نماز, تقرب در نماز
نماز, تقرب در نماز
![]()
توجه و اهتمام به نماز، خیلی تأثیر دارد. نماز را با توجه، اول وقت، با حضور قلب و با تمرکز خواندن، خیلی خیلی اثر دارد.
مقام معظم رهبری در دیدار شرکتکنندگان در ششمین همایش ملی نخبگان جوان۱۳۹۱/۰۷/۱۲
ادامه مطلب
نماز خیلی مهم است
نماز خیلی مهم است
![]()
نماز خیلی مهم است - این خیلی کارگشاست. انسان نمازرا خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد. حضور قلب یعنی انساناز آنچه که میگوید و آنچه که در ذهنش میگذرد و بر زبانش جاری میشود، غافل نباشد؛ اینجور نباشد که نفهمد. مثلاً من که حالا دارم با شما حرف میزنم، خب، شما مخاطبید. انسان توجه دارد که یک مخاطبی دارد و دارد گوش میکند و دارد حرف میزند. در نماز هم همین جور باشد؛ یک مخاطبی داشته باشیم، با او حرف بزنیم. من حتّی عرض میکنم اگر کسی معنای نمازرا هم نداند، اصلاً هیچ نداند معنای این عبارات چیست، اما همین قدر بداند دارد با یکی حرف میزند، دارد با خدا حرف میزند، این قضیه انسان را نزدیک میکند - «قربان کلّ تقىّ» (1) - این خودش مقرب است؛ تا اینکه حالا مثل ماهاکه معنایش را میدانیم و تفسیرش را میدانیم و چندین کتاب دربارهاش خواندهایم، اما وقتی که نمازمیخوانیم، بالمرّه یادمان میرود که چه کار داریم میکنیم. به قول صائب - حالا شعرش یادم نمیآید، اما مضمونش این است - غیر از خدا که به یادت نمیآید، هر چی دیگر توی نماز یادت میآید؛ گم کرده باشی، پیدا میکنی.
پی نوشت:
1) نهجالبلاغه، حکمت ۱۳۴
بیانات مقام معظم رهبری در جمع برخی از شخصیتهای فرهنگی سیاسی 90/01/23
ادامه مطلب
نماز, برکت الهی
نماز, برکت الهی
![]()
خودِنماز که به زبان مُشَرِّع مقدّس نماز و اذان، خیرالعمل و فلاح است، مایهیبرکات زیادی میشود. نماز یک ملت را به قیامِ للَّه وادار میکند. و انسانها را از فساد دور و به خلوص و فداکاری نزدیک میکند.
مقام معظم رهبری ، در دیدار مردم قم ۱۳۷۵/۱۰/۱۹
ادامه مطلب
نماز اول وقت
نماز اول وقت
![]()
یکی از کارمندان عالی رتبه شهرداری نقل کرد که:
«به علتی مرا از شهرداری اخراج نمودند. رفتم خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی، ایشان فرمودند:
«نمازهایت را اول وقت بخوان، چهل روز دیگر کارت درست میشود.»
مدت یک ماه گذشت اثری ظاهر نشد مجدداً مراجعه کردم فرمودند:
«گفتم چهل روز دیگر.»
هر چه فکر کردم آثاری و امیدی در ظاهر نبود روز چهلم در خیابان نزدیک یک قهوهخانه نشسته بودم.
شهردارسابق مشهد آقای محمدعلی روشن با درشکه از آن محل عبور میکرد بلند شده سلام کردم. درشکه را نگاه داشت پرسید چرا این جا نشستهای مگر کاری نداری؟ شرح حال خود را گفتم.
گفت با من بیا. با ایشان سوار درشکه شدم، رفتیمبه استانداری و فوری دستور داد رفع اتهام از من کرده مرا به خدمت برگرداندند و درست قبل از ظهر چهلمین روزی که مرحوم حاج شیخ فرموده بودند حکم اعاده به خدمت مرا داده و مشغول کار شدم.»
منبع:
کتاب نشان از بی نشانها، کرامات شیخ حسنعلی نخودکی، مقدادی
ادامه مطلب
