نماز خونین عاشورا جلوهای از عظمت نماز
روزعاشورا، اصحاب امام حسین –علیه السلام– یکی پس از دیگری کشته میشدند و چون یک یا دو نفر از آنان به شهادت میرسیدند جای خالی او پیدا بود ولی از لشکر انبوه ابن سعد، هرچه کشته میشدند، از کثرت نفرات، نمودار نبود.
ابو ثمامه صیداوی که نام شریفش عمر و بن عبدالله است چون دید وقت زوال است،به خدمت امام شتافت و عرض کرد: «ای ابا عبدالله – جانم فدای تو باد – میبینم که این لشکر به تو نزدیک شدهاند. به خدا سوگند، تو کشته نشوی تا من به خواست خدا، پیش از تو کشته شوم و به خون خویش غلطان باشم. دوست دارم پروردگار خود را در حالی ملاقات کنم که این نمازی را که وقتش رسیده، خواندهباشم.» امام –علیه السلام – سر به سوی آسمان برداشت و فرمود: «نماز را یادکردی خدا تو را از نمازگزارانی که در یاد اویند قرار دهد. آری اینک اول وقت نماز است» سپس فرمود: «از این قوم بخواهید از ما دست بردارند تا نمازگزاریم.
حٌصین بن تمیم چون این شنید گفت: «نماز شما، پذیرفته نیست!!»
حبیب بن مظاهر (ره) گفت: «آیا میپنداری که نماز پسر رسول خدا – صلی الله علیه و آله - قبول نمی شود و از تو قبول خواهد شد؟!»(1)
آنگاه امام حسین –علیه السلام– به زهیر بن قَیْن و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد که مقابلش بایستد تا آن حضرت - علیه السلام - بتواند با بقیه اصحاب نماز را به صورت نماز خوف به جای آورد. «ثم صلّی بهم صلاةَ الخوفِ»(2)
و در مقاتل آمده است که سعید بن عبدالله که تیرها را به جانمیخرید در حالی که سیزده پیکان تیر و زخمهای فراوان نیزه و شمشیر در بدنش دیده میشد، به شهادت رسید.(3)
نکته قابل توجه در این بحث این استکه حضرت - علیه السلام - میتوانستند این نماز را در خیمهها و به صورت جداگانه و فرادا بخوانند ولی ایشان بنا داشتند که نماز را در معرکه اقامه کرده و نماز را آشکارا به جای آورند و این دلیل اهمیت و ارزش به صحنه کشاندن این فریضه واجب می باشد .
پی نوشت ها:
1- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ص 556.
2- منتهی الآمال، ص 559 و سید بن طاووس، لهوف، ص 152.
3- سید بن طاووس، لهوف.
ادامه مطلب
نورانی ساختن نمازگزار
نورانی ساختن نمازگزار
![]()
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: صلاه الرجل نور فی قلبه ، فمن شاء منکم فلینور قلبه ؛ (1)
نماز شخص ، سبب نورانی شدن دل او می شود؛ پس هر کس می خواهد باید دلش را ( با خواندن نماز ) نورانی سازد .
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: نوروا منازلکم بالصلاه و قراءه القرآن ؛ (2)
منزل هایتان را با خواندن نماز و قرائت قرآن نورانی سازید .
پی نوشت ها:
1. کنزالعمال ، ج 7 ، ص 300 ، حدیث 18973 .
2. همان ، ج 15 ، ص 392 .
ادامه مطلب
پرورش روحی در سایه ارتباط با خالق هستی
پرورش روحی در سایه ارتباط با خالق هستی
![]()
خداوند میفرماید: «اَنَا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَنی؛ من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.»1یکیدیگر از آثار فردی نماز، پرورش و ایجاد قوت روحی است که در اثر ارتباط مداوم و مکرر با سرچشمه هستی ظاهر میشود. قرآن میفرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا؛ و هرکس از ذکر و یاد من روی بتابد، پس زندگی سختی خواهد داشت». (طه: 124)
در آیهای دیگر آمدهاست:
وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطانًا فَهُوَ لَهُ قَرینٌ. (زخرف: 36)
اگر کسی از ذکر پروردگار رحمان سَر باز زند، شیطانی که همنشین او باشد، بر او میگمارم.
همچنینخداوند میفرماید: «وَ مَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَرینًا فَساءَ قَرینًا؛ و هرکس شیطان قرین او باشد، پس بد همنشینی است». (نساء: 38)
دوری از ذکر حق، انسان را دچار بیهدفی و پوچی میکند؛ زیرا روح انسان به دلیل بُعد ملکوتیاش همیشه جویای اصل خویش است:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
همنشینانسانِ بریده از ذکر حق، شیطان و همنشین انسان نمازگزار، حقتعالی است. همنشینی با خدا خواسته فطری هر انسانی است و تنها کسانی آرامش دارند که مطلوب درون خویش را بیابند و او جز خالق هستی نیست.
«بهعرفان فطری انسانها نظر میاندازیم و گوییم در فطرت و خلقت، انسان امکان ندارد به غیر کمال مطلق توجه کند و دل ببندد، همه جانها و دلها به سوی اویند و جز او نجویند و نخواهند جست و ثناخوان اویند و ثنای دیگری نتوانند کرد...».2
پی نوشت ها :
1. اصول کافى، ج 4، ص 255، ح 4.
2. ره عشق [نامه عرفانى حضرت امام خمینى رحمهالله]، ص 24.
ادامه مطلب
ثبات روحی نماز گزار
ثبات روحی نماز گزار
![]()
درسایه آرامش و اطمینان روحی حاصل از نماز، انسان دارای روحی پرورش یافته و باثبات میشود. اهل نماز همیشه از خالق خویش درخواست میکنند که از راه و رسوم گمراهان و غضبشدگان درامان باشند:
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ. صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ. (حمد: 5 ـ 7)
شخصنمازگزار در سختیها و راحتیها یک حال ثابت دارد و همه چیز را از ناحیه خالق خود و بر اساس حکمت و خیرخواهی او میبیند و به علم و عدالت او ایمان دارد.
قرآن به نمونههایی از ثبات روحی نمازگزاران اشاره میکند:
إِنَّاْلإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُونَ. (معارج: 19 ـ 23)
انسانحریص آفریده شدهاست، هنگامی که به او شرّ رسد، جزع و بیتابی میکند و هنگامی که خیر به او برسد منع میکند (بخیل میشود)، مگر نمازگزاران (که چنین نیستند) و همیشه در سختی و فراخی حالی ثابت دارند.
همچنین خداوند یکی از ویژگیهای اهل ایمان را اینگونه توصیف میکند:
الَّذینَإِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ. (بقره: 155 و 156)
آنکسانی که چون مصیبتی بر آنها وارد شود، گویند: ما از خدا هستیم و به سوی او میرویم، بر آنان صلوات و رحمتهایی از پروردگارشان خواهد بود.
ادامه مطلب
