تفسیر نیّت

 تفسیر نیّت

http://file.tebyan.net/a433b6090c/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2.jpg

   اولین رکن نماز نیّت است .

نیّت ، یعنى آنکه بدانیم چه مى کنیم و چه مى گوییم و براى که و چه حرکت مى نمائیم

ارزشِ هر کارى به نیّت و انگیزه آنست ، نه فقط صِرف عمل . لذا حساب کسى که بخاطرحفظ نظم و احترام به قانون ، پشت چراغ قرمز مى ایستد از حساب کسى که از ترس پلیس یا جریمه مى ایستد جداست . در همه عبادات و خصوصاً نماز، نیّت جایگاه ویژه اى دارد و اصولاً چیزى که یک کار را عبادت مى کند، نیّتِ الهى آن کار است که اگر آن نیّت نباشد، هرچه هم ظاهر کار خوب و صحیح باشد، امّا ارزش عبادت ندارد. پیامبر گرامى اسلام در این باره مى فرمایند:

((اِنَّمَا الأَعْمالُ بِالنّیّات )) [1]

کارها به واسطه انگیزه ها ارزش پیدا مى کند وبا آنها سنجیده مى شود.

آرى ، فرق مادى یا معنوى بودن یک کار، در تفاوت نیّت ها و هدف هاست .

[1] - بحار، ج 70، ص 210.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 7:41 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نیّت خالص

نیّت خالص

82538238268259468265.jpg;

   نیّت خالص آن است که انسان فقط براى خدا کار کند و در عمق جانش هدفى جز او و رضاى او نداشته و از مردم انتظار تشکر یا پاداش نداشته باشد. [2]

نانىکه اهل بیت رسول خدا علیهم السلام در چند شب پى درپى هنگام افطار به یتیم واسیر و فقیر دادند، ارزش مادّىِ زیادى نداشت ، اما چون خالصانه بود خداوندبخاطر آن یک سوره نازل کرد. [3]

و عطّار نیشابورى در مورد آن مى گوید:

گذشته زین جهان وصف سنانش

گذشته زآن جهان وصف سِه نانش

در تاریخ مى خوانیم که کسى در جبهه کشته شد و همه گفتند: او شهید است ، اما حضرت فرمودند: او ((قَتیل الحِمار))است ، یعنى کشته راه الاغ ! مردم تعجّب کردند، اما حضرت فرمود: هدف او از آمدن به جبهه ، خدا نبود، بلکه چون دید دشمن سوار بر الاغ خوبى است ، با خود گفت : او را مى کشم و الاغش را به غنیمت مى برم ، اما موفق نشد و آن کافر این مسلمان را کشت ، پس او ((قَتیل الحِمار)) است .[4]

خالصکردن نیت ، کارى بس دقیق و مشکل است . گاهى افکار غیرخدائى چنان در عمق جان انسان رسوخ مى کند که خود انسان هم متوجّه نیست ، و لذا در روایت آمده است : ریا و شرک از حرکت مورچه سیاه در شب تاریک بر سنگ سیاه ، آرام تر و دقیق تر است . [5] چه بسیار افرادى که به خیال خود قصد قربت دارند، اما هنگام فراز و نشیب ها معلوم مى شود که قصد آنها صددرصد خالص ‍ نیست .

به قول علاّمه شهید مطهرى ، نیّت یعنى خودآگاهى ، و ارزش عبادت به معرفت و آگاهى است . در روایات مى خوانیم :

((نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ)) [6]

نیّت مؤ من از عمل او بهتر است .

همان گونه که در مقایسه جسم و روح ، روح مهم تر از جسم است و انسانیتِ انسان به روح اوست ، در مقایسه عمل و نیّت ، نیّت مهم تر از خود عمل است ، چرا که روحِ عمل است .

نیّتبه قدرى ارزش دارد که اگر انسان نتواند کار خیرى را انجام دهد، امّا نیّت آنرا داشته باشد که انجام دهد، خداوند پاداش آنرا به او مى دهد.

[2] - سوره انسان ، آیه 9.

[3] - سوره انسان .

[4] - محجّة البیضاء، ج 8، ص 104.

[5] - بحار، ج 72، ص 93.

[6] - بحار، ج 70، ص 210.

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 7:40 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

قصد قربت

قصد قربت

90686151507798212783.jpg;

   قصدقربت ، یعنى نزدیکى به مقام پروردگار، و ناگفته پیداست که وقتى مى گویند: فلانى به فلان مقامِ کشورى نزدیک است ، مراد نزدیکى مکانى و جسمى و فیزیکى نیست وگرنه پیشخدمت ها از همه نزدیک ترند، بلکه مراد از نزدیکى ، نزدیکى معنوى و مقامى و اُنس است .

انجامکارها براى جلب رضاى خداوند نیز به معناى آن نیست که خداوند تحت تاءثیر کارهاى ما قرار بگیرد و تغییر حال بدهد، که در این صورت محلّ حوادث و تغییرمى شود، بلکه قرب به خدا، یعنى بالارفتن روح از نردبان وجود، که نتیجه اش نفوذ پیداکردن در هستى است . یعنى نزدیک شدن به سرچشمه هستى و او را در دل خود یافتن .

همانگونهکه مراتب وجود در جماد و نبات و حیوان و انسان تفاوت دارد، مراتب انسانها نیز در قرب به سرچشمه هستى متفاوت است و انسان مى تواند تا آنجا به خداوند قرب پیداکند و مقرّب درگاه الهى شود که خلیفه خدا در روى زمین گردد. عبادت همراه با قصد قربت ، انسان را نورانى تر، کاملتر و با ظرفیت وجودى بیشترى مى گرداند.

همه عبادات و خصوصاً نمازهاى مستحبى نقش مهّمى در این امر دارند، چنانکه در حدیث مى خوانیم :

((لا یَزالُ الْعَبْد یَتَقَرَّبُ اِلىَّ بِالنَّوافِل )) [7]

انسان مى تواند همواره از طریق نمازهاى مستحبى به خدا نزدیک شود.

نمازِ واجب ممکن است از ترس دوزخ یا قهر خدا انجام شود، امّا نماز نافله نشانه عشق است و رمز اُنس با معبود.

[7] - بحار، ج 75، ص 155.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 7:38 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

درجات قرب

درجات قرب

09811159133060319146.jpg;

   لفظ ((درجات )) در قرآن ، مکرّر و با تعبیرهاى مختلفى آمده است که نکات لطیفى دربر دارد. براى بعضى مى فرماید: (لَهُمْ دَرَجات ) [8] براى آنها درجاتى است . اما درباره عدّه دیگرى مى فرماید: (هُمْ دَرَجاتٌ) [9]آنان خود درجه هستند. مانند افراد بزرگى که اگر در پایین مجلس هم بنشینند آنجا مى شود بالا، یعنى خود آنان درجه سازند، نه آنکه درجه و مقام آنها را بالا ببرد.

این درجه بندى معنوى مخصوص انسان ها نیست ، بلکه سلسله مراتب در میان فرشتگان نیز هست . قرآن در مورد جبرئیل مى فرماید: (مُطاعٍ ثَمَّ اَمین )[10] یعنى مورد اطاعت دیگر فرشتگان است .

به هر حال درجات انسان ها در اطاعت از خدا متفاوت است :

1- گاهى فقط مطیع است ، اما نه از روى رضا.

2- گاهى نه فقط مطیع که محبّ است ، یعنى بر اساس عشق و محبّت اطاعت مى کند.

3- گاهى بالاتر از اطاعت و محبّت ، به معرفت کامل مى رسد و هرچه مى بیند او را مى بیند.

حضرت على علیه السلام مى فرماید: ((ما رَاءَیْتُ شَیْئاً اِلاّ وَ رَاءَیْتُ اللّه قَبْلَه و بَعْدَه و مَعَه )) [11]

[8] - سوره انفال ، آیه 4.

[9] - سوره آل عمران ، آیه 163.

[10] - سوره تکویر، آیه 21.

[11] - تماشاگه راز، ص 114.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 بهمن 1394  ] [ 7:37 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]