عبادت حقیقی با عادت جمع نمی شود

عبادت حقیقی با عادت جمع نمی شود

89257013275743527304.jpg

در آیه 35 سوره انفالمی خوانیم: "وَمَا کَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکَاء وَتَصْدِیَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ / و نماز ایشان در کنار خانه خدا جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس به سزاى انکارتان عذاب را بچشید." دکتر حسین الهی قمشه ای در کتاب 365" روز در صحبت قرآن"درباره این آیه می نویسد: سخن در نماز ریاکاران است که صدا و صفیری بیش نیست زیرا اصل نماز یاد خداست و اگر آن یاد نباشد همه عبارت ها و آیات و حرکات نمازگزار باطل می شود و  او را هیچ بهره ای از آن کلمات و حرکات قدسینباشد و چه بسیارند مردمی که نماز را به عادتی و سنتی و نمایشی و تظاهری تبدیل می کنند و سخت در تلفظ کلمات و انضباط در حرکات می کوشند و آن همه هیچ نیست جز صفیری. به تعبیر شیخ محمود شبستری در گلشن راز: عبادت می کنی بگذر ز عادت / نگردد جمع با عادت، عبادت.

منبع: شبستان


ادامه مطلب


[ شنبه 13 تیر 1394  ] [ 12:47 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

مهم ترین مانع در حضور قلب را چه می دانید؟

مهم ترین مانع در حضور قلب را چه می دانید؟

01074013654283630738.jpg

ماذهن مان را نمی توانیم مهار کنیم چون قلب و ذهن ما در سیطره درگیری ها و مشغولیت های زیاد با مسایل زندگی است و این سیطره نمی گذارد ما آن شعاع الهی را در نماز حس کنیم. اما به هر میزان که من حضور و بودن خداوند را حس ولمس و ادراک می کنم حضور قلب هم در نماز برای من حاصل می شود چون این دو از همدیگر جدا نیستند. درک محضر خداوند با کیفیت نماز انسان رابطه مستقیم دارد. شما هرچقدر هم که بخواهی ذهنت را در نماز مهار کنی تا زمانی که زاویهدید شما در برابر خداوند زاویه بسته ای است این اتفاق نخواهد افتاد.

چاره چیست؟

چارهاین است که ما هم در همان مسیری که معصومین (ع) و اولیا رفتند برویم و همان منازل را طی کنیم. در روایات ما آمده است وقتی زمان اذان می شد تن معصومین (ع) ما می لرزید. حالات چهره شان تغییر پیدا می کرد چون عمیقا حس می کردند به دیدار خدا می روند. حالا اگر کسی آن اشتغالات را در ذهن خود کمکند می تواند در همین مسیر قرار گیرد.

موضوع همینجاست که در واقع شرط خواندن نمازی که عیار و خلوص معنوی بالایی داشته باشددرک حضور خداوند است. این درک چطور برای ما حاصل می شود؟

بههر میزان که ما در یاد و ذکر حق غوطه ور می شویم این حضور هم برای ما فراهم می شود. قاعدتا اگر ما متوجه باشیم حتی پیش از آن که نماز  بخوانیم یعنی آن جا که ظاهرا در وقت نماز نیستیم با خود بیندیشیم که در برابر چه کسی ایستاده ایم و با که سخن می گوییم این امر برای ما هم اتفاق می افتد. شاید این مثال بتواند این موضوع را در ذهن ما روشن تر کند وقتی می خواهیم به دیدار بزرگی برویم که خیلی در ذهن ما عزیز و بلندمرتبه و گرامی است از روزها شاید از هفته ها قبل برای آن دیدار برنامه ریزی می کنیم و  مرتب در ذهن مان مرور می کنیم که چه بپوشم؟ آن جا که رفتم چه بگویم؟ چطور سخنم را آغاز کنم؟ حرکات و رفتارم چه باشد؟ این پرسش ها به خاطر آن است که ما حضور آن فرد را حس می کنیم و چون در ذهن ما جایگاه رفیعی دارد طبیعتا این پرسش ها هم برای ما ایجاد می شود. حال شما فرض کنید در برابر کسی ایستاده اید کههیچ فرد گرامی و بلندمرتبه و حکیم و  بخشنده ای با او قابل قیاس نیست، اگرگوشه ای از  بزرگی و عظمت و جلال خداوند در ذهن ما نقش ببندد معلوم است کهآن حضور را حس می کنیم. آن وقت زمانی که سر صحبت را با او باز می کنیم و در نماز با او به گفتگو می نشینیم ذهن و روح ما هم در آن نماز می ماند و درلذت وصال، آن حضور را می چشد.

حجت الاسلام و المسلمین فیروزی معاون پژوهشی دانشگاه مفید


ادامه مطلب


[ شنبه 13 تیر 1394  ] [ 12:47 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

ریشه لحن عتاب آلود خداوند درباره نمازگزاران

ریشه لحن عتاب آلود خداوند درباره نمازگزاران

25070836564117798191.jpeg

درقرآن حکیم و در سوره ماعون، شاهد یکی از بزرگ ترین هشدارهای خداوند هستیم.خداوند وقتی با لحن شدید هشدار می دهد که امر بسیار مهمی در میان باشد. مثل این می ماند که کسی در آستانه پرتگاهی قرار گرفته است، آنجا جای فریاد است. آنجا جای بالا بردن صدا و داد کشیدن و انذار شدید است که فرد نزدیک بهپرتگاه متوجه خطری شود که در انتظار اوست. آیه چهارم سوره ماعون با واژه "وَیل" – وای – آغاز می شود،  به کار بردن این واژه اثبات کننده این معنا است که تنذیر و هشدار بزرگی در ادامه خواهد آمد. آیه این طور آغاز می شود: "فَوَیل لِلمُصلّین / پس وای بر نمازگزاران." معلوم است که هر خواننده و شنونده ای کنجکاو و متعجب می شود که خداوند چرا  نمازگزار را با این لفظ مورد خطاب قرار می دهد. خداوندی که خود دعوت به یاری جستن از نماز می کند ومی فرماید است: "واستعینوا بالصبر و الصلاه / از صبر و نماز یاری بجویید" چگونه است که در این آیه با این لحن نمازگزاران را مورد خطاب عتاب آلود قرار می دهد. آیه بعدی یعنی آیه پنجم سوره ماعون، این ابهام را برطرف می کند آنجا که می فرماید: "الذین هم عن صلاتهم ساهون / کسانی که در نماز خود سهل انگارند." دو آیه بعدی نیز دو خصلت دیگر را که منجر به این هشدار شدید اللحن خداوند شده است بیان می کند: " اَلّذین هُم یُراؤون / آنان که ریا میکنند"  و "و یمنعون الماعون / و از دادن زکات دریغ می ورزند."

امااین سهل انگاری و سبک شمردن نماز از کجا می آید؟ آیا مفهوم درونی این سبک انگاشتن این نیست که وزن ایمان فرد آن قدر سبک و بی مقدار شده است که به واسطه همین بی وجه و بی مقدار شدن یقین و ایمان، او  نیز نماز را سبک و بی ارج و خوار می کند؟

منبع: شبستان


ادامه مطلب


[ شنبه 13 تیر 1394  ] [ 12:47 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نمازی که امام صادق (ع) برای برآوردن حاجات خود می خواند

نمازی که امام صادق (ع) برای برآوردن حاجات خود می خواند

60466797945745781921.jpg

درروایات مختلف دعاها و نمازهای بسیاری برای برآوردن حاجات ذکر شده که یکی از آن ها «نماز حاجت» است که بسیاری از علما، از جمله «سید بن طاووس»، «شیخصدوق»  و «شیخ طوسی» نقل کرده اند که امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاهحاجت مهمّی داری، سه روز متوالی از چهارشنبه تا جمعه را روزه بگیر، در روزجمعه غسل کن و لباسی نو و پاکیزه بپوش و بالای بام خانه ات (یا در فضای باز) برو و دو رکعت نماز بخوان، و پس از نماز، دست ها را به سوی آسمان بلندکن و بگو:

« اللهم إنّی حَلَلتُ بِساحَتِکَ لِمَعرِفَتی بِوَحدانیَّتِکَ و صَمَدانِیَّتِکَ، و أنَّه لا قادِرَ عَلی قَضاء حاجَتی غَیرُک، وَ قَد عَلِمتُ یا رَبِّ أنَّهُ کُلَّما تَظاهَرَت نِعمَتُکَ عَلَیَّ، اِشتَدَّت فاقَتی إلَیک، وَ قَد طَرَقَنِی هَمُّ کَذا و کَذا» (بهجای کلمه «کذا و کذا» حاجت خود را ذکر کند و آنگاه ادامه دهد: «وَ أنتَ بِکَشفِهِ عالِمٌ غَیرُ مَعَلَّمٍ، واسِعٌ غَیرُ مَتَکَلِّفٍ، فأسئَلُکَ بِاسمِکَ الَّذی وَضَعتَهُ عَلَی الجِبالِ فَنُسِفَت، وَ وَضَعتَهُ عَلَی السَماواتِ فَانشَقَّت، وَ عَلَی النُّجُومِ فَانتَثَرَت، وَ عَلَی الأرضِ فَسُطِحَت، وَ أسئلکَ بِالحقِّ الَّذی جَعَلتَه عندَ محمَّدٍ صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ، وَ عِندَ عَلیٍّ و الحسنِ و الحُسینِ، وَ علیٍّ و محمَّدٍ، وجعفرٍ و موسی، وَ علیٍّ و محمّدٍ، و علیٍّ و الحسنِ، وَ الحُجَّةِ علیهم السلام، أن تُصَلِّیَ علی محمَّدٍ و أهلِ بَیتِهِ، و أن تَقضِیَ لی حاجَتی،و تُیَسِّرَلی عَسیرَها، و تَکفِیَنی مُهِمَّها، فَاِن فَعَلتَ فَلَکَ الحمدُ، و إن لَم تفعَل فَلَکَ الحمدُ، غیرُ جائِرٍ فی حُکمِکَ، و لا مُتَّهَمٍ فی قضائِکَ، و لا حائِفٍ فی عَدلِکَ» سپس گونه خود را بر زمین میگذاری و می گویی: «اللهمَّ إنَّ یونُسَ بنَ مَتَّی عَبدُکَ، دَعاکَ فی بَطنِ الحُوتِ و هوَ عبدُکَ فَاستَجَبتَ لَهُ، و أنا عبدُکَ أدعُوکَ فَاستَجِب لی.

امام صادق علیه السلام فرمود: بسیار می شود حاجتی دارم، این دعا را می خوانم و خداوند حاجتم را برآورده می سازد. (1)

1-جمال الاسبوع، صفحه 330. این دعا در فقیه، جلد 1، صفحه 557، حدیث 1543 و مقنعه، صفحه 220 و مصباح المتهجّد، صفحه 324 با مقداری تفاوت آمده است.

منبع: کلیات مفاتیح نوین، آیت الله ناصر مکارم شیرازی


ادامه مطلب


[ شنبه 13 تیر 1394  ] [ 12:46 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]