عملِ بیشتر، و مى فرماید:
(لِیَبْلُوَکُمْ اَیّکُم اَحْسَنُ عَمَلاً) [16]
خداوند شما را در بوته امتحان قرار مى دهد تا مشخّص شود کدامیک از شما بهترین عمل را بجاى آورد.
حضرت على علیه السلام در رکوع انگشترش را به فقیرى داد و آیه اى از قرآن بخاطر آن نازل شد. مردم گمان کرده اند نازل شدن یک آیه بخاطر یک انگشتر، از آن جهت بوده که انگشتر قیمتى بوده و لذا گفته اند: قیمت انگشتر به مقدار خراج ومالیاتِ شامات و سوریه بوده است .
درحالى که انگشترى با چنین قیمت هرگز با زهد على علیه السلام سازگار نیست ، چنانکه با عدل على هم نمى سازد که او چنین انگشترى در دست کند و بعضى در فقر و ندارى باشند. اما حقیقت آنست که نزولِ آیه (اِنَّماوَلِیّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُه وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیموُنَ الصَّلوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ) [17] بخاطر کیفیت عمل بود نه کمیّت آن ، بخاطر اخلاص وقصد قربت بود، نه وزن وحجم وقیمتِ انگشتر.
[16] - سوره هود، آیه 7.
[17] - سوره مائده ، آیه 55.
ادامه مطلب
آثار نیّت فاسد
آثار نیّت فاسد
![]()
در خاتمه بحث نیّت ، اشاره اى هم به آفاتِ نیّتِ فاسد مى کنیم چنانکه قبلاً برکات نیّتِ سالم را بیان کردیم .
1- مستجاب نشدن دعا. امام سجّاد علیه السلام مى فرماید: نیّت سوء سبب قبول نشدن دعاهاست .[26]
نیّتِ غیرخدایى ، نه تنها کارها را از رنگ الهى و عبادت بودن مى اندازد، بلکه خطراتى را هم در بر دارد.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: اگر کسى وام بگیرد اما هدفش این باشد که آن را نپردازد به منزله سارق است .[27] چنانکه اگر در ازدواج قصد پرداختِ مهریّه همسرش را نداشته باشد در نزد خدا به منزله زناکار است . [28]
2- محرومیّت از رزق . امام صادق علیه السلام فرمود: چه بسا مؤ منى که نیّت گناه مى کند و خداوند او را از رزق محروم مى کند.
نمونه عینى این حدیث ، داستان باغى است که در قرآن آمده است :
درسوره قلم از آیه 16 تا 30 داستان گروهى آمده است که باغى داشتند و قصد کردند براى برداشت محصول شبانه بروند تا فقرا آگاه نشوند و چیزى از میوه هارا به فقرا ندهند.
سحرگاهکه به سراغ باغ رفتند، دیدند باغ سوخته و خاکستر شده است . ابتدا گمان کردند راه را گم کرده اند، اما یکى از آنها که عاقل تر بود گفت : آیا من بهشما تذکّر ندادم چنین قصد و نیّتى نکنید. شما قصد محروم کردن فقرا را داشتید خداوند هم شما را از آن محروم کرد.
از این ماجراى قرآنى فهمیده مى شود که خداوند گاهى بر اساس قصد و نیّتِ ما کیفر مى دهد [29] گرچه این امر کلیّت ندارد.
3- سبب شقاوت است . حضرت على علیه السلام مى فرماید: ((مِنَ الشّقاءِ فَسادُ النِّیَّة )) [30] نیّت فاسد نشانه شقاوت است .
4- برکت از عمر و زندگى مى رود. على علیه السلام در جاى دیگرى مى فرماید: ((عِنْدَ فَسادَ النِّیَّة تَرْتَفِعُ الْبَرَکَة )) [31] خداوند برکت را از کسى که نیتش سالم نیست برمى دارد و او نمى تواند از نعمت هاى الهى به خوبى استفاده کند.
می گویند به شخصى گفتند: بخاطر فلان کارر خوبت ، سه دعاى مستجاب دارى . خوشحال شد و گفت : خدایا! همسرم زیباترین زنان شود، همسرش بسیار زیبا شد اما زندگى برایش تلخ شد زیرا مى دید که همه مردم چشم به زن او دوخته اند. دعاى دوّم را بکار بست که خدایا همسرم را زشت ترین زنان کن ، دعایش مستجاب شد اما دیگر زندگى با چنین همسرى قابل تحمّل نبود. از دعاى سوّم استفاده کرد و گفت : خدایا همسرم مثل اوّلش شود. دعایش مستجاب شد و همسرش به شکل اوّل بازگشت . او هر سه دعا را بکار بست اما نتیجه اى نگرفت این است معناى برداشته شدن برکت که انسان از امکانات بهره خوب نبرد.
پی نوشتها
[26] - بحار، ج 70، ص 375.
[27] - وسائل ، ج 12، ص 86.
[28] - وسائل ج 15 ص 22.
[29]- شخصى به من گفت : به یکى از جانبازانِ جنگ برخوردم که روى چرخ نشسته بود، جلو رفتم و او را بوسیدم . بوى عطر مرا که فهمید از من تقاضا کرد شیشهعطرم را به او بدهم . من گفتم : عطرى براى شما مى خرم ولى این عطر براى خودم باشد. به هر حال به او ندادم و از او جدا شدم ساعتى بعد که به دستشویىرفتم شیشه عطرم به درون مستراح افتاد. ناگهان متوجه شدم این کیفر آن بخل است و همانجا به حال خودم گریه کردم . آرى ، چه بسیار حسرت ها و ندامت ها که باید در قیامت بخوریم از اینکه براى خدا کارى نکرده ایم .
[30] - غررالحکم ، حدیث 1610.
[31] - غررالحکم ، حدیث 1615.
منبع : کتاب تفسیر نماز استاد محسن قرائتى
ادامه مطلب
اللّه اکبر
اللّه اکبر
![]()
زائران خانه خدا، اوّلین کلام واجبشان گفتن لبیّک است که با گفتن آن وارد اعمال حج مى شوند و یک سرى چیزها بر آنها حرام مى شود.
نماز نیز با گفتن اللّه اکبرشروع مى شود و امورى را بر نمازگزار حرام مى کند، مانند خوردن ، آشامیدن وحرف زدن ، لذا به تکبیر اوّل نماز تکبیرة الاحرام مى گویند.
زائرانمکّه در مسیر راه به هر فراز و نشیب که مى رسند لبیّک را تکرار مى کنند و این تکرار مستحب است . نمازگزار نیز در هر خم و راست شدن و قیام و قعود مستحب است اللّه اکبر را تکرار کند.
((اللّه اکبر)) اوّلین کلمه واجب به هنگام صبح است .
اوّلینکلمه اى است که نوزاد مسلمان در آغاز تولد به عنوان اذان و اقامه مى شنود وآخرین کلمه اى است که بر مرده خوانده مى شود (در نماز میّت ) و سپس وارد قبر مى شود.
یگانه ذکرى است که در نماز هم واجب است و هم رکن نماز است .
اولین جمله در سرود مسلمانان یعنى اذان است .
((اللّه اکبر))،بیشترین ذکرى است که هم در مقدّمات نماز، هم در خود نماز و هم در تعقیبات آن گفته مى شود، بطورى که یک مسلمان در طول یک روز فقط در نمازهاى پنجگانه واجب (نه نمازهاى مستحب ) حدود 360 مرتبه آنرا تکرار مى کند. بدین صورت که :
1- براى هر 5 نماز اذان وارد شده و در هر اذانى 6 مرتبه ((اللّه اکبر)) گفته مى شود (مجموعاً 30 مرتبه )
2- براى هر 5 نماز اقامه وارد شده که در هر اقامه اى 4 مرتبه اللّه اکبر گفته مى شود (مجموعاً 20 مرتبه )
3- قبل از تکبیرة الاحرام ، در هر 5 نماز، 6 تکبیر مستحب است و تکبیر هفتم همان تکبیرة الاحرام واجب است ، (مجموعاً 30 مرتبه )
4- تکبیرة الاحرامِ آغاز نمازها که در مجموع 5 تکبیر مى شود.
5 - قبل از هر رکوع در 17 رکعت یک تکبیر وارد شده است . (مجموعاً 17 مرتبه )
6- در هر هفده رکعت نماز دو سجده داریم که براى هر سجده دو تکبیر مستحب است ، یکى قبل و یکى بعد از آن . (مجموعاً 68 مرتبه )
7- هر نماز یک قنوت دارد که قبل از هر قنوت یک تکبیر وارد شده است (مجموعاً 5 مرتبه ).
8 - در پایان هریک از نمازهاى 5گانه 3 تکبیر وارد شده است . (مجموعاً 15 مرتبه )
9- بعد از هر نماز 34 مرتبه تکبیر به عنوان تسبیحات حضرت زهرا مى گوییم . (مجموعاً 170 مرتبه )
اما حیف که در طول عمر یک اللّه اکبربا توجه نگفتیم ، که اگر انسانى با ایمان و توجه کامل هر روز بیش از 360 مرتبه بگوید: خدا بزرگتر است ، دیگر از هیچ قدرت وابرقدرت و توطئه اى هراس ندارد.
منبع : کتاب تفسیر نماز استاد محسن قرائتى
ادامه مطلب
