تجلی معارف حج در نماز است
تجلی معارف حج در نماز است
![]()
مسئلهدیگر تجلی معارف حج در نماز است، زیرا حج که قصد و توجه و سفر به سوی کعبهظاهری است، در نماز نه تنها حج به مفهوم قصد قبله ظاهر لازم است بلکه توجهبه سوی کعبه دل که بیت المعمور در کشور وجود انسانی است نیز تحقیق می یابد، و این زیباترین جلوه معارف حج در نماز است،[1] زیرا در این حج (نماز)قصد جامع و کاملتری با سیر معنوی نماز گزار در دو نشئهی افاقی و انفسی (توجه به قبله ظاهر و باطن) انجام می شود و سالک خانه حضرت دوست با سلوک معنوی خویش کعبه جان را قصد کرده و از آن طریق به وصال جان جانان بار می یابد.[2]
برخی از بزرگان نکته آموز با اشاره به مطالبی بلند در این باره چنین تصریح کرده اند:
(اتصافانسان نماز گزار که در واقع سالک خانه دوست است به مقام فناء برای او عیدیبزرگ است و بقائی بعد از فنا برای او عیدی کامل تلقی می شود و نماز این دوعید را در مقام خاصی که عبارت از مقام وحدت حقیقی باشد بجا می آورد)[3] بنابراین نماز کاملترین جلوه گاه حج است. بخصوص آن که نماز یک نحوه حرکت خاصی است آنهم نه در مقوله های عرضی نظیر: کیف، متی، این، و مانند آن بلکه در جوهر نماز گزار، زیرا صحت آن به نیت است و نیت همان انبعاث روح انسان نماز گزار از خلق به سوی حق است.[4]
پی نوشت ها:
[1] . حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته 103، ج1. ص100، نشر پیشین.
[2] . سید حیدر آملی، اسرار شریعه، ص223 و ص233، نشر پیشین.
[3] . سید حیدر آملی، اسرار شریعه، ص243، نشر پیشین.
[4] . جوادی آملی، عبدالله، نقل از: سرالصلوه امام خمینی، ص16، نشر پیشین.
ادامه مطلب
نماز شورانگیزترین میدان جهاد است
نماز شورانگیزترین میدان جهاد است
![]()
یکیدیگر از معارف دین که در نماز به صورت بسیار دل انگیز جلوه نموده است، جهاد است، زیرا در اینجا تردید نخواهد بود که نماز شورانگیزترین میدان جهاداست، آنهم نه جهاد اصغر بلکه جهاد کبیر و اکبر، بدلیل آن که هرگاه انسانی مومن به نماز بر می خیزد، ابلیس همه ذریه خود را بسیج می کند تا به هر نحو ممکن در نماز او مشکل ایجاد کند، به این جهت نماز گزار برای اداء نماز واقعی باید با تمام جنود ابلیس و نفسانی جهاد کند. برخی از بزرگان اهل معنادر این باره چنین زیبا گفته اند:
«راه وصول به این مقام منیع نه تنها به صِرف تحصیل شرایط و آداب و احکام نماز حاصل نمی شود، بلکه با اکتفابه جهاد مستمر با نفس نیز حاصل نخواهد شد، چون جهاد اکبر هم لازم است و هرگز با اکتفاء به جهاد اوسط که نبرد با نفس می باشد میسر نمی شود، و جهاد اکبر همانا نبرد عشق و عقل است که اگر سالک از قید عقل مصطلح برهد و به عقلناب که همان عشق به عبادت و سپس حصر در معبود است برسد، در جهاد اکبر پیروز شده است.»[1]
پس بدین ترتیب معلوم می شود که نماز بزرگترین میدان جهاد و تجلیگاه معارف جهاد نیز هست.
[1] . جوادی آملی، عبدالله، نقل از: مقدمه سر الصلوه امام خمینی ص15، نشر پیشین.
ادامه مطلب
نماز اثر و خاصیت روزه را نیز داراست
نماز اثر و خاصیت روزه را نیز داراست
![]()
چونهمه مفطرات روزه، (چیزهایی که روز را باطل می کند) در نماز حرام است و سبببطلان نماز نیز می شود، پس نماز اثر و خاصیت روزه را نیز داراست و در واقعاحکام و معارف روزه نیز در نماز تجلی کرده است، بخصوص آن که غیر از مفطراتروزه گفتن کلام مخلوق نیز در نماز حرام است.[1]
پس نماز تجلی روزه کامل تر است و هر اندازه که نماز کامل تر باشد نمودار روزه ای کامل تر خواهد بود، چون در روزه کامل گذشته از امساک های عمومی، از شهود غیر حق تعالی نیز امساک می شود و نماز گزار باید بکوشد با حضور قلب، خود را در حضور و محضر خدا ببیند و تنها او را با قلب و حقایق ایمانش مشاهده کند، در راستای این نکته است که برخی از اهل معنا گفته اند: (طهارت باطنی از ناپاکیشرک و پلیدیِ رویتِ غیر، در نماز و روزه همچون سایر عبادت ها شرط است و همه نماز گزاران باید تلاش کنند تا خود را با زمزم توحید و نور ایمان و اخلاص از آلودگی دیدن غیر خداوند منزه کنند.)[2]
پی نوشت ها:
[1] . حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته 103، ج1، ص101، نشر پیشین.
[2] . سید حیدر آملی، اسرار شریعه، ص211، نشر موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران (بی تا).
ادامه مطلب
نماز اول وقت
نماز اول وقت
![]()
یکی از کارمندان عالی رتبه شهرداری نقل کرد که:
«به علتی مرا از شهرداری اخراج نمودند. رفتم خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی، ایشان فرمودند:
«نمازهایت را اول وقت بخوان، چهل روز دیگر کارت درست میشود.»
مدت یک ماه گذشت اثری ظاهر نشد مجدداً مراجعه کردم فرمودند:
«گفتم چهل روز دیگر.»
هر چه فکر کردم آثاری و امیدی در ظاهر نبود روز چهلم در خیابان نزدیک یک قهوهخانه نشسته بودم.
شهردارسابق مشهد آقای محمدعلی روشن با درشکه از آن محل عبور میکرد بلند شده سلام کردم. درشکه را نگاه داشت پرسید چرا این جا نشستهای مگر کاری نداری؟ شرح حال خود را گفتم.
گفت با من بیا. با ایشان سوار درشکه شدم، رفتیمبه استانداری و فوری دستور داد رفع اتهام از من کرده مرا به خدمت برگرداندند و درست قبل از ظهر چهلمین روزی که مرحوم حاج شیخ فرموده بودند حکم اعاده به خدمت مرا داده و مشغول کار شدم.»
منبع:
کتاب نشان از بی نشانها، کرامات شیخ حسنعلی نخودکی، مقدادی
ادامه مطلب
